قربانیان خاموش طوفان های مرکب
جهان صنعت – سال۱۴۰۴ برای فعالان اقتصادی ایران بهعنوان یکی از طوفانیترین و غیرقابلپیشبینیترین سالهای دهه اخیر بوده است. این سال با جنگ ۱۲روزه رژیمصهیونیستی خردادماه آغاز شد که زیرساختهای نظامی و بهتبع آن امنیت روانی سرمایهگذاری مورد هدف قرار گرفت و آغاز یک رکود عمیق را برای کسبوکارهای کوچک و متوسط را رقم زد. در ادامه، بحران ناترازی انرژی و در تابستان به اوج خود رسید و با خاموشیهای گسترده، خط تولید بسیاری از بنگاههای کوچک را خاموش کرد. همزمان با تشدید تحریمها و بحرانهای سیاسی، تورم تولیدکننده در پاییز به ۵/۴۵درصد رسید که فشار مضاعفی بر هزینههای عملیاتی وارد کرد. در فصل پایانی سال، اعتراضهای سراسری دیماه و متعاقب آن، جنگ تحمیلی آمریکا – صهیونیستی اسفندماه بازار شب عید را برای کسبوکاری کوچک به رکود کامل برد.
این گزارش به تحلیل تاثیر هریک از این رویدادها بر کسبوکارها و چشمانداز پیشرو میپردازد.
بهار و خرداد: شوک اول، جنگ ۱۲روزه
سال در حالی به نیمه خرداد رسید که فضای کسبوکار هنوز در تب و تاب تثبیت نرخ ارز پس از بودجهریزی جدید بود. اما بامداد ۲۳خرداد، عملیات معادلات را به هم ریخت. در این حملات که ۱۲روز به طول انجامید، تاسیسات نظامی بسیاری از شهرها مورد هدف قرار گرفتند. اگرچه تمرکز حملات بر اهداف نظامی بود اما انفجارهای مهیب و هشدارهای مکرر، در عمل تردد در جادههای مواصلاتی و فعالیت شیفتهای شبانه کارخانهجات صنعتی بهویژه در مناطق غرب و مرکز کشور را مختل کرد.
کسبوکارهای آسیبپذیر
شرکتهای فعال در حوزه لجستیک و حملونقل بینشهری بیشترین آسیب را متحمل شدند. همچنین کسبوکارهای مرتبط با گردشگری داخلی در شهرهای اصفهان و شیراز که در آستانه فصل تابستان خود را برای پذیرایی از مسافران آماده میکردند، با موج لغو سفرها روبهرو شدند.
هرچند این جنگ ۱۲روز بیشتر طول نکشید اما سایه جنگ همچنان بر سر کسبوکارها ادامهدار شده بود و واحدهای تولیدی بهصورت محتاطانه و با حفظ وضعیت موجود به کار خود ادامه دادند.
تابستان: خاموشی و تعطیلی خطوط تولید
پس از فروکش کردن نسبی تنشهای خرداد، انتظار میرفت دولت با اتکا به برنامههای توسعهای خود، اقتصاد را به روال عادی بازگرداند. رییسجمهور نیز در نشستهای عمومی وعده داده بود که با افزایش ۵ تا ۷هزار مگاواتی ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و مدیریت مصرف، تابستانی بدون قطعی برق خواهیم داشت. اما وعدهها محقق نشد و تابستان سختی را برای کسبوکارها بهویژه کسبوکارهای کوچک و متوسط رقم زد.
واقعیت تلخ ناترازی: افزایش بیسابقه دمای هوا و مصرف بالای خانگی، همراه با عدم بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای جدید(که عمدتا به دلیل مشکلات تامین تجهیزات ناشی از تحریمها و حملات خرداد با تاخیر مواجه شده بود)، باعث شد از اوایل تیرماه خاموشیهای برنامهریزیشده به صنایع ابلاغ شود.
