جهان صنعت از افزایش قیمت بلیت سینما گزارش می‌دهد:

انتقال بحران به مخاطب!

گروه فرهنگ و هنر
کدخبر: 611976
افزایش قیمت بلیت سینما به ۱۵۰ تا ۲۵۰ هزار تومان، نشانه‌ای از بحران اقتصادی در سینما و چالش‌های فرهنگی است.
انتقال بحران به مخاطب!

جهان صنعت- افزایش قیمت بلیت سینما به بازه ۱۵۰تا۲۵۰‌هزار تومان در ظاهر یک تصمیم اجرایی و صنفی به نظر می‌رسد؛ تصمیمی که قرار است پیش از آغاز اکران نوروزی از ۲۳ اسفند نهایی شود و به گفته مسوولان با بسته‌های متنوع نیم‌بها و تخفیف‌های زمانی همراه باشد تا فشار اقتصادی بر مخاطبان کاهش یابد اما اگر از سطح خبر عبور کنیم این تصمیم چیزی فراتر از یک تغییر تعرفه ساده است. این یک نشانه از نسبت پیچیده و پرتنش میان اقتصاد فرهنگ، سیاستگذاری دولتی و وضعیت واقعی معیشت مردم است. شکاف میان پیشنهاد ۲۵۰‌هزار تومانی اصناف و رقم ۱۵۰‌هزار تومانی مطرح‌شده در سازمان سینمایی بیش از آنکه اختلافی عددی باشد بازتاب دو نگاه متفاوت به کارکرد سینما در ایران امروز است: «سینما به‌مثابه صنعت یا سینما به‌مثابه کالای فرهنگی عمومی.»

نخست باید پذیرفت که سینمای ایران سال‌هاست با بحران اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند: کاهش مخاطب، افزایش هزینه تولید، تورم سرسام‌آور در دستمزدها و تجهیزات و رقابت بی‌امان پلتفرم‌های نمایش خانگی، معادله دخل و خرج سالن‌داران و تهیه‌کنندگان را برهم زده است. در چنین شرایطی طبیعی است که صنوف سینمایی به دنبال افزایش قیمت بلیت باشند تا بخشی از زیان‌ها جبران شود اما پرسش اساسی اینجاست که آیا ساده‌ترین و در دسترس‌ترین راه یعنی انتقال بار هزینه به دوش مخاطب عادلانه‌ترین و کارآمدترین راه هم هست؟ تجربه سال‌های گذشته نشان داده هربار که قیمت بلیت جهش قابل‌توجهی داشته بخشی از مخاطبان بالقوه از چرخه مصرف فرهنگی حذف شدند. در اقتصادی که سبد خانوار روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود سینما اغلب اولین گزینه‌ای است که کنار گذاشته می‌شود و نه آخرین.

مدافعان افزایش قیمت معمولا به مقایسه با سایر هزینه‌های تفریحی استناد می‌کنند؛ اینکه یک وعده غذا در یک رستوران متوسط یا خرید یک پوشاک معمولی به‌مراتب بیش از بلیت سینما هزینه دارد اما این قیاس نادیده‌گرفتن تفاوت ماهوی این کالاهاست. سینما برخلاف رستوران یا پوشاک یک نیاز حیاتی یا حتی روزمره نیست بلکه یک انتخاب است آن‌هم انتخابی که در رقابت مستقیم با گزینه‌های ارزان‌تر و در دسترس‌تری چون تماشای فیلم در خانه قرار دارد. وقتی اشتراک یک پلتفرم آنلاین برای یک ماه معادل یا حتی کمتر از قیمت یک بلیت سینما باشد مخاطب عقلانی چه تصمیمی خواهد گرفت؟ اینجا دیگر بحث صرفا علاقه به پرده بزرگ یا کیفیت صدا نبوده بلکه بحث نسبت هزینه و فایده است.

از سوی دیگر سیاست نیم‌بهاکردن بلیت در برخی روزها و ساعات هرچند در ظاهر گامی حمایتی بوده اما خود نشانه‌ای از تردید سیاستگذاران نسبت به کشش بازار است. اگر قیمت جدید واقعا با توان اقتصادی مخاطب همخوانی داشت چه نیازی به این همه بسته تخفیفی بود؟ اینکه یکشنبه نیز به روزهای نیم‌بها افزوده شده و در سه روز دیگر از صبح تا ساعت۱۷ بلیت‌ها با تخفیف فروخته می‌شود عملا اعتراف به این واقعیت است که قیمت کامل برای بخش بزرگی از جامعه سنگین خواهد بود. این تخفیف‌های زمان‌مند بیشتر به راهکارهای موقتی شباهت دارد تا یک سیاست پایدار. چه‌بسا در عمل سالن‌ها در سانس‌های تخفیفی پر شوند و در ساعات اصلی خالی بمانند؛ وضعیتی که مدیریت اکران را پیچیده‌تر می‌کند. درکنار بحث قیمت ترکیب فیلم‌های متقاضی اکران نوروزی نیز اهمیت دارد. براساس اطلاعات منتشرشده آثاری چون «نیم‌شب»، «بهشت تبهکاران»، «بامبولک۲»، «زنده شور» و «قایق‌سواری در تهران» حضورشان قطعی شده و فیلم «اسکورت» نیز در صورت آماده شدن نسخه نهایی به جمع آثار اجتماعی خواهد پیوست. فیلم «آنتیک» در صورت رفع مشکلات حقوقی می‌تواند به بسته نوروزی اضافه شود و در غیراین صورت «تاکسیدرمی» جایگزین آن خواهد شد. ترکیبی که به‌وضوح بر حضور کمدی‌ها و آثار عامه‌پسند تکیه دارد؛ انتخابی که البته با منطق اقتصادی نوروز همخوان است اما همین ترکیب پرسش دیگری را پیش می‌کشد: آیا افزایش قیمت بلیت در کنار غلبه آثار کمدی و تجاری سینما را بیش از پیش به سمت یک سرگرمی لوکس و سطحی سوق نمی‌دهد؟

وقتی قیمت بلیت به سقف ۲۵۰‌هزارتومان نزدیک شود مخاطب توقع کیفیت بالاتر دارد آن‌هم نه فقط در سطح فنی سالن بلکه در محتوا. اگر قرار باشد مخاطب برای تماشای یک کمدی فرمول‌زده یا فیلمی که حتی سازندگانش در پی کوتاه‌کردن و تعدیل آن برای اکران عمومی هستند چنین رقمی بپردازد طبیعی است که احساس بی‌عدالتی کند. اینجاست که مساله کیفیت به مساله عدالت فرهنگی گره می‌خورد. سینما اگر نتواند تجربه‌ای متمایز و ارزشمند ارائه دهد افزایش قیمت نه‌تنها کمکی به‌احیای آن نکرده بلکه روند فاصله‌گرفتن مخاطب را تسریع می‌کند. مدافعان تصمیم جدید ممکن است استدلال کنند که تورم عمومی اقتصاد ایران افزایش قیمت بلیت را اجتناب‌ناپذیر کرده است. این استدلال از نظر حسابداری درست است اما از منظر سیاستگذاری فرهنگی کافی نیست. در بسیاری از کشورها دولت‌ها برای حفظ دسترسی عمومی به هنر از ابزار یارانه، معافیت مالیاتی یا حمایت مستقیم استفاده می‌کنند تا قیمت نهایی برای مخاطب کنترل شود. در ایران نیز اگرچه نهادهای متعددی در حوزه فرهنگ فعالند اما سهم حمایت موثر و هدفمند برای کاهش قیمت بلیت دربرابر تورم چندان پررنگ نیست. نتیجه این می‌شود که فشار هزینه مستقیم به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. نکته دیگر مساله عدالت جغرافیایی است. افزایش قیمت بلیت در کلانشهرها شاید با سطح درآمد بخشی از طبقه متوسط همخوان باشد اما در شهرهای کوچک‌تر چه؟ آیا یک نرخ واحد برای همه شهرها منطقی است؟ تجربه نشان داده که بسیاری از سالن‌های شهرستان‌ها با کمبود مخاطب مواجهند و افزایش قیمت می‌تواند این وضعیت را تشدید کند. این چرخه ممکن است به تعطیلی تدریجی برخی سالن‌ها بینجامد؛ روندی که پیشتر نیز شاهد آن بودیم. اگر هدف تقویت صنعت سینماست باید به زنجیره کامل تولید تا مصرف نگاه کرد و نه صرفا به یک حلقه آن.

از زاویه‌ای دیگر می‌توان به این تصمیم به‌عنوان نوعی آزمون اجتماعی نگاه کرد. آیا جامعه‌ای که با فشارهای اقتصادی متعدد روبه‌رو بوده هنوز برای تجربه جمعی تماشای فیلم در سالن اولویت قائل است؟ نوروز معمولا زمانی است که خانواده‌ها به دنبال تفریح جمعی هستند و سینما یکی از گزینه‌های سنتی این ایام بوده است اما اگر هزینه یک خانواده چهارنفره برای یک بار سینما رفتن به رقمی نزدیک به یک‌میلیون تومان برسد این سنت تا چه حد دوام خواهد آورد؟ خطر آن است که سینما به تجربه‌ای محدود به طبقات خاص تبدیل شود؛ تجربه‌ای که دیگر بازتاب‌دهنده تنوع و گستره اجتماعی نباشد. بنابراین مساله اصلی رویکرد حاکم بر تصمیم‌گیری است. اگر سینما را صرفا یک صنعت بدانیم که باید براساس منطق بازار خود را تنظیم کند افزایش قیمت اقدامی قابل پیش‌بینی بوده اما اگر آن را بخشی از سرمایه فرهنگی و اجتماعی کشور بدانیم باید پرسید چه سازوکاری برای حفظ دسترسی عمومی به آن طراحی شده است. تخفیف‌های مقطعی و چانه‌زنی بر سر یک بازه قیمتی جایگزین یک سیاست جامع نمی‌شود.

اکران نوروزی پیش‌رو با ترکیبی از آثار کمدی و اجتماعی می‌تواند محکی برای سنجش تاثیر این تصمیم باشد. اگر سالن‌ها پر شوند شاید مدافعان افزایش قیمت خود را پیروز بدانند اما اگر صندلی‌های خالی بیشتر از گذشته به چشم بیاید باید پذیرفت که مشکل سینما تنها در قیمت بلیت خلاصه نمی‌شود. اعتماد مخاطب، کیفیت محتوا، تجربه سالن و مهم‌تر از همه احساس ارزشمندی دربرابر هزینه پرداختی عواملی هستند که هیچ بخشنامه‌ای به‌تنهایی قادر به تضمین آنها نیست. افزایش قیمت ساده‌ترین پاسخ به یک مساله پیچیده است؛ پاسخی که ممکن است در کوتاه‌مدت تراز مالی برخی سالن‌ها را بهبود دهد اما در بلندمدت اگر با اصلاحات ساختاری همراه نباشد به کوچک‌ترشدن دایره مخاطبان و محدودترشدن نقش اجتماعی سینما خواهد انجامید. اینجاست که تصمیمی به ظاهر اداری به پرسشی جدی درباره آینده فرهنگ عمومی بدل می‌شود.

آخرین اخبار