امدادگران آماج حملات دشمن
جهان صنعت- از ۹اسفند۱۴۰۴ تا لحظه اعلام آتشبس، در حالی که حملات به زیرساختهای غیرنظامی و مناطق مسکونی شدت گرفته بود، امدادگران در کنار سایر نیروهای درمانی، انتظامی و خدماتی بودند که بیوقفه و بیهراس، زیر بارش موشک و آوار ایستادند زنجیرهای از انسانیت شکل گرفت که در آن آتشنشان، پزشک، امدادگر و حتی مردم عادی دوشادوش یکدیگر برای نجات جان انسانها جنگیدند. در روزهایی که آسمان بسیاری از شهرهای کشورمان رنگ آرامش را از دست داده بود و صدای انفجار جایگزین ضرباهنگ زندگی روزمره شده بود، صحنهای متفاوت در دل بحران شکل گرفت؛ صحنهای از ایثار، فداکاری و همبستگی انسانی. جنگ فقط در خط مقدم نظامی معنا پیدا نمیکند گاهی در کوچههای باریک شهر، در میان ساختمانهای فرو ریخته و در صدای ضجه مادری که فرزندش را صدا میزند، جبههای دیگر شکل میگیرد؛ جبههای که قهرمانانش لباس رزم بر تن ندارند اما شجاعتی کمنظیر در وجودشان موج میزند
از ۹ اسفند با آغاز موج حملات گسترده به مناطق شهری و غیرنظامی، این جبهه به طور کامل فعال شد. مناطقی که روزگاری محل زندگی، تحصیل و درمان بودند، ناگهان به صحنه بحران تبدیل شدند. در این میان نخستین کسانی که در محل حاضر میشدند، امدادگران، آتشنشانان و کادر درمان بودند. آنها پیش از آنکه آوار کاملا فرو بنشیند و تهدیدات دور شود، وارد میدان میشدند؛ جایی که هر لحظه احتمال خطر دوباره وجود داشت. بدون مکث، بدون تردید.
حملات گسترده به مناطق مسکونی، بیمارستانها، مراکز درمانی، دانشگاهها، مدارس، ایستگاههای آتشنشانی و حتی آمبولانسها نهتنها زیرساختها را هدف قرار داد بلکه جان هزاران انسان بیدفاع را نیز در معرض خطر قرار داد. در چنین شرایطی این نیروهای امدادی بودند که پیش از هر نیروی دیگری خود را به دل حادثه رساندند. آتشنشانانی که به جای خاموش کردن آتشهای معمول اینبار با ویرانههایی روبهرو بودند که هر لحظه امکان ریزش دوباره آنها وجود داشت. امدادگرانی که میان دود و خاک و فریاد، به دنبال نشانهای از حیات میگشتند. پزشکان و پرستارانی که در شرایطی فراتر از ظرفیت بیمارستانها، با سختترین شرایط، زیر صدای جنگندهها، بیشترین تلاش را برای نجات جان مجروحان انجام میدادند.
بیمارستان هدف قرار گرفت اما جان بیماران و انتقال آنان به جایی امن اولویت کادر درمان بود. ایستگاههای آتشنشانی و هلالاحمر مورد حمله دشمن قرار میگرفت، خودروهای امدادی در اصابت در آتش میسوختند اما تنها چیزی که مهم تر از حتی جان نیروها بود، جان مردم و وفا به عهد و تعهد کار بود که نیروها را به سوی امدادرسانی هر چه سریعتر میکشاند.
این روایت تنها از حضور در صحنه نیست؛ از ماندن است. از انتخابی آگاهانه برای ایستادن در جایی که بسیاری ناچار به ترک آن بودند.
نجات ۱۳۷۱نفر از دل بحران؛ کارنامه امدادگران در ۴۰شب جنگ
سخنگوی سازمان آتشنشانی تهران بخشی از جان فدایی نیروهای آتشنشانی را شرح میدهد و میگوید: در ۴۰ شبی که جنگ سخت را پشت سر گذاشتیم، فقط در آتشنشانی تهران ۳۹۹مورد حادثه به ما اعلام شد یعنی به طور میانگین روزانه حدود ۱۰حادثه و تقریبا هر دو ساعت یک حادثه گزارش میشد. برخی از این حوادث در دو تا سه ساعت جمعبندی میشد، اما در مواردی نیز عملیات تا چهار شبانهروز به طول میانجامید؛ البته چیزی که از این خستگیهای پی در پی میکاهید، جانهایی بودند که از زیر آوار نجات پیدا کرده بودند.
