گوگرد ایران زیربار هزینههای پنهان
جهان صنعت- درحالیکه تجارت جهانی گوگرد بهدلیل بحران هرمز بسیار سودآورشده برای محمولههای گوگرد ایرانی، محدودیتهایی مثل تخفیفهای سنگین، هزینه بالای بیمه و حمل، محدودیت انتقال پول و تاخیر در تحویل محمولهها مانع از دستیابی بهسودهای بزرگ شده است.
برآوردها نشان میدهد سالانه حدود ۸۰۰هزار تا یکمیلیونتن گوگرد ایران صادر میشود با این حال از هر ۱۰درخواست خرید، تنها دومورد بهمعامله و تحویل واقعی میرسد بهایندلیل که تحریمها و تنش در تنگههرمز باعث شده که هزینه بیمه و حمل زمینی گران تمام شود و ازسویی محدودیت انتقال پول و تاخیر در تحویل محمولهها این سودها را از پالایشگاههای ایران گرفته است .
گوگرد یکی از محصولات جانبی اما درآمدزای صنعت نفت و گاز ایران است که عمدتا در فرآیند شیرینسازی گازهای ترش و گوگردزدایی از نفت و فرآوردههای نفتی تولید میشود. مجتمع گاز پارسجنوبی، پالایشگاه گاز شهیدهاشمینژاد، پالایشگاههای گاز فجر جم و ایلام، پالایشگاه نفت بندرعباس و تعدادی از مجتمعهای پالایشی و پتروشیمی مهمترین تولیدکنندگان این محصول در کشور هستند. ظرفیت اسمی تولید گوگرد ایران بیش از ۲میلیونتن در سال برآورد میشود هرچند تولید واقعی با توجه بهمیزان خوراک، تعمیرات پالایشگاهها، عملکرد واحدهای بازیافت گوگرد و محدودیتهای عملیاتی تغییر میکند. بخش عمده تولید کشور بهصورت گوگرد گرانوله، کلوخه، پاستیلی یا پودری عرضه شده و در بازار داخلی یا صادراتی بهفروش میرسد.
بزرگترین کانون تولید گوگرد کشور مجتمع گاز پارسجنوبی است که ظرفیت تولید آن حدود ۲۳۰۰تن در روز معادل نزدیک به۸۴۰هزارتن در سال اعلام شده است. پالایشگاه گاز شهیدهاشمینژاد نیز با ظرفیت تقریبی ۶۰۰هزارتن از دیگر قطبهای اصلی تولید بهشمار میرود. پالایشگاه گاز ایلام، پالایشگاه نفت بندرعباس، فجر جم، بیدبلند و تعدادی از واحدهای پتروشیمی نیز باقی تولید کشور را در اختیار دارند.
ثروت ۲میلیونتنی در تنگنای صادرات
بازار گوگرد ایران درظاهر از یک مزیت مهم برخوردار است: خوراک فراوان، تولید مستمر در پالایشگاههای گاز و نفت و قیمت پایینتر از عرضهکنندگان منطقهای ازهمینرو برای این محصول بهظاهر کم ارزش که عمدتا محصول جانبی شیرینسازی گاز ترش و گوگردزدایی از نفت و فرآوردههای نفتی است بازارکم نیست.
آمار صادرات گوگرد ایران بهدلیل تحریم، تفاوت کدهای گمرکی و ثبت بخشی از معاملات در کشورهای مقصد کامل نیست. دادههای بانک جهانی گوگرد خام نشان میدهد کشورهای واردکننده در سال۲۰۲۴ دستکم ۷۳۸هزارو۸۳۹تن گوگرد از ایران ثبت کردند. ارزش این تجارت حدود ۲/۸۱میلیوندلار و متوسط ارزش هرتن نزدیک ۱۱۰دلار بوده است.
چین با خرید بیش از ۶۶۶هزارتن بهارزش حدود ۹/۷۴میلیوندلار مقصد اصلی گوگرد ایران بوده و پاکستان با بیش از ۷۲هزارتن و ۳/۶میلیوندلار در جایگاه دوم قرار داشته است. صادرات بهترکیه و ارمنستان نیز ثبت شده اما حجم آن درمقایسه با چین و پاکستان ناچیز بوده است. این رقم فقط کف صادرات قابل ردیابی محسوب میشود و همه اشکال گوگرد یا فروشهای انجامشده از مسیر واسطهها را پوشش نمیدهد.
باتوجهبه اینکه پارسجنوبی در تنها ۹ماه یک سال ۴۸۰هزارتن صادرات داشته و پالایشگاههای هاشمینژاد، بندرعباس و دیگر واحدها نیز بخشی از محصول خود را صادر میکنند میتوان حجم واقعی صادرات سالانه انواع گوگرد ایران را در سالهای عادی حدود ۸۰۰هزارتا یکمیلیونتن برآورد کرد. درصورت اعمال متوسط ارزش صادراتی سال۲۰۲۴ درآمد صادراتی متناظر با این حجم حدود ۸۸تا۱۱۰میلیوندلار خواهد بود. بااینحال این عدد برآوردی است و درآمد واقعی بهنوع محصول، کیفیت، مقصد، هزینه حمل و شیوه تسویه بستگی دارد.
