جهان‌ صنعت از آمارهای ساختگی بزرگ‌ترین پروژه ارتباطی کشور گزارش می‌دهد:

شبکه ملی اطلاعات؛ هزارتوی بودجه‌های کلان!

احسان کاظمی
کدخبر: 651510
فرض کنید سال‌هاست برای ساخت یک پل میلیاردها تومان هزینه می‌شود. هرچند وقت یک‌بار مسوولان مقابل دوربین‌ها می‌ایستند و اعلام می‌کنند پل حالا ۶۰‌درصد، ۷۰‌درصد یا حتی بیشتر پیشرفت کرده است اما وقتی مردم به محل پروژه می‌رسند نه‌تنها از پل عبور نمی‌کنند بلکه انتهای آن با دیواری بلند مسدود شده است.
شبکه ملی اطلاعات؛ هزارتوی بودجه‌های کلان!

احسان کاظمی – فرض کنید سال‌هاست برای ساخت یک پل میلیاردها تومان هزینه می‌شود. هرچند وقت یک‌بار مسوولان مقابل دوربین‌ها می‌ایستند و اعلام می‌کنند پل حالا ۶۰‌درصد، ۷۰‌درصد یا حتی بیشتر پیشرفت کرده است اما وقتی مردم به محل پروژه می‌رسند نه‌تنها از پل عبور نمی‌کنند بلکه انتهای آن با دیواری بلند مسدود شده است. سوال اینجاست که آیا پروژه واقعا پیشرفت کرده یا فقط آمارها پیشرفت کرده‌اند؟ داستان شبکه ملی اطلاعات در ایران نیز برای بسیاری از کاربران، شباهتی عجیب به همین پل دارد. شبکه ملی اطلاعات از همان روزهای نخست با اهدافی مانند افزایش کیفیت خدمات داخلی، تقویت زیرساخت‌های ارتباطی، امنیت بیشتر، توسعه اقتصاد دیجیتال و کاهش وابستگی به خارج معرفی شد. در بسیاری از کشورهای جهان نیز شبکه‌های ملی یا زیرساخت‌های بومی وجود دارد اما تفاوت اصلی آنجاست که این زیرساخت‌ها در کنار اینترنت جهانی فعالیت می‌کنند نه به جای آن.

در هند توسعه زیرساخت‌های بومی به گسترش خدمات دیجیتال و دولت الکترونیک کمک کرده است. کشورهای اروپایی نیز روی مراکز داده، خدمات ابری و زیرساخت‌های ملی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، بدون آنکه دسترسی کاربران به اینترنت جهانی محدود شود. حتی کشورهایی که سیاست‌های سختگیرانه‌تری در حوزه اینترنت دارند، اهداف و شاخص‌های پروژه‌های ملی خود را به‌صورت مشخص و قابل ارزیابی تعریف کرده‌اند. اما در ایران شبکه ملی اطلاعات طی سال‌های اخیر بیش از آنکه با شاخص‌های فنی شناخته شود، با فیلترینگ گسترده، کاهش کیفیت اینترنت و محدودیت‌های دسترسی گره خورده است؛ موضوعی‌که باعث شده افکار عمومی میان «شبکه ملی اطلاعات» و «محدودسازی اینترنت» تفاوتی قائل نباشد. نکته قابل‌تامل این است که مسوولان بارها تاکید کرده‌اند شبکه ملی اطلاعات به معنای قطع اینترنت جهانی نیست. این گزاره از نظر فنی نیز درست است اما آنچه مردم در عمل تجربه می‌کنند، چیزی متفاوت است. وقتی دسترسی به ده‌ها سرویس بین‌المللی محدود می‌شود، کیفیت اینترنت کاهش می‌یابد و کاربران برای انجام ساده‌ترین امور روزمره ناچار به استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ هستند، طبیعی است که روایت رسمی برای افکار عمومی چندان قابل پذیرش نباشد.

در همین میان موضوع بودجه‌ها نیز به یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها تبدیل شده است. معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات اعلام کرده است که برای تحقق اهداف این پروژه، حدود ۳۰۰همت سرمایه‌گذاری دولتی و بیش از ۷۰۰‌همت سرمایه‌گذاری بخش‌خصوصی پیش‌بینی شده است؛ رقمی که در مجموع به حدود هزار همت می‌رسد. حتی اگر فرض کنیم تمام این منابع به‌صورت تدریجی و در طول چند سال تامین شوند، باز هم با یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های سرمایه‌گذاری حوزه فناوری اطلاعات کشور روبه‌رو هستیم. وحید یزدانیان همچنین اظهار کرده که یکی از تصمیمات کلیدی وزارت ارتباطات با هدایت وزیر، شفاف‌سازی این موضوع بود که شبکه ملی اطلاعات به هیچ عنوان به‌معنای جایگزینی برای اینترنت یا محدودسازی دسترسی‌های بین‌المللی نیست بلکه این شبکه به‌مثابه بستری برای توسعه ارتباطی کشور عمل می‌کند که دسترسی‌های جهانی نیز در کنار آن تعریف شده است.

اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ خروجی این سرمایه‌گذاری عظیم دقیقا کجاست؟ یکی از مشکلات جدی پروژه شبکه ملی اطلاعات، نبود شاخص‌های شفاف برای سنجش میزان پیشرفت آن است. تقریبا هرسال اخباری منتشر می‌شود که از تحقق ۶۰‌درصد، ۷۰‌درصد یا اعداد مشابه خبر می‌دهند اما کمتر مشخص می‌شود این‌درصدها دقیقا براساس چه معیارهایی محاسبه شده‌اند. اگر چنین سرمایه‌ای صرف توسعه زیرساخت شده، چرا کاربران همچنان از کندی اینترنت، اختلال‌های مکرر، کیفیت پایین ارتباطات و وابستگی گسترده به فیلترشکن گلایه دارند؟ چرا کسب‌وکارهای اینترنتی همچنان هزینه‌های سنگینی بابت محدودیت‌های ارتباطی پرداخت می‌کنند و مهم‌تر از همه، چرا هیچ گزارش جامع، شفاف و قابل راستی‌آزمایی درباره محل هزینه‌کرد این منابع در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌گیرد؟ آیا افزایش تعداد مراکز داده معیار است؟ توسعه فیبر نوری؟ رشد خدمات ابری؟ افزایش سهم ترافیک داخلی؟ امنیت شبکه؟ یا مجموعه‌ای از ده‌ها شاخص دیگر؟ وقتی روش اندازه‌گیری مشخص نباشد،‌ درصدهای اعلام‌شده نیز برای افکار عمومی بیشتر شبیه اعدادی تبلیغاتی به‌نظر می‌رسند تا گزارش‌های فنی. پروژه‌ای که سال‌هاست هر سال چند‌درصد پیشرفت می‌کند اما اثر ملموس آن در زندگی روزمره مردم قابل مشاهده نیست، طبیعتا با پرسش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد. در چنین شرایطی، این تصور در ذهن جامعه شکل می‌گیرد که پروژه‌ای با این حجم از بودجه، هنوز نتوانسته مساله اصلی کاربران را حل کند یعنی دسترسی پایدار، باکیفیت و قابل اعتماد به اینترنت.

بنابراین این وضعیت را می‌توان به همان مثال پل نیمه‌تمام تشبیه کرد. پلی با هزینه‌ای سنگین ساخته شده، آسفالت شده، روشنایی دارد و حتی مراسم افتتاح نیز برگزار شده است اما درست در انتهای آن یک دیوار بتنی قرار داده‌اند که اجازه عبور نمی‌دهد. از نظر فنی شاید بخش زیادی از پروژه اجرا شده باشد اما از نگاه مردم، پلی که امکان عبور نداشته باشد، کارکرد واقعی خود را از دست داده است. این همان فاصله میان «پیشرفت روی کاغذ» و «نتیجه در عمل» است. در این میان مساله نبود شفافیت است. در بسیاری از پروژه‌های بزرگ ملی، انتشار گزارش‌های دوره‌ای، ارائه شاخص‌های عملکرد، اعلام جزئیات هزینه‌ها و امکان ارزیابی مستقل، بخشی از فرآیند حکمرانی محسوب می‌شود اما درباره شبکه ملی اطلاعات، اطلاعات منتشرشده اغلب به چند عدد کلی،‌ درصدهای پیشرفت و وعده‌های آینده محدود می‌شود. مردم نمی‌دانند چه میزان از بودجه واقعا تخصیص یافته، چه میزان هزینه شده، کدام پروژه‌ها به پایان رسیده‌اند، چه اهدافی محقق شده و چه بخش‌هایی هنوز باقی مانده است. نبود همین شفافیت، زمینه شکل‌گیری بی‌اعتمادی را فراهم می‌کند.

از سوی دیگر نمی‌توان از نقش مدیریت نیز چشم‌پوشی کرد. هر پروژه ملی با این ابعاد، نیازمند مدیریت یکپارچه، اهداف مشخص، زمان‌بندی دقیق و پاسخگویی مستمر است. اگر پس از گذشت سال‌ها هنوز تعریف موفقیت پروژه برای افکار عمومی روشن نیست و هر سال صرفا ‌درصدهای تازه‌ای از پیشرفت اعلام می‌شود، این پرسش شکل می‌گیرد که آیا نظام ارزیابی پروژه به اندازه کافی شفاف و قابل سنجش بوده است یا خیر. شاید مهم‌ترین سرمایه هر پروژه ملی، نه بودجه آن بلکه اعتماد عمومی باشد. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مردم بتوانند نتیجه سرمایه‌گذاری‌ها را در زندگی روزمره خود ببینند؛ اینترنتی باکیفیت‌تر، خدماتی سریع‌تر، هزینه‌هایی کمتر و دسترسی آسان‌تر اما اگر تجربه روزانه کاربران خلاف این تصویر باشد، طبیعی است که نسبت به آمارها و وعده‌ها تردید ایجاد شود.

در هر صورت شبکه ملی اطلاعات نه با تعداد نشست‌های خبری سنجیده می‌شود، نه با‌ درصدهای اعلامی و نه با ارقام هزارهمتی سرمایه‌گذاری. معیار واقعی موفقیت، تجربه‌ای است که مردم هرروز هنگام اتصال به اینترنت لمس می‌کنند. اگر کاربران برای انجام ساده‌ترین فعالیت‌های آنلاین با محدودیت، کندی، اختلال و نیاز دائمی به ابزارهای دور زدن فیلترینگ مواجه باشند، اعلام ‌درصدهای پیشرفت نمی‌تواند جایگزین نتیجه واقعی شود. افکار عمومی بیش از هرچیز به خروجی نگاه می‌کند. شاید امروز مهم‌ترین پرسش درباره شبکه ملی اطلاعات این نباشد که چند‌درصد پیشرفت کرده است بلکه این باشد که چند‌درصد از وعده‌های آن در زندگی مردم قابل لمس شده است؟ اگر پاسخ این پرسش همچنان مبهم بماند، هر عدد تازه‌ای که در نشست‌های خبری اعلام شود، یادآور فاصله عمیق میان وعده‌ها و واقعیت خواهد بود؛ فاصله‌ای که با بودجه‌های بزرگ پر نمی‌شود بلکه تنها با شفافیت، پاسخگویی و مدیریتی کارآمد قابل جبران است.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار