جهان صنعت از سکوت جهان در برابر رنج کودکان ایرانی گزارش می‌دهد:

کودکان زیر سایه آتش و بی‌پناهی

پویا اصل باغ
کدخبر: 622056
در سال ۱۴۰۴، کودکان ایرانی در معرض آسیب‌های جدی، از جمله حملات هوایی و نقض حقوق بشر در زمان جنگ و اعتراضات قرار گرفتند.
کودکان زیر سایه آتش و بی‌پناهی

پویا اصل باغ– در هزارتوی پیچیده منازعات خاورمیانه، کودکان بیش از هر موجودی در معرض صدمه و آسیب قرار گرفتند. فرقی ندارد ایرانی باشد یا لبنانی، سوری باشد یا پاکستانی، طبق قوانین بین‌الملل در هر جنگی باید نسبت‌به رعایت حقوق انسانی به‌ویژه حقوق کودکان احترام گذاشت. متاسفانه در سالی که گذشت، سه رویداد تلخ، کودکان ایرانی را آزرده و حقوق آنها را تضعیف کرد. در تقابل ۱۲‌روزه خردادماه‌۱۴۰۴ با هدف قرار گرفتن برخی نقاط شهری و مسکونی، چندین کودک کشته یا زخمی شدند. در دی‌ماه گذشته اما خبری از زوزه جنگنده و صدای مهیب بمب نبود. در میانه و بطن اعتراضات دی‌ماه‌۱۴۰۴ بازداشت و جان‌باختن کودکان گزارش شد؛ موضوعی که حتی صدای سازمان‌های حقوق بشری را نیز بلند نکرد. از سوی دیگر با شروع جنگ دوم در اسفندماه۱۴۰۴ در همان لحظات ابتدایی شروع درگیری، هدف قرار گرفتن مدرسه میناب که منجر به جان‌باختن بیش از ۱۶۰‌کودک شد، فاجعه‌ای بزرگ و تلخ را بر برگ تاریخ این مملکت مهر زد.

نقض حقوق کودکان اما صرفا به همین مسائل محدود نیست بلکه عدم دسترسی به آموزش،  فقر، کودک‌کاری و… نیز از دیگر موضوعاتی است که کودکان ایرانی با آن دست‌وپنجه نرم کرده و حقوق آنها را تضعیف کرده است. متاسفانه بیشتر مواردی که در این گزاره ذکر شد، طی سال گذشته گریبانگیر کودکان ایرانی شد. حال در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که چرا حمایت از کودکان ایران در حقوق بین‌الملل نادیده گرفته شد؟

نقض حقوق کودک؛ بازی بزرگ قدرت

محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان به «جهان‌صنعت» می‌گوید: در منظومه حقوق بین‌الملل کودکان همواره در زمره آسیب‌پذیرترین گروه‌هایی قرار گرفته‌اند که نیازمند حمایت‌های ویژه و مضاعف‌ هستند. این نکات نه‌صرفا یک ادعای اخلاقی بلکه اصلی تثبیت‌شده در اسناد و قواعد حقوقی است که دولت‌ها و سایر بازیگران را به رعایت استانداردهای خاص در قبال کودکان ملزم می‌کند. با این حال آنچه در تجربه‌های عینی مخاصمات معاصر مشاهده می‌شود، فاصله‌ای قابل تامل میان تعهدات مقرر و رفتارهای محقق‌شده است؛ فاصله‌ای که در مورد کودکان ایرانی، در جریان جنگ اخیر، به‌گونه‌ای برجسته و نگران‌کننده خود را نشان داده است. پرسش اساسی آن است که چرا باوجود این حجم از قواعد و تعهدات، حمایت ویژه از کودکان، آنگونه که باید تحقق نیافته است؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاهی چندلایه و تحلیلی است که هم به ساختار نظام حقوق بین‌الملل توجه داشته باشد و هم به شرایط خاص مخاصمات معاصر.

