نسخه نفتی برای احیای اقتصاد
خاطره وطن خواه– اگرچه هنوز رسما جزییات توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا اعلام نشده اما جستهوگریخته خبرهایی مبنیبر ایجاد صندوق ۳۰۰میلیارد دلاری مطرح میشود. ابعاد و سازوکار اجرایی اینصندوق در تفاهمنامه صلح میان ایران و آمریکا بهطور رسمی تشریح نشده اما صرف مطرحشدن چنین رقمی بار دیگر موضوع مزمن کمبود سرمایه در اقتصاد ایران را بهکانون توجه آورده است.
هرچند برنامه هفتم توسعه مسیر کلی رشد اقتصادی را ترسیم کرده اما اجرای ایناهداف بدون دسترسی بهمنابع مالی گسترده امکانپذیر نخواهد بود. اقتصادی که بیشاز یکدهه زیر فشار تحریمها، محدودیت دسترسی بهسرمایه خارجی و فرسودگی زیرساختها قرار داشته اکنون با اینپرسش روبهرو بوده که درصورت گشایش احتمالی در روابط خارجی منابع جدید باید بهکدام بخش هدایت شوند تا بیشترین بازده را برای اقتصاد کشور بههمراه داشته باشند.
درمیان بخشهای مختلف اقتصادی صنعت نفت و گاز بیش از هر حوزه دیگری با کمبود سرمایهگذاری مواجه است. وزارت نفت طی سالهای اخیر بارها اعلام کرده برای تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه و اجرای پروژههای نیمهتمام بهبیش از ۲۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز دارد. از توسعه میادین مشترک گرفته تا افزایش تولید گاز پروژههای LNG، تکمیل زنجیره پتروشیمی و نوسازی زیرساختهای انرژی همگی طرحهایی هستند که بدون تزریق منابع مالی کلان امکان تحقق آنها دشوار خواهد بود.
سیدحمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی در گفتوگو با جهانصنعت معتقد است اگر چنین صندوقی شکل بگیرد نخستین مقصد سرمایهها باید پروژههایی باشد که بالاترین بازده اقتصادی را برای کشور ایجاد میکنند.
بهگفته او، سرمایهگذار خارجی، بانکهای بینالمللی و نهادهای فاینانس تنها در پروژههایی مشارکت میکنند که از بازده اقتصادی مناسب برخوردار باشند. او اضافه میکند: اینطور نیست که منابع مالی در اختیار ما قرار گیرد و هر پروژهای را که بخواهیم اجرا کنیم. سرمایهگذار خارجی بهدنبال سود است و طبیعتا بهسمت پروژههایی میرود که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشند.
اینفعال صنعت نفت معتقد است بالادست نفت و گاز همچنان سودآورترین بخش اقتصاد ایران برای جذب سرمایه بهشمار میرود؛ بخشی که بهگفته او میتواند هم درآمدهای ارزی کشور را افزایش دهد و هم موتور محرک سایر صنایع باشد.
میادین مشترک؛ اولویت نخست سرمایهگذاری
بهباور بسیاری از کارشناسان مهمترین مزیت صنعت نفت ایران در شرایط کنونی وجود دهها میدان مشترک نفتی و گازی با کشورهای همسایه است. ایران با عراق، قطر، کویت، عربستانسعودی و اماراتمتحدهعربی دارای مخازن مشترکی است که هرگونه تعلل در توسعه آنها بهمعنای ازدسترفتن سهم کشور از منابع زیرزمینی خواهد بود.
حسینی معتقد است که اگر قرار باشد منابع جدیدی وارد صنعت انرژی شود نخستین مقصد اینسرمایهها باید میادین مشترک باشد. او تاکید میکند: چه در بخش نفت و چه در بخش گاز اولویت باید میادین مشترک باشد. ما با قطر، عراق، عربستان، امارات و کویت میادین مشترک داریم و طبیعی است که هم از نظر منافع ملی و هم از نگاه سرمایهگذار خارجی اینپروژهها جذابترین گزینهها باشند. درمیان اینپروژهها میادین غرب کارون جایگاه ویژهای دارند. آزادگان شمالی، آزادگان جنوبی، یادآوران و سایر میادین مشترک با عراق سالهاست در فهرست اولویتهای وزارت نفت قرار دارند. باوجود پیشرفتهایی که در برخی از اینطرحها حاصل شده همچنان فاصله قابلتوجهی میان ظرفیت بالفعل و ظرفیت بالقوه آنها وجود دارد. کارشناسان معتقدند هردلار سرمایهگذاری در اینمیادین میتواند بازدهی چندبرابری برای اقتصاد کشور ایجاد کند. افزایش تولید نفت خام نهتنها صادرات را تقویت کرده بلکه منابع لازم برای توسعه صنایع پاییندستی را نیز فراهم میکند. در بخش گاز نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. هرچند ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گازی جهان است اما محدودیت سرمایهگذاری موجب شده بخشی از اینظرفیت بلااستفاده باقی بماند. حسینی معتقد است درصورت رفع تحریمها پروژههای LNG نیز میتوانند بهیکی از مهمترین مقاصد سرمایهگذاری تبدیل شوند؛ پروژههایی که سالها بهدلیل محدودیت فناوری و سرمایه متوقف ماندند.
