آغاز عصر جدید جنگ
جهان صنعت – آمریکا در جنگ ۴۰روزه علیه ایران، برتری هوایی خود را بهطور گسترده به کار گرفت و بیش از ۱۳هزار حمله علیه اهداف ایرانی انجام داد. اما این قدرت تخریبی مانع پاسخ ایران نشد. تهران در این دوره بیش از ۲۲۰۰موشک و ۴۴۰۰پهپاد علیه کشورهای منطقه شلیک کرد. دستکم هشتهواپیمای آمریکایی آسیب دیدند یا نابود شدند، چند رادار هدف قرار گرفت و هفت نیروی نظامی آمریکایی کشته شدند.
طبق گزارش مجله فارنافرز، مساله اصلی این است که آمریکا با وجود قدرت نظامی بسیار بیشتر، به اهداف خود نرسید. در گذشته آمریکا در فناوریهایی مانند سلاحهای هدایتشونده دقیق، پنهانکاری راداری و سامانههای اطلاعاتی مزیت آشکاری داشت اما اکنون فناوریهایی که میدان جنگ را متحول میکنند یعنی پهپادها و هوشمصنوعی، دیگر در انحصار واشنگتن نیستند.
اقتصاد جنگ تغییر کرده است
پهپادها نهتنها شیوه نبرد بلکه منطق اقتصادی جنگ را تغییر دادهاند. بازیگران کوچکتر اکنون میتوانند با تجهیزات ارزان، خسارتهای سنگین به داراییهای بسیار گرانتر وارد کنند. در جنگ ایران، حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا یک هواپیمای هشدار زودهنگام را نابود کرد؛ خسارتی که فراتر از قیمت ۳۰۰میلیون دلاری آن است زیرا ناوگان آمریکا از این هواپیما اکنون تنها ۱۵ فروند دارد و جایگزینی آن سالها زمان میبرد.
نمونه مشابه در جنگ اوکراین دیده شد؛ جایی که پهپادهای انتحاری دریایی و موشکهای ضدکشتی، بخش بزرگی از ناوگان دریای سیاه روسیه را فلج کردند. یک قایق پهپادی چندصدهزار دلاری میتواند به ناوی با ارزش صدها میلیون دلار آسیب جدی بزند.
مشکل آمریکا این است که ساختار دفاعی آن همچنان بر تجهیزات پیشرفته، گرانقیمت و کمتعداد بنا شده است در حالی که عصر جدید به سلاحهای ارزان، انبوه و قابل مصرف نیاز دارد. اوکراین سالانه ۴میلیون پهپاد تولید میکند اما ارتش آمریکا تنها در حال خرید ۵۰هزار پهپاد است. برنامههای جدید پنتاگون برای تولید صدهاهزار یا حتی یکمیلیون پهپاد نیز نیازمند تامین مالی پایدار و شکلگیری یک پایه صنعتی تازه است.
دفاع گران در برابر حمله ارزان
آمریکا همچنین با مشکل جدی در دفاع موشکی روبهرو است. سامانههای دفاعی امروز موثرتر از گذشتهاند اما بسیار گران هستند. آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیجفارس در جنگ ایران ۱۷۰۰ موشک بالستیک و پهپاد ایرانی را رهگیری کردهاند اما نسبت هزینه به سود به نفع ایران بوده است. رهگیری یک پهپاد چند دههزار دلاری با موشک پاتریوت چندمیلیون دلاری، از نظر اقتصادی پیروزی پایداری نیست.
جنگ ایران ذخایر دفاع موشکی آمریکا را نیز بهشدت کاهش داده است. از آغاز جنگ، آمریکا حدود نیمی از موشکهای پاتریوت و بین ۵۰ تا ۸۰درصد رهگیرهای تاد خود را مصرف کرده است. بازسازی این ذخایر سالها زمان میبرد و نیروهای آمریکا را نهتنها در خاورمیانه بلکه در اروپا و آسیا نیز آسیبپذیر میکند.
هوشمصنوعی میدان جنگ را حتی عمیقتر تغییر خواهد داد. آمریکا میزبان بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی جهان است اما این برتری لزوما بهمزیت نظامی پایدار تبدیل نمیشود. مدلهای چینی تنها چند ماه عقبتر از مدلهای آمریکایی هستند و شرکتهای چینی با استفاده از روشهایی مانند استخراج قابلیت از مدلهای آمریکایی، بخشی از این فاصله را کاهش میدهند.
مانع اصلی؛ فرهنگ و بوروکراسی نظامی
تجربه تاریخی نشان میدهد فناوری بهتنهایی پیروزی نمیآورد. آنچه تفاوت ایجاد میکند، روش استفاده از فناوری، دکترین، آموزش و ساختار سازمانی است. ارتشهایی که نتوانند با فناوریهای نو سازگار شوند، حتی با تجهیزات پیشرفته نیز عقب میمانند.
آمریکا در این زمینه با موانع فرهنگی جدی روبهرو است. نیروهای نظامی اغلب هویت حرفهای خود را بر پایه ابزارها و نقشهای قدیمی تعریف میکنند. نمونه آن مقاومت در برابر پهپادهاست. در نیروی هوایی، پذیرش کنترلکنندگان غیرخلبان برای پهپادها دشوار بود زیرا با تصور سنتی از خلبان تعارض داشت. در نیروی دریایی نیز پهپادهای رزمی ناونشین به جای آنکه جایگزین جنگندههای سرنشیندار شوند، به نقش سوخترسان تقلیل یافتند تا ساختار سنتی هوانوردی دریایی حفظ شود.
هوشمصنوعی این چالش هویتی را شدیدتر خواهد کرد زیرا مستقیما نقش انسان و ماشین را در تصمیمگیری نظامی زیرسوال میبرد.
نیاز به معیارهای جدید قدرت
در همین رابطه نویسنده مقاله نتیجهگیری کرده و مدعی شده که آمریکا هنوز میتواند قدرت نظامی برتر جهان باقی بماند اما فقط در صورتی که اکنون خود را با واقعیتهای جنگ جدید سازگار کند. در غیراین صورت، مانند قدرتهایی که در گذشته نتوانستند فناوریهای تحولآفرین را بهموقع درک کنند، جایگاه خود را به رقبایی خواهد باخت که سریعتر، ارزانتر و جسورانهتر با عصر جدید جنگ سازگار میشوند.
جهانصنعتنیوز