از تفاضل تولید حدود ۲میلیونتنی با صادرات برآوردی ۸۰۰هزار تا یکمیلیونتنی و با احتساب تغییر موجودی انبارها و صادرات ثبتنشده مصرف داخلی را میتوان بهطور محتاطانه حدود ۷۰۰هزار تا ۱/۱میلیونتن در سال تخمین زد.
نگاهی بهگزارشهای کدال هم نشان میدهد که بازار داخلی نیز بهطور کامل در معاملات بورس کالا منعکس نمیشود زیرا بخشی از فروشها در قالب قراردادهای مستقیم انجام میگیرد. بااینحال پالایشگاه گاز ایلام در نیمه نخست سال۱۴۰۳ بیش از نیمی از عرضه و فروش بورسی گوگرد را در اختیار داشت و در آن مقطع هفت شرکت پالایشی و پتروشیمی در بورس کالا گوگرد عرضه میکردند.
برخی برآوردهای تحلیلگران بورسی نشان میدهد که متوسط ارزش صادراتی سال۲۰۲۴ یعنی حدود ۱۱۰دلار برای هر تن مبنا قرار گیرد ارزش ناخالص معادل دلاری بازار داخلی در دامنه مصرف ۷۰۰هزارتا ۱/۱میلیونتن یعنی حدود ۷۷تا۱۲۱میلیوندلار در سال خواهد بود. البته اینعدد هم بهگفته تحلیلگران درآمد قطعی شرکتها نیست و تنها بهعنوان مفروضات درنظر گرفته میشود بهایندلیل که قیمت پایه بورس، هزینه دانهبندی و حمل، خلوص محصول، نرخ ارز مورد استفاده و قراردادهای مستقیم میتواند رقم واقعی ریالی را بهشدت تغییر دهد.
فرصت روی کاغذ، تله در تحویل
گزارشهای کدال نشان میدهد که گوگرد ایران در دوره بحران اخیر حدود ۶۶۰تا۷۰۰دلار بهازای هرتن عرضه شده درحالیکه قیمت محمولههای رقیب منطقهای بهحدود هزاردلار رسیده است. باوجود این فاصله تنها دومورد از هر ۱۰درخواست خرید بهمعامله فیزیکی و تحویل واقعی منجر میشود. مساله اصلی کیفیت گوگرد ایران نیست بلکه ریسک تحویل بوده و بیمه جنگ، کرایه دریایی، دموراژ، محدودیت پوشش کشتیهای حامل کالای ایرانی و مشکلات بانکی خریدار را محتاط کرده است.
براساس محاسبات همینگزارش یکمحموله ۶۸۰دلاری فوب ایران پساز افزودن بیشاز ۱۰۰دلار بیمه جنگ، بیش از ۲۰۰دلار کرایه حمل، بیشاز ۱۰۰دلار ریسک تاخیر کشتی و هزینههای انتقال پول ممکن است با بهای نهایی بالاتر از ۱۱۳۰دلار بهمقصد برسد. درنتیجه خریدار بهقیمت تحویلشده و قابل اتکا نگاه میکند و نه صرفا قیمت فوب بندر ایران.
تحلیلگران باتوجهبه ایندادهها سهسناریو برای گوگرد ایرانی بهتصویر میکشند. در سناریوی نخست تداوم محدودیتهای حمل، بیمه و پرداخت میتواند قیمت فوب گوگرد ایران را در محدوده ۹۰۰تا هزاردلار نگه دارد اما افزایش قیمت الزاما بهمعنای رشد درآمد نیست. کاهش تعداد کشتیها و پایینبودن نرخ تبدیل سفارش بهتحویل حجم فروش را محدود میکند و احتمال انباشت گوگرد در مجتمعهای تولیدی افزایش مییابد.
در سناریوی دوم تنگه هرمز بهتدریج باز میشود اما کشتیهای متوقفشده ابتدا محمولههای قراردادهای قبلی را حمل میکنند و بارگیری فروشهای جدید با تاخیر انجام میشود. رویترز گزارش کرده که پس از توافق موقت ماه ژوئن حدود ۶۴۰هزارتن گوگرد از تنگه خارج شد اما بخش قابلتوجهی از آن مربوط بهقراردادهای عقبافتاده بود و صدها کشتی همچنان در صف یا بلاتکلیف باقی مانده بودند.
ولی در سناریوی سوم که حل کامل بحران است بهگفته تحلیلگران عادیشدن زنجیره تامین سهتاششماه زمان خواهد برد.
تحلیلگران بازار سرمایه براین باورند که با توجه بهاین سناریوها امروز مساله اصلی تجارت گوگرد ایران کمبود تولید نیست بلکه نبود آمار شفاف، خامفروشی، تمرکز مسیر صادراتی و هزینه بالای تحویل است. توسعه تولید اسید سولفوریک، کودهای گوگردی و محصولات میکرونیزه، انعقاد قراردادهای بلندمدت با فرمول روشن حمل و بیمه، ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی ایمن و تنوعبخشی بهمسیرهای صادراتی میتواند ریسک این بازار را کاهش دهد. در غیر این صورت، تخفیف ۲۰۰تا۳۰۰دلاری ایران نه سهم بازار پایداری ایجاد میکند و نه درآمد بیشتری بلکه بخشی از ارزش محصول را بهجبران ریسک لجستیکی خریدار واگذار خواهد کرد.