وی افزود: در سطح نخست باید به ماهیت نظام حقوق بین‌الملل اشاره کرد؛ نظامی که برخلاف نظام‌های حقوقی داخلی فاقد یک مرجع مرکزی مقتدر برای تضمین اجرای قواعد است. در چنین ساختاری، اجرای تعهدات تا حد زیادی به اراده و رفتار دولت‌ها وابسته است. به بیان دیگر هرچند قواعد حمایتی از کودکان به‌روشنی تدوین شده‌اند اما ضمانت اجرای آنها در بسیاری موارد با ضعف و محدودیت مواجه است. این ویژگی ساختاری یکی از مهم‌ترین دلایلی است که می‌تواند به نادیده‌گرفته‌شدن حمایت‌های ویژه از کودکان در عمل منجر شود. در سطح دوم باید به تاثیر ملاحظات سیاسی و توازن قدرت در عرصه بین‌المللی توجه داشت. در بسیاری از موارد واکنش جامعه بین‌المللی به نقض حقوق بشر و حقوق کودک نه‌صرفا براساس معیارهای حقوقی بلکه در پرتو منافع و ملاحظات سیاسی شکل می‌گیرد. این امر می‌تواند به بروز نوعی «ناهمسانی در اجرا» بینجامد به‌گونه‌ای که برخی نقض‌ها با واکنش‌های شدید و فوری مواجه شوند در حالی که برخی دیگر با سکوت یا واکنش‌های محدود روبه‌رو گردند. چنین وضعیتی این پرسش را تقویت می‌کند که آیا حمایت از کودکان در عمل تابعی از معیارهای واحد و بی‌طرفانه است یا خیر.

طبقه‌ای به نام کودکان فراموش شده

این پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان توضیح می‌دهد که پیچیدگی‌های منازعات امروزی در نقض حقوق کودک و عدم دسترسی به حمایت کافی بی‌تاثیر نیست. او در این‌باره می‌گوید: در سطح سوم، پیچیدگی‌های مخاصمات معاصر نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. جنگ‌های امروز اغلب با ویژگی‌هایی همچون پراکندگی جغرافیایی، استفاده از فناوری‌های نوین و درهم‌تنیدگی با حوزه‌های غیرنظامی همراه‌ هستند. این پیچیدگی‌ها، تشخیص دقیق موارد نقض، انتساب مسوولیت و حتی دسترسی به اطلاعات را دشوارتر می‌کنند. در چنین شرایطی کودکان که بیش از دیگران به حمایت نیاز دارند، ممکن است در عمل از دید نظام‌های نظارتی و حمایتی دور بمانند. با این حال این عوامل هرچند توضیح‌دهنده بخشی از واقعیت‌ هستند اما نمی‌توانند توجیهی برای نادیده‌گرفتن تعهدات حقوقی باشند. حقوق بین‌الملل به‌ویژه در حوزه حمایت از کودکان بر اصولی استوار است که هدف آنها کاهش رنج انسانی حتی در سخت‌ترین شرایط است. از این‌رو هرگونه فاصله میان این اصول و واقعیت‌های میدانی باید به‌عنوان یک مساله جدی مورد توجه قرار گیرد و برای رفع آن راهکارهای عملی جست‌وجو شود.

کودکان ایرانی زیر سایه سیاست‌های سرد

سیدناصری بیان کرد: در این میان یکی از نکات مهم نحوه طرح و پیگیری نقض‌هاست. در بسیاری از موارد عدم مستندسازی دقیق و نظام‌مند موجب می‌شود که نقض‌های رخ‌داده به‌درستی در سطح بین‌المللی بازتاب نیابند. بدون داده‌ها و شواهد معتبر امکان جلب توجه نهادهای بین‌المللی و پیگیری حقوقی به‌شدت کاهش می‌یابد. از این‌رو تقویت ظرفیت‌های مستندسازی به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های تحقق حمایت موثر، اهمیت ویژه‌ای دارد. افزون‌بر این نقش گفتمان‌سازی نیز نباید نادیده گرفته شود. آنچه در سطح بین‌المللی به‌عنوان یک مساله شناخته می‌شود غالبا نتیجه تلاش‌های مستمر برای برجسته‌سازی آن است. در صورتی که نقض حقوق کودکان ایرانی به‌صورت مستند، مستمر و حرفه‌ای در عرصه‌های علمی، رسانه‌ای و دیپلماتیک مطرح شود، احتمال واکنش و توجه بیشتر نیز افزایش خواهد یافت.

این پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان همچنین اشاره کرد: از سوی دیگر باید به ضرورت بازخوانی و تقویت سازوکارهای موجود نیز توجه داشت. نهادهای بین‌المللی اگرچه در زمینه نظارت و گزارشگری فعال هستند اما در بسیاری موارد ابزارهای کافی برای اعمال فشار موثر در اختیار ندارند. این وضعیت لزوم اصلاح و به‌روزرسانی این سازوکارها را برجسته می‌کند به‌گونه‌ای که بتوانند در مواجهه با نقض‌های گسترده، واکنش‌های سریع‌تر و موثرتری نشان دهند. در کنار این اقدامات، مسوولیت داخلی نیز اهمیت دارد. حمایت از کودکان صرفا یک تعهد بین‌المللی نیست بلکه یک وظیفه ملی نیز به‌شمار می‌آید. تقویت نظام‌های حمایتی داخلی، افزایش تاب‌آوری اجتماعی و فراهم‌سازی بسترهای لازم برای تداوم خدمات اساسی می‌تواند تا حدی از آثار منفی مخاصمات بر کودکان بکاهد و خلأهای موجود در سطح بین‌المللی را جبران کند.

