پارانویای پایداری
علیرضا کیانپور– اعلام خبر «آزادی تردد تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس» که عباس عراقچی حوالی غروب جمعه از آن خبر داده و البته بدوا تاکید کرده بود که این تصمیمی است که «درپی اعلام آتشبس در لبنان» اتخاذ شده، ناگهان تندروهای مخالف هرگونه راهبرد دیپلماتیک را به تنظیمات کارخانه و ضدیت و دشمنی با دیپلماتها و دولت بازگرداند. واکنشی که در مواردی چنان شتابزده و عجولانه بود که مثلا علیرضا زاکانی، شهردار تهران در حساب کاربری شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس(توئیتر) بهشدت به وزیر امور خارجه تاخت اما چند ساعت بعد روزنامه همشهری بهعنوان ارگان رسانهای شهرداری تهران در مطلبی به نقد این رویکرد افراطی در هجمه به دستگاه دیپلماسی پرداخت و نوشت: «دقت کنیم از ابتدا قرار همین بود. پس از آتشبس، بنابر باز شدن مشروط تنگه هرمز بود. با نقض شروط آتشبس و آتشافروزی در لبنان، ایران اعلام کرد که تنگه همچنان بسته میماند اما دیروز با برقراری آتشبس در لبنان، دوباره همان قواعد آتشبس حاکم شد.» اتفاقی که مشابه آن را همین چند روز پیش هم بلافاصله پس از آنکه آتشبس دوهفتهای اعلام شد، از حسین شریعتمداری شاهد بودیم. روزنامهنگار اصولگرایی که به محض آنکه خبر پذیرش آتشبس دوهفتهای ازسوی ایران اعلام شد، با شتابزدگی دست به قلم برد و اغراض همیشگیاش در ضدیت با دیپلماسی و دیپلماتجماعت روی کاغذ آورد و بعد از چند ساعت ناگزیر به عقبنشینی رسمی و علنی از مواضع تندو تیز و عجولانه اولیه خود شد و در یادداشتی نوشت: «تصمیمی اینگونه سرنوشتساز و تعیینکننده نمیتواند بیرون از نظر واجبالاطاعه و همیشه دقیق رهبر معظم و هوشیار انقلاب صورت گرفته باشد.»
هجمه شدید تندروها به رییس دستگاه دیپلماسی
اینبار هم باز همان جار و جنجال همیشگی تندروها تکرار شد. چنانکه به محض انتشار توئیت عراقچی، ناگهان تریبونهای مهم و تاثیرگذاری همچون صداوسیمای جمهوری اسلامی که معلوم نیست چرا و بنابر چه سیاست و تدبیری سالها و بلکه دهههاست، یکسر در اختیار این جریان تندرو قرار گرفته، با دعوت از تندروترین چهرههای سیاسی و اعضای رسمی حزب جبهه پایداری همچون علی خضریان، از نقد و انتقاد نیز فراتر رفته و در مواردی زبان به اهانت و اتهامزنی به رییس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی گشودند آنهم در حالی که دقایقی پس از انتشار توئیت معقول و منطقی عراقچی، مطابق انتظار دونالد ترامپ با تمام توان دست به کار شده بود تا با طرح ادعاهای بیاساس خود، زمینه انشقاق و دودستگی را در میان اعضای تیم مذاکرهکنندگان و دیگر مسوولان جمهوری اسلامی فراهم کند؛ ادعاهایی که البته محمدباقر قالیباف در قامت سرپرست تیم مذاکرهکنندگان ایران، بهموقع و با لحن و رویکردی اصولی به آن واکنش نشان داده بود و انتظار میرفت حال که شخصیتی همچون قالیباف هم وارد گود شده تا مانع از سوءاستفاده ترامپ شود، شاهد این جار و جنجال نباشیم اما ظاهرا تندروها گوششان به هیچ حرفی بدهکار نبود که نبود. تا جایی که حتی به تصریح قالیباف بر اینکه «رییسجمهور آمریکا در یک ساعت، هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت ادعا کذب است» نیز توجه نکردند آنهم در حالی که سرپرست تیم مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی در ادامه تاکید کرده بود که «با این دروغگوییها در جنگ پیروز نشدند و حتما در مذاکره هم راه به جایی نخواهند برد.» قالیباف همچنین با تاکید بر اینکه «با ادامه محاصره، تنگه هرمز باز نخواهد ماند»، نوشته بود: «عبور و مرور در تنگه براساس «مسیر تعیینشده» و با «مجوز ایران» انجام خواهد شد.» او همچنین تاکید کرده بود که «باز یا بسته بودن تنگه و مقررات آن را میدان مشخص میکند، نه شبکههای اجتماعی» و در ادامه نوشته بود «جنگ رسانهای و مهندسی افکار بخش مهمی از جنگ است و ملت ایران تحتتاثیر این تردستیها قرار نمیگیرد.» قالیباف در پایان این رشتهتوئیت تصریح کرد: «اخبار واقعی و دقیق مذاکرات را در مصاحبه اخیر سخنگوی وزارت خارجه بخوانید.» او البته درست گفته بود که «ملت ایران تحتتاثیر این تردستیها قرار نمیگیرد» اما این گفته، ظاهرا شامل حال شماری از چهرههای سیاسی منتسببه جبهه پایداری نبود و چنانکه شاهد بودیم، این تندروها بار دیگر بیتوجه به محتوای آنچه عراقچی بهعنوان رییس دستگاه دیپلماسی اعلام کرده بود و نیز بدون درنظر گرفتن اینکه بهگفته شریعتمداری، «تصمیمی اینگونه سرنوشتساز و تعیینکننده نمیتواند بیرون از نظر واجبالاطاعه و همیشه دقیق رهبر معظم و هوشیار انقلاب صورت گرفته باشد»، بهشدت به عراقچی و تیم مذاکرهکنندگان ایران تاختند.
