شمارش معکوس برای جهش قیمت نفت

کدخبر: 646137
بازار جهانی نفت پس از چند هفته آرامش، بار دیگر در آستانه یک شوک بزرگ قرار گرفته است. کاهش عبور نفت از تنگه هرمز، تهدید حوثی‌ها علیه مسیر دریای سرخ، حملات اوکراین به زیرساخت‌های صادراتی دریای سیاه و کاهش شدید ذخایر راهبردی و تجاری، هم‌زمان ظرفیت واکنش بازار را محدود کرده‌اند. قیمت نفت برنت که پس از توافق موقت آمریکا و ایران تا ۷۲ دلار پایین آمده بود، در کمتر از یک ماه بیش از ۳۵ درصد افزایش یافت و برای مدتی از ۱۰۰ دلار عبور کرد. اگر اختلال‌ها تنها چند هفته ادامه یابد، ممکن است قیمت‌ها زیر ۱۰۰ دلار مهار شوند؛ اما طولانی شدن بحران می‌تواند نفت را تا پایان تابستان به محدوده بالای ۱۲۰ دلار و در سناریوی شدیدتر به نزدیکی ۱۵۰ دلار برساند.
شمارش معکوس برای جهش قیمت نفت

جهان صنعت – برای چند هفته در تابستان، رفتار بازار نفت چنان آرام شده بود که گویی جنگ ایران دیگر اهمیتی ندارد. توافق میان آمریکا و ایران، که در ازای عبور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز بخشی از تحریم‌های نفتی تهران را کنار می‌گذاشت، باعث شد نفتکش‌ها برای خروج از خلیج فارس شتاب کنند. افزایش ناگهانی عرضه، نوعی مازاد موقت ایجاد کرد و قیمت نفت برنت را تا ۷۲ دلار در هر بشکه، یعنی سطح پیش از جنگ، پایین آورد.واین وضعیت دوام نیاورد. حملات دوباره ایران به نفتکش‌ها و ۱۳ شب بمباران آمریکا، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را به‌شدت کاهش داد. هم‌زمان، حوثی‌های یمن در واکنش به محاصره بنادر تحت کنترل خود از سوی عربستان و حمله به فرودگاه صنعا، از محاصره بنادر عربستان در دریای سرخ خبر دادند. آنها مدعی شده‌اند با موشک و پهپاد تأسیسات نفتی سعودی را هدف قرار داده‌اند؛ هرچند ریاض درباره این ادعاها اظهار نظر نکرده است.

قیمت نفت برنت در پایان هفته گذشته به ۱۰۲ دلار رسید. اگرچه یک روز بعد در ۹۷ دلار بسته شد، همچنان ۳۵ درصد بالاتر از ابتدای ماه بود. در صورت ادامه محدودیت عبور نفت، برخی تحلیلگران احتمال می‌دهند قیمت از رکورد روزانه ۱۳۹ دلاری سال ۲۰۲۲، پس از حمله روسیه به اوکراین، عبور کند و تا ماه سپتامبر به محدوده ۱۵۰ دلار نزدیک شود.

پیش‌بینی‌های مشابهی در ابتدای جنگ ایران مطرح شده بود که طی چهار ماه بعد تحقق نیافت. این بار نیز ممکن است با توقف حملات و موفقیت میانجی‌گری عمان، خطر افزایش شدید قیمت کاهش یابد. با این حال، وضعیت کنونی بازار از سه جهت شکننده‌تر است: مسئله تنگه هرمز پیچیده‌تر شده، تهدیدهای جدیدی علیه عرضه پدید آمده و ذخایر و ظرفیت‌های حفاظتی بازار تا حد زیادی مصرف شده‌اند.

گره هرمز باز نشده است

اختلاف درباره نحوه اداره تنگه هرمز در مرکز فروپاشی آتش‌بس قرار دارد. توافق مبهم میان ایران و آمریکا، حق ایران برای مشارکت در تعیین مدیریت آینده تنگه را به رسمیت شناخته بود. اما هنگامی که ناوهای آمریکایی اسکورت نفتکش‌ها را در امتداد ساحل عمان و از مسیری خارج از کنترل ایران آغاز کردند، تهران این اقدام را نقض توافق تلقی کرد.

