گزارش جهان‌ صنعت از الگوی موفقیت بنگلادش در صادرات غیرنفتی درمقایسه با ایران:

وقتی مزیت می‌بازد!

فاطمه عباس پور
کدخبر: 607626
اقتصاد بنگلادش با تمرکز بر صنعت پوشاک و استراتژی صادراتی منسجم، توانسته است به یکی از صادرکنندگان بزرگ غیرنفتی جهان تبدیل شود.
وقتی مزیت می‌بازد!

فاطمه عباس پور– اگر نگاهی به‌وضعیت امروز اقتصاد بین‌الملل بیندازیم متوجه یک‌اصل واضح می‌شویم آن‌هم اینکه پتانسیل مساوی بهره‌وری نیست! در اقتصاد امروز جهان به‌وفور به‌کشور‌هایی برمی‌خوریم که بدون کوچک‌ترین مزیت نسبی توانستند تغییرات بزرگی در زنجیره خلق ارزش بین‌المللی ایجاد کنند و جایگاه‌شان را حسابی محکم کردند. از سمت دیگر کشور‌هایی وجود دارند که لیست مزیت‌های نسبی‌ آنها تمام ناشدنی است اما به‌علت مسائل داخلی و خارجی منزوی شدند و ظرفیت‌های فراوان‌شان محجور مانده است. حقیقت دردناک این‌است که کشور ما یک‌مثال تمام‌عیار از کشور‌های دسته‌دوم است اما کشور‌های دسته اول چگونه به‌جایگاه فعلی خود رسیده‌ و توانستند بدون مزیت خاصی در رقابت دیوانه‌وار تجارت بین‌الملل برای خود اسم‌ورسمی دست‌وپا کنند؟

بدون شک بنگلادش یکی‌از بهترین مثال‌ها از کشور‌های دسته اول است. صادرات غیرنفتی این‌کشور آسیایی در سال‌های اخیر به ‌یکی از نمونه‌های قابل‌توجه توسعه صادرات‌محور در میان اقتصادهای درحال توسعه تبدیل شده است. این‌کشور که عملا صادرکننده نفت نیست تقریبا کل درآمد صادراتی خود را از بخش‌های غیرنفتی به‌دست می‌آورد. حجم کل صادرات کالایی بنگلادش در سال‌های اخیر در بازه حدود ۴۵ تا ۵۰‌میلیارد‌دلار در نوسان بوده و در سال مالی ۲۰۲۴–۲۰۲۳ به‌نزدیکی ۵۰‌میلیارد‌دلار رسیده است. داده‌های سال مالی جاری نیز نشان می‌دهد روند صادرات همچنان در سطح بالایی حفظ شده و بنگلادش توانسته جایگاه خود را در تجارت جهانی تثبیت کند.

پوشاک آماده؛ ستون فقرات اقتصاد بنگلادش

ساختار صادراتی بنگلادش به‌شدت متمرکز است و صنعت پوشاک آماده (RMG) ستون‌فقرات آن محسوب می‌شود. این‌بخش به‌تنهایی حدود ۸۰‌درصد کل صادرات کشور را تشکیل می‌دهد و ارزش صادرات پوشاک در سال‌های اخیر در محدوده ۳۸ تا بیش‌از ۴۰‌میلیارد‌دلار بوده است. بنگلادش با تکیه بر این‌صنعت اکنون دومین صادرکننده بزرگ پوشاک جهان پس‌از چین به‌شمار می‌رود. سایر اقلام صادراتی ازجمله محصولات چرمی، کفش، کنف(جوت)، منسوجات خانگی، محصولات کشاورزی و برخی کالاهای مهندسی سبک سهم بسیار کوچک‌تری دارند و مجموعا حدود ۱۵تا۱۶‌درصد صادرات را شامل می‌شوند.

