سیمای نابرابر شهر
پویا اصل باغ– اینجا مترمربع بیش از آنکه سنجشی برای فضای زندگی باشد، به کابوسی شبانهروزی برای مردم تبدیل شده است. مسکن؛ رویایی شیرین که گرانی و تورم آن را به حسرتی تلخ بدل و آسایش را از جامعه سلب کرده است. فقر مسکن در کشور، نه اتفاقی ناگهانی بلکه روندی فرسایشی است که طی سالهای اخیر بخش عمدهای از درآمد مردم را میبلعد. در چنین اوضاعی افرادی که توان تهیه مسکن مناسب را ندارند ناچارند به حاشیهنشینی روی آورند تا سرپناهی بیابند اما داستان تلخ خانه به اینجا ختم نمیشود.
با تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی، خانوارها، از طبقات ضعیف گرفته تا بخشی از طبقات متوسط مانند دانشجویان و کارمندان که درآمدشان با این غول گرانی توان مقابله ندارد، ناچار به خانههای اشتراکی و سکونتگاههای غیررسمی پناه میآورند.
پدیدههایی چون پارکخوابی و پشتبامخوابی نیز از دیگر مصائب برخاسته از این بحران در کشور هستند. فقر مسکن امروز، از یک چالش اقتصادی فراتر رفته و به بحرانی اجتماعی بدل شده؛ بحرانی که ابعاد تلخ و سنگینی را درون خود جا داده است.
شهر تقسیم شده
تامین سرپناه بهویژه در پایتخت، به یکی از اصلیترین عوامل بلعنده درآمد خانوارها تبدیل شده است. سالهاست که رکود اقتصادی و تورم فزاینده، قیمت مسکن را در سراسر کشور بهخصوص در پایتخت، با رشدی چشمگیری مواجه کرده است. برای درک بهتر این مساله، هزینههای اجاره یک واحد مسکونی ۵۰ متری در نقاط مختلف تهران مورد بررسی قرار گرفته است:
محله مجیدیه: یک واحد آپارتمان ۱۰ساله، بدون پارکینگ و انباری، ۵۰متری تکخواب، نیازمند ۵۰۰میلیون تومان ودیعه و ماهانه ۲۵میلیون تومان اجارهبهاست.
محله نیروی هوایی: واحدی ۲۲ ساله، بدون آسانسور و انباری، با متراژ ۵۰ متر تکخواب، به ۲۰۰میلیونتومان ودیعه و ماهانه ۱۹میلیون تومان اجارهبها نیاز دارد.
محله باغفیض: یک واحد ۲۴ ساله، بدون آسانسور، ۵۰ متری تکخواب، به یکمیلیارد و ۱۰۰میلیون تومان ودیعه نیاز دارد.
محله علیآباد: آپارتمانی ۱۵ساله، فاقد هرگونه امکانات، با مساحت ۵۰متر تکخواب، به ۱۵۰میلیونتومان ودیعه و ماهانه ۱۸میلیون تومان اجارهبها احتیاج دارد.
از شواهد و قرائن پیداست که اجارهبها در گوشهگوشه تهران به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده؛ همین مساله موجب شده است بخش بزرگی از مردم ناگزیر به حاشیهنشینی و سکونت در مناطق غیررسمی شوند. دسترسی دور از مرکز شهر و محل کار و فقدان امکانات اولیه، تنها بخشی از مصائبی است که حاشیهنشینان کلانشهرها امروز با آن دست و پنجه نرم میکنند. از سوی دیگر شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی مانند خانههای اشتراکی و پدیدههایی چون پشتبامخوابی و… جامعه را با مخاطرات جدی مواجه کرده است. بررسیهای «جهانصنعت» نشان میدهد که برخی آگهیهای «همخانه» یا «خانههای اشتراکی» در پلتفرمهای آنلاین، صرفا برای ارائه سرپناه نیستند بلکه اهداف و نیت خاص را تبلیغ میکنند و نبود نظارت نیز به گسترش آن دامن زده است.
این مسائل در کنار فقر مسکن، زنگ خطر جدی برای بروز آسیبهای اجتماعی مانند انواع خشونتها، اعتیاد و قتل را در جامعه به صدا درآورده است. اگرچه کارشناسان و جامعهشناسان بارها نسبتبه مخاطرات فقر مسکن هشدار دادهاند اما متاسفانه تغییر مثبتی در روند بهبود این حوزه در کشور مشاهده نمیشود.
