• فارن پالیسی: توقف مذاکرات، ازسرگیری درگیری، بازگشت تحریم‌ها و محاصره دوباره ایران نشان می‌دهد تفاهم اولیه میان واشنگتن و تهران نتوانسته جنگ را به صلحی پایدار تبدیل کند. تجربه جنگ‌های بن‌بست‌خورده آمریکا از کره و ویتنام تا افغانستان نشان می‌دهد رئیس‌جمهوری که آغازکننده جنگ است، معمولاً به دلیل نگرانی‌های حیثیتی، هزینه‌های انجام‌شده و ترس از پذیرش شکست، توان لازم برای مصالحه را از دست می‌دهد. دونالد ترامپ نیز اکنون با همان محدودیت روبه‌رو است. او به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را پیروزی معرفی کند، اما ایران حاضر نیست شروط حداکثری را بپذیرد. از این رو، پایان جنگ بیش از آنکه در دوره ترامپ محتمل باشد، احتمالاً به جانشین او و فشار کنگره وابسته خواهد بود.

  • بازگشت ایران و آمریکا به جنگ را نباید تنها نتیجه اختلاف بر سر متن آتش‌بس یا سوءبرداشت از مفاد توافق دانست. از نگاه علی واعظ، تحلیلگر سیاسی، مسئله اصلی آن است که دو طرف برداشت کاملاً متفاوتی از توازن قدرت پس از جنگ داشتند. ایران معتقد بود با تثبیت نفوذ خود بر تنگه هرمز به یک دستاورد راهبردی رسیده و باید آن را حفظ کند، در حالی که آمریکا این وضعیت را موقتی می‌دانست و تلاش داشت به تدریج آن را تغییر دهد. همین تضاد، همراه با بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور، زمینه بازگشت دوباره به درگیری را فراهم کرد.

  • با فروپاشی آتش‌بس و بازگشت درگیری‌ها در تنگه هرمز، دولت دونالد ترامپ با بن‌بستی روبه‌رو شده که خروج از آن آسان نیست. ایران با هزینه‌ای نسبتاً محدود همچنان می‌تواند عبور و مرور کشتی‌ها را مختل کند، در حالی که آمریکا برای شکستن این وضعیت با مجموعه‌ای از گزینه‌های پرهزینه و پرریسک مواجه است. ادامه حملات هوایی، تشدید جنگ، پذیرش شرایط ایران یا ورود به جنگ زمینی، هر یک پیامدهای سنگین نظامی، سیاسی یا انسانی دارند و هیچ‌کدام تضمینی برای دستیابی به اهداف واشنگتن ارائه نمی‌کنند. در نتیجه، آمریکا در شرایطی قرار گرفته که انتخاب میان گزینه‌های موجود، به معنای انتخاب میان هزینه‌های متفاوت است، نه میان پیروزی و شکست.

  • هراس از ناشناخته‌ها و رخدادهای احتمالی که از قدرت و نیز از میزان آسیب‌زنندگی آنها آگاهی نداریم را باید نشانه استفاده از خرد بدانیم و برای پیامدهای آن آماده باشیم یا اینکه بدون ترس آنها را یکسره نادیده بگیریم.

  • مذاکره اساسا با هدف بهبود شرایط، پس از بروز اختلاف و جنگ آغاز می‌شود و چنانچه نیت طرفین مبتنی‌بر حل مشکل و معضل باشد، روند امور به‌سوی حل موضوع پیش خواهد رفت.

  • بازگشت دوباره درگیری میان آمریکا و ایران، بیش از هر چیز محدودیت‌های قدرت آمریکا در برابر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های خاورمیانه را آشکار کرده است. دونالد ترامپ که در بسیاری از پرونده‌های خارجی توانسته با فشار سیاسی، اقتصادی یا نظامی طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند، اکنون با بحرانی روبه‌رو شده که نه با تهدید، نه با فشار اقتصادی و نه با تغییرات سریع در مواضع سیاسی قابل مدیریت نیست. فروپاشی آتش‌بسی که خود او میانجی آن بود، نشان می‌دهد واشنگتن هنوز راهبرد روشنی برای پایان دادن به این جنگ در اختیار ندارد.

  • بررسی‌های از سر اشاره نشان می‌دهد مقام‌های جمهوری و آمریکا بیش از 15سال است به شکل‌های گوناگون و با هدف‌ها و راهبردهایی براساس منافع ملی در حال گفت‌وگو بوده و هستند.

  • ایران و ایالات‌متحده هنوز در گام نخست تفاهم متوقف مانده و هیچ گامی به عقب برنداشته‌اند.

  • وال‌استریت ژورنال در تحلیلی از تشدید دوباره تنش میان ایران و آمریکا، می‌نویسد دونالد ترامپ تقریباً همه ابزارهای خود، از تهدید و مشوق‌های اقتصادی گرفته تا توافق‌های موقت و حملات نظامی، را برای پایان دادن به جنگ آزموده است، اما هیچ‌یک نتوانسته بحران را مهار کند. ادامه حملات در تنگه هرمز، لغو امکان فروش نفت ایران، حملات تازه آمریکا، افزایش قیمت نفت و افت بازار سهام، اکنون پرونده ایران را از یک بحران خارجی به مسئله‌ای اقتصادی و انتخاباتی برای ترامپ تبدیل کرده است.

  • هفته گذشته، شاهد تشدید سطح تنش میان تهران و واشنگتن بودیم؛ تا جایی که مقام‌های آمریکایی از پایان آتش‌بس سخن گفتند و درمقابل مقام‌های ارشد ایرانی نیز بر پاسخ کوبنده تاکید کردند

آخرین اخبار