پس از آن چند نفتکش هدف حمله قرار گرفتند. ایران همچنین نفتکش‌های کوچک‌تری را هدف گرفت که میان بنادر عمان و امارات و کشتی‌های منتظر در خارج از تنگه تردد می‌کردند. این نفتکش‌ها پیش از آن امکان داده بودند صادرات نفت سریع‌تر از حد انتظار از سر گرفته شود.

در نتیجه، جریان عبوری نفت از هرمز از بیش از ۸ میلیون بشکه در روز در اوایل ژوئیه به کمتر از ۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. نفت بار دیگر در داخل خلیج فارس انباشته می‌شود، در حالی که عرضه در خارج از منطقه نیز محدودتر شده است.

پالایشگاه‌های آسیایی که برای اواخر تابستان نفت خلیج فارس خریده‌اند، اکنون با خطر تأخیر شدید یا حتی نرسیدن محموله‌ها روبه‌رو هستند. در مناقصه نیمه ژوئیه شرکت ملی نفت امارات، تنها ۸ میلیون بشکه نفت به پالایشگاه‌های کره جنوبی، تایوان و ژاپن اختصاص یافت؛ در حالی که حجم هر مناقصه در ماه ژوئن حدود ۲۰ میلیون بشکه بود.

نشانه‌ای وجود ندارد که ایران بدون دریافت امتیازهای جدی از آمریکا، کنترل خود بر مسیر را کاهش دهد. این وضعیت نشان می‌دهد مشکل هرمز دیگر صرفاً یک اختلال موقت حمل‌ونقل نیست، بلکه به بخشی از چانه‌زنی سیاسی و امنیتی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است.

هزینه‌های پنهان جنگ در حمل‌ونقل

ادامه درگیری علاوه بر کاهش عرضه، فعالیت حمل‌ونقل دریایی را نیز دشوارتر کرده است. حملات اخیر جان تعدادی از دریانوردان را گرفته و نگرانی شرکت‌های کشتیرانی درباره امنیت خدمه را افزایش داده است.

هند در ۱۵ ژوئیه از مالکان کشتی، مدیران ناوگان و شرکت‌های استخدامی خواست دریانوردان هندی را از مسیر هرمز عبور ندهند. دریانوردان هندی حدود یک‌هشتم نیروی کار دریایی جهان را تشکیل می‌دهند و دومین گروه ملی بزرگ در این صنعت هستند. محدود شدن حضور آنها می‌تواند مشکلات عملیاتی و کمبود نیروی انسانی را تشدید کند.

هزینه بیمه خطر جنگ نیز جهش کرده است. حق بیمه برای برخی کشتی‌ها اکنون به ۱۲ درصد ارزش شناور رسیده، در حالی که پیش از جنگ حدود ۰.۲۵ درصد بود. کشورهای خلیج فارس که تولید خود را افزایش داده بودند نیز به دلیل کمبود فضای ذخیره‌سازی، بار دیگر تولید را کاهش می‌دهند. تحلیلگران بعید می‌دانند صادرات نفت منطقه پیش از اوایل سال ۲۰۲۷ به سطح پیش از جنگ بازگردد.

باب‌المندب؛ تهدید دوم عرضه

تهدید جدی‌تر تازه، محاصره اعلام‌شده حوثی‌ها در دریای سرخ است. عربستان از ماه آوریل روزانه ۲.۵ تا ۳.۵ میلیون بشکه نفت بیشتر از طریق خط لوله به بندر ینبع منتقل کرده است. این میزان تقریباً معادل نیمی از صادرات روزانه نفت عربستان در سال ۲۰۲۵ است. بندر ینبع پیش از جنگ تنها حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز نفت جابه‌جا می‌کرد.

نفت منتقل‌شده از این مسیر، پس از ورود به دریای سرخ، از تنگه باب‌المندب به سمت مشتریان آسیایی حرکت می‌کند. ژاپن و کره جنوبی به‌طور خاص به این جریان وابسته شده‌اند. در نتیجه، ناامن شدن باب‌المندب می‌تواند مسیر جایگزینی را که عربستان برای دور زدن هرمز ایجاد کرده بود، نیز مختل کند.