محرومیت از حق پایه
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس درباره مساله فقر مسکن و دلایل شکلگیری این بحران به «جهانصنعت» میگوید: مسکن، بهعنوان یکی از نیازهای اولیه و اساسی هر انسان و جامعهای، از منظر جامعهشناسی دارای اهمیت ویژهای است. در حال حاضر جامعه ما با پدیده فقر مسکن روبهرو است که دلایل متعددی، عمدتا اقتصادی در ایجاد آن دخیل هستند. کمبود ساختوساز به دلیل وضعیت اقتصادی نامناسب، یکی از عوامل اصلی این معضل است. علاوه بر این خانههایی که در حال حاضر خالی هستند، به دلیل کاهش قدرت خرید مردم، افزایش بیکاری، تورم و گرانی و تمرکز درآمد بر تامین مایحتاج ضروری زندگی، کمتر مورد خرید و فروش قرار میگیرند و در نتیجه بازار اجاره و خرید و فروش مسکن با رکود مواجه شده است. وی افزود: تاریخچه نیاز به مسکن به دوران انسانهای اولیه بازمیگردد؛ از غارنشینی گرفته تا سکونت بر درختان و ساخت سرپناههای ابتدایی، مسکن همواره مکانی برای آرامش و در امان ماندن از حوادث طبیعی بوده است. امروزه نیز با وجود پیشرفتها، این نیاز اساسی همچنان پابرجاست اما گرانی سرسامآور مسکن، تهیه آن را برای بسیاری از افراد بهویژه در شهرهای بزرگ، غیرممکن کرده است. اجارهبها در کلانشهرها به سطوح غیرقابل تحملی رسیده به طوری که شاهد پدیدههایی مانند کپهخوابی و حتی پشتبامخوابی هستیم.
حاشیهنشینی؛ بحران یا راهحل؟
این جامعهشناس اضافه کرد: مساله مسکن در کنار غذا و پوشاک، جزء نیازهای اولیه هر انسانی است و عدم تامین آن، به دلیل گرانی، تورم و فقر شدید، پیامدهای اجتماعی ناگواری را بههمراه دارد. این معضل در شهرهای بزرگ که با تراکم جمعیت بالا روبهرو هستند، تشدید میشود. شهرهای اقماری مانند رباط کریم، اسلامشهر، پرند، قرچک و همچنین مناطق حاشیه شرقی و غربی تهران، مانند بومهن و رودهن، شاهد حضور جمعیت قابلتوجهی از حاشیهنشینان هستند. این حاشیهنشینی که با وجود تلاشهایی برای توسعه این مناطق صورت میگیرد، خود عاملی برای بروز آسیبهای اجتماعی مختلف است. ناهمگونی فرهنگی، فقدان سنخیت فرهنگی و احساس تنهایی و بیکسی در این مناطق، میتواند منجر به افزایش جرائم و آسیبهای اجتماعی شود. بنابراین این موضوع به شدت به وضعیت اقتصادی، میزان بیکاری و درآمد جامعه وابسته است. جوانان بهویژه بهدلیل عدم توانایی در تامین مسکن، با تاخیر در ازدواج روبهرو هستند که این به نوبه خود منجر به پدیدههایی مانند افزایش سالمندی جمعیت و کاهش نیروی کار در آینده میشود.
قراییمقدم اشاره کرد: تفاوت بین بیخانمانی و فقر مسکن در این است که فقر مسکن به معنای ناتوانی در تهیه مسکن مناسب(چه از طریق خرید و چه اجاره) به دلیل کمبود درآمد است در حالی که بیخانمانی به معنای نداشتن هیچگونه سرپناهی است. دسترسی به مسکن مناسب در کشور بهخصوص در شهرهایی مانند تهران، بسیار دشوار است. حتی با وجود خانههای خالی که مالیات نیز برای آنها در نظر گرفته شده، قدرت خرید و توانایی اجاره برای بسیاری از افراد وجود ندارد. پدیدههایی مانند پشتبامخوابی گواه این گفته است. با وجود تلاشهایی برای ایجاد شهرهای جدید و توسعه مناطق اطراف کلانشهرها بهدلیل خالی شدن روستاها از سکنه (ناشی از بیکاری و نبود امکانات کاری) و مهاجرت به شهرهای بزرگ، همچنان کمبود مسکن و دشواری دسترسی به آن بهخصوص برای قشر جوان پابرجاست. این مشکلات زمینهساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی دیگر مانند انواع جرائم(دزدی، کیفقاپی، خشونت) و اعتیاد است.
