عصر جدید ژئواکونومیک
جهان صنعت – اعلام اماراتمتحدهعربی مبنی بر خروج از اوپک و ائتلاف اوپکپلاس که از اول مه۲۰۲۶ اجرایی میشود نشاندهنده یکتغییر راهبردی بزرگ در بازار جهانی انرژی است؛ تغییری که پیامدهای مستقیم و قابلتوجهی برای چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان بههمراه دارد. مهمترین اثر اینتصمیم برای چین تقویت امنیت انرژی اینکشور است زیرا عرضههای در دسترس افزایش خواهد یافت. امارات اکنون میتواند بدون محدودیتهای سهمیهای اوپک تولید خود را تا سطح هدفگذاریشده ۵میلیونبشکه در روز تا سال۲۰۲۷ افزایش دهد. اینافزایش ظرفیت منبعی قابلتوجه و باثبات از نفت را در اختیار چین قرار میدهد که خارج از محدودیتهای ائتلافهای تولیدی است. خروج امارات از اوپک بر سیاست تنوعبخشی چین اثرگذار خواهد بود زیرا اینکشور حدود ۷۰درصد نیاز نفتی خود را ازطریق واردات تامین میکند بنابراین خروج امارات بهپکن انعطاف بیشتری برای خرید از بازارهای لحظهای با قیمتهای رقابتیتر میدهد.
در همین رابطه طبق گزارشی که اخیرا مدرن دیپلماسی منتشر کرده اینتحول ازطریق ایجاد فشار نزولی پایدار بر قیمتها تاثیر مهمی بر هزینه واردات خواهد داشت. افزایش تولید نفت امارات تا حدود ۶۸۰هزاربشکه در روز بیش از سطوح قبلی انتظار میرود در میانمدت(۱۲تا۲۴ماه) قیمت جهانی نفت برنت را تحت فشار کاهشی قرار دهد و در نتیجه هزینه واردات انرژی چین را کاهش دهد. بااینحال در کوتاهمدت ممکن است نوساناتی ایجاد شود زیرا باوجود مزایای بالقوه بستهشدن تنگههرمز توانایی بهرهبرداری فوری از اینتحول را محدود میکند چراکه بخش عمده صادرات امارات بهچین از اینمسیر عبور میکند.
برگبرنده چین
چین میتواند از اینخروج برای تقویت همکاریهای مالی و تجاری و گسترش مبادلات با ارزهای محلی بهویژه یوآن بهره ببرد. خروج امارات از اوپک میتواند زمینه گسترش توافقهای نفتی با ارزهایی مانند روبل، روپیه و یوآن را فراهم کند و وابستگی بهقیمتگذاری سنتی دلاری را کاهش دهد؛ امری که با راهبرد چین برای بینالمللیسازی یوآن همسو است. اینروند میتواند سرمایهگذاریهای مشترک را نیز تقویت کند بهخصوص با توجه بهسهمهای موجود چین در امتیازات نفتی امارات. درواقع با رهایی ابوظبی از محدودیتها اینسرمایهگذاریها میتوانند ازطریق افزایش تولید بازدهی بیشتری ایجاد کنند. علاوه بر این چین ممکن است از اینتحول برای کاهش نفوذ اوپک بهرهبرداری ژئوپلیتیکی کند زیرا اینخروج توانایی اوپک در کنترل عرضه جهانی را کاهش داده و احتمال شوکهای قیمتی ناشی از کاهشهای جمعی تولید را کم میکند؛ موضوعی که بهنفع کشورهای مصرفکننده بزرگی مانند چین است.
در اینراستا بحثها و تحلیلهای چینی درباره پیامدهای اینتحول شدت گرفته است. کارشناسان چینی درحال بررسی احتمال و تاثیر چنین سناریویی هستند بهویژه باتوجه بهظرفیت روبهرشد تولید امارات و تمایل اینکشور بهانعطاف بیشتر. اگر فرض کنیم اینخروج محقق شده باشد چین میتواند بزرگترین بهرهبردار آن باشد: نخست ایناقدام میتواند بهتضعیف سلطه «پترودلار» منجر شود زیرا خروج بازیگری در اندازه امارات از چارچوب سنتی اوپک مسیر را برای توافقهای دوجانبه در قیمتگذاری نفت با یوآن(حتی یوآن دیجیتال) هموار میکند و وابستگی بهنظام مالی غربی مانند سوئیفت را کاهش میدهد. علاوهبراین شرکتهای چینی مانند CNPC و CNOOC که در امتیازات نفتی ابوظبی سهام دارند با رفع محدودیتهای تولیدی اوپک میتوانند تولید را افزایش داده و نیازهای انرژی روبهرشد چین را با شرایط ترجیحی تامین کنند.