هنوز مشخص نیست حوثی‌ها تا چه اندازه قادر یا مایل به اجرای کامل محاصره هستند. آنها مدعی حمله به دو کشتی سعودی شده‌اند، اما هم‌زمان به دو نفتکش تحت مالکیت چین که نفت عربستان حمل می‌کردند اجازه عبور داده‌اند. این رفتار می‌تواند نشان دهد محاصره به‌صورت گزینشی اجرا خواهد شد.

با این حال، مالکان کشتی منتظر روشن شدن دامنه تهدید نمانده‌اند. چهار نفتکش حامل نفت عربستان مسیر خود را تغییر داده و بازگشته‌اند. کشتی‌های متعلق به شرکت‌های غربی نیز قصد دارند از باب‌المندب اجتناب کنند یا با خاموش کردن سامانه‌های شناسایی از آن عبور کنند.

شمار عبور نفتکش‌های بزرگ از این تنگه نیز از ۱۷ مورد در ۲۱ ژوئیه به ۱۰ مورد در ۲۳ ژوئیه کاهش یافته است.

سوئز جایگزین آسانی نیست

نفتکش‌ها می‌توانند به جای حرکت به جنوب، از کانال سوئز عبور کنند، اما این مسیر با محدودیت‌های فنی و هزینه‌های بالا همراه است. کانال برای نفتکش‌های بسیار بزرگ و کاملاً بارگیری‌شده عمق کافی ندارد. بنابراین بخشی از محموله باید پیش از عبور به نفتکش‌های کوچک‌تر از نوع «سوئزماکس» منتقل شود.

این اقدام ظرفیت بنادر را تحت فشار قرار می‌دهد. بخشی از نفت نیز می‌تواند با هزینه بالا از طریق خط لوله سومد مصر منتقل شود. استفاده از مسیر شمالی، مدت انتقال نفت به آسیا را تقریباً دو برابر و به بیش از ۵۰ روز افزایش می‌دهد.

طولانی شدن سفر، تعداد کشتی‌های در دسترس را کاهش می‌دهد و هزینه حمل‌ونقل و بیمه را بالا می‌برد. واردکنندگان آسیایی نیز ناچار خواهند شد برای یافتن عرضه جایگزین با یکدیگر رقابت کنند؛ آن هم در شرایطی که بسته شدن هرمز پیشاپیش بخش بزرگی از عرضه را از بازار خارج کرده است.

تهدید تازه از دریای سیاه

ریسک عرضه تنها به خاورمیانه محدود نیست. میان ۱۷ تا ۲۰ ژوئیه، پهپادهای اوکراینی به چهار نفتکش در حال بارگیری در پایانه کنسرسیوم خط لوله خزر در دریای سیاه حمله کردند. این پایانه به‌طور معمول روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام قزاقستان و روسیه را صادر می‌کند.

بارگیری در این پایانه متوقف شده و مناقصه‌های نفت برای ماه اوت بدون خریدار مانده است. قزاقستان می‌تواند بخشی از نفت خود را از خطوط لوله کوچک‌تر صادر کند، اما حتی با این اقدام ممکن است پالایشگاه‌های مدیترانه با کمبود روزانه یک میلیون بشکه نفت روبه‌رو شوند.

این اختلال، رقابت جهانی برای یافتن بشکه‌های باقی‌مانده را شدیدتر می‌کند. بازار دیگر با یک بحران منطقه‌ای منفرد روبه‌رو نیست، بلکه چند مسیر اصلی تأمین نفت به‌طور هم‌زمان در معرض اختلال قرار گرفته‌اند.

ذخایر حفاظتی تحلیل رفته‌اند

بازار در دوره‌های قبلی از دو مسیر توانست فشار عرضه را جذب کند: کاهش تقاضا و برداشت از ذخایر. هر دو ظرفیت اکنون محدود شده‌اند. واردات نفت خام چین از ماه فوریه بیش از ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. تقاضا در چین و بسیاری از کشورهای فقیرتر تا حد زیادی کاهش یافته و فضای زیادی برای افت بیشتر مصرف بدون وارد شدن آسیب جدی اقتصادی باقی نمانده است.

