چرا کارگران ایرانی حق امتناع از کار ندارند؟
جهان صنعت _ حق امتناع از کار ناایمن در بسیاری از کشورهای جهان بهعنوان یکی از حقوق بنیادین نیروی کار بهرسمیت شناخته شده بوده اما این حق در ایران تا چه اندازه ضمانت اجرایی دارد و جایگاه کارگر در تصمیمگیری برای توقف کارهای خطرناک کجاست؟
ایمنی در محیط کار سالهاست یکی از مهمترین چالشهای حوزه کار و تولید در ایران است؛ موضوعی که اگرچه در قوانین و دستورالعملهای مختلف بر اهمیت آن تاکید شده اما در بسیاری از کارگاهها و محیطهای صنعتی همچنان با فاصله میان الزامات روی کاغذ و واقعیت کف کارگاه مواجه است.
در همین نقطه پرسش اصلی و بنیادین شکل میگیرد: در فرایند تصمیمگیری برای ایمنسازی محیط کار جایگاه و حق رای کارگران کجاست؟ آیا کارگری که با یک وضعیت خطرناک مواجه میشود امکان توقف کاری را دارد که آن را تهدیدکننده جان خود یا همکارانش میداند؟
«اول ایمنی بعد کار»؛ کدام عقل سلیمی میتواند منکر این گزاره باشد؟ نیروی کار سرمایه انسانی مهم هر واحد تولیدی، صنعتی یا خدماتی است و محافظت از جان او باید در صدر تمام اولویتها قرار گیرد اما واقعیت کف کارگاهها نشان میدهد امنیت جانی کارگران را نمیتوان با رفتارهای فرمالیته، رویههای ویترینی و بخشنامههای زیبا تامین کرد. برای ارتقای واقعی ایمنی حضور فعال و بیواسطه خود کارگر یک ضرورت حیاتی است. ایمنی فرایندی دستوری و تکبعدی نیست که تنها از بالا بهپایین ابلاغ شود بلکه امنیت واقعی در اتمسفر کار، در گروی دیدهبانی و مشارکت مستقیم کسانی است که هر روز در معرض خطر قرار دارند.
«حق امتناع از کار ناایمن» پاسخی بههمین پرسش است؛ حقی بنیادین که کارگر را از یک مجری صرف و بیاختیار بهیک کنشگر فعال و قاضی نهایی سلامت خویش تبدیل میکند. این حق بر یک اصل اخلاقی و انسانی استوار است: هیچ چرخدنده اقتصادی نباید بهقیمت خون یا سلامت یک انسان بچرخد.
حق امتناع از کار ناایمن چیست؟
یکیاز مهمترین دستاوردهای حقوق کار مدرن در حوزه حفاظت از جان و سلامت نیروی انسانی بهرسمیتشناختن حق امتناع از کار ناایمن است؛ حقی که میکوشد در لحظه مواجهه کارگر با خطر رابطه سنتی میان نیروی کار و کارفرما را از نو تعریف کند.
بهگزارش ایلنا، سالها در بسیاری از محیطهای کاری تصمیمگیری درباره ادامه یا توقف یک فعالیت خطرناک عمدتا در اختیار ساختار مدیریتی و کارفرما بوده اما تجربههای تلخ حوادث صنعتی نشان دادند که کسی که در خط مقدم کار حضور دارد باید امکان توقف کاری را داشته باشد که آن را تهدیدکننده جان خود یا همکارانش میداند.
اهمیت این موضوع تا جایی پیش رفته که سازمان بینالمللی کار (ILO) در سال۲۰۲۲ ایمنی و سلامت شغلی را در شمار حقوق بنیادین کار قرار داد. کنوانسیون شماره۱۵۵ این سازمان درباره ایمنی و بهداشت شغلی جایگاه کارگر را در مواجهه با شرایط خطرناک مورد توجه قرار داده است.
منطق پشت این حق ساده اما عمیق است؛ هیچ فعالیت اقتصادی نباید با هزینهکردن از جان انسانها ادامه پیدا کند.
در مناسبات سنتی کار معمولا توازن قدرت میان کارفرما و کارگر یکسان نیست. کارفرما ابزارهای اقتصادی و مدیریتی بیشتری در اختیار دارد و کارگر نیز ممکن است بهدلیل نگرانی ازدستدادن شغل یا درآمد دربرابر شرایطی سکوت کند که میداند ایمن نیست. حق امتناع از کار ناایمن تلاش میکند این نابرابری را کاهش دهد و بهکارگر اجازه دهد در لحظهای که خطر جدی وجود دارد تصمیمی مستقل برای حفاظت از جان خود بگیرد.
البته این حق بهمعنای اختیار بیحدومرز برای متوقفکردن هر فعالیت کاری نیست. استفاده از آن معمولا بر چندشرط اساسی استوار است:
۱- باور منطقی بهوجود خطر: کارگر باید براساس شرایط واقعی محیط کار و نشانههای قابل دفاع بهاین نتیجه برسد که ادامه فعالیت میتواند سلامت یا جان او را تهدید کند. صرف نگرانی شخصی یا مخالفت بدون دلیل کافی مبنای استفاده از این حق محسوب نمیشود.
۲- جدی و قریبالوقوعبودن خطر: خطر باید بهاندازهای جدی باشد که احتمال وقوع آسیب شدید جسمی یا تهدید جدی برای سلامت فرد در آینده نزدیک وجود داشته باشد.
۳- اطلاعرسانی و گزارش فوری: امتناع از کار پایان فرایند نیست. کارگر باید موضوع را بهسرپرست، کارفرما یا مسوول ایمنی اطلاع دهد تا امکان بررسی شرایط، اصلاح نقصها و بازگرداندن ایمنی بهمحیط کار فراهم شود.
