جنگ انرژی
هاشم اورعی*– جنگ جاری بیش از آنکه صرفا یک درگیری نظامی باشد، نشانهای از آغاز مرحله تازهای از رقابت بر سر انرژی در جهان است؛ رقابتی که در آن نفت همچنان یکی از تعیینکنندهترین ابزارهای قدرت باقی مانده است.
در نگاه نخست جنگ میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی ممکن است یک تقابل امنیتی یا نظامی به نظر برسد اما با اندکی دقت روشن میشود که لایه عمیقتر این بحران به رقابت بر سر منابع انرژی و کنترل مسیرهای حیاتی بازار جهانی نفت بازمیگردد. انرژی در جهان امروز نهتنها یک کالای اقتصادی بلکه ابزار قدرت است؛ ابزاری که میتواند جایگاه کشورها را در نظم بینالملل تعیین کند.
در همین چارچوب یکی از مهمترین اهداف آمریکا از فشار بر ایران را باید در تلاش برای تسلط بر منابع انرژی این کشور تحلیل کرد. کنترل منابع انرژی ایران در واقع تنها به معنای دسترسی به نفت نیست بلکه بخشی از راهبرد بزرگتر مهار چین و جلوگیری از تغییر توازن قدرت اقتصادی در جهان است. به بیان دیگر انرژی در این جنگ نقش یک اهرم ژئوپلیتیکی را بازی میکند، نه صرفا یک منبع درآمدی.
طبیعی است که نخستین بازتاب چنین تحولی در بازار جهانی نفت ظاهر شود. قیمت نفت بیش از هر عامل دیگری به روند جنگ وابسته است و همین موضوع پیشبینی آینده آن را دشوار کرده است. اگر درگیریها به زیرساختهای نفتی و پتروشیمی منطقه کشیده شود، اختلال در عرضه جهانی انرژی میتواند قیمت نفت را تا سطح ۱۵۰دلار افزایش دهد. این سطح از قیمت نهتنها برای کشورهای مصرفکننده بلکه برای کل اقتصاد جهانی پیامدهای تورمی جدی بههمراه خواهد داشت.
سناریوی نگرانکنندهتر اما زمانی شکل میگیرد که درگیری به نقاط کلیدی صادرات نفت ایران از جمله جزیره خارک برسد. خارک یکی از مهمترین گلوگاههای صادرات نفت ایران است و هرگونه آسیب به آن میتواند بازار جهانی را با شوکی کمسابقه مواجه کند. در چنین شرایطی حتی رسیدن قیمت نفت به محدوده ۲۰۰دلار نیز دور از ذهن نخواهد بود؛ رقمی که میتواند نظم اقتصادی جهان را بهطور جدی تحتتاثیر قرار دهد.
با این حال سناریوی دیگری نیز وجود دارد؛ سناریویی که بر عقلانیت سیاسی و مهار بحران استوار است. اگر تهدیدها در حد فشار سیاسی باقی بماند و جنگ به مرحله تخریب زیرساختهای انرژی نرسد، بازار نفت در محدودهای بین ۹۰ تا ۱۱۰دلار نوسان خواهد کرد. هرچند حتی در این وضعیت نیز آثار جنگ بهسرعت از بین نخواهد رفت زیرا آسیبهای زیرساختی و افزایش ریسک ژئوپلیتیکی در منطقه همچنان پابرجا میماند.
افزایش قیمت انرژی تنها یک مساله اقتصادی نیست بلکه بهطور مستقیم رشد اقتصادی جهان را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. کشورهایی مانند چین و هند که برای حفظ سرعت توسعه خود به انرژی ارزان و پایدار نیاز دارند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار خواهند گرفت. افزایش هزینه انرژی به معنای افزایش هزینه تولید و در نهایت تشدید تورم جهانی است؛ روندی که میتواند فشار اجتماعی و سیاسی بر دولتها را افزایش دهد.
در این میان برخی کشورها نیز از این بحران منتفع میشوند. روسیه یکی از مهمترین بازیگرانی است که افزایش قیمت انرژی به نفع آن تمام شده و امکان فروش نفت با درآمد بالاتر را برای این کشور فراهم کرده است. در مقابل، اروپا با افزایش هزینه انرژی، کاهش رشد اقتصادی و افزایش نارضایتی اجتماعی مواجه شده و یکی از متضرران اصلی این بحران بهشمار میرود.
*کارشناس انرژی و استاد دانشگاه صنعتی شریف
