چرا آینده توسعه بدون هوش‌مصنوعی قابل تصور نیست؟:

AI به‌مثابه زیرساخت قدرت ملی

گروه فناوری
کدخبر: 605298
اظهارات و نشست‌های برگزار شده در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سال‌۲۰۲۶ نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی به‌عنوان یک‌زیرساخت حیاتی مطرح است.
AI به‌مثابه زیرساخت قدرت ملی

جهان صنعت– اظهارات و نشست‌های برگزار شده در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سال‌۲۰۲۶ نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی به‌عنوان یک‌زیرساخت حیاتی مطرح است. این‌تحول نگرش نه‌تنها در محافل اقتصادی بلکه در عرصه ژئوپلیتیک‌نیز تاثیرات عمیقی داشته و کشورها را به ‌بازتعریف استراتژی‌های توسعه ملی خود وادار کرده است. تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی از مرحله آزمایش و پایلوت به‌سوی یکپارچگی در ساختار عملیاتی سازمان‌ها و نهادهای دولتی حرکت کرده است. این‌انتقال الگو مستلزم بازطراحی فرآیندها، ساختار حکمرانی و مسوولیت‌های اجرایی است که از تجربیات رقابتی قابل‌توجهی برخوردار می‌شوند. این‌تحول برای کشورهای درحال‌توسعه همچون ایران اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا شکاف بین کشورهایی که این‌زیرساخت را توسعه می‌دهند و آنهایی که این‌فرصت را از دست می‌دهند به‌صورت روزافزون گسترش می‌یابد. توسعه هوش‌مصنوعی درمقیاس ملی نیازمند رویکردی فراتر از پروژه‌های پراکنده و منفرد بوده و مستلزم تصویب سیاست‌های جامع، ایجاد زیرساخت‌های محاسباتی و تربیت نیروی انسانی متخصص است.

ظهور سیستم‌های خودمختار و تاثیر بر نیروی کار

براساس مباحث شاخص مطرح‌شده در داووس‌۲۰۲۶ یکی از تحولات کلیدی در حوزه هوش‌مصنوعی توسعه سیستم‌های هوش‌مصنوعی عامل‌محور (Agentic AI)  است که قابلیت برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و اجرای مستقل وظایف را دارند. این‌سیستم‌ها فراتر از ارائه پاسخ به‌سوالات می‌توانند فرآیندهای کاری کاملی را مدیریت و اجرا کنند. به‌عقیده بسیاری از کارشناسان و رهبران جهانی چنین تحولی مدل‌های سنتی نرم‌افزارهای خدماتی را دستخوش تغییرات بنیادینی کرده و سازمان‌ها را به‌سوی پلتفرم‌های بومی هوش‌مصنوعی هدایت می‌کند. تاثیر این‌سیستم‌ها بر ساختار نیروی کار کشورها غیرقابل انکار است. تجربیات کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که مشاغل سطح مبتدی و متکی بر تحلیل روتین، گزارش‌نویسی و هماهنگی درمعرض جایگزینی قرار دارند. این‌واقعیت مستلزم توسعه برنامه‌های بازآموزی ساختاریافته و ایجاد مسیرهای شغلی جدید است که با هوش‌مصنوعی هم‌افزایی داشته باشند.

