مصائب بیتوجهی به انباشت نارضایتی گذشته
جهان صنعت- صحنه سیاسی و اجتماعی ایران در دیماه امسال صحنه اعتراضات بود؛ اعتراضاتی در واکنش به شرایط اقتصادی و البته با رنگ و بوی سیاسی. همین موضوع هم باعث شد که بسیاری از ناظران و کنشگران سیاسی به آنچه در سراسر کشور رقم خورد واکنش نشان دهند.
چنانکه غلامرضا ظریفیان، پژوهشگر تاریخ، تحلیلگر مسائل سیاسی و معاون امور دانشجویی وزارت علوم در دولت اصلاحات در گفتوگویی به واکاوی علل شکلگیری اعتراضات پرداخت و با تاکید بر اینکه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را میتوان موج پنجم اعتراضات در سالهای گذشته دانست به ایرنا گفت: «اعتراض اخیر از الگوی اعتراضات پیشین فاصله گرفته است.»
او میگوید: «اگرچه زمینههای اقتصادی همچنان نقش مهمی در شکلگیری آن دارند اما ترکیب اجتماعی معترضان، بهویژه حضور قابلتوجه دانشآموزان، دانشجویان و نسلی که عمدتا زیر ۳۰سال سن دارند، نشان میدهد که با دامنهای گسترده و متکثر مواجه هستیم. اگرچه اقتصاد همچنان جدی است اما اعتراض صرفا اقتصادی نیست.»
ظریفیان که معتقد است دلایل اصلی شکلگیری چنین اعتراض ترکیبی را باید در این واقعیت جستوجو کرد که «اعتراضات گذشته بهصورت جدی و اساسی بهسمت حل مساله هدایت نشدند»، میگوید: «تجربه نشان داد که وقتی در بخشهایی اساسا پاسخی داده نمیشود و دغدغههای مردم نادیده گرفته میشود، اعتراض بهتدریج رادیکالتر و خشونتآمیزتر میشود.»
او با تاکید بر اینکه «امروز جامعه با نوعی شوک جمعی روبهرو است»، گفت: «این پرسش جدی مطرح است که چرا پیش از وقوع این حوادث تدابیر لازم اندیشیده نشد، چرا با جامعه گفتوگوی موثر صورت نگرفت و چرا حرف مردم را نشنیدیم و بهسمت حل مساله حرکت نکردیم تا کار به این نقطه نرسد؟!»
ظریفیان با اشاره به نقش احزاب و نخبگان گفت: «واقعیت این است که یکی از آسیبهای جدی در نحوه مدیریت و حکمرانی سیاسی در این سالها، تضعیف نقش احزاب، نخبگان و سازوکارهای میانجی بوده که میتوانستند در انتقال مطالبات، تعدیل تنشها و تبدیل اعتراض به گفتوگوی سازنده نقش موثرتری ایفا کنند.»
معاون امور دانشجویی وزارت علوم دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه گروههای مرجع در هر جامعه نقش میانجی و واسط ایفا میکنند، تصریح کرد: «متاسفانه در سالهای اخیر این نقشها را تضعیف کردهایم. امروز احزاب در جایگاه واقعی خود قرار ندارند، جریانهای سیاسی نیز تا حد زیادی از کارکرد اصلیشان فاصله گرفتهاند و حاصل این وضعیت، نوعی اعتبارزدایی از گروههای مرجع بوده و این اعتبارزدایی اکنون آثار خود را نشان میدهد.»
وی ادامه داد: «به نظر من همچنان راهی وجود ندارد جز اینکه این گروهها را به کمک بگیریم، آنها را به رسمیت بشناسیم، هم در فهم مساله از ظرفیتشان استفاده کنیم و هم در حل مساله، آنها را شریک بدانیم.»
او با تاکید بر ضرورت پرهیز از مرزبندیهای خودی و غیرخودی در میان دلسوزان کشور تصریح کرد: «اگر افرادی با دغدغه ایران، دغدغه ملی، مذهبی و سیاسی -حتی اگر نظرشان کاملا منطبق با حکمرانی نباشد- سخن میگویند، این دلسوزی آنها میتواند باعث شود مساله را شفافتر و حتی دقیقتر ببینند، این افراد بهدلیل فاصلهای که دارند گاه آزادانهتر مسائل را میبینند و میتوانند به حل آنها کمک کنند اما متاسفانه از این ظرفیت استفاده نشد.»
ظریفیان با بیان اینکه بهجای حل مساله به کنار گذاشتن و بایگانیکردن آن با شیوههای قدیمی عادت کردهایم، تصریح کرد: «وقتی به فرآیند اعتراضها توجه نمیشود و تلاشی برای گفتوگوی موثر برای حل مشکلات صورت نمیگیرد، اعتراض میتواند به خشم و سپس خشونت تبدیل شود.»
مصطفیهاشمیطبا، فعال سیاسی اعتدالگرا نیز در گفتوگویی با ایلنا از جنبهای دیگر به اعتراضات پرداخته و گفته است: « نشنیدم که بگویند چه زمانی محدودیتها برداشته میشود. مثلا میگویند انشاءالله اینترنت را باز میکنیم. انشاءالله یعنی اینکه ببینیم چه میشود.»
جالب آنکه او هم به مساله خودی و غیرخودی کردن رسانهها بهویژه در بحث رفع انسداد دسترسی آنها به اینترنت اشاره کرده و در واکنش به این پرسش که اساسا با چه متر و معیاری این انتخاب انجام میشود، نسبتبه «برخورد سلیقهای» انتقاد کرده است.
او میگوید: «خودی و غیرخودی ندارند. یعنی اگر رسانهها خلافکار هستند باید بسته شوند، اگر هم خلافکار نیستند، باید یکسان با آنها عمل شود.»
هاشمیطبا همچنین به تعدد مراکز تصمیمگیری و قانونگذاری نیز انتقاد کرده و میگوید: «در کشور ما فقط مجلس نیست که قانونگذاری میکند، مثلا شورایعالی انقلاب فرهنگی هم یک نوع قانونگذاری میکند یا مثلا روسای سه قوه هم همینطور!»
