خبرنگاران؛ قربانیان خاموش
نادر نینوایی– در حالی روز خبرنگار و ۱۷مرداد فرا رسیده که مطبوعات ایران یکی از دشوارترین دورههای خود را پشت سر میگذارد؛ دورهای که در آن فشارهای اقتصادی، بحرانهای پیدرپی، کاهش توان مالی رسانهها و محدودیتهای حرفهای، بیش از گذشته بر پیکره روزنامهنگاری سایه انداخته است. در یک سال اخیر همزمان با تشدید تنشها و پیامدهای جنگ، بسیاری از رسانهها با کاهش درآمد و تعدیل نیرو مواجه شدند و شماری از خبرنگاران باتجربه و متخصص، پس از سالها فعالیت حرفهای، ناچار شدند از این حوزه فاصله بگیرند و برای تامین معاش به مشاغلی خارج از فضای رسانه روی بیاورند.
بدنه انسانی مطبوعات که مهمترین سرمایه این حوزه محسوب میشود، در شرایطی در حال کوچک شدن است که خبرنگاران باقیمانده نیز با مشکلات جدی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند؛ حقوقهای حداقلی، نبود امنیت شغلی و فاصله میان مسوولیت حرفهای خبرنگاری با درآمد دریافتی، ادامه فعالیت در این حوزه را برای بسیاری دشوار کرده است. درکنار مشکلات اقتصادی، محدودیتهای حرفهای و فشارهای مختلف نیز فضای کار را برای رسانهها تنگتر کرده و مطبوعات را با چالش حفظ استقلال، تداوم فعالیت و ایفای نقش نظارتی خود مواجه ساخته است.
در چنین شرایطی روز خبرنگار نه فقط فرصتی برای قدردانی از فعالان این عرصه، بلکه زمانی برای بازخوانی وضعیت رسانه و بررسی چالشهایی است که آینده روزنامهنگاری حرفهای را تحتتاثیر قرار داده است.
جنگ فشار مضاعفی بر رسانهها وارد کرد
محمد باریکانی، روزنامهنگار باسابقه که بیش از دو دهه فعالیت رسانهای را در کارنامه دارد، در گفتوگو با روزنامه «جهانصنعت» با اشاره به تاثیر بحرانهای اخیر بر وضعیت رسانهها اظهار کرد: جنگ اخیر فشار زیادی به فضای رسانهای وارد کرد. البته بسیاری از بخشهای اقتصادی کشور آسیب دیدند، اما تفاوت رسانه با بسیاری از حوزهها این است که وقتی شرایط آرامتر میشود، بسیاری از کسبوکارها امکان بازگرداندن نیروهای خود را دارند در حالی که در رسانه چنین اتفاقی کمتر رخ داد.
وی ادامه داد: در نتیجه تعداد زیادی از خبرنگاران متعهد و باتجربه که سالها برای این حرفه زمان گذاشته بودند، به دلیل تعدیل نیرو از رسانهها کنار گذاشته شدند.
این فعال رسانهای تاکید کرد: این آسیب در حوزههایی مانند خبرنگاری میراث فرهنگی و گردشگری بیشتر دیده شد زیرا این حوزهها در شرایط بحران معمولا در اولویتهای پایینتر قرار میگیرند و رسانههای فعال در این زمینهها آسیبپذیرتر هستند.
تضعیف رسانه و افزایش فشارهای حقوقی
باریکانی در ادامه گفتوگو با «جهانصنعت» با اشاره به تاثیر محدودشدن فضای فعالیت رسانهای بر جایگاه مطبوعات اظهار کرد: رسانه همواره بهعنوان یکی از ارکان مهم جامعه شناخته میشود اما در سالهای اخیر شاهد بودیم که فشارهای مختلف و افزایش شکایتها علیه رسانهها فعالیت حرفهای خبرنگاران را دشوارتر کرده است.
وی افزود: وقتی مرجعیت رسانههای داخلی کاهش پیدا کند طبیعی است که بخشی از جامعه برای دریافت اطلاعات به سمت رسانههای خارجی سوق پیدا کند. مردم همچنان نیازمند خبر هستند و نمیتوان با تضعیف رسانههای داخلی نیاز جامعه به آگاهی و اطلاعرسانی را از بین برد.
این روزنامهنگار باسابقه ادامه داد: رسانههای خارجی با امکانات و فناوریهای گسترده، روایت خود را ارائه میکنند و اگر رسانه داخلی نتواند جایگاه خود را حفظ کند فضای اطلاعرسانی به سمت منابعی میرود که لزوما دغدغههای جامعه ایران را ندارند.
