آیا ایران همسایه خوبی برای همسایگان جنوبی‌اش است؟

نادر کریمی جونی
کدخبر: 588052

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی جونی

اظهارات محمدجواد ظریف در کنفرانس دوحه که در کنار جاسم محمدالبدیوی دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس ایراد شد به سرعت در میان مقامات گوناگون و تحلیلگران مورد توجه و بررسی قرار گرفت. ظریف در واقع مقام غیررسمی جمهوری اسلامی ایران است که هر چند سمت رسمی و آشکار در دولت یا حکومت ایران ندارد اما مواضع رسمی کشور را بیان می‌کند و از همین بابت است که نه‌فقط به کنفرانس دوحه دعوت و برایش فرصت سخنرانی گذاشته شد بلکه اعراب حاشیه جنوبی خلیج‌فارس، دبیرکل شورای همکاری را در کنارش قرار دادند تا هم اهمیت این مهمان را یادآوری کنند و هم فردی پاسخ این مهمان را بدهد که از سوی همه همسایگان جنوبی ایران سخن می‌گوید.

بدین‌ترتیب اظهارات گاه انتقادآمیز و گاه استقبال‌کننده البدیوی به پای یک مقام یا یک کشور نوشته نمی‌شد و از زبان جمعی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس بیان شد. در نتیجه سوء‌تفاهمی نیز بر اثر انتقادهای اعراب در کشورمان شکل نگرفت. در برابر همه انتقادهایی که محمدجواد ظریف از ایالات‌متحده، اسرائیل، اروپا و اعراب کرد، دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس تاکید داشت که او و دوستانش در این شورا نمی‌خواهند ایران از پا بیفتد بلکه آنان می‌خواهند ایران همسایه‌ای خوب برایشان باشد و همراه برادران و خواهرانشان در ایران تلاش می‌کنند تا منطقه‌ای امن‌تر و باثبات‌تر داشته باشند. این موضع دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس بعد از ‌آن ابراز شد که محمدجواد ظریف در محورهای مختلف مانند میدان گازی آرش، اشغال کویت، حمله صدام حسین به ایران و تلویحا همکاری نظامی با ایالات‌متحده از اعراب خلیج‌فارس‌نشین انتقادهای تندی کرد و به‌طور غیرمستقیم اعراب و مخصوصا اعراب ساکن حاشیه جنوبی خلیج‌فارس را ناسپاس خواند. اوج حملات لفظی ظریف خطاب به اعراب آنجا بود که وی گفت ما همواره از منافع آنها (اعراب) دفاع کرده‌ایم اما مقصر شناخته شده‌ایم. ظریف به کنایه گفت که حتی صدام حسین هم نتوانست ایران را نابود کند. در مقابل محمد البدیوی هم تصریح کرد که ما نمی‌خواهیم ایران نابود شود بلکه می‌خواهیم ایران همسایه خوبی برای ما باشد. درصدد حذف ایران نیستیم بلکه  شریک و همکار می‌خواهیم.

نگارنده به خوبی می‌داند که در طول قرن‌های گذشته اعراب- و سایرین نیز- همواره به توانایی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و قابلیت‌های ایرانیان حسادت کرده‌ و هر جا توانسته‌اند ضربه‌ای به این ساختار کهن و تمدن آن وارد کرده‌اند اما ایران همیشه استوار بوده و با سرافرازی ایستاده است. با این حال در همین چند دهه گذشته مواردی وجود دارد که زمینه‌های همگرایی میان دو سوی خلیج‌فارس پدید آمده ولی مقامات کشورمان و به تعبیر بهتر رهبران و راهبران جمهوری اسلامی ایران نتوانسته یا نخواسته‌اند از این ظرفیت‌ها استفاده کنند، آنها را تعمیق دهند و از نتایج همکاری‌ها برای افزایش دوستی‌های ایرانیان و اعراب بهره ببرند. اگر از دوران حکومت پهلوی که ایران نقش ژاندارم ایالات‌متحده در منطقه را برعهده داشت عبور کنیم، در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، خلیج‌فارس‌نشینان جنوبی با عنوان تحقیرآمیز و توهین‌آمیز شیوخ مرتجع عرب خطاب قرار داده می‌شدند و البته تلاش‌های متعددی برای برپایی حکومت شیعه به‌ویژه در کشورهایی مانند بحرین، عربستان سعودی و کویت صورت گرفت که سوءتفاهم‌ها میان دو طرف را تشدید کرد. در نتیجه اعراب ثروتمند خلیج‌فارس‌نشین هم به پشتوانه دلار‌های نفتی از صدام حسین پشتیبانی کردند تا به ایران حمله و جمهوری اسلامی را در این کشور براندازی و نابود کنند؛ امری که تحقق نیافت و اکنون دستمایه طنز و کنایه محمدجواد ظریف در کنفرانس دوحه شده است.

