تحلیلگر سابق سیا مطرح کرد:

۳پیامد جنگ ترامپ با ایران

گروه بین الملل
کدخبر: 613200
تحلیلگر پیشین آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) در مقاله‌ای برای نشنال اینترست می‌نویسد که «دولت ترامپ با هشدارهای شوم مبنی بر اینکه «زمان روبه‌پایان است» و اعزام یک‌«ناوگان عظیم»(Armada)  به‌نزدیکی آب‌های ایران تصویری از یک‌بحران فوری ایجاد کرد درحالی‌که تنها بحران موجود ساخته دست خودش بود.»
۳پیامد جنگ ترامپ با ایران

جهان صنعت_ تحلیلگر پیشین آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) در مقاله‌ای برای نشنال اینترست می‌نویسد که «دولت ترامپ با هشدارهای شوم مبنی بر اینکه «زمان روبه‌پایان است» و اعزام یک‌«ناوگان عظیم»(Armada)  به‌نزدیکی آب‌های ایران تصویری از یک‌بحران فوری ایجاد کرد درحالی‌که تنها بحران موجود ساخته دست خودش بود.» پل پیلار، تحلیلگر پیشین سازمان سیا در مقاله‌ای برای نشریه نشنال اینترست به‌ سه‌پیامد فاجعه‌بار جنگ ترامپ علیه ایران پرداخته ‌است. در ادامه متن کامل ترجمه این‌مقاله را مطالعه می‌کنید. عملیات «خشم حماسی» (Epic Fury) دیپلماسی واقعی ایالات‌متحده در آینده را دشوارتر خواهد کرد.

نگاهی گسترده به‌حمله آمریکا به‌ایران و مقدماتی که منجر به‌آن شد سه‌برداشت اصلی ایجاد می‌کند:

داغ‌ترین‌های لحظه

به‌گزارش خبرآنلاین پیلار می‌نویسد: نخستین‌برداشت این‌است که چگونه «تجاوز» یعنی یک‌جنگ تهاجمی و انتخابی در گفتمان سیاستگذاری ایالات‌متحده به‌امری عادی بدل شده گویی این‌اقدام به‌اندازه یک‌بیانیه دیپلماتیک بی‌خطر و معصومانه است. نباید فراموش کنیم که تجاوز غیرقانونی است و ماده۲ منشور ملل متحد را نقض می‌کند. دادگاه نورنبرگ در سال۱۹۴۶ تجاوز را «جنایت عالی بین‌المللی» نامید. این‌جدای از غیرقانونی‌بودن جنگی است که دولت به‌تازگی براساس قوانین داخلی آغاز کرده است.

جنگ عراق که دولت جورج دبلیو بوش ۲۳سال پیش آغاز کرد «پنجره اورتون»(محدوده ایده‌های قابل قبول برای عموم) را در مورد تجاوزگری جابه‌جا کرد. آن جنگ نخستین‌جنگ تهاجمی بزرگی بود که ایالات‌متحده در بیش از یک‌قرن اخیر(پس از جنگ آمریکا و اسپانیا در ۱۸۹۸) آغاز کرد. تمام عملیات‌های نظامی برون‌مرزی آمریکا در قرن بیستم، یا مداخلات کوچکی بودند(مانند گرانادا و پاناما) یا در عملیات‌های بزرگ‌تر واکنشی به‌تجاوزگری کشوری دیگر محسوب می‌شدند. برداشت‌دوم این‌است که دولت ترامپ تلاش بسیار ناچیزی برای توجیه جنگ خود علیه ایران انجام داده است. ازاین‌منظر، شرایط فعلی با جنگ عراق بسیار متفاوت است. دولت بوش پیش‌از آن اقدام یک‌کارزار تبلیغاتی مستمر برای مخاطبان داخلی و بین‌المللی راه انداخت که شامل چندین‌سخنرانی ریاست‌جمهوری بود. درمقابل پرزیدنت دونالد ترامپ پیش‌از حمله هفته گذشته تنها اظهاراتی بسیار گذرا درباره اینکه چقدر حکومت ایران را بد می‌داند، مطرح کرده بود. چهارروز پیش از حمله او سخنرانی «وضعیت کشور» را ایراد کرد که باوجود طولانی‌بودن رکوردشکنش تنها بخش کوتاهی درباره ایران داشت. آن بخش شامل برخی از دروغ‌های معمول ترامپی بود ازجمله ادعایی مبنی بر اینکه ایران درحال ساخت موشک‌هایی است که «به‌زودی به‌ایالات‌متحده آمریکا خواهند رسید.» ترامپ باوجود تکرار ادعای قبلی خود مبنی بر اینکه حملات هوایی ژوئن گذشته(عملیات چکش نیمه‌شب) برنامه سلاح‌های هسته‌ای ایران را «محو» کرده تنها خواسته مشخصی که به‌عنوان جایگزین جنگ مطرح کرد این‌بود: «درحال مذاکره با آنها هستیم. آنها می‌خواهند معامله کنند اما ما هنوز آن کلمات رمز را نشنیدیم: ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت.» درحالی‌که هیچ‌کلمه رمزی لازم نیست ایران بارها و به‌طور علنی هرگونه قصد برای ساخت سلاح هسته‌ای را رد کرده است. شاید این‌بی‌میلی برای ارائه دلیل جهت جنگ نمونه دیگری از خودرایی ترامپ باشد یا شاید نشان‌دهنده سست‌بودن کل استدلال‌های این‌جنگ است.

