قمار تازه نولان برای تصاحب اسکار
نادر نینوایی – کریستوفر نولان پس از آنکه با «اوپنهایمر» یکی از مهمترین موفقیتهای تاریخ حرفهای خود را رقم زد و سرانجام جایزه اسکار بهترین کارگردانی را بهدست آورد، مسیر خود را بهجای ادامه دادن در جهان تاریخ معاصر، به گذشتهای دورتر کشاند؛ به هزاران سال پیش، به زمانی که اسطورهها نهفقط داستان بلکه بخشی از حافظهجمعی بشر بودند. نتیجه این سفر «اودیسه» است؛ اقتباسی عظیم از حماسه جاودانه هومر که اکنون پس از نخستین نمایش جهانی خود در لندن، به یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی سال تبدیل شده است.
فیلم تازه نولان، با بودجهای حدود ۲۵۰میلیون دلار، یکی از بلندپروازانهترین پروژههای سینمایی سالهای اخیر بهشمار میرود؛ اثری سهساعته که تلاش میکند داستان بازگشت طولانی و پرمخاطره اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، پس از جنگ تروا را از دل یک متن باستانی بیرون بکشد و برای مخاطب امروز بازتعریف کند. واکنشهای اولیه منتقدان نشان میدهد که «اودیسه» فیلمی بیش از یک پروژه پرهزینه و نمایشی است که توانسته بحثهای گستردهای درباره اقتباس ادبی، بازخوانی اسطورهها و جایگاه سینمای حماسی در دوران معاصر ایجاد کند. بسیاری از منتقدان، این اثر را یکی از جدیترین مدعیان فصل جوایز، از جمله اسکار بهترین فیلم، میدانند و معتقدند نولان بار دیگر توانسته مرزهای تجربه سینمایی را گسترش دهد.
بازگشت نولان به ریشههای داستانگویی
نولان در طول دودهه فعالیت حرفهای خود همواره بهسراغ داستانهایی رفته که در ظاهر دشوار و پرریسک بودهاند. از جهان ذهنی و پیچیده «تلقین» گرفته تا روایت غیرخطی «دانکرک» و بازخوانی زندگی رابرت اوپنهایمر، علاقه او به ساختارهای روایی متفاوت و موضوعات بزرگ، یکی از ویژگیهای اصلی سینمایش بوده است. اما «اودیسه» شاید از بسیاری جهات بزرگترین آزمون او باشد. اینبار نولان نه با یک شخصیت تاریخی شناختهشده بلکه با یکی از بنیادیترین متون ادبی جهان روبهرو شده است؛ شعری حماسی که بیش از ۲هزار و ۷۰۰ سال از شکلگیری آن میگذرد و نسلهای مختلفی از نویسندگان، هنرمندان و فیلمسازان را تحتتاثیر قرار داده است. او در این اقتباس تلاش کرده است عناصر آشنای داستان هومر را حفظ کند؛ سفر طولانی قهرمان، مواجهه با موجودات و نیروهای ناشناخته، تلاش برای بازگشت به خانه و جستوجوی هویت اما همزمان، نگاه شخصی خود را نیز به این جهان وارد کرده است؛ نگاهی که در آن، قهرمانان اسطورهای پیش از آنکه نماد قدرت باشند، انسانهایی گرفتار فقدان، تردید و تنهایی هستند.
تحسین منتقدان؛ از «دستاورد بزرگ» تا احتمال اسکار
پس از نمایش اولیه فیلم، بخش قابلتوجهی از منتقدان واکنشهایی بسیار مثبت نشان دادند. آن تامپسون از «ایندیوایر» «اودیسه» را یکی از جدیترین گزینههای رقابت اسکار بهترین فیلم دانسته و اجرای مت دیمون در نقش اودیسئوس را شایسته توجه ارزیابی کرده است. برخی منتقدان نیز از واژههایی مانند «شاهکار»، «نفسگیر» و «دستاورد سینمایی بزرگ» برای توصیف فیلم استفاده کردهاند. اریک دیویس، منتقد سینمایی این اثر را نقطه اوج تجربه نولان در استفاده از فناوری آیمکس دانسته و معتقد است تمام مسیر چندساله این فیلمساز در کار با تصویر بزرگ و تجربه سینمایی گسترده به «اودیسه» رسیده است. بهباور این منتقدان، ارزش فیلم تنها در عظمت صحنهها یا بودجه تولید آن نیست بلکه در تلاش نولان برای پیوند دادن یک داستان باستانی با دغدغههای انسانی امروز است. «اودیسه» درباره سفر یک پادشاه یونانی است اما در لایههای عمیقتر درباره انسانهایی سخن میگوید که پس از تجربه جنگ و ویرانی، بهدنبال بازتعریف جایگاه خود در جهان هستند.
