مسیر صعب صلح ایران و آمریکا
جهان صنعت – بیش از یک ماه از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران میگذرد و هیچ هم روشن نیست که این جنگ نابرابر تا چند روز و چند هفته و حتی چند ماه دیگر ادامه خواهد یافت. این البته پرسشی نیست که تنها فکر و ذهن ایرانیان و مسوولان جمهوری اسلامی را به خود مشغول کرده باشد، اتفاقا طرف مهاجم بهویژه طرف آمریکایی حالا بیش از دیگران دنبال یافتن پاسخ این پرسش میلیون دلاری است که «راه خروج کجاست؟!» پرسشی که حالا بیتردید مهمترین مساله و پرسش ایالاتمتحده است. تا جایی که مجله معتبر «تایم» نیز درحالی تصویری از دونالد ترامپ که نقشه ایران را در دست دارد، روی جلد شماره جدید خود منتشر کرده که تیتر اصلی این شماره همان پرسش سه کلمهای و میلیوندلاری است: «راه خروج کجاست؟!» جالب آنکه احتمالا کمتر واژهای میتواند به اندازه واژه «زمان» و «Time»، اهمیت حیاتی این پرسش را آشکار کند. آن هم در حالی که این مجله معتبر آمریکایی در عنوان فرعی خود که زیر آن پرسش حیاتی و با فونتی کمی ریزتر درج کرده، آورده که «ترامپ به دنبال راهی برای خروج از جنگ با ایران است.» حال آنکه لوگوی بزرگ مجله بالای سر ترامپ همچون یک ساعت شنی غولپیکر و سروته، شمارش معکوس را برای ترامپ آغاز کرده است.
پاسخ پرسش میلیون دلاری مجله معتبر تایم از ترامپ را اما در کمال شگفتی جواد ظریف در مقاله تازه خود در فارن افرز داده است. او که اگرچه در حال حاضر هیچ سمتی در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ندارد و صرفا بهعنوان یک دانشیار مطالعات جهانی در دانشگاه تهران دست به قلم شده و در مجله فارن افرز درباره این جنگ یک ماه و چند روزه نوشته، درحالی که روند این نبرد نابرابر را تا به اینجای کار به سود تهران میداند و معتقد است آمریکا و اسرائیل دستکم تا به اینجا بازندگان جنگی هستند که خودشان آغاز کردهاند اما در عین حال معتقد است که «تهران باید از برتری خود نه برای ادامه جنگ بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری را پایان داده و از وقوع جنگ بعدی جلوگیری کند.» ظریف که در این چند سال گذشته پس از تاسیس و راهاندازی موسسهای تحت عنوان «پایاب»، ریاست این موسسه را برعهده دارد و عملا بهعنوان یک تحلیلگر غیررسمی در مطبوعات بینالمللی قلم میزند، در دهههای گذشته در جایگاه معاون راهبردی ریاستجمهوری دولت پزشکیان و وزارت امور خارجه دولت اعتدالی حسن روحانی فعالیت کرده و پیش از آن نیز سالها در قامت نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد خدمت میکرد.
ظریف که چند بند نخست این مقاله مفصل را به ارائه تصویری از آنچه پس از بیش از یک ماه جنگ در خیابانهای تهران و ایران در جریان است، اختصاص داده و سعی کرده با بازتولید روایت رسمی جمهوری اسلامی در این چند هفتهای که از آغاز جنگ و قطع اینترنت در داخل کشور میگذرد، جمهوری اسلامی را علاوهبر میدان جنگ، در میدان رسانه و افکار عمومی نیز برتر و پیروز جنگ تصویر کند و مدعی است که شهروندان یکپارچه حامی همین گفتمان رسمی هستند که صداوسیما و تریبونهای رسمی تبلیغ میکنند، در ادامه با نگاهی واقعبینانهتر، با مسائل جدیتر جنگی پرداخته و مینویسد: «هرچند ادامه جنگ با ایالاتمتحده و اسرائیل ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد اما تنها به نابودی بیشتر جان غیرنظامیان و زیرساختها منجر خواهد شد. اسرائیل و آمریکا که پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود بهشدت مستاصل شدهاند بهطور فزایندهای به هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی دارویی، انرژی و صنعتی و حملات کور به غیرنظامیان بیگناه روی آوردهاند. این خشونت همچنین بهتدریج کشورهای بیشتری را درگیر میکند و خطر تبدیل یک آتشافروزی منطقهای به یک بحران جهانی را افزایش میدهد. (…) بنابراین تهران باید از برتری خود نه برای ادامه جنگ بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که هم این درگیری را پایان دهد و هم از وقوع درگیری بعدی جلوگیری کند.»