آمریکا نیز از ماه مارس بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی خود آزاد کرده است. حجم این ذخایر اکنون به پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۸۳ رسیده و ذخایر تجاری نیز به حداقل عملیاتی نزدیک شده‌اند. بنابراین، بازار توان محدودی برای پاسخ به موج تازه اختلال‌ها دارد. کاهش بیشتر ذخایر، احتمال کمبودهای آینده را افزایش می‌دهد و معامله‌گران را وادار می‌کند حق ریسک بیشتری در قیمت‌ها لحاظ کنند.

 فشار شدیدتر در فرآورده‌های نفتی

نشانه‌های کمبود هم‌اکنون در ساختار قیمت بازار دیده می‌شود. قیمت نفت برنت برای تحویل در هفته‌های نزدیک اندکی بالاتر از قیمت تحویل یک ماه بعد است. منحنی قراردادهای آتی که در ابتدای ماه برای مدتی صعودی شده بود، دوباره معکوس شده است؛ وضعیتی که نشان‌دهنده ارزش بالاتر عرضه فوری نسبت به محموله‌های آینده است.

فشار در بازار فرآورده‌های نفتی شدیدتر است. قیمت بنزین در آمریکا به معادل ۱۵۵ دلار در هر بشکه نزدیک شده، سوخت جت در آسیا به ۱۶۰ دلار و گازوئیل در اروپا به ۱۷۵ دلار رسیده است.

بازار گاز نیز از بحران نفت تأثیر پذیرفته است. قیمت گاز در اروپا به بالاترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳ رسیده، زیرا اروپا برای جذب عرضه محدود با آسیا رقابت می‌کند. قطر که معمولاً حدود یک‌پنجم گاز طبیعی مایع جهان را تأمین می‌کند، هشدار داده است ممکن است تا اواسط اکتبر نتواند به برخی تعهدات خود عمل کند.

نفت ۱۲۰ دلاری چقدر محتمل است؟

مسیر آینده قیمت نفت بیش از هر چیز به مدت اختلال بستگی دارد. اگر درگیری تنها یک ماه دیگر ادامه یابد، ممکن است قیمت برنت زیر ۱۰۰ دلار مهار شود. اما طولانی شدن بحران، کشورهای دیگر را ناچار می‌کند از ذخایر رو به کاهش خود با سرعت بیشتری برداشت کنند.

جی‌پی‌مورگان که از پیش‌بینی‌کنندگان محتاط‌تر بازار است، برآورد کرده هر ماه اضافه اختلال، ۷ تا ۸ دلار به قیمت هر بشکه نفت می‌افزاید. اگر افزایش حق ریسک نیز به این رقم اضافه شود و کاهش تازه‌ای در تقاضا رخ ندهد، تثبیت نفت در سطوح بالاتر از ۱۲۰ دلار تا پایان تابستان امکان‌پذیر خواهد بود.

در چنین شرایطی، قیمت بنزین در آمریکا می‌تواند از ۴.۵ دلار در هر گالن عبور کند؛ در حالی که قیمت فعلی حدود ۴.۱ دلار است. دونالد ترامپ در دور قبلی تشدید تنش‌ها، هنگامی که قیمت بنزین به این آستانه نزدیک شد، در ادامه جنگ تردید کرد.

اینکه نفت هنوز در سطح بسیار بالاتری قرار نگرفته، نشان می‌دهد معامله‌گران همچنان انتظار دارند ترامپ بار دیگر در برابر فشار قیمت سوخت عقب‌نشینی کند. اگر این انتظار نادرست باشد، بازار جهانی انرژی با بحرانی روبه‌رو خواهد شد که برخلاف موج نخست جنگ، ذخایر، مسیرهای جایگزین و تقاضای قابل کاهش بسیار کمتری برای مهار آن دارد.

آخرین اخبار