فراموشی جهانی، زخم‌های داخلی

سیدناصری در پایان اضافه کرد: در نهایت باید اذعان کرد که پرسش از چرایی نادیده‌گرفتن حمایت ویژه از کودکان ایرانی صرفا یک پرسش انتقادی نیست بلکه دعوتی به بازاندیشی در کارآمدی نظام حقوق بین‌الملل است. اگر این نظام بخواهد همچنان مدعی حمایت از آسیب‌پذیرترین افراد باشد باید بتواند در عمل نیز این حمایت را محقق کند. در غیر این صورت خطر آن وجود دارد که قواعد حقوقی از جایگاه خود به‌عنوان ابزارهای موثر حمایت به مجموعه‌ای از اصول غیرالزام‌آور تقلیل یابند. کودکان ایران به‌عنوان دارندگان حقوقی که به رسمیت شناخته شده‌اند، شایسته آن‌ هستند که حمایت‌های وعده‌داده‌شده در عمل نیز برای آنان تحقق یابد. پاسخ به این مطالبه نه‌تنها به سود این کودکان بلکه به نفع اعتبار و مشروعیت کل نظام حقوق بین‌الملل خواهد بود زیرا در نهایت ارزش هر نظام حقوقی نه در متن قواعد آن بلکه در میزان تحقق آنها در زندگی واقعی انسان‌ها سنجیده می‌شود.

خاورمیانه؛ گورستان رویاهای کودکان

آنچه در این گزارش نگاشته شد تنها بخشی از زخمی عمیق بود که بر تن کودکان ایران در سال‌۱۴۰۴ نشسته است. خشونت‌های مستقیم، محرومیت از آموزش و نادیده گرفته شدن حقوق بنیادین تنها قسمتی از واقعیتی تلخ است که کودکان این مرز و بوم با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند اما این گزارش فقط برای بازگو کردن دردها نیست بلکه تلنگری است برای بیداری، تلنگری برای شنیدن، هرچند که سال‌هاست صدای ما به گوش کسی نمی‌رسد. قوانین بین‌المللی هرچند با کاستی‌ها و چالش‌های اجرایی، چارچوبی را برای حمایت از کودکان در مخاصمات داخلی و خارجی فراهم کرده‌اند. حال پرسش اصلی اینجاست: چرا این چارچوب‌ها برای کودکان ایران در بزنگاه‌های حساس، ناکارآمد یا نادیده گرفته شدند؟ پاسخ به این سوالات فقط وظیفه قانونی نهادها و مسوولان مرتبط نیست بلکه شهروندان نیز در برابر این پرسش‌ها مسوول هستند. رساندن صدای رنج کودکان ایرانی در مقطع حساس کنونی بیش از هر زمان دیگری واجب است. فراموش نکنیم که آینده ایران در دستان همین کودکانی است که امروز در معرض آسیب قرار گرفتند. اگر امروز نتوانیم از حقوق آنها محافظت کنیم، فردا با جامعه‌ای روبه‌رو خواهیم شد که رنج آن میراثی ناگوار برای ما خواهد بود.

خاورمیانه گورستان رویاهای کودکان است اما این سرنوشت غیرقابل تغییر نیست. می‌توان با اراده‌ای قاطع و اقدامات موثر این منطقه را به بهشتی امن برای نسل‌های آینده بدل کرد. شاید سیاستمداران شرق و غرب و ناکارآمدی‌های داخلی سد راه این تحول شوند اما در برابر اراده‌ مردمان هیچ مانعی پایدار نخواهد ماند. هر کودکی بدون ‌هیچ تبعیضی، سزاوار زندگی در صلح، امنیت و برخورداری از حقوق اولیه‌ انسانی است. این نه یک لطف بلکه حقی بنیادین است که نباید هیچگاه نادیده گرفته شود. اکنون امید می‌رود که روزی این جسم‌های نحیف و روح‌های پاک سرانجام طعم واقعی زندگی و آرامش را بچشند. امید است که در فردایی بهتر هیچ کودکی چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان، آسیب روحی یا فیزیکی نبیند. این نه صرفا یک آرزو بلکه خواسته‌ای طبیعی و واجبی است که باید برای تحقق آن تلاش کرد.

آخرین اخبار