تنگه هرمز؛ مکمل کلیدی قدرت ایران
نادر کریمی جونی
یکی از تحلیلگران اسرائیلی که با یکی از شبکههای تلویزیونی اسرائیل سخن میگفت عامل پیروزی ایران در جنگ رمضان را به دو عامل محدود کرد. او در اینباره توضیح داد که اولین عامل پیروزی تهران در این جنگ، حاکمیت و اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است. سپس اضافه کرد که به جهت نزدیکی و همراهی حوثیهای یمن با مقامات و حکومت جمهوری اسلامی ایران، حاکمیت متحدان تهران بر تنگه بابالمندب دومین کارت برنده تهران در جنگ با ایالاتمتحده و اسرائیل است که میتواند فروپاشی اقتصادهای جهانی را به دنبال داشته باشد و از طریق اقتصاد تمام جهان را برای پذیرش خواستههای خود تحتفشار بگذارد و سرانجام واشنگتن و تلآویو را به پذیرش خواستههای خود وادار کند.
بسیاری از راهبردنویسان ایرانی و غیرایرانی تا پیش از جنگ رمضان تصور نمیکردند که در صورت حمله به ایران، جمهوری اسلامی بتواند از آبراه مهم و راهبردی تنگه هرمز بهعنوان یک سلاح استفاده کند. در آن هنگام تهدیدهایی که در مورد بستن یا مسدودسازی این تنگه و از سوی مقامات تهران گفته میشد را چندان جدی نمیگرفتند. در اکثر میزهای ایران در اندیشکدهها و مراکز تصمیمسازی در امور راهبردی، سیاسی یا نظامی درباره توانایی جمهوری اسلامی برای محدودسازی تردد یا بستن و مسدودسازی تنگه هرمز نظری داده نمیشد و سخنرانان و تحلیلگران ترجیح میدادند درباره موضوعهای مهمتری مانند نیابتیهای جمهوری اسلامی ایران و تاثیر آن در جنگ سخن بگویند و اظهارنظر کنند.
اکنون اما آشکار شده همه گمانهزنیهایی که در مورد ناتوانی نظامیان و استراتژیستهای ایران از بستن تنگه هرمز بیان میشد چندان واقعبینانه نبوده است. از آن بدتر ناتوانی ایالاتمتحده و همکارانش در خلیجفارس برای باز کردن این تنگه بوده است. در ابتدای محدودسازی تردد در این تنگه، بسیاری از تحلیلگران به سادگی میگفتند که حضور نظامی ایالاتمتحده در این آبراه آنقدر پرحجم و گسترده است که سنتکام ظرف مدت اندکی خواهد توانست این تنگه را باز و جریان عادی تردد شناورها در آن را برقرار کند. دونالد ترامپ حتی از این هم فراتر رفت و ادعا کرد که به سرعت جزیره خارک یعنی مهمترین پایانه نفتی ایران از سوی سربازان ایالاتمتحده اشغال خواهد شد و جریان فروش نفت این کشور به دست آمریکا خواهد افتاد. در این خیالبافیها ترامپ موقعیتی را توصیف کرد که در آن نفت ایران توسط ایالاتمتحده تصاحب و فروخته خواهد شد و پولهای حاصل از این فروش، به دو کشور ایران و آمریکا خواهد رسید که مدیریت این درآمد و تقسیم سهمهای آن به دست واشنگتن خواهد بود. هیچیک از این خیالبافیها و ادعاها اما صورت عملی به خود نگرفت و ناوها و ناوشکنهای آمریکایی که از سوی هیچیک از دوستانشان در ناتو حمایت نشدند، عقبنشینی کردند و ترجیح دادند که از دهان گرسنه شیر ایران دور بمانند. همین هراس رفتار نوسانی ایالاتمتحده را در پی داشت و در حالی که آمریکا ابتدا گفته بود که تنگه را خود بازخواهد کرد، تغییر موضع داد و از ایران خواست که این تنگه را باز کند. در موضع بعدی آمریکا از موضع این تنگه کنار کشید و گفت که هرکس در تنگه هرمز منفعت دارد، خودش برای باز شدن آن اقدام کند اما این فراخوان هم با استقبال مواجه نشد و کسی با آمریکا همکاری نکرد. سپس ترامپ با عصبانیت از تهران خواست تا تنگه هرمز را باز کند و تهدید کرد که اگر این باز شدن رخ ندهد، ایران را به عصر حجر باز خواهد گرداند اما در آخرین ساعات ضربالاجل، ترامپ پیششرطهای ۱۰گانه ایران را پذیرفت و آتش بس اعلام کرد. اکنون که گفتوگوهای اسلامآباد هم آزادی تردد در این تنگه را موجب نشده است، ترامپ نوعی محاصره دریایی علیه ایران اعلام و اعمال کرده تا همانند ونزوئلا بهلحاظ کالایی و… ایران را تحتفشار قرار دهد اما در حالی که اعمال محدودیت و محاصره دریایی علیه ونزوئلا و در اقیانوس، فقط حکومت کاراکس را تحتفشار قرار میداد، این محاصره مستقیما بر همه جهان تاثیر میگذارد البته محاصره دریایی علیه ونزوئلا هم چندان مفید و موثر نبود و به همین دلیل ایالاتمتحده در گام آخر مجبور به ربایش رییسجمهور آن کشور و همسرش شد.
جالب است که در مورد همین محاصره دریایی و اعمال آن هیچیک از متحدان واشنگتن نهتنها آمادگی خویش را برای همکاری اعلام نکردند بلکه مانند مهمترین متحد اروپایی واشنگتن -بریتانیا- عدم تمایل خود را برای مشارکت در این محاصره کردن، اعلام کردهاند. نه فقط آن ناتوانی که این عدم همراهی هم کلافگی و استیصال را در نزد هیات حاکمه آمریکا و نظامیان آن کشور در قبال ایران به وجود آورده است. هیچکس در واشنگتن و تلآویو انتظار نداشت که ایران تا این حد در مقابل ایالاتمتحده و اسرائیل تابآوری داشته باشد و بتواند منافع ایشان را تهدید و تحدید کند. خبر بدتر در این زمینه آن است که این حاکمیت بلامنازع تداوم پیدا میکند و در مقابل آن نه کاخسفید و نه هیچ بازیگر منطقهای و فرامنطقهای، اقدام موثر و قابلاتکایی نمیتواند انجام دهد.
البته کاخ سفید و رهبران فعلی آن که آرزوی نابودی جمهوری اسلامی ایران را در سر میپرورانند تلاش میکنند و خواهند کرد که کارت تاثیرگذار و بیبدیل تنگه هرمز را از دست ایران خارج کنند. از جمله در گفتوگوهای اسلامآباد، طرف آمریکایی بارها با ضرورت مشارکت دادن ایالاتمتحده در مدیریت این نکته تاکید کرد که البته با مخالفت صریح مقامات تهران و مذاکرهکنندگان ایرانی مواجه شد. اکنون باور ایرانیان در مورد قابلیتها و توانایی کشورشان برای بازیگری و تاثیرگذاری بر عرصه بینالملل بسیار متحول شده و تغییر یافته است. ایرانیان دریافتهاند که در کنار موشکهای قدرتمند، نظامیان باهوش و شجاع، جغرافیای تاثیرگذار و تعیینکنندهای دارند که نقش ایران را در تعیین ترتیبات امنیتی- راهبردی منطقهای و فرامنطقهای غیرقابل انکار میکند.

