جهان صنعت اعتراضات اخیر دانش‌آموزان و مطالبات آنها را بررسی کرد:

جدال آموزشی

پویا اصل باغ
کدخبر: 633311
اعتراض دانش‌آموزان به تاثیر قطعی معدل یازدهم در کنکور و برگزاری حضوری امتحانات نهایی، چالش مهمی برای نظام آموزشی ایران است.
جدال آموزشی

پویا اصل باغ– «چند پلاکارد، چند شعار و ده‌ها دانش‌آموز نگران» این تصویری است که این روزها مقابل ساختمان‌ آموزش و پرورش دیده می‌شود. سال تحصیلی۱۴۰۵-۱۴۰۴ بی‌شک یکی از پرچالش‌ترین سال‌های آموزشی کشور بود؛ سالی که با تعطیلی‌ها و وقفه‌های متعدد همراه شد و حالا در ایستگاه پایانی خود به‌اعتراض دانش‌آموزان رسیده است. طی روزهای اخیر گروهی از دانش‌آموزان در اعتراض به‌تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم در کنکور و برگزاری حضوری امتحانات نهایی یازدهم و دوازدهم مقابل ساختمان آموزش و پرورش تجمع کردند. معترضان خواستار تبدیل تاثیر قطعی سوابق تحصیلی پایه یازدهم به‌تاثیر مثبت در فرآیند پذیرش دانشگاه‌ها هستند و معتقدند وقفه‌های آموزشی ناشی از شرایط جنگی و تعطیلی‌های مکرر آمادگی آنها برای شرکت در امتحانات حضوری را تحت تاثیر قرار داده است. این درحالی است که عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی هرگونه تغییر در مصوبه کنکور را مغایر عدالت آموزشی دانسته و محصلان معترض را به‌مافیای کنکور نسبت داده است. در چنین شرایطی برای بررسی مطالبات دانش‌آموزان و ارزیابی ابعاد مختلف این جدال آموزشی با یکی از معاونان اسبق آموزش و پرورش و یک کارشناس آموزشی گفت‌وگو کردیم.

اعتراض به‌جای دانش‌آموزان

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس حوزه آموزشی با بیان اینکه اعتراض و مطالبات دانش‌آموزان بجاست به‌«جهان‌صنعت» گفت: برای بررسی تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم باید کمی به‌عقب بازگردیم و این موضوع را در بستر تاریخی آن بررسی کنیم. حرکت به‌سمت تاثیرگذاری سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاه‌ها با هدف کاهش نقش کنکور در نظام آموزشی شکل گرفت. کنکور به‌هر حال مزایا و معایب خود را دارد اما یکی از مهم‌ترین انتقادها به‌آن این است که به‌مرور جای بسیاری از اهداف اصلی آموزش و پرورش را گرفته است. از سوی دیگر واقعیت این است که رقابت برای ورود به‌دانشگاه‌ها و رشته‌های پرطرفدار همچنان بالاست و تا زمانی که ظرفیت این مراکز افزایش پیدا نکند نمی‌توان به‌طور کامل از سازوکارهایی مانند کنکور چشم‌پوشی کرد. وی افزود: در چنین شرایطی تاثیر دادن به‌معدل با این هدف دنبال شد که شاید بتواند تاحدی به‌تحقق عدالت آموزشی کمک کند. با این حال این شیوه نیز مانند هر سازوکار دیگری نقاط قوت و ضعف خود را دارد. شخصا به‌عنوان منتقد کنکور با کنکور و تاثیر معدل موافق نیستم اما اگر بخواهیم واقع‌بینانه به‌شرایط موجود نگاه کنیم باید بپذیریم که در وضعیت فعلی نظام آموزشی حذف کامل این سازوکارها امکان‌پذیر نیست. نکته مهمی که در اعتراضات دانش‌آموزان نیز دیده می‌شود وضعیت آموزش در سال‌های اخیر است. به‌اعتقاد من نظام آموزشی کشور از دوران کرونا به‌بعد با نوعی اختلال جدی مواجه شده است.

معدل در میدان جدال

نیک‌نژاد می‌گوید: در سال‌های گذشته چه در دوره کرونا و چه در مقاطع بعدی که با اعتراضات اجتماعی یا شرایط جنگی همراه بود آموزش حضوری به‌شکل مستمر و پایدار برگزار نشده است. حتی در دوره‌هایی که چنین بحران‌هایی نیز وجود نداشت تمایل ساختار آموزشی و حتی ساختار سیاسی کشور به‌سمت برگزاری کلاس‌ها به‌صورت مجازی بوده است؛ موضوعی که دلایل مختلفی از جمله ملاحظات اقتصادی و برخی ملاحظات دیگر در آن نقش داشتند. مساله اینجاست که براساس پژوهش‌ها و ارزیابی‌های بین‌المللی آموزش مجازی به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند جایگزین کامل آموزش حضوری باشد.