فرهنگ پاسخگویی جایگزین شکایت از رسانه شود
باریکانی با اشاره به افزایش شکایتها از رسانهها و خبرنگاران گفت: امروز شرایط بهگونهای شده که گاهی افراد با کوچکترین انتقاد یا گزارشی که درباره آنها منتشر میشود به جای پاسخگویی یا ارائه توضیح، مسیر شکایت را انتخاب میکنند.
وی افزود: در گذشته اگر فرد یا مجموعهای نسبت به مطلبی اعتراض داشت ابتدا امکان ارسال جوابیه و پاسخ وجود داشت و اگر پاسخ منتشر نمیشد مسیرهای قانونی دنبال میشد اما اکنون در بسیاری از موارد حتی این مرحله هم طی نمیشود و شکایت مستقیم در دستور کار قرار میگیرد.
این فعال رسانهای تاکید کرد: مساله اصلی این نیست که افراد حق اعتراض یا پیگیری قانونی نداشته باشند بلکه مشکل این است که فرهنگ گفتوگو و شفافسازی جای خود را به برخوردهای قضایی داده است.
اگر گزارشی منتشر میشود بهترین مسیر این است که فرد یا مجموعه مورد اشاره توضیحات خود را ارائه کند و وارد گفتوگو با رسانه شود.
وی ادامه داد: طولانیشدن فرآیندهای حقوقی و هزینههایی که به رسانه و خبرنگار وارد میشود باعث شده شکایت از یک رسانه یا خبرنگار برای برخی افراد به اقدامی ساده تبدیل شود حتی در مواردی که درنهایت به نتیجه مشخصی هم نمیرسد.
کاهش اعتماد عمومی؛ نتیجه ورود پول و قدرت به رسانه
باریکانی با اشاره به کاهش اعتماد بخشی از جامعه به رسانهها گفت: «وضعیت امروز رسانه در ایران مطلوب نیست. ممکن است در زمان بحرانها مراجعه مردم به رسانهها افزایش پیدا کند، اما در شرایط عادی این ارتباط بسیار کمتر شده است.»
وی یکی از دلایل این وضعیت را تغییر نگاه به مفهوم رسانه دانست و افزود: گاهی توجه مسوولان بیشتر به تعداد دنبالکنندگان یک فرد در شبکههای اجتماعی است تا نقش و تاثیر یک رسانه حرفهای در جامعه در حالی که یک خبرنگار حرفهای براساس اصول روزنامهنگاری باید توسعه پایدار، کاهش مشکلات مردم، آگاهیبخشی و مسوولیت اجتماعی را در تولیدات خود دنبال کند.
این روزنامهنگار باسابقه تصریح کرد: «تولید محتوا در شبکههای اجتماعی اگرچه میتواند مخاطب زیادی جذب کند اما الزاما جایگزین کارکردهای رسانه نیست.
رسانه وظیفه دارد دست مخاطب را بگیرد و سطح آگاهی او را افزایش دهد اما امروز کمتر شاهد چنین نقشی در فعالیتهای رسانهای هستیم.»
رسانههای غیرحرفهای و آسیب به اعتماد مخاطب
باریکانی با اشاره به رشد برخی رسانههای غیرحرفهای گفت: «یکی از دلایل کاهش اعتماد عمومی، شکلگیری رسانههایی است که با اهداف مشخص و کوتاهمدت ایجاد میشوند. گاهی فردی یک سایت راهاندازی میکند و پس از مدت کوتاهی، از آن برای رسیدن به اهداف شخصی یا جریانهای خاص استفاده میکند.»
وی افزود: وقتی رسانه به جای اینکه ابزار شفافسازی و آگاهیرسانی باشد به ابزاری برای فشار یا تسویهحساب تبدیل شود طبیعی است که مخاطب اعتماد خود را از دست میدهد.
این فعال رسانهای تاکید کرد: نتیجه نهایی این روند، بیش از همه متوجه خبرنگاران حرفهای میشود؛ کسانی که سالها برای یادگیری تجربهاندوزی و تولید محتوای اثرگذار تلاش کردهاند.
کوچ خبرنگاران حرفهای از رسانه؛ ازدسترفتن سرمایههای مطبوعاتی
باریکانی با اشاره به پیامدهای تضعیف رسانهها بر وضعیت خبرنگاران گفت: «یکی از جدیترین آسیبهایی که در این شرایط ایجاد شده، خروج خبرنگاران حرفهای از این حوزه است. ما خبرنگارانی داشتیم که بسیار شناختهشده، باتجربه و اثرگذار بودند و گزارشهای آنها میتوانست به آگاهی جامعه و حتی اصلاح برخی روندها کمک کند، اما به دلیل مشکلات اقتصادی رسانهها یا تعطیلی برخی مجموعهها، مجبور شدند از این حرفه فاصله بگیرند.»
