شکاف دیپلماتیک
جهان صنعت – تنش میان ایالاتمتحده و عربستانسعودی بر سر تلاش دولت دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگههرمز بهبزرگترین شکاف دیپلماتیک میان دومتحد سنتی در دهههای اخیر تبدیل شده است. طبق گزارشی که والاستریتژورنال در این خصوص منتشر کرده عربستان با محدودکردن دسترسی آمریکا بهپایگاههای نظامی و حریم هوایی خود عملا مانع از اجرای عملیات پروژه آزادی شد و در واکنش واشنگتن تهدید بهتوقف تحویل سیستمهای دفاعی حیاتی کرده است.
عملیاتی که هرگز اجرا نشد
در ماه مه۲۰۲۶ دولت ترامپ طرحی بلندپروازانه بهنام پروژه آزادی را برای گشودن تنگه هرمز در دستور کار داشت؛ این عملیات که شامل گشتزنیهای نظامی، حضور نیروها روی عرشه کشتیها و تامین قدرت آتش برای عبور امن نفتکشها از این آبراه استراتژیک میشد نیازمند دسترسی بهزیرساختهای نظامی کشورهای حاشیه خلیج فار بهخصوص عربستان سعودی بود. براساس گزارش وال استریت ژورنال پنتاگون این عملیات را جدا از کمپین جنگ علیه ایران توصیف کرده بود. بااینحال ریاض بهطور ناگهانی بهواشنگتن اطلاع داد که اجازه استفاده از پایگاه هوایی پرنس سلطان برای اجرای این عملیات را نخواهد داد؛ امری که بهگفته ناظران این عملیات را عملا فلج کرد.
واکنش تند کاخ سفید
در واکنش بهاین اقدام ترامپ تهدید کرد که تحویل رهگیرهای پهپاد و موشکی بهعربستان را متوقف خواهد کرد؛ سیستمهایی که باتوجه بهشرایط تنشزای منطقه برای سعودیها کاملا حیاتی است. براساس گزارشها عربستانسعودی دسترسی نیروهای آمریکایی بهپایگاههای نظامی و حریم هوایی خود را معلق کرد و این اقدام باعث شد تا وادار بهتعلیق این عملیات شود. طبق گزارش انبیسی نیوز این تصمیم نشاندهنده فشار فزاینده بر ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر است. منابع دیپلماتیک منطقهای بهانبیسی نیوز گفتند که عربستان نگران است عملیات نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز منجربه واکنش مستقیم و شدید ایران شود زیرا تهران میتواند با هدفقراردادن زیرساختهای نفتی عربستان در خلیجفارس یا اختلال در کشتیرانی در تنگه بابالمندب ضربهای اقتصادی و امنیتی قابلتوجهی بهریاض وارد کند.
ازسویدیگر یک مقام اردنی که خواست نامش فاش نشود در گفتوگو با انبیسی نیوز مدعی شده که ادامه جنگ از لحاظ اقتصادی برای ایران امری دشوار است و بههمین سعودیها احتمالا امیدوار هستند با محدود کردن تنشهای فشار اقتصادی بر روی ایران را افزایش دهند.
در همین رابطه این اختلاف موجی از نگرانی در منطقه ایجاد کرده؛ بهطوری که الجزیره گزارش داده ترامپ آنچنان خشمگین شده که عمان را نیز تهدید بهبمباران کرد. علاوه بر این چین که میانجیگر مهم مذاکرات صلح ایران و آمریکا بوده فشار برای پایان سریع جنگ را افزایش داده است.
تحلیلگران معتقدند این اختلاف نقطه عطفی در روابط آمریکا و عربستان بوده یعنی هرچند دوکشور بهدلیل وابستگی متقابل نفت در برابر امنیت بهحفظ حداقل روابط نیاز دارند اما شکل این رابطه از یک اتحاد نابرابر بهرابطهای پرتنشتر و مبتنی بر منافع ملی تعریفشدهتر درحال تغییر است.
علاوه بر این با نزدیکشدن بهانتخابات میاندورهای نوامبر و سفری که ترامپ اخیرا بهچین داشته فشار بر کاخ سفید برای نشاندادن دستاورد دیپلماتیک در خاورمیانه افزایش یافته است. ترامپ در مصاحبه با PBS مدعی شده فکر میکنم شانس خوبی برای پایان جنگ وجود دارد ولی اگر بهتوافق نرسیم دوباره حملات علیه ایران را از سر خواهیم گرفت.
دورنمای یک اختلاف استراتژیک
درچنینشرایطی است که کارشناسان دورنمای تحولات را در روابط دیپلماتیک میان آمریکا و عربستان بهگونهای ترسیم میکنند که از سهحالت نمیتواند خارج باشد. اولین سناریو کاهش تنش است. یعنی فشارهای اقتصادی و نگرانی از ایران دوکشور را بهمذاکره و توافق ضمنی برای مدیریت اختلافات وادار کند.
سناریوی دوم تثبیت تنشهاست بهطوریکه تنشها در سطح فعلی باقی بماند و روابط بهصورت اتحاد سرد مدیریت شود یعنی همکاریهای دفاعی ادامه یابد اما با محدودیتهای بیشتر همراه شود. سناریوی سوم و بدبینانه نیز تشدید تنشها میان واشنگتن و ریاض بوده یعنی اقدامات تلافیجویانه ازسوی هردوطرف مانند کاهش شدید همکاریهای اطلاعاتی منجربه شکست عمیقتر اتحاد میان دوکشور شود. درچنینشرایطی است که برخی از ناظران معتقدند تنگه هرمز که روزانه حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از آن عبور میکند همچنان کانون تنشهای ژئوپلیتیکی باقی مانده و اختلاف کنونی نشان میدهد که حتی متحدان سنتی آمریکا نیز حاضر بهپیروی کورکورانه از سیاستهای واشنگتن نیستند و خاورمیانه وارد دوران جدیدی از چندقطبی شده است.
درواقع اختلاف بر سر بازگشایی تنگه هرمز نمادی از تغییر بنیادین در معادلات قدرت خاورمیانه است. عربستانسعودی بهعنوان متحد سنتی آمریکا با اعتراض قاطع بهعملیات پروژه آزادی نشان داد که منافع ملی خود را بر هماهنگی خودکار با واشنگتن مقدم میداند. این اقدام که با واکنش تهدیدآمیز آمریکا همراه شد، بزرگترین شکاف دیپلماتیک در روابط دو کشور در دهههای اخیر را ایجاد کرده و پیامدهای آن فراتر از یک تنش موقت دیپلماتیک است زیرا این رویداد نشاندهنده افول نفوذ آمریکا در منطقه و ظهور بازیگران منطقهای مستقلتر است.
