مرز باریک زندگی
پویا اصل باغ- مدام به عقربههای ساعت نگاه میکرد. از نیمهشب گذشته بود و همه خوابیده بودند. کاغذ و خودکاری آورد و چند خطی سیاهه کرد: «دیگه نمیتونستم این زندگی رو تحمل کنم. دلم براتون تنگ میشه.» از اتاق بیرون آمد، صورت پدر و مادرش را بوسید و راه افتاد. چند روز پیش، ساختمانی نیمهکاره و در حال ساخت را نزدیک خانهشان پیدا کرده بود جایی که هیچکس در آن زندگی نمیکرد. به بام ساختمان رفت و دقایقی کنار لبه پشتبام قدم زد. هربار که چشمش به پایین میافتاد، قلبش میخواست از سینه بیرون بزند. ترسیده بود؛ حق هم داشت. ارتفاع، بسیار بیشتر از آن بود که بتواند بدون ترس به آن نگاه کند. دخترک سیگارش را بیرون آورد و کامی سنگین از آن گرفت. با خودش میگفت دیگر دیر شده است «ادامه این زندگی معنایی ندارد.» گل خشکی را که مدتی پیش از کسی که دوستش داشت هدیه گرفته بود در دست گرفته و مدام به آن خیره میشد. زیر لب گفت: «ای کاش تنهام نمیذاشتی.» گل را به پایین انداخت اما خودش زودتر از گل رز به زمین رسیده بود. زمانی که پیدایش کردند، گل رز روی خون غلتیده بود و این پایان یک زندگی بود.
پشتپرده یک تصمیم
داستانی که خواندید، شاید شبیه رمانهای فرانسوی یا داستانهای عاشقانهای باشد که گاه در فضای مجازی دستبهدست میشوند. شاید هم کاملا انتزاعی به نظر برسد اما واقعیت این است که در پس چنین روایتهایی، زندگیهای واقعی بسیاری نهفته است. انسانهایی که زیر بار فشارهای روانی، مشکلات اقتصادی، آسیبهای اجتماعی یا تنهایی، خود را در بنبست دیدهاند. بیآنکه کسی رنجشان را ببیند یا به آنها کمک کند. پنجشنبه در تقویم رسمی کشور بهنام روز بهزیستی نامگذاری شده است؛ روزی که قرار است یادآور اهمیت بهتر زیستن، سلامت روان، حمایتهای اجتماعی و رسیدگی به اقشار آسیبپذیر باشد. با این حال این مناسبت سالهاست بیش از آنکه فرصتی برای آسیبشناسی و پیگیری مطالبات رفاه و سلامت اجتماعی باشد، به برگزاری نشستهای خبری و ارائه گزارش عملکرد محدود شده است. در حالی که مسائل این حوزه آنقدر گسترده و پیچیده هستند که انتخاب موضوع برای پرداخت به آن دشوار است.
در میان همه این چالشها، آنچه این روزها بیش از گذشته خود را نشان میدهد و هر از گاهی خبرش را در فضای مجازی، رسانهها یا حتی از زبان دوستان و آشنایان میشنویم، خودکشی است؛ پدیدهای پیچیده که معمولا حاصل همزمان شدن مجموعهای از فشارهای متعدد است که پیر و جوان نیز نمیشناسد. فشارهای زندگی، احساس ناامیدی، انزوای اجتماعی، مشکلات معیشتی و برخی اختلالات روانی میتوانند در کنار یکدیگر افراد را به مرحلهای برسانند که ادامه زندگی را غیرممکن ببیند. از سوی دیگر نقش حمایتهای اجتماعی، خدمات سلامت روان و برنامههای پیشگیرانه در کاهش این آسیب انکارناپذیر است اما خلأهای موجود در این حوزه، از محرمانگی آمار خودکشی گرفته تا پنهانکاری خانوادهها و گرانی و انگبودن مراجعه به رواندرمانگرها، پیشگیری را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. حال با همه اینها، پرسش اصلی این است که چرا خودکشی رخ میدهد و چگونه میتوان از آن پیشگیری کرد؟
خودکشی؛ فریاد پایان رنج
امیر لطفیحقیقت، رواندرمانگر در گفتوگو با «جهان صنعت» با بیان اینکه خودکشی هرگز محصول یک عامل واحد نیست، اظهار کرد: خودکشی معمولا حاصل همزمان شدن مجموعهای از عوامل روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و گاهی زیستی است. اگر آن را تنها به افسردگی، مشکلات مالی یا یک بحران خانوادگی نسبت دهیم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفتهایم. بسیاری از افراد احساس میکنند میان آرزوها، تلاشها و آنچه در عمل به دست میآورند، شکافی عمیق ایجاد شده است. زمانی که فرد بارها برای ساختن آیندهای بهتر تلاش میکند اما احساس میکند امکان تغییر شرایط را ندارد، بهتدریج امید، احساس کنترل بر زندگی و اعتماد به آینده کاهش پیدا میکند و این درماندگی روانی میتواند زمینهساز شکلگیری افکار خودکشی شود.