مطالعات انجام‌شده توسط نهادهای معتبر جهانی نشان می‌دهد که آموزش مجازی در بهترین حالت بین ۳۰تا۴۰‌درصد کارایی آموزش حضوری را دارد. به‌همین دلیل بسیاری از نظام‌های آموزشی دنیا پس از تجربه دوران کرونا تلاش کردند آموزش مجازی را تنها به‌عنوان مکمل آموزش حضوری حفظ کنند و نه جایگزین آن.

این کارشناس آموزشی گفت: درحالی‌که در سال تحصیلی گذشته به‌ویژه در مدارس آموزش حضوری به‌شکل منظم و مستمر برقرار نبود و تنها در مقاطع کوتاهی امکان برگزاری کلاس‌های حضوری فراهم شد اکنون دانش‌آموزان باید در امتحاناتی شرکت کنند که نتایج آن تاثیر مستقیمی بر آینده تحصیلی آنها خواهد داشت. طبیعی است که درچنین‌شرایطی نگرانی و اعتراض دانش‌آموزان قابل درک باشد. ازیک‌سو آموزش با کیفیت و کارآمد در اختیار آنان قرار نگرفته و ازسوی‌دیگر قرار است نتایج امتحانات با ضریب بالا در سرنوشت تحصیلی‌شان اثرگذار باشد. همین موضوع سبب شده بخشی از دانش‌آموزان احساس کنند میان امکانات آموزشی که دریافت کردند و انتظاراتی که از آنها وجود دارد، تناسبی برقرار نیست.

آزمون بزرگ عدالت آموزشی

ابراهیم سحرخیز، معاون اسبق آموزش و پرورش نیز در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به‌مزایا و معایب این مصوبه پرداخت و گفت: باتوجه به‌اعتراضات اخیر دانش‌آموزان نسبت‌به ‌مصوبه تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم و برگزاری امتحانات نهایی به‌صورت حضوری موضوع اصلی به‌بررسی مزایا و آسیب‌های این سیاست آموزشی بازمی‌گردد. قانون پذیرش دانشجو درواقع محصول سال‌ها بحث در مجلس بوده و نهایتا در شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌این جمع‌بندی رسیده که برای ایجاد سابقه تحصیلی ترکیبی از نمرات امتحانات نهایی پایه‌های یازدهم و دوازدهم به‌همراه بخشی از نمرات کسب‌شده در آزمون ورودی دانشگاه ملاک پذیرش دانشجو باشد.

از منظر منطقی و مبنایی اختصاص وزن به‌سوابق تحصیلی دانش‌آموزان امری قابل دفاع بوده زیرا نظام آموزش و پرورش در ۱۲‌سال تحصیل اهدافی فراتر از صرفا ورود به‌دانشگاه و کنکور دارد. موضوع عدالت آموزشی نیز صرفا با حذف یا اضافه‌کردن یک پایه تحصیلی در کنکور حل نمی‌شود و نمی‌توان ادعا کرد صرفا با این تغییرات عدالت آموزشی محقق خواهد شد چراکه نابرابری‌های آموزشی ریشه در عوامل متعدد و ساختاری دارد.

وی افزود: با این حال محدودشدن سنجش دانش‌آموزان به‌آزمون تستی چهارگزینه‌ای در یک جلسه چند ساعته نه منطقی است و نه عادلانه. این شیوه باعث شده بود که آموزش و پرورش و مدرسه و نقش معلم تا حد زیادی از حیز انتفاع خارج شوند. در دوره‌هایی مانند پیش‌دانشگاهی نیز مشاهده شد که به‌دلیل بی‌تاثیری نمرات مدرسه در کنکور کلاس‌های درس عملا بی‌اثر شده و بازار کلاس‌های کنکور و موسسات آموزشی رشد چشمگیری پیدا کرده بود. در این نگاه بخشی از فشارهای وارد شده به‌سیاست‌های فعلی ناشی از منافع کاسبان کنکور است؛ گروه‌هایی که با ترویج آموزش‌های تکنیکی و تست‌محور دانش‌آموزان را از یادگیری مفهومی دور می‌کنند. این در حالی است که یادگیری عمیق و مفهومی نیازمند آموزش مدرسه‌محور و حضور موثر معلم است. زمانی که آموزش به‌سمت تست‌زنی و مهارت‌های کوتاه‌مدت سوق داده شود انگیزه دانش‌آموز برای حضور در مدرسه و اهمیت‌دادن به‌آموزش رسمی کاهش می‌یابد.

