یک پیش بینی عجیب از قیمت طلا ؛ طلا می تواند ۵ تا ۱۰ برابر رشد کند!
جهان صنعت نیوز – تحولات اخیر در بازارهای جهانی طلا بیانگر وضعیتی است که در دهههای گذشته کمتر مشاهده شده است؛ برای نخستین بار پس از دههها، تقاضای فزاینده برای طلا نهتنها از جانب اقتصادهای شرقی چون چین و هند، بلکه از سوی اقتصادهای غربی نیز همزمان رخ داده است. این همگرایی در شرایطی اتفاق افتاده که عوامل بنیادین اقتصاد جهانی، از رشد بدهی دولت آمریکا گرفته تا سیاستهای پولی بانکهای مرکزی، زمینهساز فشار رو به بالا بر قیمت این فلز گرانبها شدهاند.
در تحلیل یکی از مدیران و استراتژیستهای کلان در شرکت سرمایهگذاری Crescat Capital، بازنگری در نسبت ارزش ذخایر طلای ایالات متحده به میزان اوراق خزانه در گردش میتواند منجر به جهش تاریخی قیمت طلا شود. بر اساس دادهها، ارزش ذخایر طلای آمریکا تنها حدود دو درصد از حجم کل اوراق خزانه را پوشش میدهد، در حالیکه این نسبت در دهه ۱۹۷۰ به ۱۷ درصد و در دهه ۱۹۴۰ به حدود ۴۰ درصد میرسید. بازگشت به آن نسبتها در صورت تکرار روندهای تاریخی میتواند ارزش طلا را به محدودهای بین ۲۵ تا ۵۵ هزار دلار در هر اونس سوق دهد. این ارقام البته اهداف قیمتی نیستند، بلکه نشاندهندۀ پتانسیل عظیم بازار طلا هستند.
ذخایر طلا در کمترین سطح ۹۰ سال گذشته و فشار بر سیاستهای آمریکا
در حالیکه بانکهای مرکزی جهان از زمان بحران مالی جهانی تا امروز حجم خرید طلای خود را به بالاترین سطح ۵۰ سال اخیر رساندهاند، ذخایر طلای آمریکا در پایینترین سطح ۹ دهه گذشته قرار دارد. این شکاف فزاینده، میتواند به عاملی ساختاری برای فشار بر سیاستهای پولی و مالی واشنگتن تبدیل شود. هرچند ایالات متحده همچنان بزرگترین صاحب ذخایر طلای رسمی دنیاست، اما نسبت این ذخایر به بدهی عمومی، به شکلی نگرانکننده کاهش یافته است. چنین وضعیتی میتواند دولت آمریکا را به بازنگری در سیاستهای ارزی و ذخایر خود وادارد. بهویژه در دورهای که دلار در نقطۀ اوج تاریخی خود از نظر ارزش اسمی نسبت به سایر ارزها قرار گرفته است.
دلار در آستانۀ چرخش تاریخی و فرصت برای بازارهای مغفولمانده
تحلیلها نشان میدهد ارزش دلار آمریکا در برابر دیگر ارزهای جهانی به بیشترین سطح تاریخی خود رسیده و این وضعیت احتمالاً بهزودی تغییر مسیر خواهد داد. نمونههای تاریخی از چنین چرخشهایی از توافق پلازا در سال ۱۹۸۵ تا دورههای انقباض پولی دهۀ ۱۹۳۰ نشان دادهاند که پس از رسیدن به این نقاط اوج، معمولاً فاز تضعیف آغاز میشود. به اعتقاد استراتژیست Crescat، ضعف تدریجی دلار میتواند جرقهای برای رونق گستردۀ داراییهایی باشد که در سالهای اخیر نادیده گرفته شدهاند؛ از بازارهای نوظهور گرفته تا منابع طبیعی و کالاهای اساسی.در چنین سناریویی، ضعف تدریجی دلار میتواند جرقهای برای رونق گستردۀ داراییهایی باشد که در سالهای اخیر نادیده گرفته شدهاند.
در چنین سناریویی، سرمایهگذاران ممکن است از حوزههای فناوری و سهامهای بیشازحد ارزشگذاریشده آمریکا خارج شده و به سمت بازارهای کالایی و کشورهای درحالتوسعه متمایل شوند. تفاوت فاحش ارزشگذاری میان بازار سهام آمریکا و بازارهای نوظهور، به همراه ذخایر نقدی عظیم نهادهای مالی بزرگ جهانی از جمله صندوقهای وابسته به سرمایهگذارانی چون وارن بافت نشان میدهد که زمینۀ چرخش سرمایهها در حال شکلگیری است. این نقدینگیها در انتظار فرصتهای جذابتر برای ورود به داراییهایی هستند که بازدهی بالقوه بالاتری دارند.
نقره در آستانۀ جهش بزرگ و نشانههای تکنیکال امیدوارکننده
نقره بهعنوان مشتق طبیعی طلا و داراییای با رفتار همجهت معرفی میشود. شواهد تکنیکال از بازار نشان میدهد که نقره در موقعیتی حساس برای یک جهش قیمتی قرار دارد. بر اساس دادههای اخیر، قیمت نقره در مسیر ثبت یک «اوج فصلی» قرار گرفته است.
الگوی کلاسیک «فنجان و دسته» در نمودار بلندمدت نقره نیز نشاندهندۀ ساختار آماده برای شکست از مقاومتهای چندساله است. با توجه به محدودیت عرضه، ظرفیت معدنی رو به کاهش و افزایش تقاضای صنعتی و سرمایهگذاری، احتمال جهش قیمتی و بازگشت نقره به سطوح تاریخی بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. این حرکت، در ترکیب با روند صعودی طلا، میتواند آغازگر مرحلهای تازه در بازار فلزات گرانبها باشد؛ مرحلهای که بر پایه تضعیف دلار و بازگشت اعتماد به داراییهای واقعی شکل خواهد گرفت.
چرخش سرمایه از فناوری به کالاها
در مجموع، تصویر آینده اقتصاد جهانی با محوریت دو روند کلیدی ترسیم میشود. نخست، چرخش چرخههای پولی جهانی از داراییهای مالی و فناوریمحور به داراییهای فیزیکی؛ و دوم، اصلاح تاریخی ارزش دلار و جایگزینی آن با داراییهای امنتر در پرتفوی جهانی. در چنین فضایی، فلزات گرانبها نهتنها پناهگاه تورمی هستند بلکه میتوانند ابزار بازتعریف توازن قدرت مالی میان دولتها و بازارها باشند.
اگر فرض تکرار الگوهای تاریخی درست باشد، طلا میتواند به سطحهای باورنکردنی برسد و نقره نیز با جهش قیمتی خود، نماد بازگشت سرمایهگذاران به داراییهای بنیادین جهان گردد. این تحولات، در کنار رشد تقاضای شرق و بازنگری غرب در سیاستهای ذخایری، تصویری از دگرگونی بنیادین نظام پولی بینالمللی ارائه میدهد که پیامدهای گستردهای بر بازارهای مالی، نرخ بهره و سیاستهای اقتصادی دولتها خواهد داشت.
