آیا واقعا برقراری صلح در خلیجفارس دستیافتنی است؟
ایران و ایالاتمتحده هنوز در گام نخست تفاهم متوقف مانده و هیچ گامی به عقب برنداشتهاند. در ایالاتمتحده ترامپ بیش و پیش از همه نگران آن است که مبادا رایدهندگان آمریکایی و لابی قدرتمند صهیونیستها در این منازعه خونین و قفلشده واشنگتن را بازنده بدانند و اعتماد خویش را از نمایندگان و نامزدان حزب حاکم و اکثریت جمهوریخواه پس بگیرند. در این صورت احتمالا همحزبیهای ترامپ، اکثریت خود را در مجالس سنا و کنگره از دست میدهند و زمینه برای تسویهحسابهای بعدی دموکراتها با ترامپ و همکارانش در دولت مهیا میشود. در این صورت دموکراتها علاوه بر آنکه تامین هزینههای دولتی را از طریق مخالفت با تصویب بودجههای پیشنهادی دولت متوقف و ترامپ را دچار دردسرهای زیادی میکنند بهسمت ترامپ و همکارانش در وزارتخانههای خزانهداری، امور خارجه و جنگ حمله خواهند کرد و تمام تلاش خود را صرف کرده تا برخی وزیران کابینه ترامپ را بیاعتبار و عزل کنند و در مرحله بالاتر برای سقوط دولت مستقر واشنگتن خواهند کوشید. درواقع ترامپ مجبور است که روی کاغذ و در گفتار با توسل به شایعات و بیان ادعاهای اثباتنشده رایدهندگان آمریکایی را به اعتماد مجدد به هیات حاکمه دولت ترغیب و این شرایط کجدار و مریز و ناپایدار را تا پس از اتمام انتخابات میاندوره مجلس آمریکا حفظ کند. به این ترتیب ترامپ میتواند امیدوار باشد که کارزار انتخاب میاندوره مجالس ایالاتمتحده دستکم به زیانش تمام نخواهد شد و او و دولتش را تهدید خواهند کرد. در ایران اما مراسم تشییع، تدفین و تکریم رهبر شهید در شهرهای تهران، قم، کربلا، نجف و مشهد بیش از هرچیز آتش انتقامگیری علیه نخستوزیر اسرائیل و رییسجمهور ایالاتمتحده را شعلهور کرده است که نهفقط مداحان و گویندگان که تظاهراتکنندگان و شهروندان معمولی نیز در جریان برگزاری مراسم گوناگون همواره بر طبل جنگ و انتقامگیری کوبیدند و به کمتر از قتل دستاندرکاران ترور مقامات کشورمان رضایت ندادند. اتفاقا چندان مهم نیست که آیا ایران توانایی انتقامستانی از ترامپ و نتانیاهو را دارد یا خیر بلکه تجمعکنندگان چه در مراسم تشییع، تدوین و تکریم رهبر شهید و چه در تجمعهای شبانه، توقف مذاکره با غرب و ایالاتمتحده را خواستار شدند و با ادامه مذاکرات مخالفت کردند.
هیجان شدید ضدآمریکایی در میان هواداران نظام جمهوری اسلامی باعث هراس مقامهای ایرانی شده و آنان تصور میکنند اگر امتیازی به طرف مقابل وارد شود ممکن است پیادهنظام جمهوری اسلامی، برکناری مقامات را از رهبری مطالبه کنند؛ امری که اگرچه عاقلانه بهنظر نمیرسد اما هیجانزدگی، بیش از عقلگرایی در تجمعهای شبانه تعیینکننده بوده و از این بابت گمان میرود امتیازدهی به طرف مقابل که لازمه مذاکره است بیش از هر زمان دیگر برای تهران سخت شده است.