ظریف معتقد است «ایران میتواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همه تحریمها، محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود اعمال و تنگه هرمز را بازگشایی کند؛توافقی که واشنگتن پیشتر نمیپذیرفت اما اکنون ممکن است آن را بپذیرد. ایران همچنین باید آمادگی خود برای یک پیمان عدم تجاوز متقابل را اعلام کنند که در آن هر دو کشور تعهد دهند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. این کشور میتواند تعامل اقتصادی با ایالاتمتحده را پیشنهاد دهد که به نفع مردم هر دو کشور خواهد بود. تمامی این نتایج به مقامات ایرانی این امکان را میدهد که کمتر بر حفاظت از کشور در برابر تهدیدات خارجی تمرکز کنند و بیشتر بر بهبود زندگی مردم خود در داخل کشور متمرکز شوند. بهعبارت دیگر تهران میتواند آیندهای نو و درخشان را که ایرانیان شایسته آن هستند، تضمین کند.» او سپس با اشاره به سخنرانی چهارشنبه گذشته ترامپ و تهدیدات رییسجمهور مبنیبر حمله به زیرساختها در صورت عدم موافقت تهران با امضای یک توافق تاکید کرد که تلاشهای ترامپ برای تشدید حملات به زیرساختهای غیرنظامی، برخلاف تصور او، «میتواند اشتباه محاسباتی عظیمی» باشد. ظریف در بخش دیگری از این مقاله مفصل، آنچه در بیش از دو دهه گذشته و مشخصا از آغاز هزاره جدید در روابط تهران و واشنگتن رقم خورده را تشریح کرده و با اشاره به تحولاتی همچون کمک ایران به ایالاتمتحده در جریان حملات تروریستی ۱۱سپتامبر، توافق هستهای ۲۰۱۵ یا همان برجام، خروج ترامپ از این توافق و آغاز کارزار «فشار حداکثری» و دو نوبت حمله به خاک ایران ظرف کمتر از یکسال که هر دو در جریان مذاکرات و بهطور ناگهانی انجام شد، تاکید کرده اگرچه «هرگونه سخن درباره پایان دادن به این جنگ از طریق دیپلماسی بهجای ادامه مقاومت و اعمال فشار بر متجاوزان در باتلاق افتاده» در ایران محبوبیت ندارد اما مینویسد: «جمهوری اسلامی در نهایت اگر بتواند جنگ را زودتر به پایان برساند، وضعیت بهتری خواهد داشت» چراکه به باور او، «تداوم خصومتها تنها به از دست رفتن بیشتر جانهای ارزشمند و منابع غیرقابل جایگزین منجر میشود، بدون آنکه بنبست موجود را تغییر دهد بهویژه درحالی که ایالاتمتحده و اسرائیل همچنان زیرساختهای ایران را هدف قرار میدهند. اگرچه ایران قادر است در پاسخ زیرساختهای منطقه را بهطور کامل نابود کند اما این امر برای ایالاتمتحده اهمیت چندانی ندارد چراکه این کشور همه بهاصطلاح متحدان عرب خود در منطقه را صرفا بهعنوان سپرهایی میبیند که میتواند برای دفاع از اسرائیل از آنها استفاده کند. افزون بر این، تخریب زیرساختهای منطقه نیز زیانهای ایران را جبران نخواهد کرد. ادامه جنگ همچنین ممکن است به تهاجم زمینی ایالاتمتحده بینجامد که هرچند اقدامی از سر استیصال خواهد بود و واشنگتن را در باتلاقی عمیقتر فرو خواهد برد اما دستاورد چندانی برای ایران به همراه نخواهد داشت. در نهایت حتی اگر ایالاتمتحده ناچار به جمعکردن بساط خود و خروج شود، ایران نخواهد توانست دستاوردهای حاصل از مقاومت شجاعانه خود در برابر تجاوز واشنگتن را به منافع ملموس تبدیل کند.»
