جهان صنعت ناترازی بازار دارو را بررسی کرد:

وضعیت قرمز دارویی

پویا اصل باغ
کدخبر: 608934
گرانی و کمبود دارو و تجهیزات پزشکی دسترسی بیماران به درمان را سخت کرده و سلامت آنها را در خطر قرار داده است.
وضعیت قرمز دارویی

جهان صنعت– گرانی نفس مردم را بریده، حالا دیگر ابتدایی‌ترین نیازهای زیست روزمره ایرانیان تبدیل به کالاهایی لوکس و دست‌نیافتنی شده‌اند. از تهیه مواد خوراکی که کمر می‌شکند تا گرانی‌ها و کمبودهای دارو و درمان که حیات بیماران را به سخره گرفته است؛ شرایطی که نه قابل انکار است و نه توجیه‌پذیر. یک ماه پیش بود که سید جلیل میرمحمدی میبدی در نشست علنی مجلس به گرانی دارو اشاره کرده و گفته بود: برخی داروها که ۴۰۰‌هزار تومان بودند در حال حاضر به عدد ۱۰‌میلیون تومان رسیده و این افزایش قیمت به‌ویژه در زمینه داروهای بیماری‌های پیوندی، خاص، سرطانی و تک‌دارو است و شاهد افزایش یک تا ۴میلیونی هستیم. چند روز پیش هم ‌هادی احمدی، سخنگو و عضو هیات‌مدیره انجمن داروسازان ایران در گفت‌وگو با رسانه‌ها از کمبود ۱۵۰ تا ۲۰۰ قلم دارو در ایران خبر داد و گفت: «اگر روند ادامه پیدا کند احتمال اینکه کمبودها بیشتر شود وجود دارد.» او درباره افزایش ۲۰۰ الی ۳۰۰‌درصدی قیمت دارو هم گفته بود: «در حال حاضر پرداختی از جیب بیمار در برخی موارد بیش از ۶۰ تا ۷۰‌درصد است که آسیبی جدی به بیمار می‌زند. وضعیت بیماران خاص در حوزه دارو بغرنج‌تر است.

هر قدر بیماری سخت‌تر، تامین داروی آن‌هم طاقت‌فرساتر

یک بیمار متبلا به «لوپوس ریوی» می‌گوید: موارد زیادی پیش می‌آید که داروهای اصلی که باید مصرف کنم اصلا پیدا نمی‌شوند حتی مشابه ایرانی آن. حتی از شهر خودم به تهران می‌آیم و در ناصرخسرو جست‌وجو می‌کنم اما باز هم آنها را پیدا نمی‌کنم. در چنین مواردی ممکن است دچار تشنج تنفسی شوم. آخرین‌بار مهرماه بود که دچار این وضعیت شدم و از آن زمان تاکنون همچنان از عوارض این تشنج رنج می‌برم. هر قدر بیماری سخت‌تر، تامین داروی آن هم طاقت‌فرساتر. بیماران یا خانواده آنها در داروخانه‌های شلوغ و پرهرج و مرج مرجع سرگردان می‌شوند به امید تامین داروی مورد نیاز؛ تیری که در موارد بسیاری به سنگ می‌خورد. در این میان هیچ حمایتی هم از بیماران نمی‌شود. نه وزارت بهداشت و مجلس به فکر بیماران هستند و نه انجمن‌های خصوصی توان چندانی در این زمینه دارند. بیماران و به‌ویژه بیماران سخت‌علاج در میانه نبرد میان مرگ و زندگی دست و پا می‌زنند. تعدادی از بیماران در گفت‌وگو با ایلنا از کمبودها و ناترازی‌های دارویی می‌گویند؛ موضوعی که زندگی آنها را با خطر جدی مواجه کرده است. داروها یا نایاب هستند یا کمیاب. گرانی دارو توان خرید دارو را از بسیاری بیماران گرفته و برخی دیگر هم با سختی و زحمت بسیار امکان تامین دارو را پیدا می‌کنند.

۱۱‌میلیون تومان افزایش قیمت یک قلم دارو در یک‌سال

دو سال پیش فاطمه ناچار شد عمل تخلیه رحم و تخمدان را انجام دهد تا سرطان دهانه رحم و تخمدانش پیشروی نکند، یک‌سال بعد اما سکته مغزی کرد و نیازش به اقدامات درمانی چند برابر قبل شد تا جایی که امکان ادامه اشتغال را هم از دست داد و مجبور به استعفا شد. هنوز مدت زیادی از سکته مغزی نگذشته بود که با گرفتگی رگ‌های قلب مواجه شد. او حالا و در سن ۵۳ سالگی اطلسی از بیماری‌ها را در بدنی حمل می‌کند که روزبه‌روز نحیف‌تر می‌شود. پزشک برای فاطمه تزریق آمپولی به نام «رپاتا» را به‌صورت یک هفته در میان تجویز می‌کند: اگر آمپول را تزریق نکنم روی قلبم تاثیر بسیار بدی می‌گذارد، همچنین مفاصلم دچار دردی شدید می‌شوند و توان راه رفتن را از دست می‌دهم.