حکمرانی سرعت در عصر هوش‌مصنوعی

متخصصان حاضر در داووس معتقدند که یکی از چالش‌های اساسی کشورهای در حال توسعه هوش‌مصنوعی تعادل بین سرعت پیاده‌سازی و مدیریت ریسک‌های حقوقی، اجتماعی و امنیتی است. رویکرد نوین حکمرانی هوش‌مصنوعی بر مفهوم «سرعت کنترل‌شده» متمرکز است؛ مولفه‌ای که تکرار سریع را با مکانیسم‌های نظارت و اصلاح بلادرنگ ترکیب می‌کند. این‌رویکرد مستلزم تعبیه حکمرانی مستقیم در فرآیندهای کاری ازطریق قابلیت‌های ممیزی، کنترل داده‌ها، آزمون‌های امنیتی، نقاط بازرسی انسانی و تعیین مالکیت واضح برای نتایج هوش‌مصنوعی است. تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که دولت‌هایی که قادر به‌ایجاد این‌تعادل هستند می‌توانند از مزایای استراتژیک‌هوش‌مصنوعی بهره‌مند شوند و همزمان ریسک‌های اجتماعی و امنیتی آن را مدیریت کنند. اتخاذ این‌رویکرد برای ایران اهمیت دوچندان دارد زیرا کشورهای منطقه درحال سرمایه‌گذاری گسترده در این‌حوزه هستند. درچنین‌شرایطی توسعه چارچوب حکمرانی مناسب که هم سرعت نوآوری را حفظ کند و هم با ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی کشور هماهنگ باشد از ضروریات توسعه پایدار هوش‌مصنوعی محسوب می‌شود.

هوش‌مصنوعی حاکمیتی و معادلات ژئوپلیتیک

تحلیلگران برجسته اقتصادی همچون ری دالیو طی اظهارات خود درمجمع جهانی اقتصاد تاکید می‌کردند که پیروزی در رقابت فناورانه تعیین‌کننده موفقیت در عرصه ژئوپلیتیک‌خواهد بود. این‌ادراک موجب شده که کشورها به‌سوی ابتکارات هوش‌مصنوعی حاکمیتی حرکت کنند و در مراکز داده داخلی آموزش مدل‌های محلی و کنترل دقیق‌تر بر زیرساخت‌های حیاتی این‌حوزه سرمایه‌گذاری کنند. هدف از این‌رویکرد انزوا نبوده بلکه ایجاد تاب‌آوری ملی و تعادل بین قابلیت‌های داخلی و تعاملات بین‌المللی است. کشورهایی که در این‌زمینه عقب بمانند درمعرض وابستگی استراتژیک ‌و ازدست‌دادن حاکمیت فناورانه قرار خواهند گرفت. این‌واقعیت برای کشورهایی همچون ایران که تحت تحریم‌های فناورانه غرب قرار دارند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هشدارهای مطرح شده ازسوی مقامات ارشد شرکت‌های فناوری مطرح جهان مبنی بر خطر ایجاد خلأ قدرت در حوزه هوش‌مصنوعی بیانگر ماهیت حیاتی این‌فناوری در تعیین ساختار قدرت آینده جهان است. به‌عبارت دیگر کشورهایی که در این‌رقابت عقب بمانند نه‌تنها از مزایای اقتصادی محروم خواهند شد بلکه قدرت تاثیرگذاری خود درعرصه بین‌المللی را نیز از دست می‌دهند.

تنوع رویکردهای منطقه‌ای و درس‌های آن برای ایران

تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که رویکردهای متفاوتی برای توسعه هوش‌مصنوعی وجود دارد. بر همین اساس اروپا با تمرکز بر تنظیم‌گری درحال تشکیل استانداردهای جهانی بوده اما نگرانی‌هایی درخصوص قدرت رهبری تجاری آن مطرح شده است. درمقابل ایالات‌متحده و برخی کشورهای خاورمیانه ازطریق هماهنگی سیاستگذاری، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌های بزرگمقیاس به‌صورت تهاجمی در این‌عرصه پیش می‌روند. این‌تجربیات نشان می‌دهند کشورهایی که در زیرساخت و پیاده‌سازی سریع‌تر فناوری مذکور حرکت کنند احتمالا تنظیمات فنی، نظارتی و تجاری را تعیین خواهند کرد که سایر کشورها مجبور به‌پذیرش آن خواهند بود. از همین رو این‌یافته اهمیت استراتژیک‌بالایی برای بازیگرانی چون جمهوری اسلامی ایران دارد زیرا تاخیر در این‌حوزه می‌تواند منجر به‌وابستگی طولانی‌مدت به‌استانداردها و فناوری‌های توسعه یافته در مناطق دیگر شود.

