اقتصاد زامبی؛ وقتی مرگ اقتصادی دیر اعلام میشود
جهانصنعت – اقتصاد زامبی مفهومی است که در دهههای اخیر وارد ادبیات اقتصادی شده و بهسرعت به یکی از نمادهای ناکارآمدی ساختارهای مالی و سیاستگذاری در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. «زامبی» در اینجا نه یک موجود خیالی بلکه استعارهای از بنگاهها، بانکها و حتی بخشهایی از اقتصاد است که در عمل «مرده»اند اما همچنان بهطور مصنوعی سرپا نگه داشته میشوند؛ بدون اینکه ارزش افزودهای تولید کنند یا توان بقا در یک بازار رقابتی را داشته باشند.
این اقتصادها نه میمیرند و نه زنده میشوند؛ تنها منابع میبلعند، بهرهوری را کاهش میدهند و اجازه نمیدهند نیروهای سالم اقتصاد جایگزین ساختارهای فرسوده شوند. اقتصاد زامبی زمانی شکل میگیرد که بنگاهها و بانکهای ناکارآمد سالها با تزریق نقدینگی دولتی، حمایتهای پنهان و سیاستهای اعتباری نامناسب سرپا بمانند. در اقتصادهای سالم بنگاههای ورشکسته از بازار خارج میشوند تا فضا برای فعالیت بنگاههای کارآمدتر آزاد شود.
اما در اقتصاد زامبی خروج بنگاههای ناکارآمد متوقف میشود و این بنگاهها با تکیه بر وامهای ارزان، تعویق بدهیها و مداخلات سیاستگذار، بدون هیچ وقفهای ادامه میدهند. نتیجه این است که منابع محدود اقتصاد به جای انتقال به کسبوکارهای جدید، نوآورانه و مولد، در جیب مجموعهای از بنگاههای فاقد کارایی حبس میشود؛ بنگاههایی که عملا هزینهای مضاعف به جامعه تحمیل میکنند.
یکی از مهمترین پیامدهای اقتصاد زامبی، کاهش نرخ بهرهوری است. وقتی بنگاهی که سالهاست زیانده است همچنان وام جدید دریافت میکند یا با حمایتهای غیرشفاف ادامه حیات میدهد، بنگاههای سالمی که میتوانند اشتغال پایدار یا ارزش افزوده بالاتر ایجاد کنند، از دسترسی به منابع مالی محروم میشوند. این وضعیت چرخهای مخرب ایجاد میکند: بهرهوری کاهش مییابد، رشد اقتصادی کند میشود، و از آنجا که سیاستگذار نمیخواهد بپذیرد که بخشهایی از اقتصاد باید «منحل» شود، تزریق نقدینگی ادامه پیدا میکند و حجم اقتصاد زامبی بزرگتر میشود.
اقتصاد زامبی پیامدهای مالی خطرناکی هم دارد. بانکهای زامبی که عملا ورشکستهاند اما اجازه اعلام ورشکستگی پیدا نمیکنند، به خلق نقدینگیِ بیضابطه روی میآورند. این بانکها برای بقا نیازمند جریان ثابت منابع جدیدند و چون توان تسویه بدهیها را ندارند، بارِ این ناترازی را به اقتصاد منتقل میکنند.
همین چرخه، تورم ساختاری، ناپایداری مالی و بحرانهای پیدرپی در بازارهای پول و سرمایه را تشدید میکند. در واقع اقتصاد زامبی مانند جراحتی است که بسته مانده اما زیر پوست چرک میکند؛ دیر یا زود انفجار خواهد داشت.
اقتصاد زامبی مانع اصلاحات است. مادامی که بنگاههای ناکارآمد با حمایتهای سیاسی، منابع عظیم را مصرف میکنند، هیچ انگیزهای برای حرکت به سمت بهرهوری، شفافیت یا رقابت باقی نمیماند.
تنها راه رهایی از اقتصاد زامبی، پذیرش «مرگ طبیعی» بنگاهها و ایجاد سازوکارهای شفاف برای انحلال، ادغام و بازسازی ساختاری است. شفافیت مالی، استقلال بانک مرکزی، انضباط بودجهای و تقویت نظام نظارتی، حلقههای ضروری برای قطع حیات مصنوعی اقتصاد زامبی هستند. اقتصاد زامبی در یک جمله یعنی: «اقتصادی که باید اصلاح شود اما بهجای اصلاح، با مسکن زنده نگه داشته میشود.»
