چگونه جنگ ایران تمرکز آمریکا از چین را برهم زد؟:

سکون راهبردی

گروه بین الملل
کدخبر: 635982
تنها 12هفته پس‌از انتشار راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا دولت ترامپ سومین جنگ خلیج‌فارس را آغاز کرد. این اقدام در شرایطی رخ داد که پس از ۷اکتبر آمریکا بخش قابل‌توجهی از توان نظامی منابع مالی و توجه سیاسی خود را به‌خاورمیانه منتقل کرده بود.
سکون راهبردی

جهان‌ صنعت – تنها ۱۲هفته پس‌از انتشار راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا دولت ترامپ سومین جنگ خلیج‌فارس را آغاز کرد. این اقدام در شرایطی رخ داد که پس از ۷اکتبر آمریکا بخش قابل‌توجهی از توان نظامی منابع مالی و توجه سیاسی خود را به‌خاورمیانه منتقل کرده بود.

طبق گزارشی که در این خصوص مجله فارن‌افرز منتشر کرده برخی از حامیان دولت ترامپ استدلال می‌کنند که تمرکز بر ایران و ونزوئلا در واقع بخشی از راهبرد مهار چین است زیرا این کشورها از متحدان پکن محسوب می‌شوند اما واقعیت این بوده که اهمیت ایران و ونزوئلا برای چین کمتر از اهمیت چین برای این دو کشور است. بنابراین حتی اگر واشنگتن موفق شده باشد برخی بازیگران را تضعیف کند این اقدام تاثیر بنیادینی بر جایگاه راهبردی چین نداشته و صرفا موجب نارضایتی پکن شده است.

در زمان دیدار ماه مه میان ترامپ و شی جین‌پینگ نیز روشن شد که خاورمیانه دیگر مرکز اصلی رقابت قدرت‌های بزرگ نیست. اگرچه جنگ ایران بار دیگر اهمیت ژئواکونومیک منطقه را به‌دلیل نقش آن در زنجیره‌های تامین جهانی آشکار کرد اما سه‌قدرت بزرگ جهان یعنی آمریکا، چین و روسیه بیش از دیگران توانایی مدیریت شوک‌های ناشی از بحران انرژی را دارند.

این وضعیت تفاوتی اساسی با دوران جنگ سرد دارد؛ زمانی که هنری کیسینجر برای جلوگیری از بحران نفتی و جلوگیری از تقابل مستقیم آمریکا و شوروی ناچار به‌دیپلماسی فشرده در خاورمیانه بود. حتی یک دهه پیش نیز آمریکا و روسیه مجبور بودند برای جلوگیری از برخورد نیروهایشان در سوریه هماهنگی‌های مستمر انجام دهند اما امروز خاورمیانه دیگر صحنه اصلی رقابت مستقیم قدرت‌های بزرگ نیست.

چین نیز این واقعیت را به‌خوبی درک کرده است. به‌همین دلیل پکن آگاهانه از ایفای نقش گسترده‌تر در منطقه خودداری می‌کند و ترجیح می‌دهد بار دیگر شاهد آن باشد که آمریکا منابع مالی، تسلیحاتی و سیاسی خود را در خاورمیانه مصرف ‌کند آن‌هم درشرایطی‌که خود چین می‌تواند بر اولویت‌های راهبردی بلندمدتش تمرکز کند.

بازگشت به‌گذشته

دراین‌میان به‌گفته ناظران یکی از مهم‌ترین دستاوردهای نشست ترامپ و شی جین‌پینگ توافق برای تشکیل شورای تجارت و شورای سرمایه‌گذاری بود؛ نهادی که یادآور دوران تعامل اقتصادی گسترده آمریکا و چین در دهه‌های گذشته است. بیانیه رسمی کاخ سفید تقریبا به‌طور کامل بر همکاری‌های اقتصادی و تجاری تمرکز داشت و از مسائل امنیتی پرتنش میان دوکشور تقریبا سخنی به‌میان نیاورد. تنها اشاره امنیتی موجود پذیرش درخواست چین برای ایجاد ثبات راهبردی سازنده بود. این رویکرد نشان می‌دهد که دولت ترامپ بیش از رقابت ژئوپلیتیکی بر تجارت و ثبات اقتصادی تمرکز دارد. درواقع این سیاست به‌معنای ترجیح ثبات روابط با پکن بر نگرانی‌های متحدان آمریکا در آسیا به‌خصوص ژاپن و تایوان است.

تصاویر منتشرشده از این نشست نیز یادآور دوران بیل کلینتون و جورج بوش پسر بود؛ دورانی که همکاری اقتصادی بر رقابت ژئوپلیتیکی غلبه داشت. یعنی به‌جای راهبرد صلح ازطریق قدرت دولت ترامپ اکنون به‌دنبال ثبات از طریق مصالحه است.