او از شرایط سخت دسترسی به این دارو و جهش ناگهانی قیمت آن می‌گوید: این آمپول تا تیرماه۱۴۰۳، حدود یک‌میلیون و ۳۰۰‌هزار تومان بود. تهیه آن اما بعد از گرفتن تاییدیه بیمه تنها از داروخانه‌های مرجع و تایید شده ممکن بود. بعد از جنگ ۱۲روزه اما شرایط سخت‌تر شد به نحوی که داروخانه‌ها همیشه تعداد کمتری از میزان آمپول تجویزشده توسط پزشک را با بیمه در اختیارم قرار می‌دهد و باقی آمپول‌ها را باید با قیمت آزاد خریداری کنم. مثلا از چهار آمپول دو یا سه عدد را باید به صورت آزاد بخرم، آن‌هم در شرایطی که قیمت این دارو بدون بیمه ناگهان به شدت بالا رفت و به ۹‌میلیون و ۳۰۰‌هزار تومان رسید.

گرانی دارو اما روی عدد ۹‌میلیون تومان متوقف نمی‌ماند: در حال حاضر و با این شرایط اقتصادی قیمت این دارو به هر عدد ۱۲‌میلیون تومان رسیده و پیدا کردن آن‌هم خیلی سخت‌تر شده است یعنی داروخانه‌ها تعداد بسیار کمتری از این آمپول را در اختیار بیمار قرار می‌دهند و می‌گویند به تعدادی که در نسخه آمده، سهمیه به بیمار تعلق نمی‌گیرد. من اما نمی‌توانم مصرف این دارو را قطع کنم. با توجه به بیماری‌های زمینه‌ای که دارم فقط این دارو با شرایط بدنم سازگار است. داروهایی که قبلا امتحان کرده‌ام با بدنم سازگار نبودند و حالم را واقعا بد می‌کردند احتمالا بیماران دیگری هم در این وضعیت قرار دارند. به هر حال اما تامین مبلغ مورد نیاز برای خرید این داروها به شدت سخت است.

او از ترس‌هایش می‌گوید، اینکه روزی برسد که این دارو پیدا نشود یا قیمت آن از آنچه هست هم بیشتر شود. او می‌گوید: اگر داروها را دپو کنند تا بعدها با قیمتی گران‌تر بفروشند چه می‌شود؟ اگر تاریخ انقضای داروها بگذرد و بفروشند چه؟ در حال حاضر خواهرم پیگیر خرید این دارو می‌شود و برای گرفتن تاییدیه و… دوندگی می‌کند، خودم که نمی‌توانم اما دلم برای آنهایی می‌سوزد که کسی را ندارند پیگیر درمان‌شان شود.

تامین دارو سخت و تامین تجهیزات پزشکی غیرممکن شده

۹سال آزگار است که «لوپوس ریوی» هرروز و هر لحظه جان شایسته را می‌خراشد. برای کنترل این بیماری خودایمنی، او علاوه‌بر دارو نیاز به خرید و استفاده از تجهیزاتی دارد که تنفس را برای او تسهیل کند. این در حالی است که خرید امکانات درمانی به‌دلیل قیمت‌های نجومی، با حقوق اندک یک خبرنگار کاملا ناسازگار است: قیمت داروهایم به‌ویژه بعد از حذف ارز ترجیحی به شدت گران شده است. اگر تا یک ماه بابت داروهایم ۱۲‌میلیون تومان پرداخت می‌کردم حالا باید برای تامین آنها ۲۵‌میلیون تومان بپردازم. به علاوه اینکه اصل دارو پیدا نمی‌شود و مجبورم مشابه هندی یا ایرانی آن را بخرم که عوارض جانبی دارند و روی بدنم تاثیر بدی می‌گذارند و آزارم می‌دهند.

شایسته اضافه می‌کند که داروهایش تحت پوشش بیمه هستند اما به شرطی که بیمار تولید داخلی آن را خریداری کند و البته که باید عوارض ناشی از مصرف آن را هم بپذیرد. موارد زیادی هم پیش می‌آید که داروهای اصلی که باید مصرف کنم اصلا پیدا نمی‌شوند حتی مشابه ایرانی آن. از شهر خودم به تهران می‌آیم و در ناصرخسرو جست‌وجو می‌کنم اما باز هم آنها را پیدا نمی‌کنم. در چنین مواردی ممکن است دچار تشنج تنفسی شوم. آخرین‌بار مهرماه بود که دچار این وضعیت شدم و از آن زمان تاکنون همچنان از عوارض این تشنج رنج می‌برم. بیماری لوپوس قابل‌درمان نیست و با دارو تنها می‌توان روند پیشروی آن را کند کرد. در صورت تامین نشدن دارو این بیماری می‌تواند تبدیل به سرطان شود و حیات بیمار به خطر می‌افتد.

