مرگ خاموش زیر آسمان خاکستری
پویا اصل باغ- برخورداری از هوای پاک و امکان تنفس سالم مانند آزادی، غذا، شغل، مسکن و آموزش از ابتداییترین نیازهای مردم است. با این حال در شرایطی که ناکارآمدی در زمین بهوضوح قابلمشاهده است، حالا کارش به آسمان هم کشیده شده و در حال قربانیگرفتن است. در روزهای اخیر بازگشت هوای خاکستری و آلوده به آسمان برخی کلانشهرها از جمله تهران، نفس کشیدن را برای جامعه دشوار کرده؛ وضعیتی که در کنار بیعملی و ناکارآمدی مسوولان به کاهش تابآوری اجتماعی دامن زده و جامعه را نیز ملتهب کرده است. بحران آلودگی هوا در کشور ما دیگر صرفا یک مساله زیستمحیطی نیست. وقتی به گفته خود سیاستگذاران سالانه نزدیک به ۵۰هزار نفر بر اثر پیامدهای مستقیم آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند و میلیاردهادلار خسارت بر کشور وارد میشود، نمیتوان این بحران را صرفا محیطزیستی خواند؛ بحرانی که امروز به مرحلهای رسیده که نفسها نیز اعتراض میکنند.
میراث ۱۰ ماهه آلودگی هوا
براساس اعلام مسوولان، میانگین فوتی روزانه در تهران در گذشته ۱۸۰نفر بود که درحالحاضر به ۲۲۰نفر افزایش یافته است. این افزایش ۲۰درصدی طی یکماه نشاندهنده وضعیت بحرانی آلودگی هواست. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت چندی پیش گفته بود: «آلودگی هوا در کشور سالانه ۵۰هزار مرگومیر در پی دارد. عدد اعلامی از سوی وزیر بهداشت نشاندهنده خطر بزرگ این مساله است. با این حال در هفته جاری علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت با اشاره به اهمیت موضوع آلودگی هوا گفت: «برآوردهای انجامشده نشان میدهد که در سال۱۴۰۳ حدود ۵۸هزار و ۹۷۵مورد مرگ در کشور منتسببه مواجهه با ذرات معلق کمتر از ۵/۲میکرون بوده که معادل ۱۶۱مرگ در روز و حدود ۷مرگ در هر ساعت است.» وی همچنین اشاره کرده بود: «از این میان ۲۳درصد ناشی از بیماری ایسکمیک قلبی، ۲۱درصد سرطان ریه، ۱۷درصد انسداد مزمن ریوی، ۱۵درصد سکتهمغزی و ۱۳درصد مربوط به عفونت دستگاه تنفسی تحتانی بوده است.»
علاوهبر ابعاد انسانی و اجتماعی این مساله، مرگومیر ناشی از آلودگی هوا خسارات اقتصادی را نیز بهدنبال دارد بهگونهای که معاون وزارت بهداشت چندی پیش در این خصوص گفته بود: «خسارتهای اقتصادی ناشی از این موضوع در سال گذشته حدودا ۱۷میلیارد دلار برآورد شده است. این خسارتها معادل ۴۷میلیون دلار در روز یا حدودا یکهزار و ۳۹۴همت با احتساب نرخ ارز نیمایی است.» گفتههای مسوولان نشان میدهد که مساله آلودگی هوا هرسال درحال شدتگرفتن است و ابعاد مختلف اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… را دربر میگیرد.
پاییز و زمستان خاکستری: تازهترین گزارش سازمان حفاظت محیطزیست درباره میزان آلودگی کلانشهر تهران نشان میدهد در بازه زمانی اول تا ششم آذر میانگین ۲۴ساعته غلظت ذرات معلق ۵/۲میکرون حتی به ۱۰۷میلیگرم بر متر مکعب هم رسیده است؛ رقمیکه بیش از ۱۰برابر رقم استاندارد سازمان جهانی بهداشت یعنی ۱۰میکروگرم بر متر مکعب است. تحلیل دادههای سالانه نشان میدهد غلظت ذرات کوچکتر از ۵/۲میکرون، از اول سال تا ۵آذر۱۴۰۴ نسبتبه مدت مشابه سال قبل حدود ۱۳درصد افزایش داشته است. نتایج آنالیز ترکیبات شیمیایی ذرات کوچکتر از ۵/۲میکرون نشان میدهد سهم قابلتوجهی کربن سیاه و کربن آلی در ترکیبات وجود دارد؛ موضوعی که نقش مستقیم ناوگان فرسوده دیزلی و سوزاندن ضایعات و فرآیندهای احتراقی را برجسته میکند. همچنین در گزارش سازمان حفاظت محیطزیست تاکید شده که سهم نیترات در برخی مناطق به بیش از ۲۵درصد رسیده که گویای انتشار بالای اکسیدهای نیتروژن و تشکیل ذرات ثانویه است. از طرف دیگر دادههای مربوط به گوگرد دیاکسید نشان میدهد که سوخت با محتوای گوگرد بالا در برخی نیروگاههای ثابت و پیرامونی شهر استفاده شده است. به گفته معاون وزیر بهداشت، در بازه یکم تا هشتمآذرماه، بیش از ۱۷۰هزار نفر بهدلیل بیماریهای قلبی و تنفسی ناشی از این بحران به بیمارستان و مراکز درمانی مراجعه کردند. همچنین در اوایل دیماه سالجاری، طبق اعلام هواشناسی سکون جو و انباشت آلایندههای جوی بهویژه ذرات معلق کوچکتر از ۵/۲میکرون، موجب تشدید افزایش محسوس غلظت آلایندههای هوا و کاهش کیفیت هوا خواهد شد و نیمه جنوبی و مناطق مرکزی شهر تهران در معرض بیشترین تاثیر خواهد بود. این شرایط میتواند منجر به افزایش غبار محلی، کاهش دید افقی در برخی ساعات، افت محسوس کیفیت هوا و افزایش شاخص آلودگی در بازه «ناسالم برای گروههای حساس» تا «ناسالم برای همه» شود. همچنین در صورت مهار نشدن منابع آلاینده ثابت و متحرک، کاهش کیفیت هوا تا حد «بسیار ناسالم» پیش خواهد رفت.
بنابر گفته کارشناسان هواشناسی از ۱۵دیماه تا پایان هفته جاری، شاخص آلایندگیهای جوی در تهران افزایش خواهد یافت. طبق بررسیهای انجامشده، شاخص آلودگی هوا در ۱۶دیماه در تهران بر عدد۱۵۱ قرار گرفت و در روز گذشته، چهارشنبه ۱۷دیماه به عدد۱۶۰ یا ناسالم افزایش یافت. آنچه قابلملاحظه است، نشان از وخیمتر شدن ابر بحران آلودگی هواست؛ عدم توجه به اصل معضل، سیاستگذاریهای غلط و بیتدبیری مسوولان علاوهبر دامن زدن به آن، حق طبیعی تنفس را از شهروندان نیز گرفته است.
آلودگی هوا؛ یک معضل سیاسی- محیطزیستی
اسماعیل کهرم، فعال محیطزیست و مشاور اسبق سازمان حفاظت از محیطزیست در گفتوگو با «جهانصنعت» ضمن تشریح دلایل تداوم آلودگی هوا در کشور، این بحران را جدا از سیاست ندانست و هشدار داد که کار از کار گذشته و برای جلوگیری از این معضل بسیار دیر شده است. وی در این زمینه گفت: آلودگی هوا در کلانشهرها را نمیتوان گردن یک سازمان یا نهاد خاص انداخت. وقتی شهری مانند تهران حدود ۳میلیون خودرو دارد و بخش قابلتوجهی از آنها فاقد معاینه فنی هستند، طبیعی است که حجم بالایی از آلایندهها وارد هوا شود؛ آلایندههایی که از اگزوز خودروها خارج میشود و میزان و نوع آنها مشخص نیست. در کنار این مساله، کورههای آجرپزی اطراف شهر و فعالیتهای صنعتی نیز نقش مهمی در افزایش آلودگی دارند.
او بیان کرد: از سوی دیگر موقعیت جغرافیایی تهران نیز به این بحران دامن زده است. رشتهکوههای البرز مانند حصاری طبیعی مانع از خروج آلایندهها از فضای شهری میشوند. همزمان کمبود پوشش گیاهی، فضای سبز، درختان و جنگلها باعث شده ظرفیت طبیعی جذب آلایندهها بهشدت کاهش پیدا کند. مجموعه این عوامل نشان میدهد که حتی اگر شهری به بزرگی لسآنجلس یا پکن نیز با چنین شرایطی مواجه شود، دچار آلودگی شدید هوا خواهد شد. در چنین وضعیتی سازمانهایی که مسوول مقابله با آلودگی هستند نیز عملا توان اثرگذاری ندارند. سازمان حفاظت محیطزیست اعلام میکند که از پلیس راهور میخواهد با خودروهای دودزا برخورد کند. از سوی دیگر اما راهور با محدودیتهای اجرایی روبهرو است. سازمان جنگلها میگوید با تعداد اندک جنگلبانان نمیتواند مانع قطع درختان شود. شهرداریها نیز از کمبود بودجه، نیرو و امکانات برای کنترل منابع آلاینده سخن میگویند. نتیجه این وضعیت آن است که هیچ نهادی مسوولیت را بهطور کامل نمیپذیرد.
ناکارآمدی حملونقل
کهرم ادامه داد: همزمان جنگلها و مراتع که بهمثابه ریههای طبیعی شهرها عمل میکنند، یکی پس از دیگری از بین میروند. آتشسوزیهایی مانند آنچه در جنگل ناهارخوران یا سایر مناطق رخ داده، عملا ابزارهای طبیعی تصفیه هوا را از کار انداخته است. از یکسو منابع آلاینده افزایش پیدا کرده است. خودروها، موتورسیکلتها، کارخانهها و کورهها، از سوی دیگر عوامل کاهش آلودگی، از جمله فضای سبز، جنگلها و سازوکارهای نظارتی، تضعیف یا حذف شدهاند. مشکل دیگر ناکارآمدی نظام حملونقل عمومی است. بسیاری از شهروندان تمایلی به استفاده از آن ندارند چراکه پوشش مناسب، زمانبندی منظم و ظرفیت کافی در همه خطوط وجود ندارد. صفهای طولانی، کمبود ناوگان و فرسودگی سیستم حملونقل عمومی باعث شده استفاده از خودروی شخصی همچنان انتخاب غالب باشد. این در حالی است که مراکز معاینه فنی نیز با کمبود امکانات و ظرفیت مواجه هستند و فرآیند دریافت معاینه فنی آنقدر طولانی است که عملا اجرای قانون را دشوار میکند.
وی افزود: در چنین شرایطی وجود بیش از ۲۰نهاد و سازمان مسوول در حوزه آلودگی هوا نیز کمکی به حل مساله نکرده است. تعدد نهادها بدون برخورداری از اختیارات اجرایی، بودجه، نیروی انسانی و فناوری لازم، به معنای فقدان حکمرانی موثر است. اگر این نهادها از قدرت کافی برای اجرای قوانین برخوردار نباشند، طبیعی است که تغییری در الگوی آلودگی ایجاد نشود.
آلودگی هوا؛ ابزاری برای کنترل اجتماعی
این فعال محیطزیستی بیان کرد که معضل آلودگی هوا ابزاری برای کنترل اجتماعی است؛ کهرم در این زمینه تشریح کرد: از بعد اجتماعی، تداوم آلودگی هوا را نمیتوان جدا از نارضایتیهای گستردهتر جامعه تحلیل کرد. جامعهای که سالانه به گفته مسوولان، حدود ۵۰هزار نفر از شهروندان خود را بهدلیل پیامدهای آلودگی هوا از دست میدهد، بهتدریج به نقطهای میرسد که تحملش کاهش مییابد. این قربانیان، آمار مجرد نیستند پدران، مادران، خواهران، برادران و فرزندان همین مردم هستند. در کنار مشکلات معیشتی، فشارهای اقتصادی، نابرابریها و احساس بیعدالتی، آلودگی هوا به عاملی تشدیدکننده بدل شده است. این بحران، علاوه بر پیامدهای جسمی و بیماریهای تنفسی، موجب افزایش کجخلقی، پرخاشگری و فرسودگی روانی جامعه میشود. مجموعه این عوامل، زمینهساز التهاب اجتماعی و بروز اعتراضات است. در چنین وضعیتی مردم احساس میکنند سالها صبر کردند، همراهی کردند و هزینه دادند اما نتیجهای جز بدتر شدن شرایط ندیدهاند. وقتی بحرانهای زیستی، اقتصادی و اجتماعی روی هم انباشته میشوند، جامعه به نقطه جوش میرسد؛ نقطهایکه در آن اعتراض به واکنشی برای بقا تبدیل میشود.
دود ناکارآمدی در چشم مردم
ناتوانی و ناکارآمدی سیاستگذاران همانطورکه پیشتر گفته شد، امروز هم در زمین و هم در آسمان قابلمشاهده است. مسوولانی که در نتیجه تصمیمات و بیتدبیریهایشان سادهترین نیازهای شهروندان از معیشت گرفته تا حق تنفس را به خطر انداختهاند. در آخر ماجرا دود این بیتوجهیها تنها به چشم مردم میرود و بزرگترین قربانیان این وضعیت همان شهروندانی هستند که سالهاست هزینه ناکارآمدیها را با جان، مال و سلامت خود میپردازند.