برنامه هسته‌ای: برنامه هسته‌ای ایران در عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته کاملا نابود نشد اما به‌شدت آسیب دید. از آن زمان ایران غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کرده است. تا هفته گذشته ایران باتوجه‌به‌ وضعیت مواد شکافت‌پذیر و سایر وظایف مهندسی اصلا به‌داشتن سلاح هسته‌ای نزدیک نبود و هیچ‌مدرکی دال بر تصمیم ایران برای ساخت آن وجود نداشت.

موشک‌های بالستیک و متحدان: ایران محدودیت‌های نامتقارن بر برنامه موشکی خود را رد می‌کند و آن را ابزاری بازدارنده دربرابر حملات می‌داند. ایران از موشک‌هایش تنها در تلافی تجاوزها استفاده کرده است(مانند انتقام ترور شهیدقاسم سلیمانی در۲۰۲۰ یا حملات اخیر اسرائیل.)

متحدان غیردولتی: حزب‌الله لبنان در واکنش به‌تهاجم اسرائیل در۱۹۸۲ شکل گرفت. گروه‌های فلسطینی مانند حماس در واکنش به‌سلطه اسرائیل پدید آمدند و کمک به‌حوثی‌ها تنها زمانی برای ایران جذاب شد که عربستان‌سعودی حمله‌ای گسترده علیه یمن آغاز کرد. سومین‌برداشت بزرگ این‌است که دولت ترامپ با هشدارهای شوم مبنی‌بر اینکه «زمان رو به‌پایان است» و اعزام یک‌«ناوگان عظیم» (Armada) به‌نزدیکی آب‌های ایران تصویری از یک‌بحران فوری ایجاد کرد درحالی‌که تنها بحران موجود ساخته دست خودش بود. ایران هیچ اقدام فوری انجام نداده بود که ضرورت حمله را ایجاب کند. تنها دلیلی که شاید ترامپ احساس می‌کرد وقت رو به‌پایان است ورود به‌جنگ پیش‌از بحث کنگره درباره «اختیارات جنگی» در این‌هفته بود. علاوه بر این‌مسیر دیپلماتیک برای حل اختلافات باز بود. درست دوروز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل مذاکره‌کنندگان در ژنو دور جدیدی از گفت‌وگوها را برگزار کردند. نه‌تنها ایرانی‌ها بلکه وزیر خارجه عمان(میانجی گفت‌وگوها) نیز اعلام کرد که پیشرفت‌های چشمگیری حاصل شده بود. قرار بود دور بعدی در وین برگزار شود که نشانی از آمادگی برای تدوین جزئیات توافق بود. اکنون جهانیان به‌این نتیجه می‌رسند که ازسوی آمریکا مذاکرات تنها یک‌تظاهر و فریب برای تضعیف حریف پیش از جنگی بود که ترامپ از ابتدا خواهان آن بود. این‌اتفاق به‌اعتبار ایالات‌متحده در هر مذاکره‌ای در آینده آسیب می‌زند. هیچ‌طرف مذاکره‌کننده‌ای دیگر باور نخواهد کرد که آمریکا با حسن نیت وارد گفت‌وگو می‌شود. حتی ممکن است کشورها نگران باشند که اطلاعات ارائه‌شده در مذاکرات(مانند بازرسی‌های آژانس انرژی اتمی) بعدا به‌عنوان اهداف نظامی در دست اسرائیل یا آمریکا قرار گیرد.  بازدارندگی زمانی کار می‌کند که کشور هدف باور کند درصورت همکاری مورد حمله قرار نمی‌گیرد. وقتی کشوری ببیند حتی باوجود تلاش برای مذاکره بازهم هدف حمله قرار می‌گیرد دیگر انگیزه‌ای برای بازدارندگی یا همکاری نخواهد داشت.

آخرین اخبار