سونامی هوشمصنوعی در بازار کار
جهان صنعت – نزدیک به۲۰۰اقتصاددان، پژوهشگر و مدیر برجسته فناوری هشدار دادند که هوشمصنوعی ممکن است اقتصاد را با سرعتی بسیار بیشتر از فناوریهای گذشته دگرگون کند و دولتها برای شناخت و مهار پیامدهای آن آمادگی کافی ندارند. امضاکنندگان بیانیه معتقدند این فناوری میتواند بهرهوری و سطح زندگی را افزایش دهد اما در کوتاهمدت نیز احتمال جابهجایی گسترده نیروی کار بهویژه در مشاغل اداری و تخصصی وجود دارد. نگرانی اصلی نه فقط ازبینرفتن برخی مشاغل بلکه سرعت بالای این تحول و ضعف نظامهای آماری، بیمه بیکاری و حمایت اجتماعی در مواجهه با آن است.
گروهی از اقتصاددانان، پژوهشگران و مدیران صنعت فناوری هشدار دادند که هوشمصنوعی ممکن است طی یک دهه آینده بهطور چشمگیری قدرتمندتر شود و اقتصاد را سریعتر از هر فناوری پیشین دگرگون کند. از نگاه آنان سیاستگذاران نیز باید با همان سرعت برای شناخت این تغییرات و آمادهسازی ابزارهای لازم اقدام کنند. در بیانیهای با عنوان «اکنون باید اقدام کنیم» آمده است که هوشمصنوعی میتواند هم فرصتهای بزرگی ازجمله افزایش قابلتوجه سطح زندگی، ایجاد کند و هم خطرهایی جدی مانند جابهجایی گسترده مشاغل بههمراه داشته باشد. نزدیک به۲۰۰نفر این بیانیه را امضا کردند که در میان آنان ۱۵برنده جایزه نوبل و اقتصاددانان ارشد دوآزمایشگاه بزرگ هوشمصنوعی یعنی اوپنایآی و آنتروپیک حضور دارند.
جک کلارک یکی از بنیانگذاران آنتروپیک، اریک اشمیت مدیرعامل پیشین گوگل و وینود خوسلا سرمایهگذار شناختهشده از دیگر امضاکنندگان هستند. حضور همزمان اقتصاددانان دانشگاهی و مدیران صنعت فناوری نشان میدهد نگرانی درباره پیامدهای اقتصادی هوشمصنوعی دیگر فقط بهشرکتهای سازنده این فناوری محدود نبوده و در میان پژوهشگران اقتصادی نیز جدیتر شده است.
مدیران فناوری چند سالی است هشدار میدهند که هوشمصنوعی با قدرتمندترشدن میتواند بخش بزرگی از فعالیتهای انسانی را بر عهده بگیرد و بهبیکاری گسترده منجر شود. اقتصاددانان معمولا با احتیاط بیشتری بهاین پیشبینیها واکنش نشان دادند زیرا تجربه تاریخی نشان میدهد تحول فناوری اغلب کندتر از آنچه مروجان صنعت پیشبینی میکنند در اقتصاد گسترش مییابد.
بااینحال اکنون گروهی از اقتصاددانان نگرانند که هوشمصنوعی برخلاف فناوریهای گذشته با سرعت و دامنه بیشتری در بخشهای مختلف اقتصاد نفوذ کند و علم اقتصاد نیز خطرهای این تحول را کمتر از اندازه واقعی برآورد کرده باشد.
نگرانی از تحولی بزرگتر از انقلاب صنعتی
بیانیه جدید یکی از نشانههای گسترش این نگرانی در میان اقتصاددانان است. در متن آن هشدار داده شده که آثار هوشمصنوعی ممکن است از انقلاب صنعتی نیز بزرگتر باشد اما در بازهای بسیار کوتاهتر رخ دهد.
