۵ ابزاری که نظام بانکی ایران لازم است آنها را عملیاتی کند

علیرضا جوادی
کدخبر: 645272

علیرضا جوادی، کارشناس ارشد مالی کسب‌وکارها

سال‌هاست نسخه ثابت سیاستگذار برای حل مشکل تامین مالی تولید، افزایش سقف تسهیلات بانکی، تزریق منابع جدید یا کاهش نرخ سود است. اما تقریبا هیچ‌گاه این سوال مطرح نمی‌شود که آیا مشکل اقتصاد ایران کمبود پول است یا کمبود ابزار؟

بانک‌های دنیا امروز بخش بزرگی از تجارت را نه براساس اعتبار شرکت‌ها بلکه بر مبنای خود دارایی‌های تجاری تامین مالی می‌کنند. قرارداد فروش، موجودی انبار، مطالبات تجاری، قرارداد خرید بلندمدت و حتی کالاهای در حال فرآوری، هرکدام می‌توانند وثیقه یک ساختار مالی باشند. به همین دلیل بسیاری از شرکت‌هایی که از نظر ترازنامه ضعیف هستند، همچنان میلیاردها دلار تامین مالی دریافت می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین این ابزارها Borrowing Base Facility  است. در این ساختار، بانک برای شرکت سقف ثابتی تعیین نمی‌کند بلکه هر هفته یا حتی هرروز ارزش دارایی‌های جاری شرکت را محاسبه می‌کند؛ موجودی انبار، حساب‌های دریافتی و کالاهای در مسیر حمل. هرچه این دارایی‌ها افزایش یابد، ظرفیت دریافت اعتبار نیز به همان نسبت افزایش پیدا می‌کند. در بسیاری از شرکت‌های بازرگانی جهان، اعتبار بانکی به‌جای وثیقه ملکی، براساس همین فرمول پویا تعیین می‌شود. چنین ابزاری برای شرکت‌های فولادی، پتروشیمی، معدنی و واردکنندگان مواد اولیه در ایران می‌تواند تحول‌آفرین باشد.

ابزار کمتر شناخته‌شده دیگر Offtake-Backed Finance است. فرض کنید یک تولیدکننده ایرانی قرارداد پنج‌ساله فروش کنسانتره مس با یک خریدار معتبر خارجی امضا کرده است. در نظام مالی سنتی، بانک همچنان به ترازنامه شرکت نگاه می‌کند اما در این ساختار، خود قرارداد فروش به دارایی مالی تبدیل می‌شود. جریان وجوه ناشی از قرارداد به حساب تحت کنترل بانک واریز می‌شود و همان جریان نقدی، بازپرداخت تسهیلات را تضمین می‌کند. در واقع بانک بیش از آنکه به اعتبار فروشنده اعتماد کند، به اعتبار خریدار اتکا می‌کند. این مدل سال‌هاست در پروژه‌های معدنی، انرژی و فلزات جهان اجرا می‌شود.

در صنایع فلزی نیز Tolling Finance راهکاری هوشمندانه ارائه می‌دهد. در این مدل، سرمایه‌گذار مالک مواد اولیه باقی می‌ماند و کارخانه صرفا عملیات فرآوری را انجام می‌دهد و کارمزد دریافت می‌کند. بنابراین کارخانه دیگر نیازی به تامین سرمایه هنگفت برای خرید مواد اولیه ندارد و تامین‌کننده سرمایه نیز به دلیل مالکیت کالا، ریسک اعتباری بسیار پایین‌تری تحمل می‌کند. این ابزار می‌تواند برای ذوب مس، آلومینیوم، روی و حتی پالایشگاه‌های کشور کاربرد مستقیم داشته باشد.

تحول بعدی، دیجیتالی شدن تامین مالی تجارت است. در دنیا، فناوری Embedded Trade Finance  باعث شده تامین مالی مستقیما داخل سامانه خرید و فروش انجام شود. به محض تایید یک سفارش یا فاکتور در ERP شرکت، پیشنهاد تامین مالی ظرف چند ثانیه صادر می‌شود و وجه معمولا ظرف کمتر از ۲۴‌ساعت پرداخت می‌شود. اعتبارسنجی نیز نه براساس وثیقه‌های سنتی بلکه بر پایه داده‌های واقعی زنجیره تامین انجام می‌شود. این فناوری می‌تواند مشکل هزاران بنگاه کوچک و متوسط ایرانی را که دسترسی موثری به تسهیلات بانکی ندارند، برطرف کند.

ابزار پنجم Trade Finance Securitisation  است یعنی بانک یا صندوق، پرتفوی مطالبات کوتاه‌مدت تجاری خود را تجمیع کرده و از طریق یک شرکت واسط به اوراق بهادار تبدیل می‌کند و به سرمایه‌گذاران می‌فروشد. نتیجه آن است که سرمایه بانک آزاد می‌شود و همان منابع دوباره برای تامین مالی تجارت به کار گرفته می‌شود. در بسیاری از کشورها، این ابزار به یکی از مهم‌ترین منابع تامین مالی صادرات تبدیل شده است.

اقتصاد ایران بیش از آنکه با کمبود منابع روبه‌رو باشد، با فقر ابزارهای مالی مواجه است. اگر تنها بخشی از این ساختارها وارد نظام بانکی، بازار سرمایه و شرکت‌های تامین سرمایه شود، میلیاردها دلار سرمایه در گردش از دل دارایی‌های موجود آزاد خواهد شد؛ بدون آنکه نیاز به خلق پول جدید یا افزایش فشار بر ترازنامه بانک‌ها باشد. شاید زمان آن رسیده باشد که سیاستگذار به جای پرسیدن «چقدر پول داریم؟» بپرسد «از چند ابزار مالی مدرن استفاده می‌کنیم؟»

آخرین اخبار