از بازدارندگی چین تا مهار تایوان

طبق گزارش اخیر مجله فارن‌افرز یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های سیاست جدید آمریکا به‌موضوع تایوان مربوط می‌شود. به‌نظر می‌رسد شی جین‌پینگ موفق شده ترامپ را متقاعد کند که تمرکز واشنگتن باید بر جلوگیری از اقدامات تایوان باشد و نه مهار رفتار چین. این رویکرد یادآور سال۲۰۰۳ است؛ زمانی که جورج بوش از رهبران تایوان خواست وضعیت موجود در تنگه تایوان را تغییر ندهند اما شرایط امروز کاملا متفاوت است. چین نسبت به‌گذشته بسیار تهاجمی‌تر شده و تایوان بیش از هر زمان دیگری به‌حمایت دفاعی نیاز دارد.

اگرچه دولت ترامپ در سال۲۰۲۵ بزرگ‌ترین بسته فروش تسلیحات به‌تایوان به‌ارزش ۱۰‌میلیارد دلار را تصویب کرد اما اظهارات شخص ترامپ تاثیر بازدارنده این اقدام را کاهش داد. او تایوان را یک برگ مذاکره دربرابر چین توصیف کرد و حتی درباره دشواری دفاع نظامی آمریکا از این جزیره سخن گفت. این مواضع نشان می‌دهد که کاخ سفید بیش از بازدارندگی نظامی به‌دنبال معامله سیاسی با پکن است.

چرا چین دست بالا را دارد؟

از دید نویسنده مقاله مهم‌ترین مزیت چین این است که قدرت شماره دوجهان است. بنابراین آمریکا ناچار است در سراسر جهان از اروپا گرفته تا خاورمیانه تعهدات امنیتی خود را مدیریت کند اما چین چنین محدودیتی ندارد و تقریبا تمام تمرکز راهبردی خود را بر رقابت با آمریکا در حوزه هند-پاسیفیک معطوف کرده است.

درواقع تقریبا تمامی چالش‌های امنیتی چین از مساله تایوان تا رقابت با ژاپن و مناقشات دریای چین جنوبی در یک جغرافیای مشخص متمرکز شدند. بنابراین این تمرکز به‌پکن امکان داده منابع و برنامه‌ریزی‌های خود را به‌صورت هدفمند سازماندهی کند.

در حوزه نظامی نیز چین تنها برای یک سناریوی اصلی آماده می‌شود یعنی کنترل تایوان و مقابله احتمالی با مداخله آمریکا. در همین رابطه به‌گفته کارشناسان تمرکز باعث شده ارتش چین در بسیاری از حوزه‌ها فاصله خود را با ارتش آمریکا کاهش دهد.

براساس ارزیابی کمیسیون دوحزبی بررسی راهبرد دفاعی آمریکا در سال۲۰۲۴ چین در بسیاری از زمینه‌ها از آمریکا پیشی گرفته و برتری نظامی واشنگتن در غرب اقیانوس آرام را تا حد زیادی خنثی کرده است.

اقتصاد چین؛ ضعف یا نقطه قوت؟

بسیاری از تحلیلگران مشکلات اقتصادی چین را عامل محدودکننده قدرت این کشور می‌دانند اما نویسنده مقاله معتقد است برخی از همین مشکلات به‌تقویت نفوذ جهانی چین کمک کردند. رقابت شدید میان شرکت‌های چینی باعث کاهش سودآوری آنها شده اما درعین‌حال قیمت کالاهای چینی را در بازار جهانی کاهش داده است. نتیجه این روند افزایش سهم بازار چین در بسیاری از صنایع راهبردی ازجمله صنعت خودروهای برقی بوده است.

سیاست صنعتی شی جین‌پینگ نیز اگرچه موجب کاهش مصرف داخلی و فشار بر طبقه متوسط شده اما توان تولیدی و فناوری چین را به‌طور چشمگیری افزایش داده به‌طوری که مازاد تجاری چین اکنون از یک‌تریلیون‌دلار فراتر رفته و پکن توانسته وابستگی سایر کشورها به‌زنجیره‌های تامین خود را افزایش دهد.

علاوه‌براین درکنار هوش‌مصنوعی چین سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در حوزه‌های رباتیک، زیست‌فناوری، انرژی‌های نو و فناوری‌های سبز انجام داده و شرکت‌هایی مانند BYD نمونه‌ای از موفقیت این رویکرد هستند.

در همین رابطه است که فارن‌افرز در گزارش خود نتیجه گرفته درحالی‌که آمریکا منابع خود را در جنگ ایران و بحران‌های خاورمیانه مصرف می‌کند چین با تمرکز، انضباط راهبردی و برنامه‌ریزی بلندمدت درحال تقویت جایگاه خود است.

نویسنده معتقد است دولت ترامپ نه‌تنها موفق به‌تقویت موقعیت آمریکا در رقابت با چین نشده بلکه با جنگ ایران، افزایش بدهی عمومی و فرسایش ذخایر تسلیحاتی دست دولت‌های آینده آمریکا را نیز ضعیف‌تر کرده است.

درمقابل چین باوجود مشکلات اقتصادی همچنان در مسیر تبدیل‌شدن به‌مهم‌ترین رقیب ژئوپلیتیکی و فناورانه ایالات‌متحده حرکت می‌کند و حتی اگر بخشی از اهداف اقتصادی خود را محقق نکند بازهم در دهه‌آینده چالشی بنیادین برای قدرت آمریکا باقی خواهد ماند.

آخرین اخبار