جوانان بدون سرپناه
قراییمقدم توضیح داد که پدیده خانههای اشتراکی و حاشیهنشینی که ارتباط تنگاتنگی با فقر مسکن دارند، در سالهای اخیر افزایش یافتهاند. از سوی دیگر پدیده پارکخوابی نیز که در مناطق مختلف شهرها، مانند پارک اول خیابان خراسان یا در منطقه۱۸ تهران مشاهده میشود، گواهی بر این مدعاست. جوانان و افراد بیخانمان در این پارکها سکونت میکنند و در معرض انواع آسیبهای اجتماعی، اعتیاد، دزدی، کیفقاپی و سایر جرائم قرار میگیرند. این وضعیت بهویژه در شهرهای بزرگ، معضل بزرگی محسوب میشود. این جامعهشناس تشریح کرد: فقیرترین اقشار جامعه و کسانی که از نظر اقتصادی در وضعیت نامناسبی قرار دارند، بیشتر درگیر فقر مسکن هستند. این فقر منجر به انزوای اجتماعی، احساس عداوت و دشمنی با جامعه میشود. طبقه متوسط جامعه نیز به دلیل گرانی و تورم، به سمت طبقه پایین رانده شده است. این امر خطرناک است زیرا طبقه متوسط که دارای آگاهی و پتانسیل ایجاد جنبش است، با قرار گرفتن در وضعیت طبقه پایین میتواند نارضایتی عمومی را افزایش داده و منجربه بروز آسیبهای اجتماعی و کاهش نرخ باروری شود. در حال حاضر متوسط باروری در جامعه به ۵/۱رسیده که نشاندهنده روند پیری جامعه و مشکلات آتی است.
قراییمقدم در پایان پیشبینی کرد: در مورد چشمانداز آینده حوزه مسکن، با وجود نگاه بدبینانه اما دیدگاه خوشبینانهای وجود ندارد. به نظر میرسد مساله مسکن با مشکلات عظیمی روبهرو خواهد شد و تعداد افرادی که دچار فقر مسکن هستند، افزایش خواهد یافت.
رویای مسکن؛ خیلی دور، خیلی تار
ابتدای هر ماه، تنها یادآور گذر زمان نیست بلکه کابوسی برای کارگران و کارمندانی است که سالهاست رویای خانه داشتن را در سر میپرورانند اما تورم با سرعتی سرسامآور، فاصله میان درآمد حلزونی آنان و سقف آرزوهایشان را هرروز بیشتر میکند. این ترس از اسبابکشی، این لرزش تن و بدن، تنها پیامد اقتصادی گرانی مسکن نیست بلکه نشانهای از فرسایش امید، از بین رفتن امنیت روانی و در نهایت، ارمغانی از فقر مسکن است که به تدریج بنیان خانوادهها را نشانه میرود. وقتی خانهها از کانون امن به فشار تبدیل میشوند، وقتی اجارهبها از هزینه به بخش عمدهای از درآمد بدل میگردد، نباید تعجب کرد اگر شاهد گسترش حاشیهنشینی، افزایش آسیبهای اجتماعی و شکلگیری پدیدههای پلشت در جامعه باشیم. فقر مسکن، تنها به معنای نداشتن چهاردیواری نیست بلکه بهمعنای از دست دادن جایگاه اجتماعی و حتی سلامت جسمی و روانی است. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که تکلیف مطالبه و فریاد خسته مردم چه خواهد شد؟ پرسشی که پاسخ آن را باید از مسوولان حکومتی پیگیری کرد اما بیتوجهیهای گذشته و حال، این بحران را عمیقتر و حتی خطرناکتر کرده است؛ بحرانی که اگر حل نشود، رویای مسکن را بیش از پیش دور و دستنیافتنی خواهد کرد.
