۴۰‌روز میان آوار و امید

گروه جامعه
کدخبر: 622048
جنگ اسفندماه بر شهر تأثیرات عمیقی گذاشت و آزمونی برای همبستگی و انسانیت مردم و نیروهای امدادی بود.
۴۰‌روز میان آوار و امید

جهان صنعت- جنگ اسفندماه روزهای سختی را برای شهر رقم زد اما آزمونی برای انسانیت و ایستادگی بود؛ روزهایی که وحدت و همدلی اسم رمز همه عملیات‌ها بود، روزهایی که نیروهای امدادی، آتش‌نشان‌، آواربردار و پاکبان در میان گرد و غبار انفجار به دل آوار می‌زدند، تا صدای «زنده است» را از زیر تلی از آوار و خاک و سیمان فریاد زنند. جنگ تحمیلی ۴۰‌روزه برای بسیاری از شهروندان تنها یک خبر در تیتر رسانه‌ها نبود بلکه زخمی بود که بر دیوار خانه‌ها، خیابان‌ها و دل خانواده‌ها نشست. در آن روزها صدای انفجارها با سکوت سنگین در کوچه‌ها درهم می‌آمیخت و در میان گردوغبار انفجار و آوار اما امید هنوز نفس می‌کشید؛ امیدی که بر شانه‌های کسانی ایستاده بود که بی‌وقفه برای نجات جان انسان‌ها تلاش می‌کردند.

در لحظاتی که ساختمان‌ها فرو می‌ریخت و خیابان‌ها پر از دود و خاک می‌شد، خانواده‌هایی پشت نوارهای ایمنی و در فاصله‌ای نه‌چندان دور از محل حادثه ایستاده بودند و چشم‌هایی خیره به تلی از آوار و دل‌هایی که میان ترس و امید معلق مانده بود. هر صدای ضربه کلنگ یا حرکت بیل مکانیکی می‌توانست خبری از زندگی باشد. اضطراب و التهاب در چهره مادران، پدران و فرزندانی که منتظر بیرون آمدن عزیزانشان از زیر آوار بودند، تصویری بود که کمتر دوربینی توانست عمق آن را ثبت کند. در همان لحظات نخست وقوع هر حادثه، نیروهای خدمات شهری، آتش‌نشانان، گروه‌های آواربردار و امدادگر با سرعت در محل حاضر می‌شدند. بسیاری از آنها پیش از هر چیز دل به میدان می‌زدند تا راهی برای دسترسی به زیر آوار پیدا کنند. در میان بوی باروت و خاک و سیمان‌، عملیات جست‌وجو و نجات آغاز می‌شد؛ عملیاتی که گاهی ساعت‌ها و حتی روزها طول می‌کشید.

در کنار آنها، امدادگران جمعیت هلال‌احمر ایران با تجهیزات امدادی و تیم‌های تخصصی تلاش می‌کردند مجروحان را هرچه سریع‌تر از میان آوار بیرون بیاورند و به مراکز درمانی منتقل کنند. هماهنگی میان نیروهای مختلف امدادی، خدمات شهری و مدیریت شهری باعث شد بسیاری از عملیات‌ها با سرعت بیشتری انجام شود و امید برای یافتن افراد زنده در میان آوار زنده بماند. در میان این تلاش‌ها، صحنه‌ها و لحظه‌هایی ناب رقم می‌خورد وقتی فریاد «زنده است» از میان آوار بلند می‌شد؛ لحظه‌هایی که جان دوباره به تیم‌های جست‌وجو و امدادی و آواربردار می‌داد و اشک شوق در چهره خانواده‌ها جاری می‌شد. این صحنه‌ها نشان می‌داد ایستادگی و تلاش بی‌وقفه نیروهای امدادی می‌تواند حتی در سخت‌ترین شرایط نیز جان تازه‌ای به امید ببخشد.

جنگ آزمونی برای همبستگی و انسانیت در دل شهر بود. در این میان کسانی که در دل حادثه ایستادند (از نیروهای خدمات شهری و آواربرداران گرفته تا امدادگران و آتش‌نشانان و اورژانس) نشان دادند که در سخت‌ترین لحظات نیز می‌توان برای نجات جان انسان‌ها از خود گذشت.