نکته مهم آن است که برخی از امضاکنندگان این بیانیه در گذشته از چهرههای منتقد یا بدبین نسبتبه ادعاهای بزرگ درباره هوشمصنوعی بودند. دارون عجماوغلو و سایمون جانسون، استادان موسسه فناوری ماساچوست و برندگان نوبل اقتصاد در سال۲۰۲۴ ازجمله این افراد هستند.
اریک برینیولفسون، اقتصاددان دانشگاه استنفورد و یکی از سازماندهندگان این بیانیه معتقد بوده تغییر محسوسی در نگاه اقتصاددانان ایجاد شده است. هدف او از این اقدام آن است که اقتصاددانان و سیاستگذاران ظرفیت مخرب هوشمصنوعی را جدیتر بگیرند. بهگفته او هنوز شکاف بزرگی میان سرعت پیشرفت فناوری و میزان آمادگی سیاستگذاران وجود دارد. نگرانی اصلی این است که جوامع دربرابر موجی که در راه است آمادگی لازم را نداشته باشند.
اینتغییر نگاه بهمعنای آن نیست که اقتصاددانان هوشمصنوعی را در مجموع زیانبار میدانند. بسیاری از آنان ازجمله برینیولفسون معتقدند هوشمصنوعی درنهایت میتواند بهافزایش بهرهوری نیروی کار و بهبود سطح زندگی منجر شود. تجربه فناوریهایی مانند نیروی بخار و رایانه شخصی نیز نشان میدهد نوآوریهای بزرگ میتوانند برخی گروههای شغلی را از بین ببرند اما در بلندمدت مشاغل تازهای بهتعداد بیشتر ایجاد کنند. مساله اصلی درباره هوشمصنوعی بیش از نتیجه نهایی، سرعت و شدت دوره گذار است.
تهدید کوتاهمدت برای مشاغل اداری
حتی اگر هوشمصنوعی در بلندمدت همان مسیر فناوریهای پیشین را طی کند ممکن است در کوتاهمدت اختلالی بسیار گسترده ایجاد کند. میلیونها نیروی کار اداری و متخصص ممکن است درمعرض جابهجایی شغلی قرار گیرند؛ مشاغلی که در دورههای قبلی تحول فناوری کمتر در مرکز خطر قرار داشتند.
اقتصاددانان هشدار دادند که نظام بیمه بیکاری و سایر برنامههای حمایتی برای مواجهه با ورود ناگهانی شمار زیادی از افراد بیکار آماده نیستند. اگر تحول بازار کار در بازهای فشرده رخ دهد فرصت بازآموزی، ایجاد مشاغل جدید و انتقال نیروی کار بهبخشهای تازه محدود خواهد شد. عجماوغلو برای توضیح این خطر بهاثر رباتها بر بخش تولید اشاره میکند. ورود رباتها بهکارخانهها بر برخی گروههای شغلی و معیشت کارگران اثر گذاشت اما این تغییر در دورهای نسبتا طولانی اتفاق افتاد. اگر هوشمصنوعی اثری مشابه را بر بخش وسیعتری از اقتصاد و در زمانی کوتاهتر ایجاد کند هزینه آن برای زندگی مردم میتواند بسیار سنگین باشد. او همچنان نسبتبه پیشبینیهای سیلیکونولی درباره سرعت انقلاب هوشمصنوعی تردید دارد اما پیشرفتهای اخیر نگرانی او را درباره احتمال ازبینرفتن شمار قابلتوجهی از مشاغل افزایش داده است.
از نگاه عجماوغلو آزمایشگاههای هوشمصنوعی باید ابزارهایی تولید کنند که مکمل نیروی انسانی باشند و نه فناوریهایی که هدف اصلی آنها جایگزینی انسان باشد. اینتفاوت میتواند تعیین کند که افزایش بهرهوری بهتقویت جایگاه نیروی کار منجر شود یا بهحذف آن از فرآیند تولید. در الگوی مکمل هوشمصنوعی توانایی کارکنان را افزایش میدهد و امکان انجام کارهای بیشتر یا پیچیدهتر را فراهم میکند. در الگوی جایگزین فناوری وظایف انسانی را بهطور کامل بر عهده میگیرد و نیاز بنگاهها بهنیروی کار کاهش مییابد.
