کودک‌آزاری؛ جرمی که پنهان می‌ماند

گروه جامعه
کدخبر: 633828
کودک‌آزاری در خانواده‌ها پنهان می‌ماند و نیازمند حمایت قانونی، فرهنگی و اجرایی گسترده است.
کودک‌آزاری؛ جرمی که پنهان می‌ماند

جهان صنعت– آزار دو کودک در سنندج توسط پدر و نامادری و تصاویر و گزارش‌های تلخی که از این جنایت منتشر شد، بار دیگر لزوم حمایت از کودکان و رفع بسترهای کودک‌آزاری در جامعه و به‌ویژه در نهاد خانواده را یادآوری کرد. با این حال این جنایت تنها حادثه تکان‌دهنده علیه تمامیت جسمی و روانی کودکان در خانواده نیست. وقایعی از این دست بسیارند. آذر ماه۱۴۰۲ بود که دخترک چهارساله‌ای به نام «آوا» زیر شکنجه نامادری خود جان باخت. دوسال بعد و در آذر ماه۱۴۰۴ قاتل قصاص شد.

قتل فجیع نوزاد ۴۰روزه توسط پدر در یکی از مسافرخانه‌های مشهد و نگهداری پیکر بی‌جان کودک در یخچال خبری بود که اردیبهشت‌ماه امسال منتشر شد.

قتل کودک خردسال توسط پدر معتاد به شیشه خبری بود که روز ۱۷خردادماه منتشر شد یعنی درست در شرایطی که جامعه هنوز از شوک ناشی از شکنجه شدن نارین و آیلین در سنندج بیرون نیامده است.

این حوادث در حالی رخ داده‌اند که در سال۱۳۹۹ بالاخره قانون حمایت از اطفال و نوجوانان بعد از سال‌ها انتظار و فراز و فرود بسیار به تصویب رسید. با این حال به نظر می‌رسد که این قانون هم نتوانسته تاثیر چندانی بر حمایت از کودکان به‌ویژه در دل خانواده‌ها بگذارد.

قانون به تنهایی کافی نیست

مونیکا نادی، وکیل دادگستری و فعال حوزه حقوق کودکان در این باره می‌گوید: این قانون حمایتی به لحاظ تقنینی، در نظام حقوقی ایران بسیار مهم است و برای نخستین‌بار موضوع «پیشگیری از کودک‌آزاری» را مطرح و وضعیت‌های مخاطره‌آمیز را پیش‌بینی و در این راستا نهادهای دولتی حمایتی را ملزم به مداخله در چنین مواردی کرده است.

او قانون حمایت از اطفال و نوجوانان را قانونی خوب ارزیابی کرده و ادامه می‌دهد: اما نباید قانون را فقط از حیث قانونگذاری مورد بررسی قرار داد بلکه قوانین باید از حیث اجرا نیز مورد واکاوی قرار گیرند. از طرف دیگر باید توجه داشت که در مسائلی مانند کودک‌آزاری، علاوه‌بر بحث قانون و مقررات، ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز وجود دارد.

این وکیل دادگستری تاکید می‌کند که قانون به‌تنهایی نمی‌تواند برخی معضلات اجتماعی مانند کودک‌آزاری را حل کند آن‌‌هم در شرایطی که نگاه جامعه ما به کودک و حقوق او همچنان سنتی است و کودک به‌عنوان فردی مستقل و صاحب حق مورد شناسایی قرار نگرفته است. در بسیاری موارد ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه این دیدگاه را به والدین القا می‌کند که کودک بخشی از مایملک آنهاست، طبیعتا مشکل همچنان باقی می‌ماند.

او به مجاز شمردن رفتارهای تنبیهی علیه کودکان توسط قانون هم اشاره می‌کند: این نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی مانع مهمی در مسیر حمایت از کودکان محسوب می‌شوند. افزون بر این اجرای قانون هم قطعا با مشکلاتی مواجه است زیرا سازوکارهای اجرایی آن به‌ویژه در حوزه پیشگیری و شناسایی کودکان در وضعیت مخاطره‌آمیز، با چالش‌هایی مواجه است.

نظام منسجم در حوزه گزارش‌دهی کودک‌آزاری نداریم

نادی می‌افزاید: بسیاری از موارد کودک‌آزاری در محیط‌های خاص و در فضاهای خصوصی خانواده رخ می‌دهد و این جرائم معمولا پنهان هستند. با وجود اینکه قانون، دستگاه‌هایی مانند آموزش‌وپرورش، بهزیستی و مراکز درمانی یا به بیان دیگر مسوولان و نهادهایی که به نوعی با کودکان در ارتباط هستند را مکلف به گزارش‌دهی کرده است اما به نظر من هنوز یک نظام منسجم در این زمینه وجود ندارد.

او ضعف آگاهی‌ها و آموزش‌های عمومی را هم یکی دیگر از معضلات حمایت از کودکان توصیف می‌کند: بسیاری از افراد و خانواده‌ها با مفهوم کودک و حقوق کودک آشنایی کافی ندارند.