جنگ؛ آوار رویاهای یک سرزمین

وحید محمدی، راننده بیل مکانیکی و آواربردار در گفت‌وگو با ایسنا با روایت روزهای عملیات آواربرداری می‌گوید: در ۴۰‌روزی که اصابت‌ها در مناطق مختلف تهران رخ می‌داد، ما راننده‌ها تقریبا به‌صورت شبانه‌روزی در محل حادثه حضور داشتیم و تلاش می‌کردیم پیکرهایی را که زیر آوار مانده بودند بیرون بیاوریم. معمولا پس از حضور نیروهای جمعیت هلال‌احمر ایران و سپس آتش‌نشانان، ما برای انجام عملیات آواربرداری وارد محل می‌شدیم.

او ادامه می‌دهد: روز دوم جنگ در منطقه‌۲ ساختمانی چهارطبقه به‌طور کامل تخریب شده بود و پیکرهایی در پارکینگ آن زیر آوار مانده بودند. با کمک نیروهای هلال‌احمر شروع به برداشتن آوار کردیم و در نهایت توانستیم دو نفر را که در زیر آوار محبوس شده بودند بیرون بیاوریم.

این آواربردار با اشاره به شرایط روحی نیروهای آواربردار در روزهای نخست جنگ می‌گوید: در همان روزهای اول همه ما استرس و ترس داشتیم اما وقتی می‌دیدیم خانواده‌ها چقدر نگران عزیزانشان هستند، همه بچه‌ها جهادی کار می‌کردند تا هرچه زودتر پیکرها را پیدا کنیم و به خانواده‌ها تحویل دهیم.

ایستاده در آوار به‌دنبال امید

حسین باباخانی، پاکبان و نیروی خدمات شهری نیز درباره آن روزها به ایسنا می‌گوید: با شروع این جنگ تحمیلی همه شوکه شده بودند اما در همان روزها اتحاد مردم چند برابر شد و بسیاری از شهروندان برای کمک به یکدیگر داوطلب شدند. او ادامه می‌دهد: در برخی محل‌ها ورودی زیرزمین‌ها با آوار بسته شده بود و ما تلاش می‌کردیم مسیرها را باز کنیم تا بتوان به داخل ساختمان‌ها دسترسی پیدا کرد. در کنار ما گروه‌هایی از مردم هم حضور داشتند که به‌صورت داوطلبانه کمک می‌کردند حتی گروه‌هایی از خانم‌ها به خانه‌هایی که آسیب دیده بود می‌رفتند و آنها را تمیز می‌کردند. باباخانی با اشاره به یکی از عملیات‌ها می‌گوید: در یکی از محل‌های اصابت در منطقه۲۲ ساختمانی مسکونی آسیب دیده بود و ما برای باز کردن معابر و جمع‌آوری آوار به آنجا رفتیم. با گذشت دو روز از حادثه، زنی که زیر آوار مانده بود زنده بیرون آورده شد و این اتفاق برای همه ما بسیار الهام‌بخش بود. او می‌افزاید: در این عملیات‌ها همه نیروها کنار هم بودند؛ از خدمات شهری و آتش‌نشانان گرفته تا نیروهای انتظامی و دیگر گروه‌های امدادی. خانواده‌های زیادی منتظر بودند تا عزیزانشان از زیر آوار بیرون آورده شوند و همین انتظار باعث می‌شد همه با توان بیشتری کار کنند.

این پاکبان همچنین به یکی از خطراتی که در حین عملیات با آن مواجه شده اشاره می‌کند و می‌گوید: هنگام جمع‌آوری آهن‌ها و میلگردهایی که در اثر آواربرداری بیرون می‌آمد، یک بار پایم میان آهن‌ها گیر کرد. سریع صدا زدم تا راننده لودر کار را متوقف کند و خوشبختانه با کمک او توانستم پایم را بیرون بیاورم و حادثه جدی رخ نداد.

براساس این گزارش امروز با گذشت آن روزهای سخت، شاید بسیاری از آثار فیزیکی این حوادث از سطح شهر پاک شود اما تصویر تلاش شبانه‌روزی نیروهایی که با دل و جان در میان آوار ایستادند و امید را زنده نگه داشتند، در حافظه جمعی شهر باقی خواهد ماند.

آخرین اخبار