میراث ماندگار
جهان صنعت– «اقتصاد نباید به نفت وابسته بماند.» این مانیفست رهبر معظم انقلاب برای انرژی کشور در طول سه دهه گذشته بود. الگوی سیاستی که مثل یک قطب نما با اصلاحات اصل ۴۴ قانون اساسی در بستر انرژی کشور نشست. در سالهایی که پول نفت بیشتر میشد و دولتها را برای خرج کردن وسوسه میشدند، توصیههای ایشان بود که تندرویها را متوقف میکرد. برای سالهای سخت تحریم، مانیفست رهبر انقلاب تکیه به توان داخلی برای صنعت انرژی کشور شد که روزگار سخت ناترازی را مدیریت کرده بود.
آنچه در سه دهه رهبری آیت الله سیدعلی حسینی خامنهای درباره انرژی تکرار شد، مجموعهای از مواضع پراکنده یا واکنشهای مقطعی نبود. از دهه۷۰ تا سالهای پایانی، میتوان رد یک الگوی سیاستی نسبتا منسجم را در سخنان و تصمیمهای کلان او دنبال کرد؛ الگویی که بر استقلال صنعت انرژی، باور به توان مهندسی داخلی، کاهش وابستگی بودجه به نفت، مقابله با خامفروشی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی با محوریت بخشخصوصی استوار بود. این الگو، نه در قالب یک سند واحد بلکه در دل سخنرانیها، سیاستهای کلی و پیامهای اقتصادی شکل گرفت. اکنون، این الگوی سیاستی بهعنوان یک میراث ناتمام باقی مانده است. میراثی که دولتها و مدیران انرژی دیگر نمیتوانند از کنار آن آسان عبور کنند.
استقلال صنعت انرژی؛ باور به مهندسی ایرانی
نقطه آغاز این الگوی سیاستی را باید در مفهوم «استقلال» جستوجو کرد؛ مفهومی که در نگاه رهبر انقلاب فقط سیاسی نبود بلکه معنا و مصداقی صنعتی و فناورانه داشت. در دهه۷۰ و سالهای پس از جنگ، بخش بزرگی از صنعت نفت و گاز ایران به شرکتهای خارجی وابسته بود. توسعه میادین، حفاری، تجهیزات و حتی مدیریت پروژهها، اغلب با اتکا به پیمانکاران بیرونی انجام میشد. آیت الله خامنهای از همان سالها، در دیدار با مدیران صنعتی و اقتصادی نسبت به این وابستگی هشدار دادند و آن را تهدیدی برای امنیت ملی دانستند.
این نگاه، در دهه۸۰ و بهویژه پس از خروج تدریجی شرکتهای خارجی از پروژههای نفتی ایران، شکل عینیتری به خود گرفت. تحریمها ناخواسته به نقطه عطف این رویکرد تبدیل شدند. ایشان در بازدید از پژوهشگاه صنعت نفت در اسفند۱۳۹۰، صراحتا بر ضرورت تکیه صنعت نفت بر توان مهندسی داخلی تاکید و توصیه کردند پیشرفت این صنعت نباید به حضور یا عدم حضور خارجیها گره بخورد. در این چارچوب، تحریم نه فقط تهدید بلکه آزمونی برای اثبات توان داخلی معرفی شد.
در سالهای بعد این گفتمان در قالب حمایت از پیمانکاران ایرانی، توسعه شرکتهای مهندسی و بعدها شرکتهای دانشبنیان ادامه یافت. «آیت الله» بارها از پیشرفتهای مهندسان ایرانی در حفاری، ساخت تجهیزات و اجرای پروژههای پیچیده نفت و گاز بهعنوان نشانههای «ما میتوانیم» یاد میکردند. استقلال انرژی در این روایت به معنای توان تصمیمگیری و اجرا بدون فشار بیرونی بود حتی اگر این مسیر پرهزینهتر و زمانبرتر باشد.
اصل ۴۴؛ میدان دادن به بخشخصوصی
ستون دوم الگوی سیاستی انرژی رهبر شهید ایران به رابطه دولت و بخشخصوصی بازمیگردد؛ رابطهای که در سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی صورتبندی شد. این سیاستها در خرداد۱۳۸۴ و در شرایطی ابلاغ شد که قیمت نفت در حال افزایش بود و دولت با وفور درآمدهای نفتی روبهرو بود. ایشان در توضیح این سیاستها بارها تاکید کردند که دولت باید راهبری کند، نه تصدیگری؛ گزارهای که در صنعت انرژی، معنایی حساس و دوگانه داشت.
بالادست صنعت نفت، بهدلیل ماهیت راهبردی از خصوصیسازی کنار گذاشته شد اما پاییندست و صنایع وابسته، بهویژه پتروشیمی به میدان اجرای اصل ۴۴ وارد شدند. در نگاه رهبر انقلاب این تفکیک به معنای حفظ حاکمیت ملی بر منابع، در عین استفاده از ظرفیت بخشخصوصی برای افزایش بهرهوری و تولید بود. رشد صنعت پتروشیمی و افزایش صادرات محصولات با ارزشافزوده بالاتر، در سالهای بعد بهعنوان مصداق عملی این سیاست معرفی شد.