ملکی از آمار نجات یافتهها میگوید که ۴۲۷نفر توسط نیروهای آتشنشانی از زیر آوار یا داخل ساختمانها زنده خارج شدند. این آمار تنها اعداد جمعزدهشده نیست بلکه حیات بخشیدن به زندگی ۴۲۷نفر است یعنی ۴۲۷خانواده که امیدی برای بازگشت به کنار هم میانشان پیدا شد و به آغوش هم برگشتند.
آمار هلالاحمر نیز امید دیگری را روانه دلها میکند؛ امیدی از جنس زندگی و نفس کشیدن و رهایی از آواری که دشمنان با جنایت به روی زن و بچه و غیرنظامیان در دل مناطق مسکونی شهرها ریختند. در مجموع با تلاش تیمهای امدادی و جستوجو و نجات هلالاحمر ۹۴۴هموطن در مناطق تخریب شده بر اثر حملات هوایی، خدمات رهاسازی، نجات و انتقال به مراکز درمانی را دریافت کردهاند و ۹۴۴زندگی به ادامه حیات برگشتند.
در تمامی تیتر و اخبار، آمار نجات یافتهها و جانبخشیدنها توسط نیروهای امدادی و درمانی است اما پشت این حیات بخشیدن، خستگی، جان فدایی، مجروحیت و به شهادت رسیدن این نیروهاست. نیروهایی که آن روزها میان آوارها شب و روز، در سرما و گرما، در خاک و آوار در معرض خطر هر لحظه ریزش ساختمانهای غیرنظامی که در تیررس قرار گرفته بود، جان خود را کف دست گذاشتند و از زندگی و خانواده خود برای زندگی بخشیدن به خانوادههای دیگر گذشتند و نامشان همچنان گمنام ماند. نیروهایی که سلاحشان کیف امداد و لولههای آب بود. نیروهایی که بدون هیچ سنگری در خط مقدم آتش و موشک ایستادند بدون هیچ چشمداشتی.
طبق آمار رییسجمعیت هلال احمر، تعداد ۲۰مرکز، شعبه و انبار امدادی هلالاحمر و ۴۹خودروی عملیاتی امدادی از آغاز جنگ رمضان مورد آسیب جدی قرار گرفتند. ۱۸امدادگر هلالاحمر نیز در جریان امدادرسانی به هموطنان آسیبدیده از حملات، مجروح شده و چهار امدادگر هلالاحمر نیز به شهادت رسیدهاند.
اصابت به خودروهای اورژانس و به شهادت رسیدن کادر اورژانس، حمله به ایستگاه های آتشنشانی و هلالاحمر، بیمارستان و مراکز بیدفاع درمانی؛ اینها تنها بخشی از فجایعی است که صورت گرفته بود. کافی است به یکی از روایتها بپردازیم تا عمق این فجایع را بفهمیم. مدیر عامل سازمان آتشنشانی تهران، در روایت خود از حادثه میدان رسالت میگوید: «یک صحنه را فراموش نمیکنم؛ شاید بعضی اماکن آسیب دیده کنار اماکن نظامی بوده و تحتتاثیر قرار میگرفتند اما میدان رسالت تهران به صورت عمدی با موشک مورد اصابت قرار گرفت و بلوکهای مسکونی بالا وسط خانه را زده بودند، خانوادههایی که در حال استراحت بودند، مهمانی داشتند و دو بلوک ۲۰ واحده بود که بلوک شمالی خیلی تلفات داد. در یکی از آنها حدود ۱۵ شهید داشتیم.»
وی در ادامه با اشاره به وضعیت پیکر قربانیان میافزاید: «خانوادهها در خیابان رسالت دنبال پیکر شهدا میگشتند و هنوز قانع نشده بودند که چه اتفاقی برای عزیزانشان افتاده است.»
شهادت ۱۰نفر در پی حملات به منطقه سیزدهآبان شهرری هم خاطره تلخی است که مدیرعامل سازمان آتش نشانی تهران درباره این جنایت میگوید: این ساختمان مسکونی نیمهشب بود که مورد اصابت مستقیم موشک قرار گرفت و ️۱۰ نفر شهید شدند. دو روایت از صدها روایت این جنایتها که مدیرعامل آتشنشانی تهران گفته است، تصویری روشن از عمق فجایع انسانی و جنایت جنگی ناشی از این حملات ارائه میدهد.
منبع: ایسنا
