معیشت در بنبست!
جهانصنعت– تجمع اخیر بازنشستگان مخابرات ایران در استانهایی همچون همدان، کرمانشاه، کردستان و چند استان دیگر را میتوان یکی از نمادهای آشکار نارضایتی عمیق و انباشتهشدهای دانست که سالهاست در بدنه جامعه بهویژه در میان اقشار بازنشسته و حقوقبگیر شکل گرفته است. این تجمع صرفا یک اعتراض صنفی محدود نیست بلکه بازتابی از بحرانهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی است که نهتنها بازنشستگان مخابرات بلکه بخش بزرگی از مردم ایران را درگیر کرده است. بازنشستگان مخابرات در این تجمعها با صراحت نسبت به عدم اجرای کامل آئیننامه ۸۹، فریز شدن خواربار و رفاهیات و همچنین مشکلات جدی بیمه تکمیلی اعتراض کردند. این مطالبات، خواستههایی ابتدایی و حداقلی برای حفظ کرامت انسانی و معیشت قابل قبول در دوران بازنشستگی است؛ دورانی که باید زمان آرامش و امنیت اقتصادی باشد، نه مرحلهای از زندگی که افراد برای ابتداییترین حقوق خود ناچار به تجمع و اعتراض شوند.
یکی از محورهای اصلی اعتراض بازنشستگان، عدم اجرای کامل آئیننامه۸۹ است؛ آئیننامهای که قرار بود چارچوبی روشن برای حفظ حقوق، مزایا و رفاه بازنشستگان مخابرات فراهم کند. عدم اجرای کامل و سلیقهای این آئیننامه نهتنها باعث تضییع حقوق قانونی بازنشستگان شده بلکه اعتماد آنها به وعدهها و ساختارهای مدیریتی را نیز بهشدت تضعیف کرده است. بازنشستگانی که سالها از عمر خود را صرف توسعه و نگهداری زیرساختهای ارتباطی کشور کردهاند، امروز با بیتوجهی و تعلل در اجرای مصوبات قانونی مواجه هستند؛ وضعیتی که بهوضوح نشاندهنده شکاف عمیق میان تصمیمگیران و بدنه واقعی جامعه است.
موضوع فریز شدن خواربار و رفاهیات، یکی دیگر از نقاط بحرانی مطرحشده در این اعتراضات است. در شرایطی که تورم افسارگسیخته، قیمت کالاهای اساسی را بهصورت روزانه افزایش میدهد، ثابت ماندن یا فریز شدن کمکهزینههای معیشتی به معنای کاهش مستقیم قدرت خرید بازنشستگان است. این مساله نهتنها مختص بازنشستگان مخابرات بلکه معضل مشترک اکثر حقوقبگیران و بازنشستگان کشور است. قدرت خرید مردم در سالهای اخیر بهطور بیسابقهای کاهش یافته و شکاف میان درآمد و هزینههای زندگی هر روز عمیقتر شده است. نتیجه این وضعیت، فشار روانی، ناامنی معیشتی و افزایش نارضایتی عمومی در سراسر جامعه است. مشکلات بیمه تکمیلی نیز از دیگر محورهای مهم اعتراض بازنشستگان مخابرات به شمار میرود. بیمهای که قرار بود پشتوانهای برای دوران سالمندی و افزایش هزینههای درمان باشد، امروز خود به یکی از دغدغههای اصلی بازنشستگان تبدیل شده است. ناکارآمدی در پوشش خدمات درمانی، تاخیر در پرداختها و عدم پاسخگویی مناسب باعث شده است بسیاری از بازنشستگان در تامین هزینههای درمانی خود با مشکلات جدی مواجه شوند. این مساله در شرایطی رخ میدهد که هزینههای درمان بهطور مداوم در حال افزایش است و بخش قابلتوجهی از درآمد بازنشستگان صرف امور پزشکی میشود.
در شعارها و اظهارات بازنشستگان، انتقاد تند و صریحی نسبت به سهامداران مخابرات و پیامدهای خصوصیسازی این مجموعه به چشم میخورد؛ خصوصیسازیای که قرار بود با افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت کارکنان و بازنشستگان همراه باشد، از نگاه معترضان به عاملی برای نادیده گرفتن حقوق و مزایای آنها تبدیل شده است. وعدههای دادهشده در زمان واگذاری بهویژه در حوزه حفظ رفاه و امنیت شغلی و معیشتی امروز از سوی بازنشستگان «توخالی» توصیف میشود. این تجربه نمونهای از چالشهای گستردهتر خصوصیسازی در کشور بوده که در بسیاری از موارد، بدون نظارت موثر و تضمین حقوق نیروی انسانی اجرا شده و پیامدهای اجتماعی سنگینی به همراه داشته است.
نکته مهمی که نباید از نظر دور داشت این است که نارضایتی بازنشستگان مخابرات، بخشی از یک نارضایتی عمومی و فراگیر در جامعه است. امروز تقریبا تمام اقشار مردم، از کارگران و کارمندان گرفته تا بازنشستگان و حتی بخشهایی از طبقه متوسط، از شرایط اقتصادی موجود ناراضی هستند. کاهش ارزش پول ملی، افزایش بیرویه قیمتها، رکود اقتصادی و نااطمینانی نسبت به آینده، جامعه را در وضعیتی بحرانی قرار داده است. در چنین شرایطی اعتراضات صنفی نهتنها قابل پیشبینی بلکه نشانهای از انباشت فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که سالها بدون پاسخ موثر باقی ماندهاند.
قدرت خرید مردم به سطحی رسیده است که بسیاری از خانوادهها برای تامین نیازهای اولیه خود با مشکل مواجه هستند. این واقعیت تلخ، بازنشستگان را بیش از دیگران تحت فشار قرار داده چرا که درآمد آنها ثابت و اغلب کمتر از خط واقعی معیشت است. وقتی افزایش حقوق و مزایا با نرخ تورم همخوانی ندارد و سیاستهای حمایتی بهدرستی اجرا نمیشود، نتیجهای جز گسترش فقر پنهان و نارضایتی اجتماعی نخواهد داشت.
از منظر انتقادی میتوان گفت که تجمع بازنشستگان مخابرات زنگ خطری جدی برای سیاستگذاران و مدیران اقتصادی کشور است. بیتوجهی به مطالبات قانونی و انسانی بازنشستگان نهتنها یک بیعدالتی آشکار است بلکه پیامدهای اجتماعی و روانی گستردهای به دنبال دارد. جامعهای که در آن بازنشستگان بهعنوان سرمایههای انسانی دیروز، احساس بیارزشی و نادیده گرفته شدن کنند، نمیتواند انتظار ثبات و رضایت عمومی داشته باشد. در نهایت، این گزارش نشان میدهد که اعتراض بازنشستگان مخابرات ایران، صرفا مطالبه چند مزیت مالی یا رفاهی نیست بلکه فریادی است از دل جامعهای که زیر بار فشارهای اقتصادی و وعدههای تحققنیافته قرار گرفته است. رسیدگی جدی، شفاف و مسوولانه به این مطالبات میتواند گامی موثر در جهت بازسازی اعتماد عمومی و کاهش تنشهای اجتماعی باشد. در غیر این صورت، تداوم این وضعیت بحرانی، نارضایتیها را عمیقتر کرده و شکاف میان مردم و تصمیمگیران را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