در سال‌های اخیر اقتصاد صادراتی بنگلادش وارد مرحله تثبیت شده است. این‌کشور توانسته جایگاه خود را به‌عنوان قطب تولید پوشاک ارزان حفظ کند اما همزمان با چالش جدی وابستگی بالا به‌یک‌محصول مواجه است. کارشناسان بارها هشدار دادند که تنوع پایین سبد صادراتی می‌تواند در بلندمدت ریسک‌زا باشد هرچند اتصال عمیق بنگلادش به‌بازارهای بزرگ مصرفی به‌ویژه اتحادیه اروپا، ایالات‌متحده و بریتانیا تاکنون به‌ حفظ رشد صادراتی این‌کشور کمک کرده است. مجموع این‌تحولات بنگلادش را به‌نمونه‌ای شاخص از موفقیت در توسعه صادرات غیرنفتی مبتنی بر مزیت نیروی کار همراه با چالش مزمن تنوع‌بخشی تبدیل کرده است.

روندی همواره صعودی

در سال‌های اخیر روند صادرات غیرنفتی بنگلادش(که عملا معادل کل صادرات کالایی این‌کشور بوده) یک‌مسیر نسبتا صعودی اما همراه با نوسان‌های مقطعی را طی کرده است. براساس داده‌های بین‌المللی صادرات این‌کشور از حدود ۶/۳۳‌میلیارددلار در سال‌‌۲۰۲۰ به‌حدود ۲/۴۴‌میلیارددلار در ۲۰۲۱ افزایش یافت سپس در سال‌۲۰۲۲ به‌حدود ۷/۵۴‌میلیارددلار رسید و در سال‌۲۰۲۳ نیز در محدوده ۵۵تا۵۷‌میلیارددلار تثبیت شد. این‌ارقام نشان می‌دهد بنگلادش در فاصله کوتاهی پس‌از شوک کرونا توانست جهش صادراتی قابل‌توجهی را تجربه کند و وارد کانال بالای ۵۰‌میلیارددلار شود. اگر روند چندساله را نگاه کنیم تصویر روشن‌تر می‌شود. صادرات بنگلادش در سال‌۲۰۱۹ حدود ۳۹‌میلیارددلار بود در سال‌۲۰۲۰ به‌دلیل همه‌گیری کرونا افت کرد اما از ۲۰۲۱ یک‌موج رشد سریع آغاز شد به‌طوری‌که صادرات کالا و خدمات در۲۰۲۲ بیش‌از ۳۳‌درصد رشد سالانه ثبت کرد.  این‌جهش عمدتا ناشی از بازگشت تقاضای جهانی پوشاک، انتقال بخشی از سفارش‌های جهانی به‌بنگلادش و افزایش ظرفیت تولید کارخانه‌های پوشاک بود. در داده‌های جدیدتر نیز رقم صادرات در۲۰۲۴ حدود ۴۷‌میلیارددلار برای کالا و خدمات گزارش شده که نشان‌دهنده نوعی تعدیل پس‌از جهش قبلی است.

نگاهی به ‌مسیر تاریخی صادرات غیرنفتی

مسیر تاریخی صادرات غیرنفتی بنگلادش را می‌توان در چندمرحله متمایز اما پیوسته توضیح داد: مسیری که از یک‌اقتصاد فقیر کشاورزی آغاز شد و به‌یکی از قطب‌های جهانی تولید پوشاک انجامید. در دهه‌۱۹۸۰ بنگلادش با درآمد سرانه پایین، بیکاری گسترده و زیرساخت صنعتی محدود به‌دنبال یک‌موتور رشد صادراتی بود. در همین دوره دولت با اتخاذ سیاست‌های تشویقی صادرات، ایجاد مناطق پردازش صادرات و فراهم‌کردن بستر سرمایه‌گذاری خارجی زمینه ورود تولیدکنندگان پوشاک را فراهم کرد. مزیت اصلی کشور در این‌مرحله دستمزد بسیار پایین نیروی کار و دسترسی ترجیحی به‌بازارهای غربی تحت نظام سهمیه‌بندی جهانی پوشاک بود. این‌ترکیب باعث شد صنعت پوشاک به‌سرعت به‌عنوان بخش پیشران اقتصاد شکل بگیرد.