ضربه به تولید: اگرچه کمیسیون انرژی مجلس بر بهرهبرداری از ۷۵۰مگاوات نیروگاه خورشیدی و برنامههای بلندمدت برای رفع ناترازی تاکید داشت اما در کوتاهمدت، واحدهای تولیدی فولاد، سیمان و پتروشیمی که به برق پایدار وابسته بودند، مجبور به تعطیلی دو یا سهشیفت در هفته شدند. این مساله بهویژه برای واحدهای صادراتمحور که باید در موعد مقرر به تعهدات خود عمل میکردند، زیانهای سنگینی به همراه داشت.
هزینههای جایگزین: صنایع کوچک و متوسط که توان خرید دیزل ژنراتور با سوخت گران را نداشتند، در عمل تعطیل شدند. این دوره شکاف میان بنگاههای بزرگ و کوچک را عمیقتر کرد.
پاییز: تورم تولید و فشار بر تولیدکنندگان
با شروع پاییز و گذر از ناترازی که توان کسبوکارها گرفته بود، مرکز آمار ایران در گزارش فصلی خود اعلام کرد که تورم تولیدکننده به ۵/۴۵درصد رسیده است. در فصل پاییز۱۴۰۴، شاخص قیمت تولیدکننده نسبت به فصل قبل (تورم فصلی) ۸/۱۳درصد و نسبت به فصل مشابه سال قبل(تورم نقطه به نقطه) ۵۳.۷درصد افزایش یافت. این بدان معناست که هزینه مواد اولیه، نهادههای تولید و انرژی برای تولیدکننده بیش از ۵۰درصد گرانتر شده بود. بیشترین تورم نقطه به نقطه با ۱/۸۵درصد به بخش کشاورزی اختصاص یافت. این موضوع به صورت مستقیم بر صنایع تبدیلی و غذایی فشار آورد. از سوی دیگر تورم سالانه بخش «تولید، انتقال و توزیع برق» با ۷۰.۴درصد، نشاندهنده عمق بحران انرژی و هزینههای گزاف تامین آن برای دولت و در نهایت مصرفکنندگان بود .
کاهش قدرت رقابت
با افزایش قیمت تمامشده کالاهای ایرانی در بازارهای منطقهای درحالیکه رقبا (ترکیه، چین و کشورهای حاشیه خلیج فارس) با ثبات بیشتری تولید میکردند، سهم بازار ایران در عراق و افغانستان کاهش یافت.
زمستان؛ دیماه، اعتراض کسبه
با آغاز فصل زمستان و در پی افزایش نرخ دلار و تورم افسارگسیخته، بازاریان و کسبه در دیماه طی روزهای متمادی دست به اعتراض زدند که این اعتراضات از بیثباتی اقتصادی و نرخ ارز در بازار تهران آغاز شد. کسبه و بازاریان که همواره پایههای سنتی اقتصاد کشور محسوب میشدند، در اعتراض به سقوط ارزش ریال و رکود عمیق، کرکره مغازهها را پایین کشیدند. این موضوع به رکود بیشتر کسبوکار عمق بیشتری بخشید. در این میان با قطع شدن اینترنت، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین، استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان که تمام فعالیتشان وابسته به اینترنت بود، برای روزها فلج شدند.
بهمنماه، دلهره سایه شوم جنگ
در بهمنماه۱۴۰۴، سایه سنگین جنگ احتمالی به اندازه خود درگیری، بر کسبوکارهای کوچک و متوسط ویرانگر ظاهر شد. درحالیکه این بنگاهها پس از عبور از بحرانهای نفسگیری که ماهها پشتسر گذاشته بودند، خود را مهیای شب عید کرده بودند اما فضای امنیتیِ آکنده از شایعات جنگ و اخبار ضد و نقیض از مذاکرات، تقاضا را برای آنها به شدت کاهش داده بود. مردم که توان خرید کالاهای غیرضروری را نداشتند، اولویت خود را به تامین مایحتاج روزمره معطوف کردند و مشتریانِ اندک باقیمانده نیز به دلیل التهاب بازار و افزایش نجومی قیمتها (با تورم نقطهای ۶۸درصدی در بهمن)، دست از خرید کشیدند. در چنین شرایطی تقاضا به پایینترین سطح خود رسیده و رکود بیشتری را به کسبوکارهای کوچک تحمیل کرد.
