شفافیت گمشده
علیرضا کیانپور- «انصاف و حقیقتیابی هم خوب چیزی است!» این آخرین جمله و بخشی از نطقی است که رییسجمهور در آن علی شکوریراد را صراحتا به «بیانصافی» و فراتر از آن، «دروغگویی» متهم کرد. پزشکیان کمتر از ۲۴ساعت پیش از این اتهامزنی عجیب به یکی از مهمترین حامیانش در انتخاباتی که او را به کاخ ریاستجمهوری رساند بهطور سرزده خود را به مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر رساند و هنرمندانی را که دستکم بعضا گفته بودند از آنجا که هنوز چهلم هزاران جانباخته اعتراضات دیماه۱۴۰۴ نگذشته و دل و دماغ شرکت در مراسمی را ندارند که دولت هر سال بهعنوان «جشن سالانه سینمای ایران» برگزار میکند، بهشدت به باد انتقاد گرفت و گفت که غیبتشان در اختتامیه این جشن دولتی «کمال نامردی» است.
در اقتدار تریبونهای یکجانبه
شاید اما یکی از عجیبترین بخشهای سخنان جنجالی و انتقادی پزشکیان علیه نایبرییس ستاد انتخاباتش که کمتر هم موردتوجه ناظران قرار گرفت، آنجاست که او خود صراحتا اذعان میکند که حتی خود او هم هنوز دقیقا نمیداند که در آن روزهای تلخ دیماه چه در کشور گذشته است؛ آنجا که پزشکیان پیش از اتهامزنی به شکوریراد، از این میگوید که «گروهی را برای هر استان» تعیین کرده تا درباره علت وقوع آنچه گذشت، تحقیق و «بررسی» کنند؛ بررسیهایی که از قضا همین دیروز سخنگوی دولت در توضیحاتی دوسطری اعلام کرده که بالاخره «با حضور نمایندگان نهادهای مرتبط تشکیل شده و در حال جمعآوری اسناد و شنیدن اظهارات است.» فاطمه مهاجرانی البته بهجز این یک جمله توضیح سربسته، این را هم گفته که «گزارش نهایی کمیته حقیقتیاب پس از تکمیل فرآیند برای اطلاع عموم و اقدامات قانونی بعدی منتشر خواهد شد.» در واقع مسعود پزشکیان در حالی با این اطمینان هرگونه احتمالی درخصوص چگونگی شکلگیری این اعتراضات و دلایل به خشونت کشیدهشدن آن را زیرسوال برده و انکار کرده که به اعتراف خودش و سخنگوی دولتش، روند بررسی و حقیقتیابی کماکان در گامها و مراحل نخستین است و طبیعتا خروجی آن هنوز روشن نشده است.
البته اگر بخواهیم همان «انصافی» را که پزشکیان پیوسته از آن دم میزند، در نظر بگیریم، باید بگوییم او در سخنرانی ۲۳بهمنماه علیه نایبرییس ستاد انتخاباتی خود بهمراتب منصفانهتر و معقولتر از نخستین مواضع و سخنانش درباره این اعتراضات و علیه معترضان بود. هرچه نباشد تنها کلام تندی که پزشکیان در نطق ۲۳بهمنماه علیه شکوریراد بهکار برد، این بود که بهطور غیرمستقیم و با استناد به آیات قرآن، هر آنکه همچون شکوریراد، به این دلیل که «بسیار دروغگو و بدکار» است و به فرامین «شیطان» گوش فرامیدهد و «اندکراستش هم برای شبههکاری و فساد و فتنهانگیزی است»، به «بیانصافی» متهم کرد. حال آنکه بیش از یک ماه پیش از این سخنان درحالیکه تنها چند روز بیشتر از انسداد چند هفتهای اینترنت در کشور نگذشته بود و انسداد خطوط تلفن و ارتباطات پیامکی هم بهطور کامل مرتفع نشده بود، با استفاده از تریبون یکجانبه صداوسیما، دستکم بخشی از معترضان را «تروریست» و «جانی» و آشوبگر» خطاب کرد که بهگفته او، دست به خشونت زده و اماکن عمومی را به آتش کشیدهاند! آن هم در حالی که هنوز حتی خبر «تشکیل کمیته حقیقتیاب» هم مخابره نشده بود؛ کمیتهای که دو روز بعد، سخنگوی دولت بالاخره از دستور پزشکیان بهمنظور تشکیلش خبر داد و حالا پس از بیش از یک ماه، بالاخره آنطورکه باز سخنگوی دولت پزشکیان، حدود دو روز پس از اتهامزنی رییس دولت به هنرمندان و منتقدان اعلام کرده، فعالیتش را آغاز کرده است.