در دهه‌۱۹۹۰ تا حدود سال۲۰۱۰ بنگلادش وارد مرحله جهش صادراتی شد. تعداد کارخانه‌های پوشاک به‌سرعت افزایش یافت و این‌کشور به‌تدریج در زنجیره تامین برندهای بزرگ جهانی ادغام شد. سیاستگذاران به‌جای پراکنده‌سازی منابع تمرکز خود را بر تعمیق همان مزیت موجود یعنی تولید انبوه پوشاک ارزان گذاشتند. توسعه مناطق صنعتی، تسهیل واردات مواد اولیه، حمایت‌های مالیاتی صادراتی و بهبود نسبی لجستیک بندری همگی به‌افزایش رقابت‌پذیری کمک کردند. در این‌دوره صادرات پوشاک چندین برابر شده و بنگلادش از یک‌صادرکننده حاشیه‌ای به‌یکی از تامین‌کنندگان اصلی بازار آمریکا و اروپا تبدیل شد.

مرحله سوم از حدود سال۲۰۱۰ تاکنون دوره تثبیت همراه با فشارهای ساختاری است. بنگلادش توانسته جایگاه خود را به‌عنوان دومین صادرکننده بزرگ پوشاک جهان حفظ کند و ارزش صادرات خود را به‌محدوده نزدیک به ۵۰‌میلیارددلار برساند اما همزمان با چالش‌هایی مانند وابستگی شدید به‌یک‌صنعت، فشار برای افزایش دستمزدها، الزامات سختگیرانه استانداردهای کار پس‌از حوادث صنعتی و رقابت فزاینده ازسوی کشورهایی مانند ویتنام و کامبوج مواجه شده است. در این‌دوره دولت تلاش‌هایی برای تنوع‌بخشی صادرات(مانند توسعه صنایع چرمی، دارویی و مهندسی سبک) آغاز کرده اما سهم این‌بخش‌ها هنوز محدود مانده است.

یک‌ الگوی کاملا متمرکز

ساختار صادراتی بنگلادش یکی از متمرکزترین الگوها درمیان اقتصادهای صادرات‌محور محسوب می‌شود و فهم دقیق آن برای مقایسه با ایران بسیار مهم است. در حال حاضر صادرات این‌کشور به‌شدت حول یک‌خوشه صنعتی واحد یعنی پوشاک آماده شکل گرفته و سایر بخش‌ها نقش مکمل و حاشیه‌ای دارند. به‌بیان دقیق‌تر بنگلادش یک‌اقتصاد «تک‌محصول صنعتی» در حوزه صادرات غیرنفتی است و نه یک‌صادرکننده متنوع. در سطح کلان حدود ۸۰‌درصد کل صادرات کالایی بنگلادش مربوط به‌صنعت پوشاک آماده Ready-Made Garments یا RMG است. این‌بخش خود دوزیرگروه اصلی دارد: پوشاک بافتنی (Knitwear) و پوشاک تاری‌پودی (Woven garments).  پوشاک بافتنی شامل تی‌شرت، لباس راحتی و پوشاک کشباف است و به‌دلیل زنجیره تامین داخلی قوی‌تر حاشیه سود بالاتری برای تولیدکنندگان بنگلادشی دارد. درمقابل بخش پوشاک تاری‌پودی مانند پیراهن رسمی و شلوار پارچه‌ای وابستگی بیشتری به‌واردات پارچه دارد. این‌دو زیرگروه در مجموع بیش‌از چهارپنجم ارزآوری صادراتی کشور را تامین می‌کنند و عملا موتور اصلی اشتغال صنعتی نیز هستند.