این امر بهاحیای سرمایهگذاریهای مشترک چین و امارات کمک کرده و جریان سرمایه چینی بهبخش پالایش و پتروشیمی امارات را تقویت میکند. مبادله کالاهای نهایی و نفت خام در چارچوب یکچرخه اقتصادی مبتنی بر ارزهای محلی، هزینههای تبدیل و ریسکهای ناشی از نوسانات دلار را کاهش میدهد و با سیاست چین برای حرکت بهسمت بریکس همسو است. درواقع از آنجا که امارات عضو اینگروه است فاصلهگرفتن از چارچوب سنتی اوپک با جهتگیری کلی اینبلوک برای ایجاد یکنظام مالی موازی مبتنی بر روبل، روپیه و یوآن هماهنگ است. بنابراین درصورت تحقق چنین سناریویی رابطه دوکشور از یکرابطه صرفا خریدار–فروشنده بهیک مشارکت راهبردی جامع تبدیل خواهد شد و انرژی بهموتور محرک نظام مالی جدیدی بدل میشود که چین درپی رهبری آن است.
درنتیجه خروج امارات یکدستاورد راهبردی برای چین از نظر افزایش عرضه و کاهش بالقوه هزینهها محسوب میشود اما بهرهبرداری کامل از اینفرصت همچنان بهثبات مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس وابسته است.
پیام تحول جدید برای ایران
در همین رابطه است که برخی از کارشناسان معتقدند خروج امارات متحده عربی از اوپک و ائتلاف اوپکپلاس در نگاه اول بهعنوان یکتحول بازارمحور دیده میشود اما در سطح راهبردی پیامدهای چندلایهای برای ایران در خلیج فارس و معادلات انرژی جهانی دارد. اینتصمیم عملا بهتضعیف انسجام اوپک منجر میشود؛ نهادی که طی دههها یکی از معدود ابزارهای کشورهای تولیدکننده برای مدیریت عرضه و اثرگذاری بر قیمت جهانی نفت بوده است. بنابراین برای ایران که همواره از سازوکارهای جمعی برای جلوگیری از افت شدید قیمت نفت بهره برده اینتحول یکتهدید بالقوه محسوب میشود زیرا افزایش تولید امارات میتواند بهفشار نزولی بر قیمتها منجر شده و درآمدهای نفتی ایران را در شرایط محدودیتهای تحریمی بیش از پیش تحت فشار قرار دهد.
درعینحال اینتحول فرصتهایی نیز ایجاد میکند. افزایش نقش چین در تنظیم بازار و گرایش بهقراردادهای دوجانبه خارج از چارچوبهای سنتی میتواند بهنفع ایران باشد بهخصوص اگر تهران بتواند در چارچوب ترتیباتی مشابه فروش نفت خود را با ارزهای غیردلاری گسترش دهد. تضعیف نسبی نظام پترودلار و حرکت بهسمت استفاده از ارزهایی مانند یوآن همسو با منافع ایران برای دورزدن محدودیتهای مالی بینالمللی است. دراینزمینه همراستایی بالقوه با ابتکاراتی مانند بریکس میتواند فضای مانور اقتصادی ایران را افزایش دهد.
با اینحال بُعد ژئوپلیتیکی اینتحول برای ایران حتی مهمتر است. افزایش تولید و صادرات امارات درصورت ثبات مسیرهای انرژی در تنگههرمز میتواند جایگاه اینکشور را بهعنوان تامینکننده قابلاتکاتر برای بازارهای آسیایی تقویت کند و بهتدریج سهم ایران از بازار بالقوه شرق آسیا را محدودتر کند. اینموضوع بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که ایران بهدلیل محدودیتهای خارجی امکان بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای صادراتی خود را ندارد. در چنین فضایی رقابت ژئواکونومیکی در خلیج فارس تشدید شده و وزن کشورهایی مانند امارات در معادلات انرژی منطقه افزایش مییابد.
درمقابل اگر بیثباتی در مسیرهای کشتیرانی ادامه یابد اهمیت ژئوپلیتیکی ایران بهعنوان بازیگری کلیدی در امنیت خلیج فارس افزایش پیدا میکند. اینوضعیت میتواند اهرم چانهزنی ایران را در تعامل با قدرتهای آسیایی تقویت کرده مشروط بر آنکه تهران بتواند اینموقعیت را بهیک مزیت اقتصادی تبدیل کند و نه صرفا یکاهرم سیاسی.
در همین رابطه است که میتوان گفت خروج امارات از اوپک برای ایران یکشمشیر دو لبه است زیرا ازیکسو تهدیدی برای قیمت و سهم بازار و ازسویدیگر فرصتی برای بازتعریف جایگاه در نظم درحال تغییر انرژی و مالی جهان است. درنتیجه بهرهبرداری از اینفرصت مستلزم دیپلماسی فعال انرژی تنوعبخشی بهابزارهای مالی و افزایش انعطاف در سیاستگذاری خارجی است.