این رواندرمانگر با اشاره به نقش فشارهای اقتصادی، ناامیدی نسبت به آینده و انزوای اجتماعی در افزایش خطر خودکشی گفت: فشار اقتصادی فقط کاهش درآمد یا افزایش هزینهها نیست بلکه احساس امنیت، عزتنفس و حتی هویت فرد را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. بسیاری از افراد ارزشمندی خود را با توانایی تامین خانواده یا موفقیت شغلی گره زدهاند و از دست دادن این تواناییها میتواند احساس شکست، شرم و ناامیدی را تشدید کند. انسان توانایی تحمل سختیها را دارد، به شرط آنکه احساس کند آینده میتواند متفاوت باشد. اما زمانی که فرد آینده را کاملا بسته و غیرقابل تغییر میبیند، ظرفیت روانی او برای مقابله با فشارها کاهش مییابد. از سوی دیگر انزوای اجتماعی و احساس دیدهنشدن یا بیاهمیت بودن نیز این شرایط را تشدید میکند. این سه عامل معمولا در کنار یکدیگر عمل کرده و فرد را به سمت احساس بنبست روانی سوق میدهند.
کاهش سن افکار خودکشی
لطفی حقیقت درباره تغییر الگوی سنی خودکشی نیز اظهار کرد: برخی شواهد نشان میدهد افکار و رفتارهای مرتبط با خودکشی در گروههای سنی پایینتر نسبت به گذشته بیشتر دیده میشود. نوجوانان و جوانان امروز با فشارهای تحصیلی، نگرانی درباره آینده شغلی، مقایسه دائمی خود با دیگران در فضای مجازی و بحران هویت روبهرو هستند. با این حال خودکشی محدود به این گروه سنی نیست و میانسالان و سالمندان نیز بهدلیل مشکلات اقتصادی، بیماری، تنهایی یا از دست دادن عزیزان در معرض خطر قرار دارند. یکی از بزرگترین اشتباهات این است که تصور کنیم کسی که درباره خودکشی صحبت میکند، صرفا قصد جلب توجه دارد. در حالی که بسیاری از افراد پیش از اقدام، به شکلهای مختلف از رنج خود سخن میگویند و این صحبتها را باید درخواست کمک دانست.
گوشهگیری، ناامیدی شدید، احساس سربار بودن، تغییر در خواب و اشتها، افت عملکرد، بیتفاوتی نسبت به آینده، خداحافظیهای غیرمعمول، بخشیدن وسایل ارزشمند یا صحبت مکرر درباره مرگ از مهمترین نشانههای هشدار هستند. حتی آرام شدن ناگهانی فرد پس از یک دوره آشفتگی نیز همیشه نشانه بهبود نیست و گاهی میتواند نشاندهنده تصمیم قطعی برای پایان دادن به زندگی باشد. بیشتر این افراد در واقع خواهان پایان دادن به درد و رنج روانی خود هستند، نه پایان دادن به زندگی. اگر بتوان به آنها کمک کرد تا راههای دیگری برای کاهش این رنج پیدا کنند، احتمال عبور از بحران بسیار زیاد است.
ضرورت شنیدن بدون قضاوت
این رواندرمانگر نقش خانواده را در این زمینه بسیار مهم دانست و توضیح داد: اطرافیان باید صحبتهای فرد را کاملا جدی بگیرند، بدون قضاوت به حرفهای او گوش دهند و از نصیحتهای کلیشهای یا کوچک شمردن درد او پرهیز کنند. جملههایی مانند همه این مشکلات را دارند یا فقط دنبال جلب توجهی نهتنها کمکی نمیکند بلکه احساس تنهایی و درکنشدن را افزایش میدهد. در صورت وجود خطر فوری نیز باید بدون تاخیر از خدمات تخصصی سلامت روان و اورژانس کمک گرفت.
این رواندرمانگر به نقش درمان نیز اشاره کرد و گفت: رواندرمانی به فرد کمک میکند ریشههای رنج خود را بشناسد، تجربههای آسیبزا را پردازش کند و شیوههای سالمتری برای مواجهه با بحران بیاموزد. البته اگر افکار خودکشی شدید و مداوم باشد، فرد برنامه مشخصی برای آسیب رساندن به خود داشته باشد، سابقه اقدام به خودکشی وجود داشته باشد یا اختلالاتی مانند افسردگی شدید، اختلال دوقطبی، روانپریشی یا مصرف مواد مطرح باشد، مراجعه همزمان به روانپزشک و در صورت نیاز دارودرمانی یا حتی بستری کوتاهمدت ضروری است. خودکشی تنها یک مساله فردی نیست بلکه بازتابی از تعامل پیچیده وضعیت روانی فرد، روابط خانوادگی، شرایط اجتماعی، امید به آینده و میزان حمایت موجود در جامعه است. هر اقدامی که احساس تعلق، امید، امنیت و امکان گفتوگو را در جامعه تقویت کند، گامی موثر در پیشگیری از خودکشی خواهد بود.