دعوت بهاقدام بدون نسخه سیاستی مشخص
بیانیه از اقتصاددانان، سیاستگذاران و مدیران صنعت میخواهد که برای شناخت اقتصاد هوشمصنوعی تحولآفرین از هماکنون اقدام کنند و سیاستهایی را درپیش بگیرند که این فناوری را بهسمت تکمیل توانایی انسان و منفعت عمومی هدایت کند.
با این حال بیانیه پیشنهاد سیاستی مشخصی ارائه نمیدهد. این سند درباره ضرورت اقدام و شدت خطر هشدار میدهد اما روشن نمیکند دولتها باید دقیقا چهتغییراتی در قوانین بازار کار، حمایتهای اجتماعی، نظام مالیاتی، آموزش یا مقررات فناوری ایجاد کنند. نبود توصیه مشخص را میتوان بازتابی از ابهام گسترده درباره آثار واقعی هوشمصنوعی دانست. هنوز مشخص نیست کدام مشاغل بیش از دیگران درمعرض خطرند، کدام صنایع با سرعت بیشتری تغییر خواهند کرد و آیا فناوری در عمل بیشتر جایگزین نیروی انسانی میشود یا مکمل آن.
بنابراین نخستینگام از نگاه امضاکنندگان، شناخت بهتر ابعاد تحول است. بدون اطلاعات قابل اعتماد سیاستگذاران نمیتوانند میزان خطر را برآورد کنند یا ابزارهای متناسب با آن طراحی کنند. برینیولفسون یکی از مهمترین اولویتهای اقتصاددانان را طراحی روشهای بهتر برای سنجش میزان گسترش و آثار هوشمصنوعی میداند. کمبود دادههای معتبر در سالهای اخیر مانعی جدی برای پژوهشگران بوده است.
شاخصهای مختلف درحالحاضر نتایج متناقضی ارائه میکنند. برخی دادهها نشانههایی از کاهش اشتغال در مشاغل خاص نشان میدهند درحالیکه سایر بررسیها هنوز اثر گستردهای بر بازار کار ثبت نکردند. درباره اینکه کدام گروه از کارکنان بیشترین آسیب را خواهند دید نیز توافق روشنی وجود ندارد.
شکاف میان پیشرفت فناوری و دادههای اقتصادی
بخش مهمی از دشواری سیاستگذاری از آنجا ناشی میشود که فناوری با سرعت بیشتری از نظامهای آماری حرکت میکند. ابزارهای هوشمصنوعی ممکن است در مدت کوتاهی در شرکتها گسترش پیدا کنند اما آثار آنها بر اشتغال دستمزد و بهرهوری با تاخیر در دادههای رسمی ظاهر شود.
استفاده از هوشمصنوعی نیز همیشه بهسادگی قابل اندازهگیری نیست. برخی کارکنان با تصمیم شخصی از این ابزارها استفاده میکنند و برخی دیگر ازسوی کارفرما بهاستفاده از آنها ملزم میشوند. درمواردی هوشمصنوعی فقط بخشی از یک وظیفه را تغییر میدهد و در موارد دیگر ممکن است کل یک موقعیت شغلی را بینیاز کند.
بههمیندلیل اندازهگیری صرف تعداد کاربران یا شرکتهای استفادهکننده از هوشمصنوعی نمیتواند تصویر کاملی از اثر اقتصادی آن ارائه دهد. پژوهشگران باید بدانند این فناوری چه وظایفی را انجام میدهد، چه میزان زمان آزاد میکند، چه مهارتهایی را کمارزش یا ارزشمندتر میکند و چگونه بر تصمیم استخدام اثر میگذارد.
