-
برخلاف تصور رایج، چین هنوز در رویارویی اقتصادی با آمریکا دست برتر را در اختیار ندارد. پکن توانسته با تمرکز بر چند گلوگاه مهم، بهویژه عناصر نادر و بازار سویا، هزینههای فوری و سیاسی سنگینی به واشنگتن تحمیل کند؛ اما این برتری بیشتر حاصل استفاده مؤثر از ابزارهای محدود است تا برخورداری از قدرت اقتصادی فراگیرتر. در مقابل، آمریکا و متحدانش همچنان بر بخش بزرگی از فناوریهای پیشرفته، کالاهای واسطهای حیاتی و بازارهای صادراتی مورد نیاز چین تسلط دارند.
-
چین نه از سر تمایل یا تقابل با ایران بلکه از سر ناگزیری سخت اقتصادی، اقدام به کاهش تقاضا کرده است؛ موضوعیکه روند تحولات در منطقه جنوب غرب آسیا که منجربه بازگشت قیمت نفت به بیش از ۱۰۰دلار نیز شده، آن را تایید میکند.
-
دیدارهای متوالی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین از چین اگرچه از نظر محتوایی دستاورد چشمگیری نداشت برای پکن از اهمیتی نمادین برخوردار بود.
-
اقتصاد چین هنوز با نرخهایی رشد میکند که برای بسیاری از کشورها آرزویی دستنیافتنی محسوب میشود اما برای کشوری که طی بیش از سه دهه به رشدهای دو رقمی عادت کرده بود، رشد 5/4 تا ۵درصدی نشانه پایان یک عصر است.
-
صنعت خودروی چین که طی یک دهه گذشته به موتور محرک رشد تولید خودروهای برقی و یکی از مهمترین بازیگران بازار جهانی خودرو تبدیل شده بود، اکنون با چالشی متفاوت روبهرو شده است.
-
الگوی کلاسیک توسعه صنعتی در شرق آسیا بر این فرض استوار بود که با افزایش دستمزدها و پیشرفت فناوری در کشورهای پیشرو صنایع کمهزینه و کاربر بهاقتصادهای فقیرتر منتقل میشوند اما چین برخلاف این الگو عمل کرده است.
-
جنگ تحمیلی اسفند١٤٠٤ و بسته شدن تنگه هرمز، نظم اقتصادی و ژئوپلیتیک غرب آسیا را به نقطهعطفی بیسابقه رساند.
-
اقتصاد چین با تکیه بر رونق هوش مصنوعی و ترکیب متفاوت انرژی، در شرایط شوک قیمت نفت، رشد چشمگیری در سود صنعتی ثبت کرده است.
-
روزنامه فایننشالتایمز به بررسی ابعاد دومین «شوک چینی» و مقایسه آن با موج نخست هجوم صادرات این کشور به اقتصاد جهانی پرداخته است.
-
جهان در عصر تحولات ژئوپلیتیک به بازمهندسی امنیت انرژی و خوداتکایی استراتژیک میپردازد و این رویکرد نظم اقتصادی جهان را به شکل تازهای تعریف میکند.