خدمات روانی زیر سایه بحران
سازمان بهزیستی یکی از اصلیترین نهادهای مسوول در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است اما عملکرد این نهاد همواره با انتقادهایی همراه بوده است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که با وجود اجرای برنامهها و طرحهای مختلف، این اقدامات هنوز نتوانسته تاثیر چشمگیری در کاهش روند آسیبهایی همچون خودکشی بر جای بگذارد.
سیدحسن موسویچلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با تاکید بر اینکه خودکشی یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی است به «جهانصنعت» میگوید: بهزیستی طی سالهای گذشته تلاش کرده با توسعه خدمات مشاوره، اورژانس اجتماعی و مداخلات تخصصی، از گسترش این پدیده جلوگیری کند. این سازمان علاوه بر مداخلات فوری، برنامههای گستردهای برای شناسایی افراد در معرض خطر، پیگیری پس از اقدام به خودکشی و ارتقای سلامت روان در سطح جامعه اجرا کرده است. پیشگیری از خودکشی تنها به مداخله پس از بحران محدود نمیشود و توسعه آموزش مهارتهای زندگی، تابآوری و خدمات روانشناختی در مدارس، دانشگاهها و مراکز اجتماعی، مهمترین راهکار کاهش این آسیب اجتماعی است. موضوع خودکشی و اقدام به خودکشی از سالها قبل یکی از دغدغههای حوزه سلامت اجتماعی بوده و به همین دلیل از سازمان بهزیستی بهعنوان متولی سلامت اجتماعی انتظار میرود در این زمینه خدمات تخصصی ارائه کند. بهزیستی نیز در سطوح مختلف پیشگیری، مداخله و حمایت، برنامههای متعددی را اجرا میکند.
موسویچلک درباره تغییر سن اقدام به خودکشی نیز گفت: آمار دقیق و قابل انتشار در این زمینه وجود ندارد اما طبیعی است که هر جامعهای در زمان بروز بحرانهای اقتصادی، اجتماعی یا سایر بحرانها باید نسبتبه احتمال افزایش آسیبهای اجتماعی از جمله خودکشی حساس باشد و اقدامات پیشگیرانه را تقویت کند.
وی افزود: یکی از مهمترین این خدمات، ارائه مشاوره تلفنی از طریق صدای مشاور۱۴۸۰ است که بهصورت تخصصی خدمات روانشناختی و مشاورهای به مردم ارائه میدهد. همچنین اورژانس اجتماعی ۱۲۳ که از سال ۱۳۷۸ فعالیت خود را آغاز کرده، تنها برنامه تخصصی مداخله اجتماعی در بحرانهای مرتبط با خودکشی، کودکآزاری، خشونت خانگی و سایر آسیبهای اجتماعی است و تاکنون هزاران مداخله تخصصی در این حوزه انجام داده است. یکی از اقداماتی که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته، پیگیری افراد پس از اقدام به خودکشی است. در گذشته ممکن بود پس از انجام مداخله اولیه، فرد دیگر مورد پیگیری قرار نگیرد اما اکنون تلاش شده روند مراقبت و حمایت از این افراد ادامه پیدا کند تا احتمال تکرار اقدام کاهش یابد.
موسویچلک با اشاره به برنامههای جدید سازمان بهزیستی گفت: از ابتدای خردادماه، طرح ملی سنجش سلامت روان آغاز شده و تاکنون بیش از ۱۳۵هزار نفر در این طرح ثبتنام کردهاند. بخشی از این افراد نیازمند دریافت خدمات تخصصی روانشناسی و مداخلات اجتماعی هستند و تلاش میکنیم پیش از آنکه مشکلات روانی به مرحله بحران برسد، خدمات لازم را در اختیار آنها قرار دهیم. در سالهای اخیر و بهویژه در شرایط بحرانی، خدمات مشاورهای بهزیستی نیز بهصورت شبانهروزی ارائه شده تا مردم در هر ساعت از شبانهروز امکان دسترسی به خدمات تخصصی را داشته باشند.
حلقه مفقوده پیشگیری
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی درباره مهمترین خلأهای کشور در حوزه پیشگیری از خودکشی اظهار کرد: پیشگیری از خودکشی صرفا بهمعنای اجرای برنامههای اختصاصی در این حوزه نیست بلکه توسعه برنامههای ارتقای سلامت روان، آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تابآوری و آموزشهای روانشناختی مهمترین اقداماتی است که میتواند احتمال بروز خودکشی را کاهش دهد. مدارس، دانشگاهها و تمامی مراکزی که ارتباط مستقیم با مردم دارند، بهترین بستر برای اجرای این برنامهها هستند و هرچه آموزش مهارتهای زندگی و خدمات سلامت روان گسترش پیدا کند، احتمال بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی نیز کاهش خواهد یافت.
وی در پایان از مردم خواست در صورت نیاز به خدمات روانشناسی و مشاوره، با صدای مشاور ۱۴۸۰ تماس بگیرند و در شرایط بحرانی نیز از خدمات اورژانس اجتماعی۱۲۳ که بهصورت ۲۴ساعته فعال است، استفاده کنند.
