کرملین در تنگنای جنگ
جهان صنعت – طی چندهفته گذشته موجی از گزارشها منتشر شده که همگی بر این نکته تاکید دارند که حمایت از ولادیمیر پوتین رییسجمهور روسیه در میان نخبگان سیاسی و افکار عمومی این کشور رو بهکاهش است. این گزارشها با انتشار اخباری درباره نگرانی گسترده در روسیه از افزایش حملات موفق اوکراین بهعمق خاک این کشور از جمله در مسکو منتشر شدهاند.
بههمیندلیل است که برخیاز کارشناسان غربی مدعی هستند همزمانی این تحولات، فرصتهای تازهای را برای ایالات متحده و اروپا فراهم کرده تا بتوانند از ضعف راهبردی روسیه بهرهبرداری کنند؛ راهبردی که بهمیزان زیادی بر حملات موشکی متکی است اما درصورت برخورداری اوکراین از سامانههای دفاعی مناسب میتوان بخش عمدهای از این حملات را خنثی کرد. اخبار منتشرشده از نشست اخیر ناتو نیز در همین راستا مورد تحلیل قرار گرفته زیرا بهنظر میرسد ترامپ موافقت خود را برای تولید سامانه پدافندی پاتریوت در اوکراین اعلام کرده است.
موج نارضایتی از پوتین
درمورد افزایش نارضایتیها از وضعیت کنونی روسیه تازهترین نشانه گفتوگوی مفصل مجله اکونومیست با آندری ملنیچنکو، برجستهترین سرمایهدار صنعتی روسیه مشهور بهسلطان کودهای شیمیایی است. تصمیم او برای بیان علنی دیدگاههایش بههمان اندازه سناریوهای تیرهای که برای آینده روسیه درصورت ادامه جنگ و تداوم وضعیت داخلی ترسیم میکند قابلتوجه است.
ملنیچنکو با دقت از درخواست برای تغییر رژیم پرهیز میکند اما معتقد است اگر سیاستهای روسیه بهجای تمرکز بر رفاه شهروندان و ارائه چهرهای باثباتتر و کمتنشتر بهجهان همچنان بر مسیر کنونی باقی بماند، این کشور ممکن است یا بهسوی هرجومرج داخلی سوق پیدا کند یا بهنوعی وابستگی و تابعیت بدون قدرت دربرابر چین یا حتی غرب تنزل یابد.
این مصاحبه در ادامه مقالهای قرار میگیرد که پیشتر در اکونومیست توسط یکی از مقامهای ارشد سابق دولت روسیه و بهصورت ناشناس منتشر شده بود. این مقام سابق بدون آنکه از فروپاشی قریبالوقوع حکومت پوتین سخن بگوید مدعی است که روسها بهتدریج درحال تصور آیندهای بدون پوتین هستند.
طبق ادعای ایننویسنده عوامل متعددی در شکلگیری این وضعیت نقش دارند که یکی از مهمترین آنها افزایش هزینههای جنگی است که روسیه تاکنون نتوانسته در آن بهپیروزی دست یابد اما مهمترین نکته این است که نخبگان روس احساس میکنند مزایایی که در قبال وفاداری بهدست آورده بودند بهتدریج در حال ازبینرفتن است و بسیاری از شهروندان نیز معتقدند در شرایطی زندگی میکنند که تنها نتیجه آن بیهدفی است.
درواقع تلاش دولت برای مصادره میلیاردهادلار از داراییهای یکیاز بزرگترین کارآفرینان بخش کشاورزی روسیه که در مارس۲۰۲۵ بازداشت شد نیز بهتقویت چنین احساسی دامن زده است.
گزارشهای مشابهی از سوی رسانههایی که مدعی دسترسی بهمنابع مطلع در داخل حکومت روسیه هستند نیز منتشر شده است. برای نمونه رسانه مدوزا که توسط روزنامهنگاران مخالف دولت روسیه از کشور لتونی اداره میشود بهنقل از منابعی در نهاد ریاستجمهوری، پارلمان و دولتهای محلی روسیه گزارش داده که بسیاری از مقامها از اینکه جنگ در سال۲۰۲۴ پایان نیافت ناامید شدند. بهگفته این منابع آنان از ادامه جنگ خسته شدند و معتقدند پوتین هیچ چشمانداز روشنی برای دوران پس از جنگ ارائه نکرده است.
درهمینرابطه طبق گزارشی که نشنالاینترست بهتازگی منتشر کرده درکنار این گروه بخش قابلتوجه دیگری از منتقدان نیز وجود دارند که نارضایتی خود را بهشکلی متفاوت ابراز میکنند. این افراد خواهان تشدید جنگ هستند. آنها نه با اصل جنگ مخالفند و نه از ادامه آن انتقاد میکنند بلکه از کمبود نیروی انسانی و تجهیزات نظامی ناراضی هستند. از دیدگاه آنان روسیه باید بسیج عمومی گستردهتری انجام دهد و اقتصاد کشور را بیش از پیش در خدمت جنگ قرار دهد. درواقع این گروه نیز بهشکلی دیگر از نحوه مدیریت جنگ توسط پوتین ناراضی هستند.