برخی تحلیلگران نظامی با اشاره به استفاده از اصطلاح چمنزنی برای عملیاتهایی که سنتکام در خلیجفارس انجام میدهد، میگویند ایالاتمتحده میخواهد با انجام عملیاتهایی مداوم، مزمن و هدفمند، به تدریج توان عملیاتی ایران برای حمله بهشناورهای عبورکننده از تنگه هرمز را کاهش دهد و در نهایت این توان را به حداقل ممکن برساند در این صورت ایران حتی اگر بخواهد هم نمیتواند در این آبراه راهبردی نقشآفرینی کند. درواقع ایالاتمتحده میخواهد طی چند مرحله ایران را آنقدر ضعیف کند که امکان بستن تنگه یا حمله به شناورهای تجاری را نداشته باشد و در آن نقطه، تهران مجبور به سکوت در قبال تردد کشتیها از مسیرهای جایگزین مسیر تعیینشده توسط خودش خواهد شد و به نظم و ترتیباتی که واشنگتن میخواهد تن خواهد داد. این اندیشه البته با ادعاهای مکرر ترامپ و همکارانش نظیر هگست منطبق است چراکه آنان میگویند در جریان ۳۹روز جنگ، ایالاتمتحده ۹۵درصد از توان موشکی، ۱۰۰درصد توان هوایی و ۱۰۰درصد توان دریایی ایران را نابود کرده است و اگر ۵درصد توان باقیمانده موشکی ایران هم هدف قرار بگیرد، آنگاه ایران هیچ اقدامی نمیتواند انجام دهد. ضمن آنکه ایالاتمتحده در این نقطه حتی میتواند برای اشغال خاک ایران در جزایر خلیجفارس تصمیم بگیرد و برنامهریزی کند. در عین حال اسکورت هواپیمای حامل رهبر شهید ایران از سوی جنگندههای ارتش کشورمان نشان داد که ادعاهای بیانشده چندان قابلاعتنا نیست ضمن آنکه برخی نشریات و رسانههای آمریکایی نهفقط اذعان میکنند که حدود ۸۰درصد از توان موشکی ایران باقی مانده بلکه تاکید میکنند که این توان در طول آتشبس بازسازی شده و براساس تجارت جنگ، آسیبپذیریهای آن کاهش یافته است. هماکنون چند روز از مهلت ۲۴ساعته ترامپ به ایران برای صدور بیانیه رسمی درخصوص گشایش و ایمنی تنگه هرمز میگذرد و نه فقط ایران این بیانیه را صادر نکرده بلکه به حملات خود علیه شناورهایی که متخلف نامیده میشوند ادامه داده و حتی مجددا این آبراه را مسدود کرده است به این ترتیب درست در خلاف جهت تمایل و خواست ایالاتمتحده حرکت شده است اما باوجود آنکه ترامپ ابراز عقیده کرده که آتشبس به پایان رسیده اما نظامیان آمریکا بهجز اهدافی در جنوب ایران، فقط چند هدف گزینششده را در عمق خاک ایران مورد حمله قرار دادند که البته آن هدفها هم ترمیم شده این در حالی است که رییسجمهور ایالاتمتحده هنوز نهفقط پایان آتشبس و شروع مجدد جنگ را به نظامیان خود ابلاغ نکرده بلکه در اظهاراتی متناقض به صورت دوفاکتو از ادامه مذاکرات و گفتوگوها برای رسیدن به یک راهحل غیرنظامی حمایت کرده است.
پرسش مهم در این رابطه آن است که وقتی سادهترین و قابلحصولترین بند تفاهمنامه، مدیریت خلیجفارس که کلیات آن در متن تفاهمنامه بیان شده اینقدر پیچیده و به معضلی لاینحل تبدیل میشود، آیا سایر بندها، مانند آزادسازی داراییهای ایران، برقراری صلح در لبنان و… در دسترس و قابلحصول به نظر میرسد؟ روشن است که در این موارد هم پیچیدگیها زیاد میشود و هم تعداد بازیگران افزایش مییابد و از این بابت اجرای این بندها دشوارتر خواهد بود. در عین حال این تفاهمنامه نقطه میانی است برای رسیدن به نقطه پایان و تنظیم سند صلح پایدار در منطقه؛ امری که از هماکنون تردیدهای جدی و آزاردهندهای در مورد مفاد این سند و عملیاتی شدن آن مفاد پیشبینی میشود.