این وکیل دادگستری حضانت کودکان را هم مساله‌ای مهم در رعایت حقوق کودکان می‌داند: در ماجرای واقعه سنندج هم موضوع حضانت کودکان مطرح بوده است. باید به این موضوع مهم توجه کنیم که نهادهای ذی‌ربط هنگام اعطای حضانت یا حق ملاقات در صورت جدایی والدین، تا چه میزان به مصلحت و منافع عالی کودک توجه می‌کنند. باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که تا چه حد این امکان وجود دارد که در معرض خطر بودن کودک نزد یکی از والدین را بتوان ثابت کرد.

در پرونده‌های حضانت، مصالح کودک چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد

به گفته نادی، قانون به مقام قضایی اختیار داده است که برای تعیین‌تکلیف حضانت کودک در صورت جدایی والدین، مصلحت و منافع کودک را در نظر بگیرد یعنی صرفا ملاک این نباشد که کودک تا هفت‌سالگی نزد مادر و پس از آن نزد پدر باشد بلکه آنچه باید ملاک قرار گیرد مصلحت و منفعت کودک است یعنی باید بررسی شود که کدام‌یک از والدین شرایط ارتباطی و اجتماعی بهتری را می‌تواند با کودک خود برقرار و زندگی بهتری برای او فراهم کند.

او عنوان می‌کند: به دلیل غلبه همان نگاه سنتی، در بسیاری از پرونده‌های حضانت، موضوع مصلحت و منفعت کودک چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و به همان قاعده کلی اکتفا می‌شود. در حالی که اگر مصالح و منافع کودک در نظر گرفته شود، تحقیقات دقیق‌تری انجام و شرایط بررسی شود و زمان بیشتری برای این پرونده‌ها اختصاص یابد و در نهایت حضانت به والدی سپرده شود که صلاحیت بیشتری دارند، امکان حمایت از کودکان هم به بهترین نحو ایجاد می‌شود.

این فعال حوزه حقوق کودکان تاکید می‌کند که پدر و مادر هر دو والد هستند و از نظر قانونی هم حق و هم تکلیف برای حضانت فرزند خود را دارند و کودک نیز حق دارد هر دو والد را داشته باشد و با آنها در ارتباط باشد اما اینکه کودک در کنار کدام‌یک از والدین شرایط بهتری دارد و منافع و مصالح او بهتر تامین می‌شود، موضوعی است که آنچنان که باید به آن توجه و دقت نمی‌کنیم. به همین دلیل در بسیاری موارد مشاهده می‌شود که کودکان در چنین شرایطی دچار آسیب می‌شوند در حالی که ممکن بود اگر کودک نزد والد دیگر زندگی می‌کرد، حمایت موثرتری دریافت کند.

این فعال حوزه حقوق کودکان مهم‌ترین مانع در مسیر حمایت از افراد زیر ۱۸ سال در کشور را مانع «فرهنگی» می‌داند و معتقد است: قانون خوب قانونی است که فرهنگ بسازد و موجب رشد و ارتقای آن شود اما این امر به شرطی تحقق می‌یابد که قانون اجرا شود، به شهروندان آموزش داده شود و درباره آن آگاهی‌رسانی صورت گیرد. این در حالی است که هنوز در سیستم قضایی هم رویه مشترک و یکسانی نسبت به این قانون وجود ندارد. ضروری است رسانه‌ها به جامعه آگاهی دهند و آن نگاه سنتی که اقتدار مطلق والدین را ایجاد می‌کند یا تنبیه بدنی را تا «حد متعارف» مجاز می‌داند و نیز دیدگاه‌هایی که مانع گزارش‌دهی و مداخله اجتماعی می‌شوند را مورد بررسی قرار داده و تغییر دهند.

سکوت نکنید

نادی از عدم پذیرش شهروندان نسبت‌به مداخلات اجتماعی در حوزه کودکان هم انتقاد می‌کند: اگر فردی در جامعه شاهد بدرفتاری مادری با کودک خود باشد و به او تذکر دهد، معمولا با این پاسخ مواجه می‌شود که «بچه خودم است و صلاح می‌دانم اینگونه رفتار کنم» به بیان دیگر افراد مداخلات اجتماعی را نمی‌پذیرند. این‌ عدم پذیرش ناشی از همان دیدگاه فرهنگی است که کودک را بخشی از مایملک والدین می‌داند. وجود این نگاه نشانه ضعف فرهنگی در حوزه کودکان و همچنین بیانگر وجود ضعف در نهادهایی است که مسوولیت ایجاد بسترهای فرهنگی و جاری کردن قانون در فرهنگ جامعه را برعهده دارند.

این حقوقدان اضافه می‌کند: در قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان، تکلیف برای شناسایی کودکان در وضعیت مخاطره‌آمیز و گزارش‌دهی پیش‌بینی شده است اما متاسفانه هنوز یک سیستم یکپارچه و مشخص برای شناسایی این موارد وجود ندارد. ما هم در حوزه پیشگیری با ضعف مواجه هستیم و هم در حوزه حدمات روانشناسی و مددکاری. بسیاری از کودکانی که آسیب می‌بینند، پس از خروج از فرآیند قضایی و هنگام بازگشت به محیط خانواده و جامعه، به خدمات روانشناسی و مددکاری اجتماعی بلندمدت نیاز دارند اما دسترسی به این خدمات به‌طور کامل فراهم نیست و حتی در مواردی که الزام قانونی هم وجود دارد، در اجرا به‌درستی عمل نمی‌شود.

منبع: ایلنا

آخرین اخبار