از تجربه ناموفق بانکها تا ضرورت ورود سرمایهگذاران بینالمللی
بحث تامین مالی پروژههای نفتی موضوع تازهای نیست. دولتهای مختلف در دودهه گذشته تلاش کردند از مسیرهای گوناگون کمبود سرمایه در صنعت انرژی را جبران کنند. یکی از اینراهکارها استفاده از کنسرسیوم بانکهای داخلی برای تامین منابع مالی پروژههای بزرگ نفت و گاز بود. در دولتهای مختلف بارها طرحهایی برای واگذاری تامین مالی میادین نفتی بهشبکه بانکی کشور مطرح شد. هدف اینبود که بانکها با تجمیع منابع خود بتوانند پروژههای چندمیلیارد دلاری را پیش ببرند اما درعمل بخش قابلتوجهی از اینبرنامهها بهنتیجه مطلوب نرسید.
حسینی در اینباره میگوید: سالها پروژههای نفتی بهبانکها واگذار شده اما نتیجهای که از عملکرد بانکها نصیب کشور شد متناسب با حجم نیاز صنعت نفت نبود. اینتجربه نشان داد بانکها توان اجرای چنین پروژههای سنگینی را ندارند.
واقعیت آن است که پروژههای نفت و گاز تنها بهپول نیاز ندارند. بسیاری از طرحهای توسعهای ایران بهفناوریهای پیشرفته حفاری، تجهیزات روزآمد، دانش فنی ازدیاد برداشت و مدیریت پیچیده پروژه وابسته هستند. بههمیندلیل کارشناسان تاکید میکنند که ورود سرمایهگذار خارجی باید همراه با انتقال فناوری و دانش مدیریتی باشد.
حسینی نیز بر همین نکته تاکید دارد و معتقد است سرمایهگذارانی باید وارد اینپروژهها شوند که علاوهبر توان مالی دانش فنی لازم را نیز در اختیار داشته باشند. بهگفته او، صنعت نفت ایران بیشاز هرزمان دیگری بهترکیب «سرمایه و فناوری» نیاز دارد.
این درحالی است که بسیاری از کشورهای منطقه طی دودهه اخیر دقیقا از همین الگو استفاده کردند. عراق پس از سال۲۰۰۹ با جذب شرکتهای بزرگ بینالمللی توانست تولید نفت خود را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. قطر نیز با تکیه بر سرمایه و فناوری خارجی توسعه میدان مشترک گازی خود را باسرعتی چشمگیر پیش برد و امروز بهیکی از بازیگران اصلی بازار LNG جهان تبدیل شده است.
پتروشیمی؛ مقصد دوم منابع صندوق صلح
اگرچه حسینی معتقد است اولویت نخست باید توسعه میادین مشترک نفت و گاز باشد اما او صنعت پتروشیمی را دومینمقصد مهم سرمایهگذاری معرفی میکند.
بهگفته وی، بخش قابلتوجهی از پروژههای پتروشیمی کشور از مرحله مطالعات و طراحی عبور کردند و مشکل اصلی آنها تامین مالی است. او میگوید: نزدیک به۲۰میلیونتن ظرفیت جدید پتروشیمی آماده اجرا داریم. طراحی پروژهها انجام شده و مساله اصلی تامین مالی است.
این سخن درشرایطی مطرح میشود که صنعت پتروشیمی طی سالهای اخیر بهیکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور تبدیل شده است. برخلاف صادرات نفت خام که همواره در معرض فشار تحریمها قرار داشته صادرات محصولات پتروشیمی از انعطاف بیشتری برخوردار بوده و نقش مهمی در تامین ارز کشور ایفا کرده است.
ازسویدیگر سرمایهگذاری در پتروشیمی بهمعنای حرکت از خامفروشی بهسمت ایجاد ارزشافزوده بیشتر است. هرواحد افزایش ظرفیت در اینصنعت میتواند زنجیرهای از اشتغال، تولید و صادرات را فعال کند و وابستگی اقتصاد بهفروش نفت خام را کاهش دهد. حسینی معتقد است پس از نفت، گاز و پتروشیمی بخشهایی مانند راهآهن، توسعه بنادر و صنعت حملونقل نیز میتوانند مقاصد مناسبی برای سرمایهگذاری باشند اما بهباور او، در شرایطی که منابع محدود است باید ابتدا پروژههایی انتخاب شوند که سریعتر بهدرآمدزایی برسند و بیشترین بازده اقتصادی را برای کشور ایجاد کنند. آنچه از سخنان سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی برمیآید ایناست که درصورت شکلگیری صندوق ۳۰۰میلیارد دلاری نسخه احیای اقتصاد ایران بیش از هر چیز از مسیر انرژی عبور میکند. از نگاه او، توسعه میادین مشترک نفت و گاز، افزایش تولید، تکمیل پروژههای LNG و توسعه صنعت پتروشیمی نهتنها سودآورترین حوزههای سرمایهگذاری هستند بلکه میتوانند منابع لازم برای حرکت سایر بخشهای اقتصاد را نیز فراهم کنند.
بهبیان دیگر اگر روزی منابع صندوق صلح وارد اقتصاد ایران شود نخستین چاههایی که باید از آن سیراب شوند همان میادین نفت و گازی هستند که سالها در انتظار سرمایه و فناوری ماندند.