افت کیفیت آموزشی

سحرخیز توضیح داد: درمقابل این دیدگاه نگاه افراطی نیز به‌سیاست فعلی وجود دارد که براساس آن تمام دروس پایه یازدهم باید به‌صورت نهایی برگزار شود. درحالی‌که می‌توان رویکردی متعادل‌تر داشت به‌گونه‌ای که دویاسه‌درس از پایه یازدهم به‌صورت نهایی و هماهنگ برگزار شود و این دروس به‌صورت شناور و متناسب با رشته‌ها هر سال تعیین شوند. به‌عنوان مثال ممکن است در یک سال شیمی برای رشته تجربی یا جبر برای رشته ریاضی به‌عنوان دروس نهایی انتخاب شود. درمقابل پایه دوازدهم باید به‌صورت آزمون جامع و نهایی باقی بماند چراکه تجربه چندین‌دهه نشان داده حذف آن به‌افت کیفیت آموزشی منجر می‌شود. در دوره ابتدایی نیز با اجرای ارزشیابی توصیفی در برخی موارد شاهد افت شدید مهارت‌های پایه‌ای مانند خواندن و نوشتن بودیم به‌گونه‌ای که بخشی از دانش‌آموزان در سواد پایه دچار ضعف جدی هستند. این مساله در پایه‌های بالاتر نیز اثر خود را نشان می‌دهد.

وی می‌گوید که در شرایط خاص مانند جنگ یا بحران‌های مشابه می‌توان تصمیمات موقت و استثنایی اتخاذ کرد اما نباید این شرایط بهانه‌ای برای تغییر مداوم قوانین آموزشی یا تضعیف نظام ارزشیابی باشد. تجربه دوران کرونا نیز نشان داد که ساده‌سازی بیش از حد فرآیند ارزشیابی می‌تواند به‌افت کیفیت یادگیری منجر شود. امتحانات نهایی باید به‌صورت حضوری برگزار شوند و آزمون حضوری نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای آزمون‌های استاندارد باشد. درصورت وجود شرایط خاص و تهدیدکننده امنیت دانش‌آموزان می‌توان زمان برگزاری را به‌تعویق انداخت اما اصل بر برگزاری آزمون حضوری استاندارد است.

آینده در گروه آزمون

این معاون سابق آموزش و پرورش افزود: در طول سال‌های گذشته همواره بحث‌هایی درباره تغییر یا حذف این سیاست‌ها مطرح بوده است. بخشی از این فشارها ناشی از ذی‌نفعان صنعت کنکور و موسسات آموزشی است که از کاهش نقش آزمون‌های تستی متضرر می‌شوند. ازسوی‌دیگر تغییرات مکرر سیاست‌های کلان آموزشی نیز موجب بی‌ثباتی در نظام آموزش شده است. در حوزه عدالت آموزشی نیز این نکته مطرح بوده که کنکور به‌تنهایی تاکنون عدالت کامل را ایجاد نکرده و سهم دانش‌آموزان از طبقات برخوردار در دانشگاه‌های برتر بیشتر بوده است. بنابراین راه‌حل حذف سوابق تحصیلی نیست بلکه تقویت زیرساخت‌های آموزشی، کاهش تراکم کلاس‌ها، ارتقای کیفیت معلمان و بهبود امکانات مدارس دولتی است.

درنهایت نظام آموزشی با بحران‌های متعددی مواجه است؛ ازجمله کمبود معلم، تراکم بالای کلاس‌ها، ضعف زیرساخت‌ها و کاهش کیفیت یادگیری. سهم بودجه آموزش و پرورش نیز نسبت‌به ‌نیاز واقعی این حوزه پایین است و این مساله خود بر کیفیت آموزش تاثیر مستقیم دارد. برخی سیاست‌ها در سال‌های اخیر به‌کاهش تراکم کلاس‌ها تا حدود ۳۵‌نفر اشاره داشتند درحالی‌که استانداردهای آموزشی کلاس‌های کم‌جمعیت‌تر را موثرتر می‌دانند. در بسیاری از موارد نبود آزمون‌های تشخیصی استاندارد در آغاز سال تحصیلی باعث شده سطح واقعی دانش‌آموزان به‌درستی سنجیده نشود. درنهایت پیشنهاد می‌شود در شرایط فعلی یک آزمون استاندارد ورودی و ارزشیابی تشخیصی در آغاز هر دوره آموزشی اجرا شود تا سطح واقعی دانش‌آموزان مشخص شده و براساس آن برنامه‌ریزی آموزشی صورت گیرد. این رویکرد می‌تواند به‌بهبود کیفیت آموزش و کاهش شکاف‌های یادگیری کمک کند.

آخرین اخبار