در جستوجوی آرمان شفافیت
اظهارات پزشکیان را از جنبه دیگری هم میتوان مورد بازخوانی قرار داد. در واقع لازم است به آنچه درخصوص «نبود شفافیت» و انسداد کامل اینترنت و قطع ارتباطات تلفنی و حتی پیامکی در حاشیه بحث از رویکرد دوگانه و غیرمنصفانه پزشکیان اشاره شد، بهطور مجزا و مستقل نیز بپردازیم؛ چه آنکه این دقیقا «نبود شفافیت» است که بهطور مستقیم و غیرمستقیم به انتشار روایتهای گوناگون و البته شایعه و اخبار جعلی(فیکنیوز) دامن میزند و اگر فضا شفاف باشد، دیگر نهتنها نیاز نمیشود بالاترین مقام اجرایی مملکت به هر آنچه در فضای مجازی منتشر شده و نشده، پاسخ بدهد بلکه به باور بسیاری از ناظران، اگر «آرمان شفافیت سیاسی» محقق شده بود، اساسا دلیل نداشت که شهروندان آگاه از هزینه سنگینی که شرکت در اعتراضات درپی دارد، باز به خیابان بروند تا مگر کسی از مقامات صدایشان را بشنود. چه آنکه «نبود شفافیت» مادر مفاسد سیاسی و اقتصادی است و بخش بزرگی از ناکارآمدی شدیدی که در ساختار سیاسی کشور ریشه کرده، امکان پیدایش نمییافت و اگر هم جایی بهطور موردی به هر دلیل بروز میکرد، باز بهدلیل «شفافیت» پیش از آنکه مصیبت و خسارتی وارد کند، ریشهکن میشد. حال آنکه وقتی دولت نهتنها گام موثری در راستای شفافسازی برنمیدارد بلکه هر آن ابزار شفافسازی را هم که در سایه پیشرفت فناوریهای نوین ارتباطی در جهان امروز حاصل شده و شهروند ایرانی نیز به فراخور، از آن برخوردار شده، مسدود و محدود میکند، معلوم است که جامعه و شهروندان جامعه، خود دست به کار شوند تا مگر سردربیاورند که چه بر سرشان آمده و میآید. وانگهی مگر آنچه امروز شکوریراد گفته، همان نیست که دیروز برخی از مهمترین مقامهای ارشد سیاسی و نظامی مملکت نیز گفته بودند؟! مگر محمود احمدینژاد که زمانی رییسجمهور محبوب هسته سخت حاکمیت بود، وقتی در آستانه انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰، دوباره فیلش یاد هندوستان کرده و اسبش را بهسوی پاستور زین میکرد، همین را که شکوریراد درباره اعتراضات دیماه۱۴۰۴ گفته، درباره اعتراضات پس از انتخابات۸۸ نگفته بود؟! مگر سردار همدانی از «بهکارگیری ۵هزار نفر از اراذل و اوباش» در جریان همان اعتراضات پس از انتخابات۸۸ سخن نگفته بود؟! واقعیت این است که در تمام این سالها و دههها، پس از اعتراضاتی که عملا هر چند سال یک بار بروز کرده و رویدادهایی تلخ و خونین را -از دیماه۹۶ و آبانماه۹۸ گرفته تا پاییز۱۴۰۱ و جنبش زن، زندگی، آزادی»- در تقویم سیاسی این مملکت ثبت کرده، یا اساسا تلاشی در راستای شفافسازی و حقیقتیابی انجام نشده یا اگر چنین شده، چنان غیرشفاف بوده که نتوانسته اعتماد عمومی را جلب کند. کمیتههایی با ادعای «حقیقتیابی» که حتی در این حد شفاف نبودهاند که ملت بداند اعضایشان چه کسانی هستند! چنانکه همین حالا هم که بالاخره سخنگوی دولت از فعال شدن کمیته حقیقتیاب خبر داده، معلوم نیست چه کسانی در این کمیته عضویت دارند.
در آرزوی «حقیقتیابی» و راستیآزمایی مستقل
ازقضا مهمترین بخش این نطق تند و تیز پزشکیان، دقیقا همانجاست که او بهنحوی از منتقدان برای حقیقتیابی دعوت کرده است. هرچند از آنجا که در روزهای گذشته نهتنها علی شکوریراد که در ارتباط با نحوه برخورد با معترضان دست به افشاگری زده بود، هماکنون در بازداشت است بلکه یک دو جین از دیگر همفکران او نیز بازداشت شدهاند، پزشکیان به ناگزیر در جملهای که خود میتواند سنگ محک قابلاعتمادی برای راستیآزمایی گفتههایش باشد، گفته «میخواهم آدمی را که ادعا کرده چنین اتفاقاتی از سوی حاکمیت رخ داده، از بازداشت بیرون بیاورند و به او اختیار بدهیم تا بررسی کند اگر سخنانش صحت داشت، ما را دار بزنند!» ادعایی که اگر رنگی از واقعیت داشت، اساسا نباید شکوریراد و همفکرانش بازداشت میشدند که حالا بالاترین مقام اجرایی کشور بخواهد دستور بدهد تا او را «از بازداشت بیرون بیاورند» و بعد به او اختیار بررسی و حقیقتیابی بدهد. با این همه اما از آنجا که پزشکیان پیوسته از «انصاف» میگوید، ما هم با پیروی از او که بالاترین مقام اجرایی مملکت است، بهجای داوری پیشاپیش، منصفانه از پزشکیان میخواهیم دستکم به این یک وعده خود جامه عمل بپوشاند تا مگر یکبار برای همیشه، گزارشی شفاف و بیطرف از آنچه در یکی از فجایع ملی این مملکت رقم خورده، در اختیار شهروندان این سرزمین قرار گیرد؛ گزارشی که شاید حتی بشود سند و مدرکی باشد در رد یا تایید آنچه در گذشته رقم خورده و ملاک و معیاری برای آنچه احتمالا در آینده انتظارمان را میکشد.
