نفس‌های آخر دیپلماسی

محمدصادق جنان صفت
کدخبر: 611206

اگر گفت‌وگوی احتمالی مقام‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در روزهای آینده نزدیک انجام شود شاید بتوان گفت نیروی دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ میان دو نظام سیاسی هنوز نفس می‌کشد. واقعیت این است اما با توجه به رفتار و گفتار دو سوی مجادله و نیز از تکاپو افتادن کشورهایی مثل ترکیه، مصر و… برای میانجیگری باید سایه جنگ را بسیار نزدیک‌تر دید. حالا بیشتر نوشته‌ها و گفته‌ها درباره این است که جنگ دو کشور چگونه خواهد بود. بیشتر نوشته‌ها سناریوهای نوع جنگ را با توجه به فرض‌های گوناگون حدس می‌زنند و باور دارند حمله محدود یا حمله گسترده آمریکا در دستورکار است. مدیران ایرانی نیز از بستر نتیجه‌بخش بودن گفت‌وگوها برخاسته و دنبال آماده‌سازی نیروهای نظامی برای پاسخگویی هستند. برخلاف هفته‌های تازه‌سپری‌شده که گفته می‌شد زمان جنگ دور است اکنون از فوری بودن جنگ نیز سخن گفته می‌شود.

واقعیت این است که اداره‌کنندگان کشور با در نظر گرفتن همه سویه‌های داستان خود را آماده کرده‌اند و در ظاهر ترسی از اینکه به این میدان وارد شوند ندارند اما گره‌ای که هنوز باز نشده تکلیف و سرنوشت شهروندان ایرانی است. شهروندان ایرانی که توانایی‌شان برای بردباری در برابر دیو تورم به نفس افتاده و سفره‌های خود را از گوشت، لبنیات و برنج خالی کرده‌اند می‌پرسند دیگر چه چیزی باید از سفره‌های خود بردارند. در این شرایط که کارگران ایرانی برای حداقل مزد با دولت و کارفرمایان در حال چانه‌زنی هستند که گفته می‌شود به مجادله در برابر دوربین کشیده شده است. اگر دیپلماسی کارساز نشود فاجعه در راه است. کارگران ایرانی خواستار حداقل مزد ۳۱‌میلیون‌تومان در ماه هستند که به سد برخورد کرده است. از سوی دیگر میلیون‌ها فروشنده کیف و کفش و لباس و مبل و حتی لوازم‌خانگی به سد رکود فراگیر برخورده و اسفند‌ماه کم‌فروغی دارند. میلیون‌ها کارمند و بازنشسته کارگری نیز در بیم و ترس از ته کشیدن نیروی بازدارندگی در برابر تورم نیز گرفتاری‌های خود را دارند.

در چنین وضعیتی ترکش‌های جنگ احتمالی به‌ویژه اگر جنگ گسترده و تمام‌عیار باشد مهمان ناخوانده تن و بدن و روح و روان میلیون‌ها شهروند ایرانی کم‌در‌آمد می‌شود. آیا دولت برای چنین روزگاری آمادگی دارد؟ نهادهای حاکمیتی باید همه چیز را بررسی کرده و بیش از هر چیز روزگار تلخ شهروندان را جلوی چشم‌های خود بیاورند و پس از آن تصمیم آخر را بگیرند. بدیهی است اگر یک‌ماه پیش دیپلماسی جواب می‌داد شاید کار به دقیقه‌های آخر در یک کوچه بن بست نمی‌رسید.

حالا اما شاید دیپلماسی نفس‌های آخر را می‌کشد و اگر باز هم به آن بهای کافی ندهیم دیگر کارساز نخواهد بود، هیچ‌کس نمی‌تواند پیامدهای جنگی ویرانگر را حدس بزند و بهتر است این روزها را از دست ندهیم. آیا به این اندیشیده‌ایم که جنگ چه ویرانی به بار می‌آورد حتی اگر بشود از شکست جلوگیری کرد و اجازه نداد مثلا آمریکایی‌ها به هدف‌های بر زبان جاری ‌شده خود دست یابند.

آخرین اخبار