مهاجرت؛ آخرین راه بقا!

فاطمه رحیمی
کدخبر: 647564

فاطمه-رحیمی

فاطمه رحیمی، سردبیر روزنامه جهان صنعت

مرزها گاهی نه با توپ و تانک بلکه با پاهای خسته انسان‌هایی فرو می‌ریزند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. سئوتا؛ این نقطه کوچک اسپانیا در شمال آفریقا، این روزها بیش از آنکه یک شهر مرزی باشد، به آینه شکست نظم جهانی بدل شده است؛ جایی که ‌هزاران انسان، از دل فقر، ناامنی و بی‌افقی، خود را به آب می‌سپارند یا از حصارهای فولادی بالا می‌روند تا شاید در آن سوی مرز، زندگی را از نو آغاز کنند اما برای ده‌ها نفر، این رویا پیش از رسیدن به ساحل، در آب‌های مدیترانه یا زیر فشار ازدحام جمعیت پایان یافت.

ورود بیش از ۴۰‌هزار مهاجر به سئوتا ظرف تنها چند ساعت، صرفا یک بحران مرزی برای اسپانیا نیست بلکه این رخداد، هشداری است درباره جهانی که شکاف میان شمال و جنوب آن هر روز عمیق‌تر می‌شود. جهانی که در یک سوی آن، اقتصادهای توسعه‌یافته با پیرشدن جمعیت و کمبود نیروی کار دست‌وپنجه نرم می‌کنند و در سوی دیگر میلیون‌ها جوان، قربانی جنگ، استبداد، فروپاشی اقتصادی و تغییرات اقلیمی، آینده‌ای جز مهاجرت پیش‌روی خود نمی‌بینند.

سازمان ملل متحد امروز از بیش از ۱۲۰‌میلیون آواره اجباری در جهان سخن می‌گوید؛ آماری که نه یک عدد بلکه روایت تلخ میلیون‌ها زندگی ازهم‌گسیخته است. این بزرگ‌ترین جابه‌جایی انسانی پس از جنگ جهانی دوم است. از سوریه و اوکراین گرفته تا سودان، افغانستان، یمن و منطقه ساحل آفریقا، نقشه جهان هرروز بیش از گذشته با خطوط مهاجرت بازطراحی می‌شود.

سئوتا، البته نخستین ایستگاه این تراژدی نیست. اروپا پیشتر نیز در سال۲۰۱۵، همزمان با جنگ داخلی سوریه، شاهد ورود بیش از یک‌میلیون پناهجو بود؛ موجی که نه‌تنها نظام پذیرش مهاجران را به چالش کشید بلکه ساختار سیاسی قاره سبز را نیز دگرگون کرد. تصویر پیکر بی‌جان آیلان کردی، کودک سه‌ساله سوری که امواج دریا او را به ساحل رساند، وجدان جهان را تکان داد اما ظاهرا نه آنقدر که بتواند سیاست‌های جهانی را تغییر دهد. یک دهه بعد، همچنان همان دریا، همان قایق‌ها و همان مرگ تکرار می‌شود؛ تنها نام قربانیان عوض شده است.

اگر اندکی دورتر بنگریم، خواهیم دید که بحران مهاجرت دیگر مختص مدیترانه نیست. در مرز ایالات‌متحده و مکزیک،‌ هزاران نفر هرساله در بیابان‌های سونورا یا رودخانه ریوگرانده جان خود را از دست می‌دهند. در جنوب شرق آسیا، صدها‌هزار روهینگیایی سال‌هاست در اردوگاه‌های موقت بنگلادش میان انتظار و فراموشی زندگی می‌کنند. در شاخ آفریقا و سودان نیز میلیون‌ها نفر از خشکسالی، جنگ و گرسنگی گریخته‌اند. مهاجرت، دیگر یک انتخاب نیست بلکه آخرین راه بقاست.

در این میان، اروپا همچنان میان دوگانه‌ای دشوار سرگردان است؛ از یک سو ارزش‌های حقوق بشری و تعهدات بین‌المللی و از سوی دیگر نگرانی‌های امنیتی، فشارهای اقتصادی و رشد روزافزون پوپولیسم. ورود ده‌ها‌هزار مهاجر به سئوتا آن‌هم در شرایطی که اروپا هنوز با پیامدهای جنگ اوکراین، رکود اقتصادی، بحران انرژی و افزایش هزینه‌های دفاعی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بی‌تردید به سوخت تازه‌ای برای احزاب راست‌گرا تبدیل خواهد شد؛ جریان‌هایی که سال‌هاست از ناکارآمدی سیاست‌های مهاجرتی بروکسل به‌عنوان مهم‌ترین ابزار بسیج افکار عمومی استفاده می‌کنند.

اما تقلیل این بحران به یک مساله امنیتی، ساده‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین روایت ممکن است. دیوارهای بلندتر، سیم‌های خاردار بیشتر و ناوهای گشتی پیشرفته‌تر، شاید بتوانند مسیر مهاجرت را دشوارتر کنند اما نمی‌توانند انگیزه مهاجرت را از میان ببرند. تاریخ نشان داده است که هیچ دیواری تاکنون نتوانسته انسان ناامید را متوقف کند. از دیوار برلین گرفته تا مرزهای امروز اروپا، هر جا امید در یک‌سوی مرز از میان رفته باشد، انسان راهی برای عبور یافته است حتی اگر هزینه آن جانش باشد.

بحران سئوتا بیش از آنکه درباره اسپانیا یا مراکش باشد، درباره جهانی است که در آن توسعه، امنیت و ثروت به‌گونه‌ای نابرابر توزیع شده‌اند. جهانی که هنوز نتوانسته میان مسوولیت اخلاقی و منافع سیاسی خود تعادلی پایدار برقرار کند. مرزهای اروپا امروز نه فقط محل تقابل دولت‌ها بلکه میدان رویارویی دو روایت از انسان معاصر است؛ روایتی که امنیت را در بستن دروازه‌ها می‌بیند و روایتی که باور دارد هیچ دیواری، بلندتر از میل انسان به زیستن نیست.

سئوتا شاید شهری کوچک در حاشیه مدیترانه باشد اما آنچه این روزها در ساحل تاراخال رخ می‌دهد، پرسشی بزرگ پیش‌روی جهان گذاشته است: آیا جامعه بین‌المللی همچنان می‌خواهد هر بحران مهاجرت را با اعزام نیرو، ساختن حصار و صدور بیانیه پاسخ دهد، یا سرانجام خواهد پذیرفت که مهاجرت، معلول جهانی نابرابر است و تا زمانی که ریشه‌های آن درمان نشود، امواج انسان‌ها، دیر یا زود، هر مرزی را درخواهند نوردید؟

آخرین اخبار