تکرار ماجرای هجمه به رییسجمهور به فاصله چند هفته
اگر با نگاهی مبتنیبر حقوق اساسی شهروندان و مشخصا حق غیرقابلانکار «آزادی بیان» به این غائله بنگریم، طبیعتا نهتنها نمیتوانیم ایرادی به این هجمهها علیه تیم مذاکرهکنندگان ایران بگیریم بلکه لازم است از حق «آزادی بیان» مخالفان راهبرد دیپلماسی دفاع کنیم. در واقع تنها در صورتی که از حق و حقوق مخالفان سیاسی خود دفاع کنیم، خواهیم توانست مطالبهگر رعایت این حقوق برای موافقان راهبرد دیپلماسی نیز باشیم. اما مساله بهواقع حق «آزادی بیان» نیست؛ به بیان دیگر در شرایطی که تمامی تریبونهای رسمی و دولتی همچون صداوسیما دربست در اختیار این جریان خاص و تندرو قرار گرفته و عملا اجازه کوچکترین اظهارنظری نیز به منتقدان این تندرویها داده نمیشود و هرکس که احیانا جرات کند و کلامی متفاوت از آنچه آقایان میپسندند، به زبان بیاورد حتی اگر رییس دستگاه دیپلماسی، رییس مجلس شورای اسلامی و حتی رییسجمهور هم باشد، بهشدت مورد هجمه و انتقاد قرار میگیرد، باید پرسید اساسا چرا همواره با این نگاه توام با بدبینی با دیپلماتها برخورد میشود. فراموش نکنیم که این هجمهها در همین هفتهها و ماههایی که کشور درگیر جنگی تمامعیار شده، دستکم یک نوبت نیز علیه شخص رییسجمهور مملکت به راه افتاد آنهم صرفا به این دلیل که در زمانی که هنوز روند معرفی رهبر جدید طی نشده و امور مملکت زیر نظر شورای موقت رهبری با عضویت رییسجمهور، رییس قوه قضاییه و یک عضو فقهای شورای نگهبان اداره میشد، مسعود پزشکیان در ویدئویی به استناد به مصوبه روز ۱۶اسفندماه۱۴۰۴ این شورا، ضمن پوزشخواهی از همسایگان و کشورهای منطقه اعلام کرده بود که «شورای موقت رهبری تصویب کرد که دیگر موشکی به این کشورهای همسایه شلیک نمیشود مگر از مبدا آن کشورها حملهای به ایران شود.» در آن زمان هم اگرچه پزشکیان صراحتا تاکید کرده بود که این تصمیم، مشروط به عدم حمله به ایران از مبدا آن کشورهاست، همین جریان خاص، بهشدت به رییسجمهور تاختند و حملات خود را تا آنجا ادامه دادند که مسعود پزشکیان ناگزیر طی چند روز بعد، چند نوبت دیگر نیز درباره آنچه در روز نخست نیز بهروشنی توضیح داده بود، اعلام موضع کند.