ظریف درعینحال معتقد است یک توافق آتشبس رسمی یا غیررسمی اگرچه احتمالا به سرعت در دسترس خواهد بود اما راهگشا نیست و چنین آتشبسی، «ذاتا شکننده خواهد بود.» او نوشته که «این دو کشور دقیقا به این دلیل که اختلافات بنیادین خود را حل نخواهند کرد، همچنان عمیقا نسبت به یکدیگر بدگمان و تردیدآمیز باقی خواهند ماند بنابراین برای ازسرگیری درگیری، چیز زیادی لازم نخواهد بود: یک اشتباه محاسباتی دیگر یا یک فرصتطلبی سیاسیِ نابجا کافی خواهد بود تا درگیریها از سر گرفته شوند. از اینرو، مقامات باید بهدنبال گزینه دوم باشند: یک توافق جامع صلح. به بیان دیگر آنها باید از این فاجعه بهعنوان فرصتی برای پایان دادن به ۴۷سال خصومت استفاده کنند.»
ظریف در بخش دیگری از این مقاله با تاکید بر اینکه «ایران باید بپذیرد که فناوری هستهای آن نتوانسته از تجاوز جلوگیری کند بلکه تنها بهانهای برای حملات اسرائیل و ایالاتمتحده فراهم کرده»، مینویسد: «ایران البته همچنین نشان داده است که برنامه غیرقانونی تسلیحات هستهای اسرائیل نیز قادر نیست از اسرائیلیها در برابر یک بارش روزانه از موشکهای نفوذکننده و پهپادهای ارزانقیمت محافظت کند. این ناکامی دلیل بیشتری است برای تردید نسبت به اینکه یک برنامه هستهای – صرفنظر از میزان پیشرفت آن – امنیت ایران را تضمین خواهد کرد. در واقع مقامات غیرنظامی و نظامی ایران همگی تاکید کردهاند که موثرترین مولفه در دفاع موفق کشور، مردم مقاوم آن بودهاند.» او همچنین در بخش پایانی این مقاله به تشریح راهکار پیشنهادی خود برای دستیابی به صلحی پایداری و جلوگیری از بازگشت طرفین بهسوی تخاصم پرداخته و مینویسد: «این واقعیتها نشان میدهد که «عمل متقابل» برای هرگونه توافق شامل اولین مراحل آن کلیدی خواهد بود. برای آغاز روند صلح، برای مثال همه طرفها در غرب آسیا باید با توقف جنگیدن علیه یکدیگر موافقت کنند. ایران با همکاری عمان باید عبور امن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را تضمین کند اما مقامات آمریکایی نیز باید اجازه دهند که تنگه هرمز برای ایران نیز باز باشد. بزرگترین طنز جغرافیا این است که اگرچه این تنگه در مجاورت خاک ایران قرار دارد اما بهدلیل تحریمهای ایالاتمتحده برای سالها عملا به روی ایران بسته بوده است. این امر موجب فساد گسترده در داخل ایران و سودجویی کلان برخی همسایگان ناسپاس شده است. از اینرو حتی پیش از دستیابی به یک توافق نهایی، ایالاتمتحده باید فروش بدون مانع نفت ایران و محصولات جانبی آن و بازگشت امن عواید حاصل از آنها را مجاز بداند.» ظریف معتقد است «در حالی که ایران و ایالاتمتحده این اقدامات فوری را اتخاذ میکنند، میتوانند شروع به تدوین یک توافق صلح دائمی کنند.» او مینویسد: «بخش عمدهای از این توافق احتمالا به مسائل هستهای خواهد پرداخت. برای مثال ایران متعهد خواهد شد که هرگز بهدنبال سلاح هستهای نباشد و کل ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از طریق فرآیند «رقیقسازی» به سطحی مورد توافق و کمتر از ۶۷/۳درصد برساند. همزمان ایالاتمتحده باید تمامی قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران را پایان دهد، تحریمهای آمریکا را لغو کند و شرکایش را نیز به اقدام مشابه تشویق کند. ایران باید بتواند بدون مانعتراشی یا تبعیض بهطور فعال در زنجیرههای تامین جهانی مشارکت کند. مجلس شورای اسلامی ایران، به نوبه خود، پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تصویب خواهد کرد و بدین ترتیب تمامی تاسیسات هستهای خود را تحت نظارت دائمی بینالمللی قرار خواهد داد.»