هوش‌مصنوعی تخصصی و فرصت‌های بخشی

براساس برآوردهای صورت‌گرفته درکنار توسعه مدل‌های عمومی هوش‌مصنوعی تخصصی در حوزه‌های مشخص از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است. بخش‌هایی همچون بهداشت و درمان، بیوتکنولوژی، انرژی و کشاورزی به‌عنوان حوزه‌هایی شناخته شدند که هوش‌مصنوعی می‌تواند ارزش قابل‌توجهی در آنها ایجاد کند هرچند با ریسک‌های درحال افزایش نیز همراه است. کارشناسان بر این‌باور هستند که موفقیت در این‌حوزه‌ها مستلزم همکاری عمیق بین مهندسان، متخصصان حوزه مورد نظر و تنظیم‌گران است. شفافیت، قابلیت تایید و پاسخگویی به‌صورت مکرر به‌عنوان پیش‌نیازهای سیستم‌های هوش‌مصنوعی مرتبط با ایمنی عمومی، زیرساخت‌های حیاتی و اعتماد اجتماعی مطرح شدند. بر همین مبنا و با توجه به‌ظرفیت‌های موجود در حوزه‌هایی مانند پتروشیمی، کشاورزی و پزشکی در ایران توسعه هوش‌مصنوعی تخصصی می‌تواند مزیت رقابتی قابل‌توجهی ایجاد کند. این‌رویکرد علاوه بر کاهش وابستگی به‌فناوری‌های خارجی امکان صدور دانش فنی و خدمات تخصصی به‌کشورهای منطقه را فراهم می‌کند.

محوریت انسان در عصر هوش‌مصنوعی

یکی از نکات قابل توجه در بحث‌های متخصصان در اجلاس داووس‌۲۰۲۶ تاکید بر نقش انسان در راهبری و هدایت هوش‌مصنوعی است. رویکرد انسان‌محور در توسعه و پیاده‌سازی این‌فناوری نه‌تنها از منظر اخلاقی بلکه از جنبه کارایی و پذیرش اجتماعی نیز بسیار مهم است. تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که سیستم‌های هوش‌مصنوعی مبتنی بر مشارکت انسان نتایج بهتر و پایدارتری ارائه می‌دهند. بی‌شک اتخاذ رویکرد انسان‌محور برای توسعه هوش‌مصنوعی در کشورهایی مثل ایران که دارای سرمایه انسانی قوی در حوزه فنی هستند فرصت مناسبی برای توسعه مدل‌هایی از هوش‌مصنوعی است که با ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه هماهنگ باشد. در همین راستا سرمایه‌گذاری در آموزش و توسعه نیروی انسانی متخصص نه‌تنها برای پیاده‌سازی فناوری بلکه برای حکمرانی موثر بر آن نیز ضروری است. درنهایت مرور دیدگاه‌های متخصصان و تحلیل روندهای جهانی نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی به‌مرحله زیرساختی رسیده و کشورهایی که در این‌حوزه موفق می‌شوند نه ازطریق توسعه پیشرفته‌ترین مدل‌ها بلکه به‌واسطه قابلیت حکمرانی موثر، یکپارچه‌سازی در فرآیندهای کاری، بازآموزی نیروی انسانی و مدیریت ریسک‌های حاکمیتی و وابستگی برتری خود را حفظ می‌کنند. در چنین شرایطی توسعه هوش‌مصنوعی درمقیاس ملی برای کشورمان نه تنها یک‌انتخاب بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای حفظ جایگاه در نظم نوین جهانی است. این‌هدف مستلزم تدوین استراتژی جامع ملی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های محاسباتی و داده‌محور، توسعه نیروی انسانی متخصص، ایجاد چارچوب حکمرانی مناسب و تقویت همکاری‌های بین‌بخشی است. تاخیر در این‌مسیر نه‌تنها فرصت‌های اقتصادی را از بین خواهد برد بلکه موجب تضعیف جایگاه استراتژیک‌کشور در عرصه بین‌المللی می‌شود.

آخرین اخبار