جهان‌صنعت از چالش‌های بافت تاریخی پایتخت گزارش می‌دهد:

میراث تهران در بحران

نادر نینوایی
کدخبر: 582267
وضعیت نابسامان بافت تاریخی تهران و تخریب‌های مداوم بناهای قدیمی، هویت شهری را تهدید می‌کند و نیاز به اقدامات فوری از سوی وزارت میراث‌فرهنگی برای حفاظت از این نشانه‌های تاریخی احساس می‌شود.
میراث تهران در بحران

نادر نینوایی– هرشهری با تاریخ و هویتش است که معنا می‌یابد. بدون گذشته و هویت شهری شهرها صرفا مجموعه‌ای درهم‌تنیده از خیابان‌ها و اتوبان‌ها می‌شوند که هیچ معنایی را منتقل نمی‌کنند. بافت تاریخی شهر مهم‌ترین نمود عینی هویت شهری است اما این هویت شهری و این نشانه‌های تاریخی شهر تهران در دهه‌های گذشته با موجی از تخریب‌های گسترده و مداوم مواجه بودند.  آوارشدن بناهای به‌یادگارمانده از عهد قاجار و پهلوی تهران را از گذشته خویش تهی کرده است. بناهای قدیمی محله‌های سنگلج و عودلاجان هر روز تخریب یک بنای تاریخی را به عزا می‌نشینند. آخرین نمونه این تخریب‌ها مربوط به خانه «امین‌لشکر» است؛ عمارتی در محله اعیان‌نشین عودلاجان که در همین یکی‌دوسال اخیر ستون‌های افراشته و سفیدرنگش را تبدیل به تلی از خاک کردند و شهرداری تهران به‌عنوان مالک نیمی از بنا نه به فکر مرمت ستون‌ها و دیوارها بوده و نه واکنشی به آوارشدن بنایی که قانونا در قبال آن مسوولیت دارد نشان داده است. قانون می‌گوید تخریب اثر ثبت ملی علاوه‌بر مجازات زندان این الزام را درپی دارد که بنای تخریب‌شده عین‌به‌عین همچون روز اول بازسازی شود اما تاکنون قانون روی‌کاغذمانده و خانه ثبت‌ملی‌شده امین‌لشکر را فریادرسی نیست. باتوجه به این روند مداوم تخریب‌ها در محله‌های قدیمی تهران دور از ذهن نیست که در یکی‌دودهه آینده چیزی از نشانه‌های هویتی شهر باقی نماند و خواسته یا ناخواسته بر تاریخ ازدست‌رفته پایتخت به‌سوگ بنشینیم.

خطر زوال هویت تاریخی تهران

باتوجه به وضعیت نابسامان بافت تاریخی تهران و خصوصا محله‌های عودلاجان و سنگلج انتظار می‌رود که وزارت میراث‌فرهنگی اقدامی عاجل برای حفاظت از این نشانه‌های هویتی پایتخت به انجام رساند.

علیرضا ایزدی، مدیرکل ثبت و حریم آثار، حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث‌فرهنگی در پاسخ به پرسش «جهان‌صنعت» درخصوص علت وضعیت نابسامان کنونی بافت تاریخی تهران و نیز درتشریح اقدامات وزارت میراث‌فرهنگی درمواجهه با تخریب‌ها گفت: «بافت تاریخی چه در عودلاجان و سنگلج و چه در مجموعه ارگ تاریخی تهران هسته اصلی شهر بوده و هویت‌بخش معماری پایتخت هستند. متاسفانه این بافت تاریخی شهر تهران از گذشته تاکنون دستخوش اتفاقات ناخوشایندی شده است. در یک سال اخیر اما مشاور طرح (عودلاجان) و اداره کل میراث‌فرهنگی استان تهران اقداماتی برای بافت عودلاجان انجام داد و شهرداری نیز یک‌سری کمک‌ها کرد و تقریبا موضوع عودلاجان بسته شده است. سنگلج هم گرچه طرح آن کمی عقب‌تر بوده اما مشاور در حال بررسی‌های میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای است و ان‌شاءالله طرح را می‌فرستند و باید آن را هم تعیین تکلیف کنیم.»

وی درخصوص واکنش وزارت میراث‌فرهنگی به تخریب خانه امین لشکر که در تملک شهرداری قرار دارد نیز گفت : «راجع به برخی خانه و بناهایی که در مالکیت مجموعه‌های دولتی هستند قانون صراحت دارد آنچه در تملک بخش‌های دولتی بوده موظف و مکلف به حفاظت و مرمت اثر نیز خود دستگاه دولتی است. موضوع خانه امین‌لشکر را دوستان در روزهای گذشته پیگیری کردند. موضوع مطرح شده و ان‌شاءالله که حل شود و قصد نداریم که مساله را به مراجع قضایی ارجاع کنیم اما دقیق و با صراحت به مجموعه شهرداری اعلام شده که خانه امین‌لشکر باید به حالت اولیه خود بازگردد و مرمت و بازسازی عین‌به‌عین صورت گیرد و کاربری مورد نظر خود را به آن اختصاص دهند. درنهایت امیدواریم که طرح‌های مطالعاتی سنگلج و عودلاجان امسال به سرانجام برسد.»

ابهامات و تعلل در پیگیری قضایی

تخریب ستون‌های خانه امین‌لشکر، سردر ورودی آن و فروریختن دیوارهای یک‌سوی خانه این بنای ارزشمند ثبت‌ملی‌شده را به خرابه‌ای تبدیل کرده که امروز پاتوق معتادان است. باتوجه به این وضعیت چالش‌برانگیز انتظار می‌رود با مسببان برخورد قضایی شده و شهرداری تهران نیز نسبت به رسیدگی به بنای تحت تملکش مسوول شناخته شود.