یک‌میلیارد هزینه دستگاه‌های کمک‌تنفسی‌ام می‌شود

شایسته درباره قیمت‌های عجیب و غریب تجهیزات پزشکی مورد نیازش می‌گوید: یک دستگاه اکسیژن پرتابل همیشه به بدن من وصل است که برای انجام امور روزانه به همراهی آن نیاز دارم. این دستگاه را پنج‌سال پیش به قیمت ۳۴‌میلیون تومان خریدم و حالا به دلیل فرسودگی باید دستگاه جدید بخرم اما در حال حاضر قیمت آن ۵۸۸‌میلیون تومان است. من تحت پوشش بیمه سلامت هستم. این بیمه به من اعلام کرده است که باید پول دستگاه را از جیب بپردازم و بعد فاکتور خرید را به بیمه بدهم تا تنها ۷۵‌میلیون تومان آن را بازگردانند. من اما توان پرداخت چنین هزینه‌ای را ندارم. به علاوه اینکه به دستگاه‌هایی مانند بای‌پپ و هواساز نیاز دارم که هوای منزل را تصفیه کنند یعنی بیش از یک‌میلیارد تومان هزینه دستگاه‌های کمک‌تنفسی می‌شود که بیمارانی در وضعیت مشابه من به آنها نیاز دارند و حیات‌شان به این دستگاه‌ها وابسته است. شایسته از نبود حمایت‌ها هم گلایه دارد. حتی انجمن ریه هم می‌گوید ما به بیماران کمک دارویی نمی‌کنیم. پس این انجمن به چه کار می‌آید؟ از طرف دیگر برای گرفتن وام اقدام کردم تا دستگاه تنفسی مورد نیازم را بخرم اما در نهایت ۱۰۰‌میلیون تومان می‌دهند با سود ۲۳درصدی؟ مابقی مبلغ ۵۸۸‌میلیون تومان مورد نیازم را چگونه باید تامین کنم؟ کدام نهاد قرار است از بیماران حمایت کند؟

ابتلا به سرطان ریه و دارویی که نیست

محمد ساکن قزوین است و از ۱۱ماه پیش با سرطان ریه دست و پنجه نرم می‌کند. او در کنار این بیماری سخت، روماتیسم مفصلی را هم تحمل می‌کند. آمپولی با عنوان «اکسجوا۱۲۰» یکی از کرورکرور دارویی است که این بیمار سالمند استفاده می‌کند. او می‌گوید: این آمپول را باید هر ۲۱روز یک‌بار تزریق کنم. اوایل به‌راحتی پیدا می‌شد اما در حال حاضر دسترسی به این دارو سخت شده. باید ‌هزارجور زحمت و بدبختی بکشیم و به مراکز مختلفی مراجعه کنیم. همیشه هم با پارتی‌بازی موفق به یافتن و خرید این آمپول می‌شویم. او از افزایش ناگهانی قیمت این دارو هم گلایه می‌کند و می‌گوید: یک‌دفعه ۷۰۰، ۸۰۰ هزار تومان به قیمت آمپول اضافه شد و قیمت آن از حدود ۲‌میلیون تومان به ۲‌میلیون و ۷۰۰ یا ۸۰۰‌هزار تومان رسید. سختی پیدا کردن این دارو یک طرف و گرانی آن‌هم طرف دیگر. جلوگیری از پیشرفت بیماری و تسریع در بهبود آن به تزریق این دارو وابسته است.

بیماران دیابتی به دنبال دارو

چهارسال پیش بود که مریم متوجه شد به بیماری دیابت مبتلاست. قیمت داروهای او ماهانه نزدیک به ۴‌میلیون تومان می‌شود. در این بین یکی از ساده‌ترین داروهایی که پزشک برای مریم تجویز کرده «متفورمین» است؛ دارویی که تا مدتی پیش نوع خارجی آن به‌وفور پیدا می‌شد اما حالا تبدیل به داروی کمیاب و البته گران شده است: متفورمین تولید داخل تاثیر بسیار کمی در کنترل بیماری‌ام دارد، حالا اگر بخت با من یار باشد و نوع خارجی را پیدا کنم برای هر بسته آن باید ۵۰۰‌هزار تومان بپردازم.

او اضافه می‌کند: هربار که پزشک برایم نسخه می‌نویسد، علاوه‌بر نام دارو برندی که باید بخرم را مشخص می‌کند. برندها اکثرا خارجی هستند، پزشک کاملا از تاثیر کم داروهای تولید داخل مطلع است. به‌گفته مردم شرایط بیمارانی که انسولین مصرف می‌کنند، بسیار بدتر است زیرا انسولین خارجی یا نیست یا کم پیدا می‌شود و از طرف دیگر انسولین تولید داخل هم تاثیرگذاری خاصی ندارد.

آخرین اخبار