لایه‌دوم صادراتی

پس‌از پوشاک یک‌لایه دوم صادراتی وجود دارد که سهم آن بسیار محدودتر است و روی‌هم حدود ۱۵تا۱۶‌درصد صادرات را تشکیل می‌دهد. مهم‌ترین اجزای این‌لایه شامل محصولات چرمی و کفش، منسوجات خانگی، کنف(جوت) و محصولات مبتنی بر آن، محصولات کشاورزی و شیلات و مقدار محدودی کالاهای مهندسی سبک است. باوجود تلاش دولت برای رشد این‌بخش‌ها هیچ‌کدام هنوز به‌مقیاس صنعتی قابل‌مقایسه با پوشاک نرسیدند. به‌عنوان مثال صنعت چرم بنگلادش ظرفیت بالقوه بالایی دارد اما با مشکلاتی مانند استانداردهای زیست‌محیطی و ضعف برندینگ جهانی مواجه است.

اتحادیه اروپا، بزرگ‌ترین مقصد صادراتی

از منظر زنجیره ارزش ساختار صادراتی بنگلادش عمدتا در بخش‌های پایین‌دستی متمرکز است یعنی این‌کشور بیشتر در مرحله «دوخت و مونتاژ» در زنجیره جهانی پوشاک فعالیت می‌کند و نه در طراحی برند، تولید الیاف پیشرفته یا خرده‌فروشی بین‌المللی. بخش قابل‌توجهی از مواد اولیه به‌ویژه در پوشاک تاری‌پودی وارداتی است اما مزیت نیروی کار ارزان و ظرفیت تولید انبوه باعث شده بنگلادش همچنان رقابت‌پذیر باقی بماند. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای حرکت به‌سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر و تولید سبز (green garments) آغاز شده اما ساختار غالب هنوز مبتنی بر تولید کم‌هزینه است. از نظر جغرافیای بازار نیز صادرات بنگلادش تمرکز بالایی دارد. اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین مقصد صادراتی است و پس‌از آن ایالات‌متحده و بریتانیا قرار دارند. این‌تمرکز جغرافیایی نشان می‌دهد مدل صادراتی بنگلادش به‌شدت به‌تقاضای مصرف‌کنندگان غربی وابسته است. مزیت مهم این‌کشور بهره‌مندی طولانی‌مدت از دسترسی ترجیحی به‌بازار اروپا تحت رژیم کشورهای کمترتوسعه‌یافته ( LDC) بوده که هزینه ورود محصولاتش را کاهش داده است.

استراتژی نسبتا ساده اما منسجم

به‌طور کلی تجربه بنگلادش نشان می‌دهد این‌کشور با یک‌استراتژی نسبتا ساده اما منسجم یعنی تمرکز بلندمدت بر یک‌مزیت رقابتی مشخص، ادغام عمیق در زنجیره ارزش جهانی و حفظ سیاست‌های حمایتی صادرات توانست جهش قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی ایجاد کند؛ تجربه‌ای که کشوری مانند ایران با صدها مزیت نسبی به‌نظر می‌رسد تا ‌اینجای کار از رسیدن به‌آن ناتوان بوده است. بخش عمده صادرات غیرنفتی ایران همچنان متکی به‌محصولات انرژی‌پایه و مواد خام یا نیمه‌خام مانند گاز طبیعی، LPG، متانول، اوره و قیر است.  این‌اقلام ارزش افزوده صنعتی پایین‌تر و نوسان قیمتی بالاتری دارند. درمقابل بنگلادش بیش‌از ۸۰‌درصد صادرات خود را از پوشاک آماده تامین می‌کند که یک‌محصول صنعتی با زنجیره ارزش مشخص، بازار پایدار و تقاضای قابل پیش‌بینی جهانی است. نتیجه این‌تفاوت آن است که حتی وقتی عدد صادرات ایران بزرگ بوده «عمق صنعتی» و اشتغالزایی آن کمتر از الگوی بنگلادش است.

آخرین اخبار