شاید هیچاقدامی بهاندازه مسدودکردن پیامرسان تلگرام و اعمال محدودیتهای شدید بر اینترنت خشم گستردهای درمیان شهروندان روسیه ایجاد نکرده باشد. تلگرام و اینترنت آزاد از معدود فضاهایی هستند که امکان دسترسی نسبتا آزاد بهاطلاعات و بیان دیدگاهها را فراهم میکنند و درعینحال انجام بسیاری از امور روزمره را در جامعهای که تحت فشارهای فراوان قرار دارد آسانتر میسازند. برخی از شهروندان روسیه بیم آن دارند که این محدودیتها مقدمهای برای حرکت بهسوی الگوی اینترنتی مشابه کرهشمالی باشد؛ الگویی که در آن دسترسی بهاطلاعات خارجی تقریبا بهطور کامل کنترل و محدود میشود. سنجش افکار عمومی در روسیه همواره دشوار بوده اما معتبرترین نظرسنجیهای موجود بهطور کلی همان روندی را تایید میکنند که نویسنده ناشناس اکونومیست و روزنامهنگاران مستقل ترسیم کردند. براساس نظرسنجیهای مرکز مستقل لوادا حمایت از ادامه جنگ بهپایینترین سطح خود رسیده و اکنون تنها ۲۴درصد از پاسخدهندگان از آن حمایت میکنند هرچند حمایت از ارتش روسیه و تمایل بهدستیابی بهنتیجهای مطلوب برای این کشور همچنان در سطح نسبتا بالایی قرار دارد.
نتایج یک نظرسنجی دیگر که توسط موسسهای نزدیک بهکرملین انجام شده نشان میدهد میزان اعتماد عمومی بهپوتین بهپایینترین سطح خود از سال۲۰۲۲ تاکنون رسیده است.
تحولات میدانی جنگ چه نقشی ایفا میکنند؟
بخش قابلتوجهی از تحلیلگران غربی مدعی هستند که اکنون ابتکار عمل در جنگ بهسود اوکراین تغییر کرده است. اگرچه اوکراین در برخی زمینهها عملکرد بهتری نسبتبه گذشته دارد اما این روایت که موازنه جنگ بهطور کامل بهسود کییف تغییر کرده بیشازحد سادهانگارانه است.
بدون تردید توانایی اوکراین در انجام حملات گسترده و موثر با پهپادهای پیشرفته بهعمق خاک روسیه تاثیر منفی قابلتوجهی بر روحیه جامعه روسیه گذاشته است. این حملات تاکنون حدود ۲۰درصد از ظرفیت پالایش نفت روسیه را از مدار تولید خارج کردند.
با این حال کارشناسانی که تغییرات میدانی جنگ را رصد میکنند درباره وضعیت خطوط نبرد ارزیابیهای متفاوتی ارائه میدهند. برخی از آنها از تلفات سنگین و عقبنشینیهای روسیه سخن میگویند درحالیکه گروهی دیگر همچنان از پیشرویهای محدود نیروهای روسی خبر میدهند.
یکی از دلایل اصلی این اختلاف ارزیابیها تغییر ماهیت جنگ زمینی است. نفوذهای تاکتیکی نیروهای دو طرف باعث ایجاد منطقهای خاکستری در بسیاری از جبههها شده و مفهوم سنتی خط مقدم را تا حد زیادی از بین برده است. اگر مناطقی که نیروها بهطور موقت در آنها نفوذ کردند بهعنوان مناطق تحت کنترل محسوب شوند(همانگونه که روسیه و برخی تحلیلگران چنین میکنند) نقشه جنگ بهسود روسیه بهنظر میرسد هرچند این دستاوردها ممکن است دوام چندانی نداشته باشند. درمقابل اگر همین نفوذها بهعنوان ازدسترفتن کنترل اوکراین بر قلمرو خود تلقی شوند(همانگونه که کییف استدلال میکند) تصویر متفاوتی از وضعیت جنگ بهدست خواهد آمد. بنابراین با بررسی دادههای سهماه گذشته میتوان نتیجه گرفت که هیچیک از دوطرف تاکنون توانایی ایجاد تغییرات راهبردی و تعیینکننده در نقشه جنگ را نداشتند.
با این حال اوکراین در حال کسب برتری راهبردی است زیرا همزمان با تحمل وضعیتی فرسایشی در میدان نبرد فشارهای اقتصادی و سیاسی بر روسیه را افزایش داده است. البته اوکراین نیز با کمبود نیروی انسانی روبهرو است؛ ضعفی که اگر پوتین بتواند جنگ را برای مدت طولانی ادامه دهد ممکن است بهیکی از آسیبپذیریهای جدی کییف تبدیل شود. درنتیجه از منظر نظامی در آینده نزدیک نمیتوان انتظار داشت که هیچیک از دوطرف بهیکپیروزی قاطع یا نقطه عطف تعیینکننده در میدان جنگ دست یابد.