در چنین فضایی پیشبینیناپذیری شدید قیمت مواداولیه و ترس از سایه جنگ، برنامهریزی برای فروش را غیرممکن کرد و بسیاری از کسبوکارهای کوچک را در وضعیت تعلیق قرار داد؛ این کسبوکارها نه دیگر توان فروش داشتند و جرات خرید بیشتر و نه امکان بازگرداندن سرمایهای که برای شب عید هزینه کرده بودند.
اسفند: جنگ فراگیر و نفسگیری شب عید
درحالیکه کسبوکارها در تلاش برای جبران زیانهای خود در دی ماه و جمعبندی مالی سال بودند، در ۹اسفند، جنگ جدید و فراگیرتری با مشارکت ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد. در هفتههای پایانی سال، شاهد تعطیلی بورس هستیم، این در حالی است که بانکها با محدودیت خدمات روبهرو شده است. در چنین شرایطی کسبوکارهای کوچک و متوسط بهویژه در تهران که منتظر شب عید بودند، این آخرین امید خود را نیز از دست دادند.
کسبوکار در میانه میدان مین
سال۱۴۰۴ نشان داد که کسبوکارهای ایرانی بهویژه کسبکارهای کوچک در آسیبپذیرترین حالت ممکن در برابر شوکهای ترکیبی امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار گرفتند. این سال برای همیشه بهعنوان سالی که اقتصاد ایران در خط مقدم جبهه جنگ قرار گرفت، در حافظه تاریخی بازماندگان و فعالان اقتصادی ثبت خواهد شد.
سال۱۴۰۴ برای کسبوکارهای کوچک و متوسط ایران، چیزی فراتر از یک سال اقتصادی سخت بود؛ این سال به مثابه کارزار بقا در میدانی از آتشهای متناوب و پیوسته ثبت شد. آنچه این بنگاههای خرد را بیش از نوسانات ارزی یا تحریمهای طولانیمدت آسیبپذیر کرد، توالی و همافزایی مرگبار بحرانها بود: از جنگ ۱۲روزه خرداد که امنیت روانی و فیزیکی سرمایههای کوچک را نشانه رفت، تا خاموشیهای گسترده تابستان که خط تولید کارگاههای فاقد ژنراتور را برای همیشه خاموش کرد، و از تورم ۴۵درصدی پاییز که قدرت چانهزنی و خرید را از هر دو سوی بازار گرفت، تا قطع اینترنت دیماه که کسبوکارهای دیجیتال را در تاریکی مطلق فرو برد. در این میان، آنچه تصویر را غمانگیزتر میکند، امید از دست رفتن بازار شب عید بود؛ همان نقطهای که همواره روزنه پایانی تمام کسبوکارها بهشمار میرود.
در آستانه سال ۱۴۰۵
اکنون، در آستانه نوروز۱۴۰۵، هزاران کسبوکار کوچک با انبوهی از مواد اولیه خریداریشده به امید فروش شب عید، چکهای برگشتی، اقساط وامهای خرد و اجارههای معوقه روبهرو هستند. آنها که همواره بهعنوان موتورهای اشتغالزایی و پویایی اقتصاد محلی شناخته میشدند، اینک به خط مقدم آسیبپذیری اجتماعی تبدیل شدهاند. بدون شک این کسبوکارها نیازمند حمایتهایی فراتر از بستههای مقطعی هستند که دولت در جنگ ۱۲روزه برای مشاغل آسیبدیده در نظر گرفت. امیدوار هستیم که دولتمردان این واحدهای کوچک اما حیاتی در شریان اقتصاد را در اولویت تسهیلاتدهی خود در قالبهای طرحهای هدفمند قرار دهند تا این مشاغل کوچک نیز بتوانند به حیات خود ادامه داده و از گزند این حوادث جان سالم به در برده و به حیات خود ادامه دهند.