بزرگترین تجربه آیمکس نولان
یکی از مهمترین ویژگیهای «اودیسه»، فیلمبرداری کامل آن با دوربینهای فیلم آیمکس و فرمت بزرگ است؛ روشی که نولان در آثار قبلی خود نیز از آن استفاده کرده بود، اما در این پروژه بهگفته بسیاری از منتقدان به مرحلهای تازه رسیده است. مقیاس تولید فیلم، از بزرگترین تجربههای کاری گروه سازنده بوده است. بخشهایی از فیلم در مناطق طبیعی دشوار؛ سواحل، کوهستانها و مکانهایی دور از دسترس فیلمبرداری شدهاند؛ انتخابی که با فلسفه همیشگی نولان برای استفاده از لوکیشنهای واقعی بهجای تکیه بر پرده سبز هماهنگ است. هویت ونهویتما، فیلمبردار همکار نولان، برای ثبت این جهان عظیم از دوربینهای سنگین آیمکس استفاده کرده است؛ دوربینهایی که جابهجایی آنها در شرایط دشوار، خود به یکی از چالشهای بزرگ تولید تبدیل شده بود. اما توماس، همسر نولان و تهیهکننده بسیاری از آثار او، «اودیسه» را سختترین فیلمبرداری دوران کاری خود توصیف کرده است؛ پروژهای که بهگفته او شبیه ساختن چند فیلم بلندپروازانه در قالب یک اثر واحد بود.
«فرزند اوپنهایمر»؛ فرصتی که موفقیت قبلی ساخت
ساخت «اودیسه» تا حد زیادی مدیون موفقیت «اوپنهایمر» است؛ فیلمی که علاوه بر فروش جهانی قابلتوجه، هفتجایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورد و جایگاه نولان را در صنعت سینما تثبیت کرد. نولان پس از این موفقیت، فرصتی پیدا کرد تا پروژهای را بسازد که شاید در شرایط دیگری امکان عملی شدن آن وجود نداشت. اقتباس از یک شعر حماسی چند هزار ساله با بودجهای عظیم، تصمیمی نبود که هر استودیویی بهراحتی آن را بپذیرد. اما توماس درباره این مسیر گفته است که بدون موفقیت «اوپنهایمر»، ساخت چنین فیلمی بسیار دشوار بود. به گفته او، نمیتوانستند به یک استودیو مراجعه کنند و صرفا بگویند قصد دارند از یک شعر باستانی اقتباس کنند و انتظار داشته باشند چنین پروژهای خودبهخود به فیلمی بزرگ تبدیل شود.
رابرت پتینسون؛ غافلگیری بزرگ بازیگری
«اودیسه» مجموعهای از بازیگران شناختهشده را گردهم آورده است. مت دیمون در نقش اودیسئوس، آنهاتاوی، تامهالند و دیگر بازیگران، هرکدام نقش مهمی در شکلگیری جهان فیلم دارند؛ اما نامی که بیش از همه در واکنشهای اولیه مطرح شده، رابرت پتینسون است. پتینسون در نقش آنتینوس، یکی از خواستگاران پنلوپه، شخصیتی متفاوت از نقشهای پیشین خود ارائه داده است؛ شخصیتی حیلهگر، جذاب و در عین حال خطرناک که میان ضدقهرمان و دشمن کلاسیک حرکت میکند. برخی منتقدان این اجرا را یکی از بهترین بازیهای دوران حرفهای پتینسون دانستهاند و معتقدند؛ او توانسته پیچیدگیهای شخصیتی را که میتوانست در یک نقش منفی ساده خلاصه شود، به تصویری چندلایه تبدیل کند. در کنار او، بازی مت دیمون نیز مورد توجه قرار گرفته است. برخی منتقدان معتقدند دیمون توانسته تصویری انسانیتر از اودیسئوس ارائه کند؛ قهرمانی که بیش از آنکه یک اسطوره شکستناپذیر باشد، انسانی خسته از جنگ و در جستوجوی خانه است.
