رویکردی قابل ستایش
پیام مقام رهبری در خصوص اعتماد به مذاکرهکنندگان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران و تغییر نظر خود بهعلاوه انتظارهایی که ایشان از مقامهای ارشد کشور در خصوص گفتوگوها با ایالاتمتحده دارد، گونه جدیدی از حکمرانی در کشورمان را بهنمایش گذاشته است. در گذشته و میان مقامات ارشد جمهوری اسلامی این حد از شفافیت وجود نداشت و گاهی مقامات در خفا با انجام یا عدم انجام اقدامی موافقت یا مخالفت میکردند و بعدها که نتایج آن آشکار میشد اگر نتایج حاصل از تصمیم خوب میشد با آن همراهی میکردند و در غیر این صورت میگفتند که از ابتدا هم با این موضوع مخالفت داشتند و مخالفت خود را به اطلاع دستاندرکاران رسانده بودند. از جمله این موارد مساله گرانشدن بنزین در زمان ریاستجمهوری حسن روحانی بود که وقتی با واکنش اعتراضآمیز ایرانیان مواجه شد یکی گفت صبح که از خواب بیدار شده با گران شدن بنزین مواجه شده و دیگری گفت که در این امور دخالتی نداشته و انجام یا عدم انجام چنین اقداماتی را به عهده کارشناسان گذاشته است. یکی هم گفت که همه مقامات ارشد کشور و در نشستهای سران قوا و شورای عالی امنیت ملی با گرانشدن بنزین و مکانیسم آن موافقت و همراهی شده است.
اما در پیام مقام رهبری در همین ابتدای امر، تصریح شده که دستکم ایشان ملاحظاتی درباره مفاد توافق داشته و ایرادهایی را به آن وارد میدانستهاند اما به کارگزاران نظام و در راس آن رییسجمهور اعتماد کرده و با امضای تفاهمنامه موافقت کردهاند. این میزان از شفافیت رفتاری، در میان مناسبات تصمیمگیری و اجرا در کشورمان، اگر بینظیر نباشد حداقل کمنظیر است و از این بابت قابل استقبال بهنظر میرسد. البته آنطورکه برخی مخالفان تفاهم ایران و ایالاتمتحده تفسیر میکنند و از تحمیل شدن این متن به مقام رهبری خبر میدهند ماجرا رخ نداده و چیزی به کسی تحمیل نشده است. در همین ساعات اخیر چه در میان اصولگرایان افراطی و چه در میان مخالفان جمهوری اسلامی در ایران پیام مذکور به تحمیل شدن متن و نکات تفاهمنامه به رهبر ایران مصادره شده در حالی که رهبری تصریح کرده که به رییسجمهور و اعضای تصمیمگیر شورای عالی امنیت ملی اعتماد و با امضای تفاهمنامه موافقت کرده است. اتفاقا این گروه گونهای قابلدفاع از مردمسالاری را در کشورمان به نمایش میگذارد؛ اگر به این واقعیت توجه شود که بسیاری از اعضای شورای عالی امنیت ملی مانند رییسجمهور، رییس مجلس، وزیران موضوع و… از شهروندان رای و رای اعتماد گرفتهاند، این نکته به ذهن متبادر میشود که رهبری در مقابل نمایندگان ایرانیان در حاکمیت نظام حاضر شده از نظر خود عبور کند و به نظر جمعی که برآیند نظر شهروندان ایرانی است احترام بگذارد و آن بپذیرد. این پذیرش، تحت تحمیل رخ نمیدهد بلکه احترام گذاشتن به عقل جمعی است و خواستهای مطرح از همین عقل جمعی را بیان میکند.
در این پیام رهبری بهروشنی انتظارهای خویش از تیم مذاکرهکننده و کارگزاران نظام را بیان میکند. این انتظارها همان خواستهایی است که شب و روز و در محافل و تجمعهای شهروندان ایرانی فریاد زده یا بیان و مطرح میشود. درواقع مقام رهبری نظر کارگزاران نظام را بر نظر خود ارجح دانستهاند. این موضوع البته در زمان حضرت امام و بههنگام پذیرش قطعنامه۵۹۸ هم رخ داد. در آن هنگام دو گروه موافق و مخالف پذیرش قطعنامه در کشورمان وجود داشت و هنگامیکه رهبر وقت کشور قطعنامه۵۹۸ را پذیرفت و آتشبسی میان ایران و عراق برقرار شد، برخی از همان کسانی که در خفا به امام نامه مینوشتند و میگفتند که کشور ظرفیت اقتصادی و نظامی ادامه جنگ را ندارد در گروه مخالف پذیرش قطعنامه قرار گرفتند و خواهان ادامه جنگ شدند. جالب است که همین گروه پیش از پذیرش قطعنامه توسط رهبری وقت کشور نامهای به او نوشته و تصریح کرده بودند که فهرست بلندبالایی که حتی شامل سلاحهای نامتعارف نیز بود، باید در اختیار نظامیان ایرانی باشد تا آنها بر ارتش بعث چیره شوند اما پس از موافقت امام با پذیرش قطعنامه، همین عده شروع به اتهامزنی علیه مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی کرده و گفتند که او امام را به پذیرش قطعنامه وادار کرده است.