وی افزود: «بسیاری از این خبرنگاران برای تامین زندگی خود به سمت مشاغل دیگری رفتند در حالی که در هیچ جای دنیا با خبرنگار باتجربه چنین برخوردی نمیشود. رسانههای معتبر تلاش میکنند نیروهای حرفهای خود را حفظ کنند زیرا یک خبرنگار متخصص یک سرمایه برای رسانه محسوب میشود.»
این روزنامهنگار باسابقه ادامه داد: «ساختن یک خبرنگار حرفهای زمانبر است. سالها تجربه، شناخت حوزه تخصصی، ارتباط با منابع خبری و آشنایی با اصول روزنامهنگاری باعث میشود یک خبرنگار به نیرویی ارزشمند تبدیل شود. ازدستدادن چنین نیروهایی در واقع ازدستدادن بخشی از سرمایه رسانهای کشور است.»
بازگشت مرجعیت؛ نخستینگام برای نجات رسانه
باریکانی در پاسخ به این پرسش که برای حفظ روزنامهنگاری در ایران چه اقداماتی ضروری است، گفت: نخستین اقدام بازگرداندن مرجعیت به رسانههای داخلی است. اگر این مرجعیت از رسانههای داخلی گرفته شود طبیعی است که مخاطب به سمت منابع خارجی حرکت میکند.
وی افزود: جامعه همیشه به اطلاعات نیاز دارد و نمیتوان تصور کرد که با محدودشدن رسانههای داخلی، نیاز مردم به خبر و تحلیل از بین میرود. اگر رسانه داخلی نتواند این نیاز را پاسخ دهد منابع دیگری این فضا را پر خواهند کرد.
این فعال رسانهای با اشاره به جایگاه گذشته مطبوعات گفت: زمانی مردم صبح برای خرید روزنامه به روزنامهفروشیها مراجعه میکردند و روزنامههایی با تیراژهای چندصد هزار نسخهای منتشر میشد. مخاطبان از گروههای مختلف اجتماعی، از کارگر و کارمند تا استاد دانشگاه و پزشک، روزنامه میخواندند و رسانه بخشی از زندگی روزمره مردم بود.
وی ادامه داد: اما امروز روزنامهها با مشکلات متعددی مواجه هستند؛ از هزینههای چاپ و کاغذ گرفته تا هزینه نیروی انسانی و کاهش درآمد. حفظ یک رسانه در چنین شرایطی بسیار دشوار شده است.
بدون آزادی عمل رسانه نمیتواند نقش نظارتی ایفا کند
باریکانی تاکید کرد: بازگشت مرجعیت رسانه تنها با حمایت مالی اتفاق نمیافتد بلکه نیازمند بازگرداندن فضای حرفهای و آزادی عمل به خبرنگاران و رسانههاست.
وی افزود: اگر رسانهای گزارشی درباره یک مساله عمومی منتشر میکند، نباید به جای آنکه مورد حمایت قرار گیرد با فشار مواجه شود. نقش رسانه، شفافسازی و کمک به حل مشکلات جامعه است و این کار بدون امکان پرسشگری و پیگیری مسائل امکانپذیر نیست.
این روزنامهنگار باسابقه ادامه داد: «جامعهای که رسانه قوی داشته باشد امکان گفتوگو، نظارت و اصلاح در آن بیشتر است. بنابراین حمایت از رسانه در نهایت حمایت از منافع عمومی جامعه است.»
معیشت خبرنگاران؛ حلقه مفقوده حمایت از رسانه
باریکانی با اشاره به وضعیت اقتصادی خبرنگاران گفت: موضوع مهم دیگر شرایط معیشتی خبرنگاران است. خبرنگاران در بسیاری از بحرانها نخستین گروهی هستند که آسیب میبینند؛ چه از نظر درآمد، چه امنیت شغلی و چه حمایتهای حرفهای.
وی افزود: «بسیاری از خبرنگاران با وجود علاقه و تعهدی که به کار خود دارند، با درآمدهایی فعالیت میکنند که تناسبی با سختی و مسوولیت این حرفه ندارد. در حالی که خبرنگار برای تولید یک گزارش حرفهای، نیازمند زمان، تجربه و شناخت تخصصی است.»