تغییر محاسبات کرملین
درهمینرابطه است که برخی از ناظران معتقدند پس از گذشت بیش از چهارسال از آغاز جنگ اوکراین بهنظر میرسد میدان اصلی رقابت میان روسیه و غرب دیگر صرفا در خطوط مقدم نبرد جریان ندارد بلکه بهتدریج بهعرصهای سیاسی، اقتصادی و روانی منتقل شده است. گزارشهای منتشرشده درباره کاهش حمایت نخبگان اقتصادی و بخشی از افکار عمومی روسیه از ولادیمیر پوتین درکنار افزایش حملات اوکراین بهعمق خاک روسیه نشان میدهد که جنگ وارد مرحلهای شده که فرسایش داخلی میتواند بهاندازه تحولات نظامی در تعیین سرنوشت آن نقشآفرین باشد.
از منظر راهبردی مهمترین تحول آن است که اوکراین و حامیان غربی آن بهجای تمرکز صرف بر بازپسگیری سرزمینها تلاش میکنند هزینههای ادامه جنگ را برای کرملین افزایش دهند. حملات پهپادی بهپالایشگاهها، زیرساختهای انرژی و حتی اهدافی در مسکو اگرچه موازنه نظامی را بهطور بنیادین تغییر نداده اما احساس امنیت داخلی روسیه را بهچالش کشیده و این پیام را منتقل کرده که جنگ دیگر محدود بهجبهههای اوکراین نیست. این تغییر فشار روانی و سیاسی قابلتوجهی بر دولت روسیه وارد کرده است.
در همین حال گزارشهایی درباره افزایش نارضایتی در میان نخبگان اقتصادی روسیه نیز اهمیت ویژهای دارد. هشدار چهرههایی مانند آندری ملنیچنکو نشان میدهد که بخشی از طبقه اقتصادی روسیه نگران آن است که ادامه جنگ این کشور را بهسمت انزوای بیشتر، رکود اقتصادی عمیقتر و وابستگی راهبردی بهچین سوق دهد. البته این نارضایتی الزاما بهمعنای تضعیف قریبالوقوع نظام سیاسی روسیه نیست اما بیانگر افزایش شکاف میان الزامات اقتصادی و ملاحظات امنیتی کرملین است.
با این حال نباید در ارزیابی این تحولات دچار اغراق شد. ساختار قدرت در روسیه همچنان انسجام بالایی دارد و نهادهای امنیتی و نظامی کنترل موثری بر فضای سیاسی اعمال میکنند. علاوهبراین بخش مهمی از منتقدان پوتین نه مخالف جنگ بلکه خواهان تشدید عملیات نظامی و بسیج گستردهتر هستند. این موضوع نشان میدهد که اختلافات موجود بیشتر بر سر شیوه مدیریت جنگ است تا اصل جنگ یا سیاست خارجی روسیه. ازسویدیگر واقعیتهای میدانی نیز نشان میدهد که هیچیک از طرفین توانایی ایجاد یک پیروزی قاطع نظامی را ندارند. روسیه باوجود برتری در منابع انسانی و توان آتش نتوانسته دستاورد راهبردی تعیینکنندهای کسب کند و اوکراین نیز با وجود موفقیت در حملات عمقی هنوز قادر بهتغییر اساسی موازنه زمینی نیست. درنتیجه جنگ بیشازپیش بهیک نبرد فرسایشی تبدیل شده که در آن تابآوری اقتصادی، انسجام سیاسی و ظرفیت صنعتی بیش از پیش تعیینکننده خواهند بود. در این میان تصمیم ناتو برای تقویت توان دفاع هوایی اوکراین و برنامه تولید رهگیرهای سامانه پاتریوت در داخل این کشور بیانگر تغییر رویکرد غرب از حمایت کوتاهمدت بهایجاد ظرفیت پایدار دفاعی است. اگر این روند ادامه یابد کرملین برای حفظ فشار نظامی ناچار خواهد شد منابع بیشتری را صرف جنگ کند؛ موضوعی که میتواند فشارهای اقتصادی و اجتماعی داخلی را تشدید کند.
در همین راستا میتوان گفت جنگ اوکراین اکنون وارد مرحلهای شده که پیروزی نه از مسیر پیشرویهای سریع نظامی بلکه از طریق فرسایش تدریجی توان اقتصادی، سیاسی و روانی طرف مقابل رقم خواهد خورد. از این منظر آینده جنگ بیش از آنکه بهتحولات خطوط نبرد وابسته باشد بهمیزان تابآوری داخلی روسیه استمرار حمایت غرب از اوکراین و توان هردوطرف در مدیریت هزینههای بلندمدت این رویارویی بستگی خواهد داشت.