علی طلوعی، مدیرکل اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان تهران در پاسخ به این پرسش «جهان‌صنعت» که واکنش میراث‌فرهنگی تهران به تخریب‌ها در خانه امین لشکر چیست، گفت: «تا آنجایی که من می‌دانم مالک این بنا شهرداری است و باید با شهرداری رفت‌وبرگشت‌هایمان را انجام دهیم و درخصوص اینکه می‌فرمایید آنجا تخریبی صورت گرفته باید اجازه دهید تا بررسی کنم.»

مدیرکل اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان تهران در پاسخ به این پرسش که آیا قصد ندارد پیگیری قضایی برای تخریب خانه ثبت‌ملی‌شده امین‌لشکر انجام دهید نیز گفت: «حتما پیگیری می‌کنیم و شاید هم انجام شده باشد. درحال حاضر اما من همین‌قدر اطلاع دارم که مالک بنا شهرداری است اما اکنون اطلاع دقیقی ندارم. می‌پرسم و پاسخ را به اطلاع خواهم رساند اما درخصوص عودلاجان غربی بررسی‌ها به شکل کامل انجام شده و عودلاجان مرکزی نیز تا ۴۰‌روز آینده کارهایش نهایی خواهد شد و دفتر ثبت هم ابلاغ آن را به ما انجام خواهد داد.»

وی افزود: «در بحث بافت تاریخی عودلاجان اقدامات انجام شده و مشاور گرفتیم و در مرحله نهایی است. ان‌شاءالله از حوزه ثبت که تایید و به ما ابلاغ شود کارهای مرتبط با آن به انجام می‌رسد.»

بحران میراث تاریخی پایتخت

بافت تاریخی تهران امروز در نقطه‌ای ایستاده که می‌توان آن را «مرحله هشدار قطعی» نامید؛ مرحله‌ای که در آن نه‌تنها بناهای ثبت‌شده و ارزشمند در معرض تخریب قرار گرفتند بلکه ساختار مدیریتی نیز با نوعی نگاه واگذاری مسوولیت و کم‌توجهی مواجه است. تهران از معدود کلان‌شهرهایی بوده که هسته تاریخی آن هنوز توان روایت‌گری دارد اما روند تخریب‌های چند دهه اخیر این ظرفیت را به‌شدت محدود کرده و خطر گسست هویتی را واقعی‌تر از همیشه ساخته است.

در چنین شرایطی مهم‌ترین چالش نه صرفا تخریب بناها بلکه ضعف سازوکارهای نظارتی و اجرایی است. هنگامی که یک بنای ثبت ملی در مالکیت یک نهاد عمومی تخریب می‌شود و واکنش دستگاه‌های متولی به «پیگیری‌های اداری» و «ارجاع احتمالی» محدود می‌ماند معنایش این است که قانون میراث‌فرهنگی عملا ضمانت اجرایی موثری ندارد. در نبود پیگیری دقیق این پیام به سایر مالکان منتقل می‌شود که تخریب آثار تاریخی حتی اگر قانونی نباشد پیامد جدی به دنبال ندارد.

ازسوی دیگر نگاه مدیریتی به بافت تاریخی در تهران همچنان به‌جای «حفاظت فعال» مبتنی بر «طرح‌نویسی مداوم» است. ده‌ها طرح برای محله های تاریخی تهیه شده اما فاصله میان تدوین طرح و اجرای آن معمولا آن‌قدر طولانی است که در این میان بخش مهمی از بافت از میان می‌رود. این چرخه فرسایشی باعث شده ارزش مطالعات و برنامه‌ریزی‌ها نیز کم‌رنگ شود زیرا محیط واقعی پیش از اجرای طرح دستخوش دگرگونی کامل شده است.

از جنبه اجتماعی نیز تخریب تدریجی این بافت‌ها پیامدهای قابل‌توجهی دارد. محله‌های قدیمی زمانی مرکز شکل‌گیری ارتباطات اجتماعی و زندگی اصیل شهری بودند اما امروز با تبدیل‌شدن به فضاهای رهاشده به زیستگاه بحران‌های اجتماعی بدل شدند. بناهای تاریخی که می‌توانستند احیا شده و به کاربری‌های فرهنگی و گردشگری تبدیل شوند اکنون به پاتوق آسیب‌های اجتماعی تغییر ماهیت دادند. این روند نشان می‌دهد مساله میراث‌فرهنگی در تهران صرفا مساله‌ای تاریخی نبوده بلکه مستقیما با امنیت اجتماعی، کیفیت زندگی شهری و عدالت فضایی پیوند خورده است.

درنهایت اگر رویکرد مدیریتی تغییر نکند تهران در آینده‌ای نه‌چندان دور شهری خواهد بود با گذشته‌ای ادعایی اما بدون شواهد عینی از آن. گام نخست برای جلوگیری از این وضعیت ایجاد سازوکاری الزام‌آور برای دستگاه‌های مالک بناهای تاریخی، اجرای قاطع قوانین و برخورد با تخریب‌گران است. احیای واقعی بافت‌ها نیز باید جایگزین طرح‌های بی‌سرانجام شود. تنها در چنین شرایطی است که می‌توان امیدوار بود پایتخت هویت تاریخی خود را حفظ کرده و از چرخه فرسایش مداوم بیرون بیاید.

وب گردی