توافق؛ تنها راه پیشروی تهران – واشنگتن
علی بیگدلی، کارشناس ارشد روابط بینالملل
هفته گذشته همزمان با برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری رهبری، شاهد تشدید سطح تنش و تبادل آتش میان تهران و واشنگتن بودیم؛ تا جایی که در مقاطعی مقامهای ارشد آمریکایی ازجمله شخص دونالد ترامپ از پایان آتشبس سخن گفتند و درمقابل مقامهای ارشد ایرانی همچون محمدباقر قالیباف نیز بر پاسخ کوبنده و مقابلهبه مثل به حملات آمریکایی تاکید کردند اما این واقعیت نیز غیرقابلانکار است که هر دو طرف باوجود تاکید بر عزمجزمشان در مقابله نظامی، تلویحا تاکید کردند که در صورت بازگشت طرف مقابل به میز مذاکره، آماده گفتوگو و ازسرگیری رایزنیهای دیپلماتیک هستند.
به این اعتبار، برخلاف تصور برخی ناظران که با نگرانی تحولات را دنبال کرده و تصور میکنند که اوضاع از کنترل خارج شده، واقعیت این است که وقتی پس از یک جنگ تمامعیار، آتشبس شکل میگیرد و طرفین بهسمت دیپلماسی گام برمیدارند، همواره احتمال وقوع چنین تحولات و تنشهایی وجود دارد و این تنشها لزوما بهمعنای پایان آتشبس نیست. چنانکه دونالد ترامپ نیز بلافاصله پس از تاکید بر اینکه بهزعم او آتشبس پایان یافته تاکید کرد که در صورت تمایل حاکمان جمهوری اسلامی به ازسرگیری مذاکره، ایالات متحده نیز آماده گفتوگو است.
با این همه آنچه درمجموع حائز اهمیت بوده این است که هر دو طرف میدانند که باید به سمت توافق و رفع خصومتها گام بردارد و آنچنانکه از رفتار و گفتار رهبران ایران و آمریکا نیز میبینیم، روح سازش در هر دوطرف وجود دارد. واقعیت این است که هم ما نیازمند پایان دادن به این تنشهای نظامی و توافق هستیم و هم آمریکاییها چارهای جز توافق با ما پیشروی خود نمیبینند. به عبارت دیگر ما به دلیل انباشت مشکلات اقتصادی و مشکلات گسترده معیشتی، دیگر قادر به ادامه این وضعیت نیستیم و آمریکاییها نیز بهدلیل افزایش نارضایتی عمومی و همچنین فشارهای سیاسی که ازسوی دموکراتها به دولت ترامپ وارد شده و میشود، چارهای جز توافق با ایران ندارند و آنچه ورای این مباحث حائز اهمیت بوده، این است که خوشبختانه هردو طرف در عمل به این نتیجه رسیدهاند که ادامه جنگ به هیچوجه نمیتواند منافعشان را تامین کند. به یاد بیاوریم که ترامپ در یکی از همین اظهارنظرهای مطبوعاتی خود که ظاهرا با هدف تهران مطرح کرده بود، تاکید کرد که حتی زدن زیرساختهای ایران نیز درواقع نتیجهای برای آمریکا در پی نخواهد داشت و واشنگتن چارهای جز توافق با تهران ندارد.
البته در این میان نه میتوان تلاشهای نتانیاهو و اسرائیلیها برای برهم زدن تفاهم و مذاکرات را نادیده گرفت و نه البته میشود بهطور کامل به فشارهایی که نیروهای تندروی داخلی به مذاکرهکنندگان وارد میکنند، بیتفاوت بود. با این همه واقعیت این است که هیچیک از این اقدامها و تلاشها، درنهایت قادر نیست نیاز مبرم تهران و واشنگتن به توافق را تحتالشعاع قرار دهد. به بیان دیگر اگرچه اسرائیل در آخرین تلاش خود مدعی شده که ایران به دنبال ترور ترامپ است تا مگر از این طریق مانع از ادامه تلاشهای کاخ سفید برای توافق با ایران شود اما واقعیت این است که ترامپ در مساله ایران به جیدیونس اعتماد کرده و ونس نیز با خوشبینی بهتوافق با ایران مینگرد. نکته حائز اهمیت دیگر در این بحث، حساسیت جامعه سرمایهداری آمریکا نسبتبه بهای نفت و نگرانی شهروندان آمریکایی نسبتبه بهای سوخت و بنزین است که بهعنوان عاملی موثر در ترغیب ترامپ به توافق با ایران عمل میکند.
همزمان موضعگیریهای تند و تیز برخی نیروهای داخلی ازجمله همین سخنرانی اخیر سعید جلیلی که بر لزوم انتقام تاکید کرده، اگرچه توانسته تاحدودی، در شرایطی که کشور درگیر برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری رهبری بوده، بازگشت به مسیر دیپلماسی را کُند کند اما درنهایت این احساسات نیز فروکش خواهد کرد و تصمیمگیران اصلی در ایران نیز زمینه ازسرگیری مذاکرات را فراهم خواهند کرد چنانکه در همین شرایط حساس کنونی نیز شاهد ورود هیات میانجی قطری به تهران بودیم و در واقع همین که ایران اجازه ورود این هیات را صادر کرده و نسبتبه تلاشهای میانجیها نرمش نشان داده و میدهد، پیام امیدبخشی در راستای ازسرگیری مذاکرات دارد. ضمن آنکه این موضعگیریهای تند و تیز تندروهای داخلی نیز دستکم در شرایط کنونی که به هر حال کشور کماکان درگیر برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری رهبری است، فاقد اشکال است و حتی میتواند تا حدودی احساسات جریحهدارشده جامعه را تخلیه کند.
فارغ از این تحولات زودگذر، آنچه در افق بلندمدت حائز اهمیت بوده این است که بهدلیل انباشت مشکلات اقتصادی و وضعیت بیکاری و فقری که جامعه را به سمت فساد و فحشا سوق داده، چارهای جز توافق نداریم و در مقابل، آمریکاییها نیز در عمل دریافتهاند که تنها راه حلوفصل مساله تنگه هرمز و جلوگیری از تشدید بحران سوخت و انرژی در جهان، سازش و توافق با ایران است.

