مصائب دخالت نظامیان در امور دیپلماتیک
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و کارشناس ارشد روابط بینالملل
در حالی که در روزهای گذشته شاهد افزایش سطح تنش میان تهران و واشنگتن بودیم در داخل کشور نوعی دوگانگی در مواضع مشاهده میشود؛ از یکسو برخی چهرهها و جریانها بر آمادگی برای مذاکره تاکید میکنند و از سوی دیگر برخی مقامهای نظامی و امنیتی، از اجتنابناپذیر بودن جنگ سخن میگویند.
باید توجه داشت که در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، تصمیمگیری نهایی در حوزه سیاست خارجی و امور نظامی و همچنین فرماندهی کلقوا و نیروهای مسلح و نظامی کشور به عهده رهبری است و واقعیت این است که در اینگونه مسائل رییسجمهور و دولت، اختیارات محدودی دارند.
افزون بر این، آنچه امروز از سوی طرفهای غربی بهعنوان «مذاکره» مطرح و قابلاجرا معرفی میشود، با مذاکره به معنای واقعی که در آن طرفین برای رسیدن به نظری مشترک و از طریقی که رضایت طرفین در تصمیم نهایی جلب شود- متفاوت است.
در حال حاضر آنها اعلام میکنند که خواستهها مشخص است و تنها چیزی که باید ازسوی ما اعلام شود، نحوه پذیرش شروط مطرحشده است.
بهویژه آنکه اکنون در شرایطی قرار داریم که رویارویی طرفین بهشدت حاد شده است بنابراین میتوان انتظار داشت که حتی در صورتی که قرار بر انجام مذاکره باشد، جلسات میان طرفین چانهزنی و گفتوگوها برخلاف روند معمول به آینده یعنی زمانی موکول شود که شروط اولیه که احتمالا همان توقف جنگ و جلوگیری از آغاز آن باشد، مورد پذیرش قرار گیرد.
البته برخی مقامهای ایرانی امروز از این میگویند رویکردی که ترامپ پیش گرفته، ناعادلانه و تحمیلی است اما این افراد باید زمانی که تندروی میکردند، به این شرایط فکر میکردند.
به هرحال در عرف معمول افراد غیرنظامی با مسوولیت نسبتبه کشور و ملت سخن میگویند اما اظهارات برخی فرماندهان نظامی مبنیبر وقوع جنگ، بیش از آنکه مبتنیبر ملاحظات منافع ملی و رفاه عمومی باشد، بازتاب نگاه صرفا نظامی به مسائل است.
نظامیان بهطور طبیعی ماموریت خود را در قالب توان رزمی، تخریب و مقابله با دشمن تعریف میکنند درحالیکه وظیفه اصلی دولت و حاکمیت سیاسی، حفظ امنیت، رفاه، امنیت، آسایش و دفاع از منافع مردم و جلوگیری از وارد آمدن آسیبهای جبرانناپذیر به کشور است بنابراین سپردن تصمیمگیری در چنین شرایط خطیری به منطق صرفا نظامی میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی برای آینده ایران داشته باشد.
از سوی دیگر نظامیان باید در شرایط جنگی بهدنبال اثبات توانمندیهای خود و افزایش امکانات شان برای دفاع در برابر ارتش کشوری باشند که بودجه نظامی آن چندین و چند برابر بودجه ایران است.
مقامهای حکومتی که کارشناس هستند، باید زمام امور را در دست بگیرند و در نتیجه شرایطی را رقم بزنند که ضامن آینده ایرانیان باشد. فراموش نکنیم که آغاز هرگونه جنگ آسیبهایی وارد خواهد کرد که جبران آن برای ملت و کشور ایران بسیار دشوار و چهبسا ناممکن خواهد بود.
عقلانیت سیاسی اقتضا میکند که پیش از رسیدن به نقطه بیبازگشت، راهحلی مبتنیبر کاهش تنش، ترک مخاصمه و حلوفصل مسالمتآمیز بحرانها در پیش گرفته شود، نه آنکه پس از ویرانی زیرساختها و خسارتهای گسترده، کشور ناچار به پذیرش توافقی پرهزینه شود.