ظریف همچنین با تاکید بر نقش مهم و غیرقابلانکار کشورهای ثالث در حل «بزرگترین چالش باقیمانده» که همانا بحث چند صد کیلوگرم اورانیوم ایران است، پیشنهاد داده که «چین و روسیه، بههمراه ایالاتمتحده، میتوانند به ایجاد یک کنسرسیوم غنیسازی سوخت با مشارکت ایران و کشورهای علاقهمند در خلیج فارس کمک کنند که سپس باید به تنها تاسیسات غنیسازی سوخت برای غرب آسیا تبدیل شود. ایران نیز تمامی مواد و تجهیزات غنیشده خود را به آن مجموعه منتقل خواهد کرد.» او همچنین در ادامه راهکاری برای حل مشکل تنگه هرمز نیز به دست داده و آورده است: «به عنوان بخش دیگری از ترتیبات منطقهای، ایران، امارات متحده عربی، بحرین، عراق، عربستان سعودی، عمان، قطر، کویت و یمن – همراه با اعضای دائم شورای امنیت ملل متحد و احتمالا پاکستان، ترکیه و مصر باید شروع به همکاری در یک شبکه امنیتی منطقهای کنند تا عدم تجاوز، همکاری و آزادی ناوبری را در سراسر غرب آسیا تضمین کند. این شبکه شامل ایجاد ترتیبات رسمی میان ایران و عمان برای عبور ایمن و مستمر کشتیها از تنگه هرمز نیز میشود.»
ظریف که در عمل یک پیشنهاد صلح و نه فقط پیشنهادی برای آتشبس و ترک تخاصم موقت روی میز گذاشته، صراحتا از این نیز فراتر رفته و نوشته است: «برای تحکیم بیشتر صلح، ایران و ایالاتمتحده باید همکاریهای متقابل سودمند در حوزههای تجاری، اقتصادی و فناورانه را آغاز کنند. برای مثال ایران میتواند شرکتهای نفتی، ازجمله شرکتهای آمریکایی علاقهمند را دعوت کند تا فورا صادرات به خریداران را تسهیل کنند. ایران، ایالاتمتحده و کشورهای خلیجفارس میتوانند همگی در پروژههایی مرتبط با انرژی و فناوریهای پیشرفته مشارکت کنند. برخی مقامات آمریکایی ممکن است در برابر انجام چنین پرداختهایی مقاومت نشان دهند اما دیپلماتهای ایرانی در غیر این صورت قادر به پیشبرد توافق نخواهند بود. همچنین هزینه تامین مالی بازسازی ایران احتمالا بسیار کمتر از هزینه ادامه این جنگ پرهزینه و نامحبوب خواهد بود.» او پیشنهاد «امضای یک پیمان دائمی عدم تجاوز» میان ایران و آمریکا را داده و مینویسد: «آنها میتوانند اعزام دیپلمات به دفاتر حفاظت منافع خود، احیای خدمات کنسولی و رفع محدودیتهای سفر برای شهروندان یکدیگر را بررسی کنند.» ظریف البته میداند «دستیابی به این توافق آسان نخواهد بود» اما در عین حال بر این باور است که «این جنگ، با وجود تمام هولناکیاش، دری را بهسوی یک حلوفصل پایدار گشوده است. ایرانیان ممکن است بسیار خشمگین باشند اما میتوانند با این اعتماد به نفس که در برابر یک تجاوز نظامی عظیم و غیرقانونی از سوی دو قدرت مجهز به سلاح هستهای سرافراز ایستادند به پیش بروند. مقامهای آمریکایی شاید همچنان از جمهوری اسلامی خوششان نیاید اما اکنون دریافتهاند که این حکومت رفتنی نیست و اینکه ناچارند در کنار آن زندگی کنند. احساسات ممکن است همچنان تند باشد و هر طرف از پیروزیهای خود در میدان جنگ سخن بگوید اما تاریخ کسانی را بهتر به یاد میسپارد که صلح میسازند.»