با این حال اجرای اصل۴۴ در صنعت انرژی بیچالش نبود. بسیاری از واگذاریها به شکلگیری بنگاههای شبهدولتی انجامید و بخشخصوصی واقعی کمتر از آنچه انتظار میرفت میداندار شد. با وجود این در چارچوب الگوی سیاستی ایشان، اصل ماجرا این بود که دولت نباید هم مالک منابع باشد، هم مجری پروژهها و هم مصرفکننده درآمد نفت باشد. انرژی باید از مسیر رقابت، بهرهوری و مشارکت بخشخصوصی عبور کند حتی اگر این مسیر کند و پرهزینه باشد.
نفت، بودجه و خامفروشی؛ هسته سخت الگو
محوریترین بخش الگوی سیاستی انرژی دوران رهبری آیتالله خامنهای به نسبت نفت و بودجه بازمیگردد. ایشان بارها تاکید کردند که خرج کردن درآمد نفت برای هزینههای جاری، اقتصاد را آسیبپذیر و دولت را شرطی میکند. این نگاه، بهویژه از دهه ۹۰ به بعد با ادبیاتی صریحتر بیان شد. در بازدید از پژوهشگاه صنعت نفت در اسفند۱۳۹۰، رهبر انقلاب توصیه کردند که نفت باید از منبع تامین بودجه به ابزار پیشرفت و اقتدار اقتصادی تبدیل شود.
این موضع، سه سال بعد در سخنرانی بهمن۱۳۹۳ در تبریز تکرار شد. ایشان فروش نفت خام و خرج کردن آن در امور جاری را خسارتبار توصیف کردند و خامفروشی را نشانهای از ضعف حکمرانی دانستند. در این چارچوب توسعه پالایشگاهها، پتروپالایشگاهها و تکمیل زنجیره ارزش، نه یک انتخاب بلکه ضرورت معرفی شد.
با این حال اجرای این بخش از الگو همواره با تعلل همراه بود. پروژههای پالایشی سرمایهبر بودند، تامین مالی آنها در شرایط تحریم دشوار بود و تغییر اولویت دولتها، بسیاری از طرحها را نیمهکاره گذاشت. نتیجه آن شد که خامفروشی کاهش یافت اما هرگز بهطور کامل پایان نیافت. نفت همچنان نقش پررنگی در بودجه داشت و هر شوک قیمتی یا تحریمی، توازن مالی دولت را برهم میزد.
در سالهای پایانی، الگوی سیاستی انرژی رهبرانقلاب با چالش مصرف بالا مواجهه بود. ایشان برای این مشکل هم تدبیر اندیشیدند و مدام توصیه به بهرهوری داشتند. تاکید بر اصلاح الگوی مصرف از نوروز ۱۳۸۸ آغاز شد و در دهه۱۴۰۰، با طرح مفهوم «شدت مصرف انرژی» ادامه یافت. ایشان در سخنرانیهای نوروزی و دیدار با مسوولان، بارها توصیه کردند که مصرف بالای انرژی در ایران، بدون بازده متناسب، به ناترازی در برق و بحران آب منجر شده است.
در این مرحله، ناترازی برق و آب نه یک حادثه بلکه پیامد اجرا نشدن کامل همان الگوی سیاستی معرفی شد. از نگاه ایشان، کشوری با منابع عظیم نفت، گاز و ظرفیت تولید برق، نباید با خاموشی و کمآبی مواجه باشد. بهینهسازی مصرف، حلقه پایانی این الگو بود. حلقهای که قرار بود فشار بر منابع را کاهش دهد و وابستگی به تولید بیشتر را کم کند.
میراثی که بر زمین مانده است
آنچه امروز از الگوی سیاستی انرژی «رهبر شهید انقلاب» باقی مانده، بیش از آنکه یک دستاورد کامل باشد، یک مسیر نیمهتمام است. استقلال صنعتی، تقویت توان مهندسی داخلی، اجرای اصل ۴۴، کاهش وابستگی بودجه به نفت و مقابله با خامفروشی همگی در زمان حیات ایشان بارها تکرار شدند اما هیچکدام بهطور کامل محقق نشدند. بخشی از این ناکامی به تحریمها بازمیگردد، بخشی به ضعف ساختاری اقتصاد و بخشی به تعلل و ناهماهنگی دولتها.
اکنون این الگو بهعنوان میراثی معوق باقی مانده است؛ میراثی که دیگر نمیتوان آن را به آینده نامعلوم حواله داد. اگر قرار است صنعت انرژی ایران از چرخه وابستگی، خامفروشی و ناترازی خارج شود دولت ناگزیر است همین خط را با صراحت و پیگیری دنبال کند، نه بهعنوان یک توصیه تاریخی بلکه بهعنوان دستورکار روز آن را الگوی راه قرار دهد.