مقایسه با «اوپنهایمر»؛ انسانیتر و امیدوارتر
بخشی از نقدها، «اودیسه» را با «اوپنهایمر» مقایسه کردهاند. اگر فیلم قبلی نولان داستان قدرت، علم، مسوولیت و پیامدهای ویرانگر تصمیمهای انسانی بود، «اودیسه» جهانی متفاوت دارد؛ جهانی که در آن بازگشت، خانواده و بخشش اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
دیوید ارلیش از ایندیوایر، فیلم را اثری «به شکل غافلگیرکنندهای طبیعی» توصیف کرده، هرچند معتقد است ساختار آن شاید در سطح برخی شاهکارهای پیشین نولان قرار نگیرد. با این حال، او تاکید کرده که بخش پایانی فیلم ارزش مسیر طولانی داستان را افزایش میدهد. از نگاه برخی منتقدان، «اودیسه» از «اوپنهایمر» کمتر تلخ و ناامیدکننده است؛ فیلمی که باوجود نمایش خشونت، جنگ و فقدان، در نهایت درباره امکان بازگشت و ترمیم سخن میگوید.
اختلافنظر درباره اقتباس از هومر
باوجود استقبال گسترده، همه واکنشها مثبت نبوده است. مهمترین انتقادها به تغییرات نولان نسبت به متن اصلی هومر مربوط میشود.
دیوید رونی از هالیوود ریپورتر، برخی بخشهای فیلم، بهخصوص گفتوگوهای میان اودیسئوس و کالیپسو را کند دانسته و معتقد است بعضی انتخابهای روایی باعث کاهش سرعت داستان شدهاند. او همچنین درباره استفاده از زبان امروزی در برخی دیالوگها و بعضی انتخابهای بازیگری پرسشهایی مطرح کرده است.
اما مهمترین بحث از سوی برخی متخصصان ادبیات کلاسیک مطرح شده است. مری بیرد، تاریخنگار برجسته جهان کلاسیک، معتقد است نسخه سینمایی نولان بخشی از پیچیدگی شخصیت اودیسئوس هومری را کاهش داده است.
در روایت اصلی، اودیسئوس تنها یک جنگجوی قدرتمند نیست؛ او شخصیتی زیرک، شوخطبع و گاه فریبکار است. برخی منتقدان معتقدند نولان تصویری جدیتر و تراژیکتر از این شخصیت ارائه کرده و بخشی از ویژگیهای چندلایه او را کنار گذاشته است.
همچنین درباره نقش شخصیتهای زن نیز بحثهایی شکل گرفته است. برخی معتقدند فیلم فرصت کافی برای نمایش پیچیدگی شخصیتهایی مانند پنلوپه، هلن، آتنا و کالیپسو فراهم کرده، در حالی که گروهی دیگر معتقدند بخشی از ظرافتهای اجتماعی و جنسیتی متن اصلی در اقتباس سینمایی کمرنگ شده است.
آیا «اودیسه» قهرمان اسکار خواهد بود؟
با بودجه ۲۵۰میلیون دلاری، «اودیسه» برای تبدیل شدن به یک موفقیت تجاری بزرگ باید فروش جهانی قابلتوجهی داشته باشد. اما نام نولان، استقبال اولیه منتقدان و علاقه دوباره مخاطبان به تجربههای بزرگ سینمایی، شانس فیلم را افزایش داده است.
آنچه تاکنون روشن است، این است که «اودیسه» چیزی بیش از یک فیلم بزرگ و پرهزینه است و در واقع اثری است که درباره رابطه سینمای امروز با میراث فرهنگی بشر پرسش ایجاد میکند.
کریستوفر نولان بار دیگر به سراغ داستانی رفته که بسیاری آن را غیرقابلاقتباس یا بیش از حد دور از جهان امروز میدانستند. او تلاش کرده است فاصله میان یک شعر باستانی و مخاطب قرن بیستویکم را از میان بردارد؛ کاری که چه با موفقیت کامل همراه باشد و چه محل اختلاف باقی بماند، نشاندهنده همان ویژگیای است که سینمای او را متمایز کرده است؛ میل به آزمودن مرزهای ممکن.
«اودیسه» اکنون در جایگاهی قرار گرفته که میتواند یکی از مهمترین فیلمهای سال باشد؛ فیلمی میان اسطوره و تکنولوژی، میان گذشته و آینده و میان جاهطلبی یک فیلمساز و انتظار میلیونها تماشاگر.