دلایل بیاعتمادی عمیق تندروها به دیپلماسی بهروایت علی صوفی
پرسشی که اما با نگاهی به مجموعه این مباحث و تحولات پیشرویمان قرار میگیرد، این است که علت این میزان بیاعتمادی این جریان خاص به دیپلماسی چیست و چرا تندروها هرگاه صحبت از دیپلماسی و مذاکره به میان میآید، با گاردی بسته، دست به هر کاری میزنند تا مانع از پیشبرد دیپلماسی شوند. علی صوفی که از نخستین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی در جایگاههایی حساس و کلیدی، از استانداری در چند استان بزرگ تا فعالیت در سطح وزارت در دولت اصلاحات ایفای نقش کرده و به همین دلیل از نزدیک هم در جریان روند پیدایش و شکلگیری این جریان خاص سیاسی بوده و هم به خوبی با روند پیشرفت نیروهای منتسببه این جریان آشناست، معتقد است که «مجموعهای از دلایل و انگیزهها منجر به این نوع موضعگیری شدید تندروها علیه هر حرکت دیپلماتیکی است که میتواند کمابیش منجر به تغییر و بهبود اوضاع شود.»
صوفی با ابراز تاسف از اینکه این «روحیات جنگطلبانه» و «رویکرد تهاجمی تندروها» در این سالها و دههها، فرصتهای مهم و مغتنمی را از کشور سلب کرده، به «جهانصنعت» میگوید: «حتما به یاد دارید که در زمان مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ و آنچه درنهایت به توافق برجام انجامید، این جریان تندرو دست به هرکاری زد تا مانع از امضای برجام شود و در ادامه نیز با شعارنویسی روی موشک و هزار و یک جار و جنجال دیگر، با ادعای «دلواپسی» نگذاشتند که برجام به فرجام برسد.» این عضو جبهه اصلاحات ایران با اشاره به روحیات و علایق و سلایق سیاسی تندروها در سالها و دهههای گذشته گفت: «این افراد به دفعات با رفتار و گفتارشان نشان دادهاند که هیچ تمایلی به راهبرد صلح ندارند و معتقدند که ما به هیچ عنوان نباید بر سر میز مذاکره بنشینیم و هرگونه توافقی را هم که بر سر میز مذاکره به دست بیاید، مصداق خیانت میدانند.» او با اشاره به بحثهای دامنهداری که بهویژه در سالهای دهه۹۰ خورشیدی در این رابطه در کشور در جریان بود و حتی به مناظرههای انتخاباتی نیز رسید، یادآور شد: «ما از یاد نبردهایم که در جریان مناظرههای انتخاباتی، آقای روحانی صراحتا از نیروهای شاخص این جریان بهعنوان افرادی «جنگطلب» نام میبرد و جالب آنکه خودشان هم با دفاع از راهبردهای جنگی و تهاجمی اذعان داشتند که دیپلماسی را مصداق «سازش» و «تسلیم» میدانند و میگفتند که ما باید مشکلاتمان را در میدان جنگ حل و فصل کنیم.»
چارهای جز نقد کردن دستاوردهای میدان پشت میز مذاکره نیست
دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات با تاکید بر اینکه «تندروها همواره به دیپلماسی و دیپلماتها بیاعتماد بوده و جنگ را راهحل مشکلات کشور میدانستند»، گفت: «این وضعیت ادامه یافت و باوجود تلاشی که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در تمام این سالها کرد تا مانع از شعلهور شدن آتش جنگ شود اما ماهیت جنگطلب اسرائیل از یکسو و ضدیت تندروهای داخلی با راهبردهای دیپلماتیک باعث شد که ظرف یکسال دو بار جنگ به ایران و ایرانیان تحمیل شود.» او با تقدیر از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و رشادتهای آنان در دفاع از ایران تاکید کرد که «اگرچه باید این رشادتها را ارج بنهیم و قدردان سربازان وطن باشیم اما واقعیت این است که جنگ نمیتواند تا ابد ادامه یابد.» وزیر تعاون دولت اصلاحات با تاکید بر اهمیت «نقد کردن دستاوردهای میدان از طریق راهبردهای دیپلماتیک و پشت میز مذاکره» گفت: «اتفاقا ما چون در کشور رهبری داریم، امکان ندارد که در چنین تصمیمگیریهای کلانی همچون جنگ و صلح، رهبری در جریان نباشد.
چنانکه ایشان هم در بیانیهای تاکید کردند که باید از این دستاوردها استفاده شود.» او همچنین با اشاره به اینکه «نهتنها اعضای هیات مذاکرهکنندگان با نظر رهبری انتخاب میشوند بلکه راهبردها و اهداف این تیم نیز زیرنظر رهبری و نهادهای بالادستی تعیین تکلیف میشود»، یادآور شد: «بهویژه در دوره کنونی، از آنجا مذاکرات صرفا توسط دولت انجام نمیشود، این شرایط بهنحوی دقیقتر تحت نظارت رهبری دنبال میشود وگرنه آقای قالیباف که با صلاحدید شخصی راهی مذاکرات اسلامآباد نشد.»