اکنون هم همان کسانی که در خفا تصریح میکنند که پیروزی ایران بر ایالاتمتحده تنها بهطور راهبردی و استراتژیک رخ داده و روی زمین و به گونه فیزیکی قابلتحقق نیست، به پزشکیان و قالیباف حمله میکنند و علیه عراقچی شعار میدهند. همین عده که شعار جنگ تا به زانو درآوردن ایالاتمتحده و نابودی فیزیکی اسرائیل را در مجامع علنی سر میدهند در خلوت و اظهارات غیررسمی اعتراف میکنند که بهلحاظ فیزیکی ارتش ایالاتمتحده قویتر از جمهوری اسلامی است و در صورت در بنبست قرار گرفتن ایالاتمتحده حتی امکان استفاده از سلاح هستهای علیه کشورمان نیز متصور است. همین عده که توافق را برنمیتابند و ادامه جنگ را برای ایرانیان و ایران تجویز میکنند البته میدانند که امکان تحقق نابودی فیزیکی اسرائیل دستکم تا چشمانداز قابلپیشبینی، چندان زیاد نیست و نمیتوان براساس آن تصمیم گرفت.
برخی از همین مدعیان میگویند حتی اگر همه شیعیان نیز کشته و شهید شوند بازهم باید همه توان را برای نابودی فیزیکی آمریکا و اسرائیل هزینه کرد. آیا همه ایرانیان با این اقدام و دیدگاه موافق هستند؟ روشن است که درصد قابلتوجهی از ایرانیان به چنین کارزار آخرالزمانی اعتقادی ندارند و برایشان زندگی در یک کشور مدرن و پیشرفته که به اصول اعتقادی و حریم جغرافیای خود پایبند باشند، اهمیت دارد و هیچ گزینه دیگر را به عنوان بدیل و جایگزین نمیپذیرند. روشن است که این افراد فقط در محافل خود و به عنوان متکلموحده و بیرقیب سخن میگویند و هیچگاه در معرض قضاوت عمومی و مواجه با نظریات مخالف قرار نمیگیرند. این است که چنین افرادی همیشه در صندلی محق و صاحب حق نشسته و بقیه را به پیروی و اطاعت از دیدگاه خود میخوانند.
حصول این توافق و امضای آن نمونهای کامل از کار تیمی مقامات نظام است. در یکسو نظام میان ایرانی گاهی به صورت پیشدستانه و گاهی به صورت پاسخ متقابل، تحرک نظامی دشمنان را پاسخ دادند، شهروندان ایرانی نیز تمامقد از کارگزاران و تمامیت اراضی ایران دفاع کردند، کارگزاران نظام نیز در میز مذاکره از منافع میهن و مردم دفاع کردند و سرانجام متن اخیر حاصل شد. پس از امضای تفاهمنامه توسط دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان، کسانی که محمدباقر قالیباف را به تمامیتخواهی متهم و رفتار او را مهرهچینی برای تصاحب کشور و نظام توصیف میکردند، ساکت شدند چراکه اگرچه قالیباف در مقابل جیدیونس معاون ترامپ روی صندلی مذاکره تکیه زد اما وقتی طرف آمریکایی سطح سیاسی تفاهم را به رییسجمهور ارتقا داد، قالیباف هم از فرآیند خارج و پزشکیان جایگزین شد چنانکه رهبر نیز اگرچه از رییسجمهور به عنوان رییس شورایعالی امنیت ملی نام میبرد اما از محمدباقر قالیباف یادی نکرده و بهطور جمعی به اعضای شورایعالی امنیت ملی اشاره میکند؛ رویکردی که نشان میدهد هریک از مقامات ایرانی تنها در ظرفیت خود برای خاتمه جنگ نقش ایفا میکنند و از زیادهخواهی یا استیلا بر دیگران خبری نیست.