این فعال رسانهای ادامه داد: «نهادهای مسوول، ازجمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دستگاههای مرتبط، باید برای بهبود وضعیت اقتصادی و امنیت شغلی خبرنگاران برنامه مشخص داشته باشند.»
حمایت پایدار از رسانههای خصوصی ضروری است
باریکانی با تاکید بر ضرورت حمایت از رسانههای خصوصی گفت: «رسانههای دولتی معمولا از منابع مالی بیشتری برخوردارند اما بسیاری از رسانههای خصوصی که بخش مهمی از جریان اطلاعرسانی کشور را تشکیل میدهند، با محدودیتهای جدی مالی مواجه هستند.»
وی افزود: «بخشی از رسانههای خصوصی تلاش میکنند مطالب تحلیلی، انتقادی و مطالبهگرانه تولید کنند اما به دلیل نبود منابع کافی، توان حفظ نیروهای حرفهای خود را ندارند.»
این روزنامهنگار باسابقه خاطرنشان کرد: «در شرایط بحرانی همانطورکه برای کارکنان بخشهای مختلف حمایتهایی در نظر گرفته میشود، باید سازوکاری برای حمایت از خبرنگاران نیز وجود داشته باشد. این حمایت نباید فقط مقطعی باشد، بلکه باید به شکل پایدار دنبال شود.»
وی تاکید کرد: «احیای رسانه بدون توجه به خبرنگار امکانپذیر نیست. اگر خبرنگار حرفهای حفظ نشود، رسانه نیز نمیتواند نقش واقعی خود را در جامعه ایفا کند.»
خبرنگاران نخستین قربانیان افول مرجعیت رسانه
باریکانی در ادامه با اشاره به تغییرات ایجادشده در فضای رسانهای کشور گفت: «در سالهای اخیر روزنامهنگاری دستخوش تغییرات ناخوشایندی شد. توسعه شبکههای اجتماعی و تغییر رویکرد برخی تصمیمگیران به سمت این فضا باعث شد جایگاه رسانههای رسمی به تدریج تضعیف شود.» وی افزود: «شبکههای اجتماعی عمدتا به سمت تولید محتوای کوتاه و سطحی حرکت کردند درحالیکه رسانه حرفهای تلاش میکند مسائل را عمیقتر و عمومیتر بررسی کند. خبرنگار و رسانه قرار است فراتر از انتقال یک خبر عمل کنند. باید در فرهنگسازی، کاهش رنجهای جامعه، جریانسازی برای توسعه و کمک به تصمیمگیری درست مسوولان نقش داشته باشند.» این فعال رسانهای ادامه داد: «وقتی رسانه این نقش خود را از دست میدهد، نخستین آسیب متوجه خبرنگارانی میشود که مستقیما در حوزه تولید محتوا فعالیت میکنند. این مساله از حدود یک دهه قبل آغاز شد؛ زمانی که مرجعیت خبری به تدریج از رسانههای رسمی فاصله گرفت و به سمت شبکههای اجتماعی مانند توییتر و اینستاگرام رفت. نتیجه این روند، کاهش مراجعه مردم به روزنامهها و سایتهای خبری بود.»
شبکههای اجتماعی جایگزین رسانه حرفهای نشدند
باریکانی با تاکید بر اینکه شبکههای اجتماعی نمیتوانند جایگزین کامل رسانه حرفهای شوند، گفت: «استفاده مردم از شبکههای اجتماعی یک واقعیت است و بخش زیادی از جامعه اخبار خود را از این طریق دنبال میکند، اما زمانی که این موضوع به یک ادبیات رسمی تبدیل شود که رسانه دیگر کارکردی ندارد آسیبهای جدی به فعالیت رسانهای وارد میشود.»
وی تصریح کرد: «در بسیاری از کشورهای دنیا با وجود رشد چشمگیر شبکههای اجتماعی، رسانههای معتبر همچنان جایگاه خود را حفظ کردهاند زیرا ارزش رسانه حرفهای را میدانند. رسانه برای آنها یک سرمایه اجتماعی است؛ ابزاری برای اطلاعرسانی، نظارت و کمک به حل مسائل جامعه.»
این روزنامهنگار باسابقه درپایان گفت: «مشکل اینجاست که در ایران این ارزشگذاری نسبت به رسانه تضعیف شده و گاهی نگاهها بیشتر معطوف به تعداد دنبالکنندگان در شبکههای اجتماعی است و نه تاثیری که یک رسانه میتواند در آگاهی عمومی و بهبود شرایط جامعه داشته باشد.»