صوفی همچنین با اشاره به پایگاه فکری و اعتقادی تندروها تاکید کرد که «متاسفانه دستکم برخی از این تندروها هیچ اعتقادی به ساختارهای دموکراتیک جمهوری اسلامی ندارند و معتقدند که مردم نقشی در پیشبرد امور ندارند.» او همچنین پس از انتقاد نسبتبه تسلط بیچون و چرای این جریان خاص بر صداوسیما و ترویج این ایدههایی که آشکار در تضاد با جمهوریت نظام است، به برخی از دیگر انگیزههایی که تندروها را اینچنین مقابل هرگونه تلاش دیپلماتیک برای کاهش تنش قرار میدهد، اشاره کرد و گفت: «تعبیر «کاسبان تحریم» که آقای روحانی مطرح کردند، کاملا بجا بوده است چراکه متاسفانه باید بپذیریم که منافع عدهای در تداوم جنگ و تشدید تحریمهای اقتصادی است.»
هشدار آشنا به دلواپسان دیپلماسی
واقعیت این است که ضدیت با دیپلماتها و راهبردهای دیپلماتیک، امری است ریشهدار که سابقه آن را حتی تا سالها و دههها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز میتوان رویت کرد. این نگاه که تصور میشود اگر کسی برای تامین منافع ملی، چشم در چشم دشمن و رو در روی او نشست و با رعایت اخلاق سیاستورزی و مرامی دیپلماتیک سعی کرد حداکثر دستاورد ممکن را نه لزوما با جار و جنجال و جنگ و کشتار بلکه با گفتوگو و مذاکره به دست آورد، یا کاسهای زیر نیمکاسه اوست یا خائن است به ملت و مملکت. بیماری کهنهای که دیروز حسامالدین آشنا نیز در توئیتی نسبتبه پیامدهایش هشدار داد و نوشت: «مذاکرهکنندگان ایرانی از ترکمانچای تا اسلامآباد را متهم نکنید.
آنها (به جز وثوقالدوله) از عباس میرزا تا نبوی، ولایتی، لاریجانیها، روحانی، ظریف، خرازی، جلیلی، امیرعبداللهیان، باقری، عراقچی و قالیباف، با اختلاف در تاکتیک و نه استراتژی، با توجه به توان و منافع ملی، به مردم خیانت نکردهاند.»
سخنگویان وزارت دفاع و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا مطرح کردند
بازگشت وضعیت تنگه هرمز به حالت قبل
جهان صنعت _ کمتر از ۲۴ ساعت پس از آنکه عباس عراقچی در توئیتی با اعلام اینکه «درپی اعلام آتشبس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود»، تاکید کرد: «این تردد باید در مسیر هماهنگشده و از پیش اعلامشده توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد»، سخنگویان وزارت دفاع و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در اطلاعیههایی جداگانه از بازگشت وضعیت تنگه هرمز به حالت قبل خبر دادند. بنابر این گزارش، سردار رضا طلایی نیک، سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز در این رابطه اعلام موضع کرد و گفت: «تنگه هرمز فقط در وضعیت آتشبس و بهصورت محدود، با این شرط که شناورهای نظامی و مرتبط با نیروهای متخاصم حق عبور از تنگه هرمز را ندارند، باز است.» این مقام ارشد نظامی همچنین تصریح کرد: «وضعیت اعلامشده در تنگه هرمز موقتی بوده و در صورت فشار بر برادران و خواهران لبنانی، شرایط به وضعیت پیشین باز خواهد گشت.»
همزمان سرهنگ دوم پاسدار ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا نیز در توضیحاتی در این رابطه اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران پیرو توافقات قبلی در مذاکرات صورتگرفته با حسننیت با عبور تعداد محدودی از کشتیهای نفتکش و تجاری از تنگه هرمز بهصورت مدیریت شده موافقت نمود ولی متاسفانه آمریکاییها با بدعهدیهای مکرر -که در سابقه خود دارند- همچنان به راهزنی و دزدی دریایی تحت عنوان به اصطلاح محاصره ادامه میدهند.» او تصریح کرد: «به همین دلیل کنترل تنگه هرمز به حالت قبل برگشت و این تنگه راهبردی تحت مدیریت و کنترل شدید نیروهای مسلح قرار دارد.» سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا تاکید کرد: «تا زمانی که آمریکا به آزادی کامل تردد شناورها از مبدا ایران به مقصد و از مقصد به مبدا ایران پایان ندهد، وضعیت تنگه هرمز بهشدت کنترل و به حالت قبلی باقی میماند.»