نبود چنین دادههایی باعث شده روایتهای متناقضی درباره بازار کار شکل بگیرد. گروهی هوشمصنوعی را عامل جهش بهرهوری و ایجاد فرصتهای تازه میدانند و گروهی دیگر از آغاز موج حذف مشاغل سخن میگویند. بیانیه جدید بر این نکته تاکید دارد که سیاستگذاران نباید تا روشنشدن کامل نتیجه این اختلاف صبر کنند.
ضرورت هدایت مسیر هوشمصنوعی
هشدار اقتصاددانان بر این فرض استوار است که مسیر تحول هوشمصنوعی از پیش تعیین نشده و تصمیم شرکتها و دولتها میتواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد. اینفناوری میتواند برای افزایش توانایی انسان طراحی شود یا عمدتا در خدمت کاهش هزینه نیروی کار و جایگزینی کارکنان قرار گیرد.
اگر انگیزه شرکتها فقط بر خودکارسازی و حذف نیروی انسانی متمرکز باشد حتی افزایش بهرهوری نیز ممکن است بهطور گسترده میان جامعه توزیع نشود. درمقابل توسعه ابزارهای مکمل میتواند بهکارکنان امکان دهد وظایف پیچیدهتری انجام دهند تولید بیشتری داشته باشند و از منافع فناوری سهم ببرند.
بیانیه درباره افزایش سطح زندگی بهعنوان یکی از فرصتهای اصلی هوشمصنوعی سخن میگوید اما تحقق این فرصت را خودکار و تضمینشده نمیداند. افزایش توان تولیدی اقتصاد تنها زمانی بهمنفعت عمومی تبدیل میشود که سیاستها و نهادها بتوانند منافع آن را بهبخش گستردهای از جامعه منتقل کنند.
درعینحال جابهجایی شغلی لزوما بهمعنای بیکاری دائمی نیست. فناوریهای پیشین نیز مشاغلی را از میان بردند و همزمان فعالیتهای تازهای ایجاد کردند. تفاوت احتمالی هوشمصنوعی در این است که دوره میان حذف مشاغل قدیمی و ایجاد فرصتهای جدید ممکن است بسیار کوتاه، سریع و پرهزینه باشد.
اگر میلیونهانفر در زمانی محدود نیازمند آموزش مجدد یا حمایت مالی شوند نهادهای موجود ممکن است توان پاسخگویی نداشته باشند. ازهمینرو آمادگی پیشاپیش اهمیت بیشتری از واکنش پس از وقوع بحران دارد.
هشدار درباره موجی که هنوز اندازه آن روشن نیست
پیام اصلی بیانیه این نیست که بیکاری گسترده حتما رخ خواهد داد یا هوشمصنوعی الزاما پیامدی منفی برای اقتصاد دارد. هشدار اصلی درباره احتمال وقوع تحولی بزرگ در شرایطی است که دولتها هنوز ابزار لازم برای سنجش پیشبینی و مدیریت آن را در اختیار ندارند.
حضور اقتصاددانانی که در گذشته با ادعاهای اغراقآمیز صنعت فناوری مخالف بودند وزن این هشدار را افزایش داده است. آنان همچنان درباره سرعت و دامنه انقلاب هوشمصنوعی تردید دارند اما معتقدند پیشرفتهای اخیر دیگر اجازه نمیدهد خطرهای بازار کار نادیده گرفته شود. هوشمصنوعی ممکن است درنهایت کارگران را مولدتر کند، مشاغل تازهای بسازد و سطح زندگی را افزایش دهد. با این حال حتی یک نتیجه مثبت بلندمدت نیز مانع از بروز آسیبهای شدید در دوره گذار نمیشود. بنابراین مساله فقط پیشبینی تعداد مشاغل حذفشده نیست. پرسش اساسی این است که اقتصادها تا چه اندازه میتوانند خود را با سرعت تحول هماهنگ کنند، حمایتهای اجتماعی را گسترش دهند، نیروی کار را برای وظایف تازه آماده کنند و توسعه فناوری را بهجای جایگزینی صرف انسان بهسمت تکمیل توانایی او هدایت کنند.
جهان صنعت نیوز
