تصمیم عجیب در جایی عجیب
یکم- واقعیت تلخ این است که در این کشور آنقدر روزنه برای رانتخواری وجود دارد که اگر برای هر کالا یا فعالیت رانتی دهها هزار گروه مبارزه با رانت بهکار گرفته شود باز هم باید گروههای تازه درست کرد. تازه باز کردن این رانتخواری در جاهایی اتفاق میافتد که اصولا برای کار دیگری درست شدهاند.
دوم- خب دیگر بس است حماسهسرایی غمآلود. اگر میشود بروید سر اصل مطلب.
سوم- باشد اما بهتراست به داستان ناراحتکنندهای که در جایی عجیب بهتصمیمی عجیبتر رسیده اشاره شود. داستان این است که کارگروه امنیت غذایی وزارت جهادکشاورزی اعلام کرده صادرات قند که پیش از این ممنوع شده بود را آزاد کرده است. این در حالی است که یکسوم نیاز کشور بهشکر هنوز با واردات تامین میشود.
چهارم- حالا چرا صادرات قند ممنوع شده بود؟ ممنوعیت صادرات قند به سال۱۳۹۷ برمیگردد. در آن سال وزارت صنعت، معدن و تجارت طی بخشنامهای و با این استدلال که دولت بخش زیادی از شکر را با ارز ترجیحی وارد میکند ممنوع کرد زیرا صادرات ارز کشور را هدر میداد.
پنجم- آیا داستان ارز حل شده است؟ خیر. واردات شکر با ارز مبادلهای و صادرات با ارز آزاد انجام میشود یعنی شکری که با ارز مبادلهای(به قیمت امروز ۱۴۸هزارتومان) وارد کرده را بهنرخ آزاد (۱۷۸هزارتومان) صادر میکند یعنی ۳۰هزارتومان در هر کیلو به نفع صادرکننده تمام میشود.
ششم- حالا پرسش چیست؟ پرسش این است که آیا یک کارگروه که باید امنیت غذایی را تامین کند اختیار دارد مجوز صادرات کالایی را بدهد که تامین آن برای کشور با واردات ممکن است؟ پرسش بعدی این است که آیا وزارت جهاد کشاورزی یا همین کارگروه میتواند تضمین کند صادرکنندگان همین میزان تعیینشده را صادرکنند؟ از کجا معلوم میشود صادرکنندگان شکر را از کجا تهیه کردهاند؟ آیا دادن ارز رانتی برای یک گروه کوچک در این شرایط ناراحتکننده نیست؟