روابط ایران و همسایگان عربش در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس اما همیشه تیره نبوده است بلکه پس از حمله صدام‌حسین به کویت و مشاهده آغوش باز ایران برای پذیرش پناهندگان کویتی در زمان ریاست‌جمهوری آیت‌الله ‌هاشمی‌رفسنجانی در کشورمان، اعراب فهمیدند که ایرانی‌ها نه‌فقط آنقدرها بدجنس و غیرقابل اعتماد نیستند بلکه همکار و همسایه‌ای هستند که موقع وقوع خطر می‌تواند به کمک شان بشتابد. همان موقع اکبر ‌هاشمی‌رفسنجانی در یک سخنرانی با حضور مهمان‌های بلندپایه‌ای از خلیج‌فارس از اینکه اعراب به صورت ایران چنگ می‌کشند انتقاد و تصریح کرد که تهران می‌تواند به عنوان برادر بزرگ‌تر در کنار خلیج‌فارس‌نشینان قرار گیرد. گمان می‌رود که رفتارهای اعتمادساز ایران با قدرشناسی خلیج‌فارس‌نشینان همراه شده باشد چراکه در هنگام ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی در کشورمان، کویت که پایتخت سال فرهنگی اعراب انتخاب شده بود، یک روز را به عنوان روز سعدی و حافظ نامگذاری و مراسم مفصلی در تهران و شیراز برگزار کرد که مهمانان آن با هزینه کویت از پایتخت‌های کشورهای عربی به ایران آمدند و در این مراسم فرهنگ، ادب و تمدن ایران را ستودند.

چگونه شده که آن رابطه گرم و همکاری‌های نزدیک به نقطه‌ای رسیده است که مقامات همسایگان جنوبی کشورمان، خطر ایران را حتی از خطر اسرائیل مهلک‌تر و شدیدتر می‌دانند. برای آسیب‌پذیری ایران با اسرائیل و ایالات متحده همکاری می‌کنند و بزرگ‌ترین دشمن خودشان و ایران را برای دفع خطر ایران در خاک خود می‌پذیرند؟ نگارنده معتقد است که هم در دولت محمود احمدی‌نژاد و هم در دولت ابراهیم رییسی ایران کارکردهای یک همسایه خوب برای خلیج‌فارس‌نشینان را از دست داده و به جای همگرایی یا تلاش برای همگرایی درصدد واگرایی عمدی بوده است. حتی در یک مجتمع مسکونی کسی انتظار ندارد که همسایه‌ای هر روز با افراد قلدر و شرور محل درگیر شود و این درگیری را به محل سکونت خود بکشاند. همسایگان همواره می‌خواهند در خانه خود آرام زندگی کنند، به کسب‌وکار خود بپردازند و ماجراجویی‌ها و هماوردطلبی‌ها را از خود، خانواده و زندگی‌شان دور کنند. ایران اما دست‌کم در دو دهه گذشته نقش قهرمان جهان را بازی کرده و اعم از اینکه آیا این نقش را به خوبی ایفا کرده یا در آن شکست خورده، نیروهای راهبردی خود را به صورت پیدا و پنهان به کشورهای منطقه اعزام و در آنجا نقش‌آفرینی کرده است. روشن است که حرکت‌های ایران در عراق و سوریه در نابودی عناصر و گروهک‌های تکفیری، اقدامی تحسین برانگیز بوده است اما راهبردنویسان ایرانی، این حرکت‌ها را با تحمیل هزینه به کشورهای بزرگ عرب آمیخته کرده و بی‌ثباتی‌هایی به این کشورها و مخصوصا به همسایگان جنوبی خود تحمیل کرده‌اند.

حتی وقتی حسن روحانی تلاش کرد تا برخی سوءتفاهم‌ها را برطرف کند، گروه‌های تندرو و افراطی که از حمایت برخی نهادهای نظامی- امنیتی برخوردار بودند، دست به تخریب این تلاش‌ها زدند و مثلا با اشغال سفارت عربستان در تهران، حرکت حسن روحانی را ناکام گذاشتند.

دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس در نشست دوحه به صراحت ایران را به ایجاد بی‌ثباتی و تزلزل در مناسبات و ساختار منطقه خاورمیانه متهم و نمونه اقدامات ایران در این‌باره را حمایت کشورمان از حوثی‌ها و اعراب نیروهای نظامی و تسلیحات ذکر می‌کند. در واقع اعراب می‌دانند که حوثی‌ها پایگاه راهبردی ایران در منطقه مهم اقیانوس هند، خلیج عدن و دریای سرخ هستند و تهدید اسرائیل را هدف قرار داده است اما اعراب می‌خواهند در خانه‌شان زندگی آرامی داشته باشند و کسی با ماجراجویی -به هر نام و با هر هدف- این زندگی آرام را برهم نزند. اعراب واقعیت‌ها را درک می‌کنند و می‌دانند که نابودی اسرائیل، آمریکا و کشورهای یکجانبه‌گرای غربی، امکان تحقق نداشته و شعارهایی که در این‌باره داده شده و می‌شود، شانسی برای به وقوع پیوستن ندارد، از این بابت آنها ماجراجویی به‌منظور تحقق این شعارها را مضر می‌دانند و نه‌فقط خود از آن ماجراجویی‌ها احتراز می‌کنند بلکه از کسی که این ماجراجویی را مرتکب شود هم دوری می‌جویند.

در نهایت جمهوری اسلامی ایران باید انتخاب کند که میان همسایه خوب بودن و زندگی آرام در بین جوامع اطراف یا زندگی آرمانگرایانه بی‌حاصل کدام‌یک را برمی‌گزیند؟ کسانی که روزی شمارش معکوس برای فروپاشی اسرائیل راه‌اندازی و با شروع حمله ۷اکتبر آن شمارش را تسریع کردند آیا هم‌اکنون به آن شمارش معکوس پایبند و امیدوارند؟ اگر تردیدی در حصول آن هدف پدید آمده، آیا وقت آن نرسیده که به جای پیگیری یک هدف دست‌نیافتنی، هدفی واقعی و عاقلانه یعنی نقش همسایه خوب در منطقه غرب آسیا و خاورمیانه، از سوی ایران ایفا شود؟

آخرین اخبار