نفت خام هست، فرآورده نیست
فرزین سوادکوهی – در حالی که همه چشمها به قیمت نفت خام دوخته شده، گلدمن ساکس آب پاکی را روی دست همه ریخت و اعلام کرد که ذخایر سوخت جت، نفتا و الپیجی در حال تمام شدن است و بازار فرآوردههای نفتی به لبه پرتگاه رسیده است. این خبر میتواند قیمت بلیت هواپیما، محصولات پلاستیکی و هزینه حملونقل را در سراسر جهان منفجر کند.
بازار جهانی انرژی در آستانه یک جابهجایی تاریخی قرار گرفته و ریسک اصلی این اتفاق از میدانهای نفت خام به پالایشگاهها، مخازن ذخیره و خطوط توزیع فرآوردهها منتقل شده است. گلدمن ساکس در تازهترین تحلیل خود با صراحت اعلام کرده که ذخایر جهانی فرآوردههای پالایشی به حدود ۴۵روز مصرف رسیده در حالی که پیش از تنشهای اخیر این رقم ۵۰روز بود. در مقابل، ذخایر کل نفت خام جهان همچنان معادل ۱۰۱روز مصرف برآورد میشود. این تفاوت کلیدی نشان میدهد که بحران فعلی بیشتر در بخش پاییندستی زنجیره انرژی رخ داده و نه در سطح خام.
بیشترین فشار روی فرآوردههای حیاتی مانند سوخت جت، نفتا و الپیجی وارد شده است. سوخت جت برای صنعت هواپیمایی حیاتی است و شرکتهای هوایی در آستانه بحران قرار گرفتهاند بهویژه که اروپا تنها نیمی از سوخت جت از دسترفته از خاورمیانه را جبران کرده است. نفتا بهعنوان خوراک اصلی پتروشیمیها، با افت ذخایر فجیره به میزان ۷۲درصد و درهاب آمستردام/روتردام/آنتورپ به میزان ۳۷درصد، صنایع شیمیایی و تولید پلاستیک را تهدید میکند. الپیجی نیز که در بخشهای خانگی، صنعتی و حملونقل نقش دارد، با کمبود عرضه روبهرو شده و میتواند هزینههای عملیاتی را بهشدت افزایش دهد.
افت ذخایر در مراکز کلیدی مانند فجیره امارات و شمالغرب اروپا فقط یک آمار ساده نیست بلکه نشانه فروپاشی تدریجی زنجیره تامین جهانی است. فجیره بهعنوان هاب اصلی ذخیره و توزیع فرآوردهها در خلیج فارس و اروپا بهعنوان مقصد اصلی واردات، قلب تپنده تجارت انرژی هستند. کاهش موجودی در این نقاط، انتظارات بازار را تغییر میدهد و احتمال جهش قیمتها را بالا میبرد.
در نگاه اول، افزایش قیمت نفت خام به سود تولیدکنندگان بالادستی تمام میشود اما واقعیت برای صنایع پاییندستی تلختر از این داستانهاست. ایرلاینها با سوخت جت ۲۰ تا ۳۰درصد گرانتر روبهرو میشوند، پتروشیمیها از نفتای نجومی آسیب میبینند، حملونقل با الپیجی و دیزل هزینهبرتر خواهد شد و مصرفکننده نهایی تورم تضمینشده را تجربه میکند. این بازی باخت/ باخت، حاشیه سود صنایع را میخورد و زنجیره تولید را مختل میکند. بازگشت به تعادل نیز آسان نیست؛ حداقل شش ماه زمان لازم است. برخلاف تصور حتی باز شدن مسیرهای دریایی مانند تنگه هرمز فایده فوری ندارد. پالایشگاهها به نفت خام مناسب، ظرفیت عملیاتی و زنجیره حملونقل سالم نیاز دارند. ذخایر خالی یکشبه پر نمیشوند و بازار فرآوردهها حساستر از نفت خام به اختلالات است. آسیا و اروپا در خط مقدم قرار دارند. آفریقای جنوبی، هند، تایلند، تایوان و بخشهایی از اروپا آسیبپذیرترین بازارها هستند. چین به لطف ذخایر استراتژیک فعلا در امان است اما بقیه جهان باید برای شوک آماده شوند. این توزیع نابرابر بحران، تجارت جهانی را پیچیدهتر میکند و میتواند الگوهای صادراتی را تغییر دهد. پیام واضح گلدمن ساکس این است: «جهان نفت خام کافی دارد، فرآوردههای پالایشی نه.» این جمله کوتاه تمام معادلات بازار را زیر و رو میکند. آنچه در تابلوهای معاملاتی نمیبینید، در مخازن ذخیره و خطوط لوله در حال وقوع است. یک بشکه نفت خام به قیمت ۹۰دلار تا حدودی قابل هضم است اما وقتی بلیت هواپیما ۲۵درصد گران شود، محصولات پلاستیکی جهش قیمت کنند، هزینه حملونقل دو برابر شود و صنایع پتروشیمی به تعطیلات اجباری بروند، عمق فاجعه مشخص میشود. بازار انرژی وارد فاز جدیدی شده؛ فازی که در آن فرآوردهها از نفت خام مهمتر شدهاند. اگر این هشدار جدی گرفته نشود، موج بعدی تورم نه از چاههای نفت بلکه از پالایشگاهها و فرودگاههای جهان آغاز خواهد شد.
فعالان اقتصادی، سیاستگذاران و صنایع وابسته باید از همین حالا سناریوهای جایگزین را بررسی کنند چون زمان برای واکنش در حال تمام شدن است.
